month
این همه دانشمند داریم که اختراعاتشونو میدونیم چی هستن و استفاده هم میکنیم اما انیشتینی که زیاد کسی نمیدونه چیکاره بوده انقدر معروفه حتی سالها پس از مرگش! به نظر من اینا همش توطئه ست و یه سریا میخواستن انیشتینو زیادی معروف کنن
انیشتین پدر علم فیزیک مدرنه. تا قبل از اون همه فکر می کردند علم فیزیک دیگه تکمیل شده و به همه موضوعاتش رسیدگی کردند که یهو انیشتین با ایده های انقلابیش به همه ثابت کرد که دنیا و علم فیزیک خیلی بزرگتر از اون چیزی که فکر می کردند هست. به نظرم لایق شهرتش هست ولی از حق نمی گذریم که به بقیه هم خیلی کم لطفی شده.
دلیل اینکه ما در مورد یه دانشمند زیاد می دونیم و در مورد یکی دیگه چیزی نمی دونیم بر می گرده به سیستم آموزشی خودمون. کتاب های درسی مدرسه رو تصور کنید، بهم بگید چقدر به دانشمند ها پرداخته؟ فقط در حدی که اسمشون رو شنیده باشیم :)
دلیل اینکه ما در مورد یه دانشمند زیاد می دونیم و در مورد یکی دیگه چیزی نمی دونیم بر می گرده به سیستم آموزشی خودمون. کتاب های درسی مدرسه رو تصور کنید، بهم بگید چقدر به دانشمند ها پرداخته؟ فقط در حدی که اسمشون رو شنیده باشیم :)
شاید یکی بگه "خب چه اهمیتی داره ما در مورد دانشمند ها بدونیم؟"
در جواب به این سوال می پرسم: "می دونی ما انسان ها چرا اینقدر کمال گراییم؟"
چون رسانه و انسان ها همیشه حاصل کار و تلاششون رو به ما نشون میدن. تو بدون اینکه نقطه ضعفشون، گریه های حاصل از شکست خوردنشون، جمع و جور کردنشون برای تلاش دوباره و دوباره اونها رو دیده باشی حاصل کارشون رو میبینی. دیدن حاصل کار یه دانشمند بزرگ اصلا در تو تغییری ایجاد نمیکنه. چون فکر می کنی از اول نابغه بوده، اصلا شاید به سادگی بدستش اورده چون بهره هوشی داشته!
به نظرم دونستن داستان زندگی دانشمند های بزرگ و کسایی که دنیا رو تغییر دادن برای زندگی ما لازمه. شاید همشون نابغه نبودن، فقط پر تلاش بودن. شاید این به ما نشون می داد که اکتشاف و پیشرفت ژن خوب نمی خواد، 99% تلاش می خواد :)
در جواب به این سوال می پرسم: "می دونی ما انسان ها چرا اینقدر کمال گراییم؟"
چون رسانه و انسان ها همیشه حاصل کار و تلاششون رو به ما نشون میدن. تو بدون اینکه نقطه ضعفشون، گریه های حاصل از شکست خوردنشون، جمع و جور کردنشون برای تلاش دوباره و دوباره اونها رو دیده باشی حاصل کارشون رو میبینی. دیدن حاصل کار یه دانشمند بزرگ اصلا در تو تغییری ایجاد نمیکنه. چون فکر می کنی از اول نابغه بوده، اصلا شاید به سادگی بدستش اورده چون بهره هوشی داشته!
به نظرم دونستن داستان زندگی دانشمند های بزرگ و کسایی که دنیا رو تغییر دادن برای زندگی ما لازمه. شاید همشون نابغه نبودن، فقط پر تلاش بودن. شاید این به ما نشون می داد که اکتشاف و پیشرفت ژن خوب نمی خواد، 99% تلاش می خواد :)
اصلا درک نمی کنم که چطور خیلی ها کتاب ترجمه شده می خونن.
توی هر چند صفحه کلی کلمه جدید هست.
چندتا کلمه رو تصور کنید که فقط یدونه معادل فارسی دارند حتی با وجود اینکه با هم تفاوت دارند و یا اینکه اصلا هیچ معادل فارسی ندارن. برام سواله که مترجم چطور می تونه جوری اینها رو ترجمه کنه و توی جمله به کار ببره که اصل داستان دستکاری نشه و اون مفهومی که می بایست به مخاطب برسونه رو از دست نده.
توی هر چند صفحه کلی کلمه جدید هست.
چندتا کلمه رو تصور کنید که فقط یدونه معادل فارسی دارند حتی با وجود اینکه با هم تفاوت دارند و یا اینکه اصلا هیچ معادل فارسی ندارن. برام سواله که مترجم چطور می تونه جوری اینها رو ترجمه کنه و توی جمله به کار ببره که اصل داستان دستکاری نشه و اون مفهومی که می بایست به مخاطب برسونه رو از دست نده.
دو کتاب جدیدی که خیلی دلم می خواد بزودی بخونم این دو جلد هستن. اگه سریال shadow and bone رو دیده باشید با این سه شخصیت آشنا هستید، این دو کتاب به طور اختصاصی داستان این سه شخصیت رو دنبال می کنند.
Kaz: نابغه ای که نقشه های خفن می کشه و عاشق ثروت و انتقامه.
Jesper: تیراندازی که هیچ وقت تیرش خطا نمیره.
Inej: دختر عاشقی که یه مبارز قوی و با استعداده.
Kaz: نابغه ای که نقشه های خفن می کشه و عاشق ثروت و انتقامه.
Jesper: تیراندازی که هیچ وقت تیرش خطا نمیره.
Inej: دختر عاشقی که یه مبارز قوی و با استعداده.
میتونید با قیمت خیلی مناسب از این سایت بخرید. البته من هنوز معلوم نیست کی فرصت کنم این کتاب ها رو بخرم و بخونم، تا اطلاع ثانوی غرق در امتحانات هستم :")
این عید من به معنای واقعی خیلی بیشتر از عید سال قبل اذیت شدم و تحت فشار روانی بودم. چرا؟ سال قبل کنکور داشتم و عذرم پذیرفته بود. وقتی می گفتم می خوام بخونم مامانم اصرار نمی کرد باهاشون برم. خانواده ازم حمایت کردند که وقتم هدر نره و...
(همینطور که قبلا گفتم متاسفانه ما فامیل هامون رو سالی یه بار و همین عید ملاقات می کنیم :)))
خلاصه که امسال جرئت نداشتم بگم می خوام درس بخونم. دلم راضی نمیشد خانواده به خاطر من اذیت بشن و هم اینکه با خودم می گفتم "نه من این همه سال عید رو درس خوندم، دیگه تا کی این روند رو ادامه بدم؟!"
خلاصه که تا جای ممکن تحمل کردم، با این دلم مثل سیر و سرکه می جوشید توی مهمونی ها لبخند زنان موندم و فکر اینکه الان هفته بعد از عید بلافاصله میان ترمه، الان اکثر خرخون های کلاس دارن درس می خونن و من دارم وقتم رو تلف می کنم و...
(همینطور که قبلا گفتم متاسفانه ما فامیل هامون رو سالی یه بار و همین عید ملاقات می کنیم :)))
خلاصه که امسال جرئت نداشتم بگم می خوام درس بخونم. دلم راضی نمیشد خانواده به خاطر من اذیت بشن و هم اینکه با خودم می گفتم "نه من این همه سال عید رو درس خوندم، دیگه تا کی این روند رو ادامه بدم؟!"
خلاصه که تا جای ممکن تحمل کردم، با این دلم مثل سیر و سرکه می جوشید توی مهمونی ها لبخند زنان موندم و فکر اینکه الان هفته بعد از عید بلافاصله میان ترمه، الان اکثر خرخون های کلاس دارن درس می خونن و من دارم وقتم رو تلف می کنم و...
الان واقعا خسته ام.
تازه از الان تا آخرین روز امتحانات پایان ترم باید کلی بخونم تا این تعطیلات جبران بشه.
تازه از الان تا آخرین روز امتحانات پایان ترم باید کلی بخونم تا این تعطیلات جبران بشه.
گاهی نکاتی بهشون اشاره میشه که از نظر ما خیلی بی اهمیت اند و توی امتحان نمیان و اصلا نمیشه ازشون سوال طرح کرد ولی در زندگی واقعی خیلی حیاتی اند. مثال؟
"فرورفتگی ها و بر آمدگی هایی که عناصر ورودی و خروجی ریه بروی بافت ریه ها به جا می گذارند نشون دهنده زمان مرگ طرفه. هرچه گود تر جسد تازه تر و هرچه کم عمق تر و حتی محو شده باشند یعنی از مرگ فرد زمان زیادی گذشته." بدون شک فاکتور های بیشتری برای تخمین زمان مرگ وجود داره ولی تصور کنید دارید از جایی رد میشید و می بینیدقفسه سینه جسدی باز شده و با دونستن این نکته میشه با یه نگاه زود فهمید....
"فرورفتگی ها و بر آمدگی هایی که عناصر ورودی و خروجی ریه بروی بافت ریه ها به جا می گذارند نشون دهنده زمان مرگ طرفه. هرچه گود تر جسد تازه تر و هرچه کم عمق تر و حتی محو شده باشند یعنی از مرگ فرد زمان زیادی گذشته." بدون شک فاکتور های بیشتری برای تخمین زمان مرگ وجود داره ولی تصور کنید دارید از جایی رد میشید و می بینید
مثال بعدی؟
ریه بروی سطح آب شناور میشه. خب که چی؟
تصور کن یه نفر میاد و میگه ماما نوزاد من رو کشته، چون وقتی توی شکمم بود تکون می خورد و ماما نوزاد من رو موقع زایمان خفه کرده. تو می دونی ماما زایمان طبیعی انجام میده، طی زایمان طبیعی اول سر جنین بیرون میاد. پس جنین بلافاصله با بیرون امدن هوا وارد ریه هاش میشه. پس؟
قطعه ای از ریه جنین رو روی سطح آب میزاریم، اگر روی سطح آب شناور موند ماما قاتله و اگر فرو رفت اون زن دروغگوعه.
ریه بروی سطح آب شناور میشه. خب که چی؟
تصور کن یه نفر میاد و میگه ماما نوزاد من رو کشته، چون وقتی توی شکمم بود تکون می خورد و ماما نوزاد من رو موقع زایمان خفه کرده. تو می دونی ماما زایمان طبیعی انجام میده، طی زایمان طبیعی اول سر جنین بیرون میاد. پس جنین بلافاصله با بیرون امدن هوا وارد ریه هاش میشه. پس؟
قطعه ای از ریه جنین رو روی سطح آب میزاریم، اگر روی سطح آب شناور موند ماما قاتله و اگر فرو رفت اون زن دروغگوعه.
البته فکر می کنم تلفظ هایی که می فرسته بریتانیایی باشه. اگر رباتی مشابه این داشتید که تلفظ آمریکایی داره برای من هم بفرستید.
می بینی؟ آخرین روز تعطیلاتی که کلی منتظرش بودی هم تموم شد. همه چیز خیلی زودتر از اون چیزی که فکرش رو می کردی گذشت. احتمالا الان باید ناراحت باشی و برای شروع امتحانات نگران باشی ولی خودت خوب می دونی که این مسیری هست که خودت انتخابش کردی. تصمیم گرفتی که این مسیر رو به عنوان سبک زندگیت انتخاب کنی. پس نباید کم بیاری!
درس خوندن یه ماجرای جالبه فقط وقتی با استرس امتحانات ترکیب میشه تحملش سخت میشه و در کنارش باید دانشگاه و آدم هایی که ازشون خوشت نمیاد رو هم تحمل کنی :)))
درس خوندن یه ماجرای جالبه فقط وقتی با استرس امتحانات ترکیب میشه تحملش سخت میشه و در کنارش باید دانشگاه و آدم هایی که ازشون خوشت نمیاد رو هم تحمل کنی :)))
می دونی من هم عاشق بهارم و هم ازش متنفرم. چرا؟ همه جا پر از شکوفه های رنگیه و هوا تمیز و صافه، دما متعادل و عالیه، بارون های بهاری هم که دیگه نگم برات ... ولی کل بهار امتحان داریم! از اول تا آخر آخرش!!
ولی بیا به جنبه مثبتش نگاه کنیم، اگر بهار اینقدر پر استرس نبود دیگه کسی منتظر تابستون نمی موند.
ولی بیا به جنبه مثبتش نگاه کنیم، اگر بهار اینقدر پر استرس نبود دیگه کسی منتظر تابستون نمی موند.