˹ Med & Mind ˼
420 subscribers
673 photos
111 videos
8 files
94 links
Just a curious medical student 🩺🍓
A quiet corner for books, ideas and medicine 🐦‍⬛📚 .*•°
5/14
-----
منابع
🔗(https://t.me/manabe_man)
-----
ارتباط
🔗ربات ناشناس( @msincrrrbot )
Download Telegram
تصور کن بهش میگی "من فکر می کنم توی سیاره های دیگه هم به فلان دلیل آدم زندگی می کنه" بعد در جوابت کلی برات تایپ می کنه ولی در نهایت منظورش همون تایید کردن حرف خودته. خیلی ترسناکه، تصور کن هوش مصنوعی جوری طراحی شده که فقط به ما آدمها اعتماد به نفس بده. شاید بپرسی خب اینکه که خوبه و کجاش ترسناکه؟
تصور کن اینقدر وضعیت ما وخیم بوده که اونها لازم دونستن تا ربات ها رو جوری طراحی کنند که ما رو آروم کنه؟ همیشه باهامون موافقت کنه و به ما روحیه بده؟ عجیبه :/
Forwarded from ⁺ 〭 𝅄 mailbox °.
دقیقا موردی که بهش اشاره کردین رو من هم متوجه شدم، اینکه گویا برای این طراحی شده که به ما اعتماد به نفس و روحیه بده و حرف هامون رو بخونه و گاها هم یک سری راهکار بده و فکر میکنم اون ذهنیتی که از قبل داشتیم در موردش اشتباه باشه
دقیقا همینطوره، الان تصوری که همه از هوش مصنوعی دارند اینکه شبیه به یه گوگل جواب سوالات رو بهشون بده در حالی که برای این طراحی نشده. اون علاوه بر اینکه جواب همه سوالات رو می دونه خوب می تونه بهتون روحیه و اعتماد به نفس بده و اینقدر هم برای اینکه ثابت کنه تو واقعا یه فرد خاص هستی دلیل های جالب میاره که باور می کنی !
مثل یه دوست :)
وای بچه ها یکی از اون عنکبوت های کیوت توی اتاقم دیدم، با اون چشمهای درشتش داره بهم زل می زنه TT
از گونه jumping spider هست، باورم نمیشه کیوت ترین گونه عنکبوت روی کتاب‌های منه TT
دیشب پوشه عکس های قدیمی رو باز کردم. همیشه به خودم یادآوری می کنم که "اصلا به گذشته فکر نکن، برای آینده برنامه ریزی کن! برو ببین چه امتحانی داری براش درس بخون، ببین چه رویدادی نزدیکه براش آماده شو و..."
وقتی که عکس های الان رو با گذشته مقایسه کردم دیدم که تغییر بزرگی به چشم میاد و مهم دلیل تغییر من کنکوره. رد شدن از سد کنکور من رو از یک فرد شاد و رویاپرداز به یه فرد سرد و واقع‌بین کرده. شاید هم من فقط کنکور رو دارم مقصر می دونم و در اصل مرحله ای از بلوغ و پخته شدنه.
در کل منِ نوجوان ۱۶-۱۷ ساله رویاها و فانتزی هایی از دنیا دارم که فکر می کنم می تونن محقق بشن، در حالی که وقتی از سد کنکوری رد بشی می فهمی که دنیا رو زیادی دست بالا گرفتی. در واقع یاد می گیری که هیچ پاداشی بدون تلاش و سختی کشیدن بدست نمیاری و برای رسیدن به حداکثر! ۱٪ فانتزی های بچگیت باید مراحل سخت خیلی بیشتری طی کنی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک خاطره از امتحانات نهایی پارسال:

اولین روزی که امتحان نهایی داشتم دیدم که یکی از مراقب ها دبیر فیزیک پایه یازدهمم هست و متاسفانه تا آخرین امتحان مراقب ها عوض نشدند. اینقدر استرس و ترس داشتم که ایشون من رو ببینند. چرا؟ چون من جز برترین های کلاسمون بودم و نمونه سوال های ایشون رو با دقت تحلیل می کردم و بچه ها برای رفع اشکال از من کمک می گرفتند و من از ایشون. خلاصه خیلی روی من حساب می کردند و قبولیم توی سال اول صد در صد بود ولی دنیا جوری پیشرفت که سرنوشتم عوض شد و بار اول قبول نشدم. خلاصه نگران این بودم که با دیدن من این سوال توی ذهنشون بوجود بیاد که "چرا قبول نشدی؟" و از من ناامید بشن. من هر روز به سختی از ایشون خودم رو پنهان می کردم تا اینکه یه روز بدشانسی آوردم. یه روز که داشتم کارت ورود به جلسه رو به مراقب های دیگه میدادم کارت ملیم افتاد و من فراموش کردم برش دارم. ۵ دقیقه مونده بود به امتحان و من داشتم از استرس میمردم که یهو دیدم که دارن از بلندگو اسمم رو صدا می زنند و اینقدر جالب بود که اون لحظه احساس کردم آبروم رفته چون دیدم بعضیا پچ پچ می کنند. خلاصه با صورت خجالت زده رفتم تا دنبال صدا بگردم، خیلی استرس داشتم و نمی دونستم چی شده. رفتم و دیدم همون معلم کارت ملیم دستشه و داره دنبالم می گرده. با خودم گفتم دیگه تمومه، حتی اگر من رو با چهره شناخته باشه ولی سالی که دانش اموزش بودم رو یادش رفته باشه، الان دیگه تاریخ تولدم رو روی کارت ملی دیده و فهمیده که کنکور اولم نیست. من با صورت خجالت زده رفتم و کارت رو پس گرفتم. ایشون با روی مهربون همیشگی سلام و احوال پرسی کردند و به خوبی و خوشی تموم شد. حدسم اینکه شاید من رو کلا نشناختن یا اینکه شناختن و وانمود کردند که نمی‌شناسند ولی بچه ها این داستان رو گفتم که بدونید هیچ وقت نمیشه چیزی رو پنهان کرد و ممکنه اون چیزی که ازش می ترسی برات پیش میاد :)
اگر دوست صمیمی توی دانشگاه نداشته باشی، دلت برای دانشگاه تنگ نمیشه.
-کتاب‌فروشی شکسپیر و شرکا -
سه گانه ی گریشا🌘
تازه به وسط های رمان سوم از پنج رمان سری lockwood and co رسیدم که بازم سریال خیلی خوبی رو شروع کردم که نتفلیکس ادامه اش رو کنسل کرده :/
الان دارم shadow and bone رو می بینم که این یکی واقعا رمانش معروف تر از lockwood and co هست. فکر نمی کنم بتونم الان واقعا با وجود امتحان و دانشگاه سری لاکوود رو تموم کنم دیگه چه برسه به اینکه یه سری جدید رو شروع کنم TT
این پست رو اینجا ذخیره می کنم که یه روز که سری لاکوود رو تموم کردم رمان های shadow and bone رو بخرم :)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی که میگن کتاب بخونید تا جزئیات رو از دست ندید:
ولی با کمال تعجب به وضوح مشخصه که نتفلیکس برای این سریال نهایت سعیش رو کرده.
کتابخانه
دوست خوب مانند خانه است جایی امن که حس میکنی به آن تعلق داری
من هیچ وقت دوستی که این حس رو بهم منتقل کنه نداشتم. اگر شما یه دوست صمیمی خیلی خوب دارید بهتون حسادت می کنم :)
عجیب ترین احساسات رو روز کنکور داشتم. احتمالا با خودت میگی روزی که کنکور رو دادم و تموم شد خوشحال ترین آدم روی زمینم ولی وقتی که از سر جلسه میای دلت می خواد خوشحال باشی ولی نه در اون حدی که پیش بینی می کردی! شادی واقعی رو فقط لحظه ای احساس می کنی که نتیجه ات باب دلت باشه.
یکی از فامیل هامون قرص ضدبارداری مصرف می کرده تا پریود نشه و بتونه تمام ماه رمضان روزه هاش رو بگیره. الان دچار مشکلات کیست تخمدان و رحم شده. واقعا... واکنش خدا : 😐
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ⁺ 〭 𝅄 mailbox °.
سلاممم
ببخشید چندتا سوال کنکوری داشتم ممنون میشم اگر راهنماییم کنید
تو سه ماه مونده تا تیر ادم چیکار بکنه خیلی خوبه؟
بعد ام شنیدم خیلیا میگن تستای کنکور تکرارین فقط عددهاشون عوض میشه، درسته؟ چند درصد سوالا اینجورین؟
بعد دیگه اینکه کلا به نظرتون چه کارایی خیلی به خودتون کمک کرد و انجام دادنشون واقعا باعث پیشرفت میشه؟ و خب چه کارایی تو این بازه نکنیم؟
سلام
البته
تست زیاد بزنید، کتاب ها رو خوب دوره کنید. خصوصا برای زیست که ریز به ریز کتاب درسیه و اینکه تاثیر نهایی زیاده پس سعی کن نمره خیلی خوب بگیری.
نه درست نیست، حالا شاید برای فیزیک تیپ تست ها تکراری بیاد ولی فقط تیپ تست تکراری میاد و خود سوال تکرار نمیشه مگر در موارد خیلی کم مثلا در حد یکی دو سوال.

چیزی که به من کمک کرد این بود که چند ماه آخر اصلا وارد هیچ حاشیه ای نشدم، با اینکه کلی حاشیه اتفاق افتاد. مثل اتفاق رئیس جمهور و... من انگار توی یه حباب زندگی می کردم. درگیر هیچی نبودم و تمام مدت تمرکزم روی درسها بود. خیلی تست زدم و مدتی که امتحان نهایی داشتم شب تا صبح حتی بیدار می موندم تا کتاب ها رو برای دور چند ام دوره کنم. دوره ای که امتحان نهایی بود خیلی کم تست زدم و تمام تمرکزم روی نهایی ها بود، بعد از نهایی ها کنکور تیر به تعویق افتاد و این برای من فرصتی فراهم کرد تا بیشتر تست بزنم و تمرین کنم.

چه کار هایی نکنی:
لطفا وقتت رو تلف نکن و اصلا ناامید نشو.
خیلی ها توی این بازه دست می کشن، میگن "بابا بیخیال دو سه ماه دیگه کار تمومه و من مطمئنم که امسال قبول نمیشم پس دیگه زحمت نمی کشم." کی گفته نمی تونی؟؟؟ درسته، فکر کردن به اینکه کنکور نزدیکه و تو توی دلت به خودت شک داری برای همه اتفاق میفته ولی دلیل نمیشه تسلیم بشی. حالا من هرچقدر بگم تسلیم نشید و... ولی تا خودتون سر جلسه کنکور نشینید این رو درک نمی کنید، که واقعا اگر اونی روزی که داشتی تسلیم میشدی فلان کتاب رو باز می کردی و می خوندی الان فلان تست کنکور. رو زده بودی و عذاب وجدانت کمتر بود.