˹ Med & Mind ˼
423 subscribers
713 photos
118 videos
8 files
99 links
Just a curious medical student 🩺🍓
A quiet corner for books, ideas and medicine 🐦‍⬛📚 .*•°
5/14
-----
منابع
🔗(https://t.me/manabe_man)
-----
ارتباط
🔗ربات ناشناس( @msincrrrbot )
Download Telegram
Channel created
Forwarded from هیلان🌱
بچه بودم می‌خواستم مهندس عمران بشم، الان؟
داروسازم!
یکی می گفت رتبه کنکورت به طرز عجیبی قبل از اعلام نتایج بهت الهام میشه. منم امروز خواب نتایج رو دیدم. یعنی میشه همون رتبه شم؟؟
خوشبختانه می دونستم بعد از کنکور اتفاق انچنان "جبران کننده ای" یا به قول معروف "خستگی رو بشوره ببره" ای اتفاق نمیفته برای همین زیاد قبل از کنکور برای بعد از کنکور خیالبافی نکردم.
یکی از کنکوریهای امسال بعد از دیدن نمرات نهاییش چنلش رو پاک کرد. امیدوارم بقیه هم از این درس خوندن نمایشی بی نتیجه دست بردارن.
جواب دادن سوال اینکه "الان تو کی هستی و چه کاره ای" رو با "نمی دونم کیم و منتظرم کنکور تعیین کنه" خیلی عذاب آوره.
من که اردیبهشت هزینه تایید رو پرداخته بودم تا دو دقیقه پیش برام کد پیگیری پرداخت پیدا می‌شد ولی الان امتحان می کنم و برام کدی نمیاد و مجبور شدم دوباره بپردازم.
میاد روزی که بدون استرس بیدار شم؟؟
بدون استرس بخوابم؟؟
خب استرسم بیشتر شد مرسی خدا 😐
این عددهای لعنتی تا ابد توی ذهنت می مونن
به دیگران امید الکی ندین خواهشا.
حقیقت رو بهش بگید با دلش الکی خوش خوب نیست تا شهریور منتطر بمونه بعد بخوره توی ذوقش!
فکر کنم امشب هم با درد بخوابم.
درد روحی :)))
کاش میشد یه مدت زندگی این دنیا متوقف میشد و می تونستیم توی یه بعد دیگه ای از دنیا استراحت کنیم و همه چیز رو فراموش کنیم و بعد که ریکاوری شدیم برگردیم و زندگی رو هندل کنیم.
الان واقعا نیاز دارم یه مدت طولانی از زندگی مرخصی بگیرم تا همه چیز رو برای حفظ سلامت خودم هم که شده فراموش کنم.
یه قسمت از سریال dead boy detectives درباره این بود که دو تاپسری که مرده بودن هنوز روح هاشون توی این دنیا سرگردان بود و نمی خواستن به اون دنیا برن تا اینکه مسئول جمع آوری روح های سرگردان اونها رو پیدا کرد و بهشون گفت "واقعا چرا اینقدر دوست دارید توی جایی که درد و رنجش شما رو کشت بمونید؟".
می دونم که خیلی احمقانه به نظر میاد، ولی اول سال لینک چنل علوم پزشکی ایران رو پیدا کرده بودم و جوین شده بودم و به خودم قول داده بودم توش می مونم ولی دیشب با چشمای خیس ازش لفت دادم.
کاش میشد حال خوب رو ذخیره کرد و بعد ذره ذره ازش استفاده کرد تا دیرتر از بین بره :))
ادما شبها احساسی تر میشن و چرندیات بیشتری میگن.