˹ Med & Mind ˼
420 subscribers
673 photos
110 videos
8 files
94 links
Just a curious medical student 🩺🍓
A quiet corner for books, ideas and medicine 🐦‍⬛📚 .*•°
5/14
-----
منابع
🔗(https://t.me/manabe_man)
-----
ارتباط
🔗ربات ناشناس( @msincrrrbot )
Download Telegram
دو کتاب جدیدی که خیلی دلم می خواد بزودی بخونم این دو جلد هستن. اگه سریال shadow and bone رو دیده باشید با این سه شخصیت آشنا هستید، این دو کتاب به طور اختصاصی داستان این سه شخصیت رو دنبال می کنند.
Kaz: نابغه ای که نقشه های خفن می کشه و عاشق ثروت و انتقامه.
Jesper: تیراندازی که هیچ وقت تیرش خطا نمیره.
Inej: دختر عاشقی که یه مبارز قوی و با استعداده.
می‌تونید با قیمت خیلی مناسب از این سایت بخرید. البته من هنوز معلوم نیست کی فرصت کنم این کتاب ها رو بخرم و بخونم، تا اطلاع ثانوی غرق در امتحانات هستم :")
این عید من به معنای واقعی خیلی بیشتر از عید سال قبل اذیت شدم و تحت فشار روانی بودم. چرا؟ سال قبل کنکور داشتم و عذرم پذیرفته بود. وقتی می گفتم می خوام بخونم مامانم اصرار نمی کرد باهاشون برم. خانواده ازم حمایت کردند که وقتم هدر نره و...
(همینطور که قبلا گفتم متاسفانه ما فامیل هامون رو سالی یه بار و همین عید ملاقات می کنیم :)))
خلاصه که امسال جرئت نداشتم بگم می خوام درس بخونم. دلم راضی نمیشد خانواده به خاطر من اذیت بشن و هم اینکه با خودم می گفتم "نه من این همه سال عید رو درس خوندم، دیگه تا کی این روند رو ادامه بدم؟!"
خلاصه که تا جای ممکن تحمل کردم، با این دلم مثل سیر و سرکه می جوشید توی مهمونی ها لبخند زنان موندم و فکر اینکه الان هفته بعد از عید بلافاصله میان ترمه، الان اکثر خرخون های کلاس دارن درس می خونن و من دارم وقتم رو تلف می کنم و...
در نتیجه... کاش این عید یه کنکوری بودم :)
بالاخره رسیدم خونه 🏠
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الان واقعا خسته ام.
تازه از الان تا آخرین روز امتحانات پایان ترم باید کلی بخونم تا این تعطیلات جبران بشه.
ولی حس و حال اون دانشجوی اهل راه دور خوابگاهی... خیلی سخته.
گاهی نکاتی بهشون اشاره میشه که از نظر ما خیلی بی اهمیت اند و توی امتحان نمیان و اصلا نمیشه ازشون سوال طرح کرد ولی در زندگی واقعی خیلی حیاتی اند. مثال؟

"فرورفتگی ها و بر آمدگی هایی که عناصر ورودی و خروجی ریه بروی بافت ریه ها به جا می گذارند نشون دهنده زمان مرگ طرفه. هرچه گود تر جسد تازه تر و هرچه کم عمق تر و حتی محو شده باشند یعنی از مرگ فرد زمان زیادی گذشته." بدون شک فاکتور های بیشتری برای تخمین زمان مرگ وجود داره ولی تصور کنید دارید از جایی رد میشید و می بینید قفسه سینه جسدی باز شده و با دونستن این نکته میشه با یه نگاه زود فهمید....
مثال بعدی؟
ریه بروی سطح آب شناور میشه. خب که چی؟
تصور کن یه نفر میاد و میگه ماما نوزاد من رو کشته، چون وقتی توی شکمم بود تکون می خورد و ماما نوزاد من رو موقع زایمان خفه کرده. تو می دونی ماما زایمان طبیعی انجام میده، طی زایمان طبیعی اول سر جنین بیرون میاد. پس جنین بلافاصله با بیرون امدن هوا وارد ریه هاش میشه. پس؟
قطعه ای از ریه جنین رو روی سطح آب میزاریم، اگر روی سطح آب شناور موند ماما قاتله و اگر فرو رفت اون زن دروغگوعه.
این ربات دیکشنری خیلی پیشنهاد میشه: @camdicbot
البته فکر می کنم تلفظ هایی که می فرسته بریتانیایی باشه. اگر رباتی مشابه این داشتید که تلفظ آمریکایی داره برای من هم بفرستید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
می بینی؟ آخرین روز تعطیلاتی که کلی منتظرش بودی هم تموم شد. همه چیز خیلی زودتر از اون چیزی که فکرش رو می کردی گذشت. احتمالا الان باید ناراحت باشی و برای شروع امتحانات نگران باشی ولی خودت خوب می دونی که این مسیری هست که خودت انتخابش کردی. تصمیم گرفتی که این مسیر رو به عنوان سبک زندگیت انتخاب کنی. پس نباید کم بیاری!
درس خوندن یه ماجرای جالبه فقط وقتی با استرس امتحانات ترکیب میشه تحملش سخت میشه و در کنارش باید دانشگاه و آدم هایی که ازشون خوشت نمیاد رو هم تحمل کنی :)))
می دونی من هم عاشق بهارم و هم ازش متنفرم. چرا؟ همه جا پر از شکوفه های رنگیه و هوا تمیز و صافه، دما متعادل و عالیه، بارون های بهاری هم که دیگه نگم برات ... ولی کل بهار امتحان داریم! از اول تا آخر آخرش!!

ولی بیا به جنبه مثبتش نگاه کنیم، اگر بهار اینقدر پر استرس نبود دیگه کسی منتظر تابستون نمی موند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همینطور که ذهن و قلبم توسط استرس تسخیر شده، به این فکر می کنم که هیچ ایده ای ندارم که بگم. واقعا حتی فرصت فکر کردن به اینکه ایده ای دارم یا ندارم هم... ندارم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا حالا به این فکر کردید که چرا مثلا امروز این حرف رو زدم، امروز این کار رو کردم و...؟
انگار که وقتی در جمع دیگران هستید به فرد دیگه ای تبدیل میشید ولی وقتی تنها هستید خود واقعیتون هستید.
رفتارتون رو مرور می کنید و میگید "از فردا دیگه کمتر بلند می خندم، کمتر دیگران رو لوس می کنم، جدی تر میشم و..." ولی بازم شکست می خورید.