البته فکر می کنم تلفظ هایی که می فرسته بریتانیایی باشه. اگر رباتی مشابه این داشتید که تلفظ آمریکایی داره برای من هم بفرستید.
می بینی؟ آخرین روز تعطیلاتی که کلی منتظرش بودی هم تموم شد. همه چیز خیلی زودتر از اون چیزی که فکرش رو می کردی گذشت. احتمالا الان باید ناراحت باشی و برای شروع امتحانات نگران باشی ولی خودت خوب می دونی که این مسیری هست که خودت انتخابش کردی. تصمیم گرفتی که این مسیر رو به عنوان سبک زندگیت انتخاب کنی. پس نباید کم بیاری!
درس خوندن یه ماجرای جالبه فقط وقتی با استرس امتحانات ترکیب میشه تحملش سخت میشه و در کنارش باید دانشگاه و آدم هایی که ازشون خوشت نمیاد رو هم تحمل کنی :)))
درس خوندن یه ماجرای جالبه فقط وقتی با استرس امتحانات ترکیب میشه تحملش سخت میشه و در کنارش باید دانشگاه و آدم هایی که ازشون خوشت نمیاد رو هم تحمل کنی :)))
می دونی من هم عاشق بهارم و هم ازش متنفرم. چرا؟ همه جا پر از شکوفه های رنگیه و هوا تمیز و صافه، دما متعادل و عالیه، بارون های بهاری هم که دیگه نگم برات ... ولی کل بهار امتحان داریم! از اول تا آخر آخرش!!
ولی بیا به جنبه مثبتش نگاه کنیم، اگر بهار اینقدر پر استرس نبود دیگه کسی منتظر تابستون نمی موند.
ولی بیا به جنبه مثبتش نگاه کنیم، اگر بهار اینقدر پر استرس نبود دیگه کسی منتظر تابستون نمی موند.
همینطور که ذهن و قلبم توسط استرس تسخیر شده، به این فکر می کنم که هیچ ایده ای ندارم که بگم. واقعا حتی فرصت فکر کردن به اینکه ایده ای دارم یا ندارم هم... ندارم
تا حالا به این فکر کردید که چرا مثلا امروز این حرف رو زدم، امروز این کار رو کردم و...؟
انگار که وقتی در جمع دیگران هستید به فرد دیگه ای تبدیل میشید ولی وقتی تنها هستید خود واقعیتون هستید.
انگار که وقتی در جمع دیگران هستید به فرد دیگه ای تبدیل میشید ولی وقتی تنها هستید خود واقعیتون هستید.
رفتارتون رو مرور می کنید و میگید "از فردا دیگه کمتر بلند می خندم، کمتر دیگران رو لوس می کنم، جدی تر میشم و..." ولی بازم شکست می خورید.
شاید بپرسید "لوس کردن دیگران یعنی چی؟"
خب بزارید کامل براتون تعریف کنم:
یعنی خندیدن به جوک های بیمزشون که توی جمع احساس نادیده گرفته شدن نکنند، اهمیت دادن به نظر و سلیقه هاشون و رفتار کردن جوری که مطابق میل اونها باشه: اگه تو نخوای منم نمی خوای، اگه تو نیای منم نمیرم و... گوش دادن به تک تک حرفهاشون و واکنش نشون دادن حتی واکنش های تقلبی برای اینکه نشون بدی دوستی اون با تو برات اهمیت داره، اولویت قرار دادن اون نسبت به بقیه برای اینکه فکر نکنه یه وقت داری جایگزینش می کنی، هوای اون رو داشتن حتی توی موقعیتی که به ضررت تموم بشه، مراقب حرف زدن و کلماتی که استفاده می کنی باشی تا یه وقت بهش برنخوره، سعی کنی با سلیقه اش هماهنگ باشی تا جایگزینت نکنه و سایر رفتار های منفعلانه و احمقانه....
#تجربه
خب بزارید کامل براتون تعریف کنم:
یعنی خندیدن به جوک های بیمزشون که توی جمع احساس نادیده گرفته شدن نکنند، اهمیت دادن به نظر و سلیقه هاشون و رفتار کردن جوری که مطابق میل اونها باشه: اگه تو نخوای منم نمی خوای، اگه تو نیای منم نمیرم و... گوش دادن به تک تک حرفهاشون و واکنش نشون دادن حتی واکنش های تقلبی برای اینکه نشون بدی دوستی اون با تو برات اهمیت داره، اولویت قرار دادن اون نسبت به بقیه برای اینکه فکر نکنه یه وقت داری جایگزینش می کنی، هوای اون رو داشتن حتی توی موقعیتی که به ضررت تموم بشه، مراقب حرف زدن و کلماتی که استفاده می کنی باشی تا یه وقت بهش برنخوره، سعی کنی با سلیقه اش هماهنگ باشی تا جایگزینت نکنه و سایر رفتار های منفعلانه و احمقانه....
#تجربه
وقتی خودت رو برای دیگران تغییر بدی و اونها اولویت قرار بدی، حتی اگر جز بهترین انسان های روی زمین باشند امکان نداره توقعاتشون رو بالا نبری و بعد از کووووچیکترین رفتارت سریع عکس العمل نشون میدن و ناراحت میشن.
شاید با خودت بگی "فلانی اولش چقدر خوب بود ولی یهو رفتارش عوض شد..."
خب ببین وقتی که تو با یکی مثل سلبریتی رفتار کنی اونهم با تو مثل طرفدارش رفتار می کنه! تاکید می کنم حتی اگر آدم خیلی خوبی باشه. امکان نداره آدم ها از قدرت خوششون نیاد، از اینکه یکی اینقدر هواشون رو داره لذت نبرن.
خب ببین وقتی که تو با یکی مثل سلبریتی رفتار کنی اونهم با تو مثل طرفدارش رفتار می کنه! تاکید می کنم حتی اگر آدم خیلی خوبی باشه. امکان نداره آدم ها از قدرت خوششون نیاد، از اینکه یکی اینقدر هواشون رو داره لذت نبرن.
فکر می کنم آدم هایی اینکار ها رو برای دوستشون انجام میدن که یه تروما توی بچگی دارن و اون احتمالا برای اینکه توی بچگی بعضی ها براشون قلدری می کردن و اون اینقدر احساس کمبود اعتماد به نفس و بی ارزشی می کنه که فکر می کنه کسی حاضر نیست باهاش دوست بشه و اگر کسی باهاش دوست شد برای حفظ دوستیش باید هر کاری انجام بده!! اما در نهایت صرفا توقعات دیگران رو بالا می بره و اون رفتار های بد بازم براش تکرار میشه.
البته منظورم این نیست که کلا به کسی محبت نکنید!
بلکه اگر با کسی دوست شدید که اونهم توی این رابطه دوستی برای شما همینقدر ارزش قائل بود و احترام گذاشت و برای شما هم اینکار ها رو کرد اون وقت می تونید به این فکر کنید که خوش بخت ترین آدم هستید چون یه دوست واقعی پیدا کردید و می تونی نسبت به هم محبت متقابل داشته باشید :)
بلکه اگر با کسی دوست شدید که اونهم توی این رابطه دوستی برای شما همینقدر ارزش قائل بود و احترام گذاشت و برای شما هم اینکار ها رو کرد اون وقت می تونید به این فکر کنید که خوش بخت ترین آدم هستید چون یه دوست واقعی پیدا کردید و می تونی نسبت به هم محبت متقابل داشته باشید :)
بهار اولین سالی که کنکور داشتم، یه شب که نزدیک امتحانات نهایی هم بود با چشم های خیس رفتم توی حیاط با مامانم صحبت کنم. به مامانم گفتم من عمیقا غمگینم که برای این کنکور نخوندم، این غم اینقدر عمیق بود که کلی توی حیاط گریه کردم و حتی بعد از اینکه مامانم خسته شد و رفت بازم توی حیاط موندم و به آسمون خیره میشدم و گریه می کردم. حتی شب قبل از کنکور اون سال هم دوباره اینکار رو تکرار کردم. با چشم های خیس به آسمون خیره میشدم و سعی داشتم اون حجم ناراحتی و غم خودم رو بیرون بریزم.
متاسفانه اون احساسات غم آلود و اون فشار و استرس با اون شب بهاری پیوند خورده!
الان هر وقت ترکیبی از بوی شکوفه بهارنارنج و گل رز، هوای خنک و نسیم بهاری، آسمون پر ستاره و تنهایی زیر ماه رو تجربه می کنم ناخودآگاه اون احساسات بهم بر می گرده! یعنی یهو احساس استرس، ترس و غم می کنم! کاملا بی دلیل.
متاسفانه اون احساسات غم آلود و اون فشار و استرس با اون شب بهاری پیوند خورده!
الان هر وقت ترکیبی از بوی شکوفه بهارنارنج و گل رز، هوای خنک و نسیم بهاری، آسمون پر ستاره و تنهایی زیر ماه رو تجربه می کنم ناخودآگاه اون احساسات بهم بر می گرده! یعنی یهو احساس استرس، ترس و غم می کنم! کاملا بی دلیل.
امیدوارم هیچ وقت کسی با دیدن تیکه های یه خاطره کهنه احساسات منفی رو جذب نکنه :")
امروز داشتم به این فکر می کردم که کلا زندگی بالا و پایین داره. ممکنه الان توی بدترین ورژنش باشی ولی یه روز اینقدر تغییر می کنه که خودت هم باور نمی کنی.