˹ Med & Mind ˼
419 subscribers
675 photos
111 videos
8 files
94 links
Just a curious medical student 🩺🍓
A quiet corner for books, ideas and medicine 🐦‍⬛📚 .*•°
5/14
-----
منابع
🔗(https://t.me/manabe_man)
-----
ارتباط
🔗ربات ناشناس( @msincrrrbot )
Download Telegram
ممکنه کسی این رو نتونه تشخیص بده؟
توی اناتومی عملی واقعا تشخیص بعضی جاها خیلی سادست و بعضی جاها خیلی سخت.
این نمونه سخته، من الان متوجه نمیشم این بین دو تا ریه قرار گرفته؟ عصبه؟ فرنیک راسته یا چپه؟
قابل توجه کسایی که عصبانیت و ناراحتیشون رو روی دیگران خالی می کنند و بعد دیگران رو توجیه می کنن که اون لحظه حق داشتن به نحوی خودشون رو آروم کنند:
اگر هر کسی اینکار رو با خودتون کرد ناراحت نشید. واقعا یه سری عادات بد داره بین همه مرسوم میشه و اصلا دیگه برای هیچ کس مهم نیست.
صحنه تصادف رو به صورت اسلوموشن پایان ناپذیر تصور کنید جوری که ماشین توی هوا می چرخه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قابل توجه کسایی که می خوان پشت کنکور بمونن:
می دونید من اولش فکر می کردم بالاخره کنکور رو شکست دادم و گذشته رو جبران کردم ولی الان می فهمم که اشتباه می کردم. هیچ چیزی نمی تونه اشتباهی که توی گذشته اتفاق افتاده رو جبران کنه و نتایج و اثرات اشتباهات گذشته همیشه باقی می مونه! با وجود اینکه بالاخره به هدفم رسیدم ولی هنوز حسرت می خورم که چرا سال اول قبول نشدم. چرا؟ به خاطر اختلاف سنی بین من و همکلاسی هام. شاید بگید "دو سه سال که چیزی نیست. چرا اینقدر بزرگش می کنی؟" آره شاید این اختلاف در ظاهر بزرگ به نظر نیاد ولی طبق تجربه ای که توی این 6 7 ماه کسب کردم از لحاظ درک و شعور خیلی خیلی بین کسی که هجده سالشه و پارسال توی محیط مدرسه بوده و یکی که بالای بیست سالشه و چند سال سختی کشیده تا خودش رو بالا بکشه وجود داره!
با این حال همه مثل هم نیستن و خوب بد و آدمهایی که فقط سنشون بالا میره و عقلشون رشد نمی کنه همه جا هست ولی عموما این تفاوت وجود داره بچه ها. من رفتار های بچگانه زیادی رو می بینم که به سختی تحمل می کنم. یه جاهایی ناراحت میشم و فراموش می کنم و در نهایت ناراحت میشم که چرا از گروه هم سن و سال هام عقب افتادم 💔
با این حال گاهی هم مغرور میشم و خودم رو لایق تر در نظر می گیرم و با خودم میگم "یعنی من هم اگر 18 سالگی وارد دانشگاه میشدم اینجور رفتاری داشتم؟ قطعا که نه."
#تجربه
نه اصلا، من نگفتم سن بالای بیست برای رسیدن به هدف دیره. هیچ وقت دیر نیست و باید بهش برسی. بحث اینجاست که نمیشه گذشته رو 100% جبران کرد یعنی اثراتش باقی می مونه و ممکنه توی دوستی ها کمی به مشکل بخوری و خوب درک نشی ولی کسی نمی دونه شاید یکی رو پیدا کردی که تونست بهترین دوستت بشه فارغ از اینکه ازت کوچیکتر یا بزرگتر باشه.
بابام دو شب پیش یه جوجه (احتمالا کبوتر یا قمری) خیلی ضعیف توی خیابان پیدا کرد که افتاده بود روی زمین، هر چی دنبال یه لونه یا مادرش گشت پیدا نکرد و ترسید گربه اون رو ببره. خلاصه الان توی خونه ازش مراقبت می کنیم و امیدواریم که زنده بمونه.
خیلی دوستش دارم و با عشق ازش مراقبت می کنم چون می دونم وقتی بزرگ بشه تبدیل به یه آدم دروغگو، تهمت زن و پست نمیشه بلکه تبدیل به یه پرنده زیبا و آزاد میشه که قرار نیست به کسی آسیب بزنه🕊
قابل توجه کسایی که میگن هوش مصنوعی جایگزین بهتری برای پزشک ها هست و...
من این تصویر رو به هوش مصنوعی دادم اون بخش هایی که تیک سفید زدم رو ازش پرسیدم شاید باور نکنید ولی حتی قوی ترین مدل هوش مصنوعی هم جواب درست نداد تا اینکه خودم جوابش رو پیدا کردم. مشکل اینجا بود که تصویر برش سطحی تری از سطح لترال مدیاستینوم زده شده بود و انشعابات ورید ها و شریان های داخل ناف ریه هم درش لحاظ میشد (یعنی اینها انشعابات همون ورید و شریان های اصلی هستند ولی بخشیشون توی ناف ریه منشعب شدند و این اشتباه بصری بوجود میاد که انگار ما چند تا از شاخه های اصلی داریم) ولی هوش مصنوعی که توانایی تفکر مثل یه انسان رو نداره این موضوع رو درک نمی کنه و فقط با توجه به اطلاع روی تصویر توی اینترنت دنبال جواب می گرده که حتی با وریدی که تیک آبی داره اشتباه گرفته بود!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امتحان آناتومی عملی تموم شد.
تعریف جزئیات:
خب اول من خیلی استرس داشتم و می خوندم و قبلش هم کلاس داشتم و حتی سر کلاس هم داشتم می خوندم. بعد دیشب به دو گروه تقسیم شدیم و من جز گروه اول بودم، همه راس ساعت آماده شدیم. حدودا نیم ساعت طول کشید تا سالن آماده بشه و بعد من جز نفرات اول بودم. ۱۰ تا ایستگاه بود، ۵ تا ناحیه روی جسد و ۵ تا روی مولاژ، با یه فلش کاغذی ناحیه مورد نظر رو مشخص کرده بودن و برای اجساد هم پنس اون قسمت رو گرفته بود. باید اسم اون چیز مشخص شده رو روی برگه می نوشتیم. اسامیمون رو می خوندن و می رفتیم داخل سالن تشریح از ایستگاه اول شروع کردیم و بعد از چند ثانیه یه زنگ می خورد و باید سریع می رفتیم ایستگاه بعدی. چندتا مراقب هم بود. من ناحیه ایستگاه سوم رو تنونستم تشخیص بدم و خیلی استرس داشتم یهو زنگ خورد و مجبور شدم برم ایستگاه بعدی یکم مسیر رو کج رفتم و یکی از مراقب ها سرم داد زد که چرا تو گیجی؟ چرا داری اشتباه میری؟ خلاصه خیلی ناراحت شدم و سریع رفتم ایستگاه بعد. بنده خدا یکم مهلت نداد فکر کنم یا مسیر رو مستقیم برم فقط داد کشید. خلاصه که وقتی همه ایستگاه ها تموم شد به مدت دو ساعت یه جا قرنطینه شدیم تا همه بچه ها امتحان رو بدن و بتونیم از اونجا بریم.
خیلی بد گذشت واقعا... خصوصا این قرنطینه طولانی و بوی اجساد.... 🤢
کوئِتیاپین
چه آدم تندی بوده
دقیقا! به خاطر این کارش خیلی استرس گرفتم و یه اشتباه کوچیک کردم. زنجیره سمپاتیک رو نوشتم تنه سمپاتیک. اگه ازم غلط بگیرن تقصیر ایشونه...
کوئِتیاپین
قرنطینه ای در کار نبود
کاش ما هم قرنطینه نداشتیم. ما رو قرنطینه می کنن که ایستگاه ها رو به بقیه لو ندیم مثلا... ایستگاه قبل از من یه پسره بود، یهو احساس کردم ازم تقلب می خواد من وااااقعا از شدت ترسی که داشتم سرم رو انداختم پایین و رفتم ایستگاه بعد. حتی اگر هم می خواستم هم عمرا بهش تقلب می رسوندم.