˹ Med & Mind ˼
419 subscribers
675 photos
111 videos
8 files
94 links
Just a curious medical student 🩺🍓
A quiet corner for books, ideas and medicine 🐦‍⬛📚 .*•°
5/14
-----
منابع
🔗(https://t.me/manabe_man)
-----
ارتباط
🔗ربات ناشناس( @msincrrrbot )
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
AminTM
قسمت هایی از ولاگ فردا
ولی اشکالی نداره، چون قراره در آینده این موقعیت رو تجربه کنم :))
فکر می کنم حس ششم مشترک بین همه آدم ها اینکه وقتی یکی سه چهار ثانیه بهمون نگاه کنه ناخودآگاه متوجه میشیم و بهش نگاه می کنیم.
و من خیلی از این وضعیت احساس بدی دارم.
اصلا یکی از فوبیاهای من اینکه یکی من رو تحت نظر داشته باشه یا... مثلا تعقیب کنه.
پزشکیات
بحثی بیمار رو قانع کنم، یه صندلی براش میذارم و خودم روبروش می‌شینم.
(وقتی ترم دوم اون رشته پیراپزشکی بودم):
حالا ما یه بار خواستیم بیمار رو درک کنیم، روی صندلی روبروی بیمار نشستیم هنوز شروع به حرف زدن نکرده بودیم که سریع گفت از روی صندلی همراه من پاشو! اینقدر صریح و قاطع که انگار صندلی بیمارستان رو برای همراهش خریده بود.
احساس عدم اعتماد و... باعث شده که من به فردی تبدیل بشم که اول آدم ها رو به طور دیفالت بد تصور می کنم تا خلافش رو بهم ثابت کنند.
دلیل اینکه من بیشتر با گزینه دوم موافقم برای اینکه، اینجوری کمتر آسیب میبینی. می دونی از همون اول کاملا به آدم ها اعتماد نمی کنی و بعد مدتی که خلافش رو ثابت کردن "خلاف بد بودن" اون وقت می تونی "خوب" تصورشون کنی و بهشون اعتماد کنی و...
مثلا چطور فردی که "خوب" تصورش کردی قراره خلافش رو بهت ثابت کنه؟ با دروغ؟ خیانت؟ با سواستفاده کردن از اعتمادت؟ با نادیده گرفتن محبتت؟ عزیزم!! حتما باید آسیب ببینی تا درس بگیری؟
امروز در مورد mbti صحبت می کردیم و نظر یکی از دوستان توجه من رو جلب کرد، اگرچه که خودم هم قبلا به این نتیجه رسیده بودم. می گفت بچه ها وقتی تست mbti رو میدن اون گزینه ای که از نظرشون ایده آل و مورد پسند هست رو انتخاب می کنند، مثلا گزینه "من را به منظم بودن می شناسند" رو وقتی میبینی امکانش کمه که پاسخ "مخالفم" رو انتخاب کنی، چون تو دوست داری به همین صورت ازت یاد بشه.
به عبارت دیگه ممکنه نتیجه تست mbti شما اون چیزی باشه که "می خواهید باشید" نه اون چیزی که واقعا هستید.
بدترین چیزی که ممکنه اتفاق بیفته نتیجه نگرفتن تلاشه، حالا مهم نیست در چه زمینه ای. تصور کنید چقدر می تونه ما رو ناراحت و عصبانی کنه.
یه نمونه کوچیک امروز برام اتفاق افتاد. بالاخره بعد از مدتها تصمیم گرفتم برای کلاس تربیت بدنی مدل موهام رو عوض کنم. یه مدل جدید از اینترنت یادگرفتم و نیم ساعت طول کشید تا موهام رو شبیه به اون ببندم. وقتی که رسیدم دانشگاه چی شد؟ دیدم کش پاره شده 💔
واقعا ناراحت شدم، کاش اون تایم رو صرف کار مهم تری می کردم.
از اون دسته آدمهام که با سرد بودن هوا مشکلی ندارم، اغلب هم لباس گرم نمی پوشم مگر اینکه برف بباره و هوا واقعا سرد بشه. در عوض گرما رو اصلا نمی تونم تحمل کنم حتی یه ذره.
جایی که باید زندگی می کردم: ☔️🌨
جایی که بدنیا امدم: 🌅☀️
امروز اینقدر بدمینتون بازی کردم که انگشت هام پینه زده!
+ بماند از تلاش های من برای امتحان تربیت بدنی
با اینجور آدمها هیچ وقت دوستی نکنید:

امروز متوجه رفتار عجیب یکی از "دوستان" شدم. ببینید ما اغلب با هم صحبت می کنیم و چون زیاد وقت صرف کردیم خیال می کردم که از یه جایی به بعد می تونم باهاش راحت و صمیمی باشم. امروز صبح با هم در مورد موضوعی صحبت کردیم و خیلی هم بهمون خوش گذشت ولی عصر من متوجه شدم که حرفی که من زدم رو با نقل قول از من برای بقیه تعریف می کنه. مثلا میگه "فلانی گفت...." ناراحت شدم که اصلا اینقدر 🤏 هم درک نمی کنه که من حرفی که بهش زدم برای این بوده باهاش صمیمی شدم و فقط می خوام اون این حرف رو شنیده باشه نه تمام بچه های کلاس!
از حالا دیگه نمی تونم بهش اعتماد کنم و راحت حرف بزنم. وقتی هم محتاط حرف بزنی دیگه دوستی وجود نخواهد داشت.

#تجربه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM