˹ Med & Mind ˼
420 subscribers
675 photos
111 videos
8 files
94 links
Just a curious medical student 🩺🍓
A quiet corner for books, ideas and medicine 🐦‍⬛📚 .*•°
5/14
-----
منابع
🔗(https://t.me/manabe_man)
-----
ارتباط
🔗ربات ناشناس( @msincrrrbot )
Download Telegram
بازم امروز شیرینی درست کردم. شیرینی مربایی هست و صاف و صیقلی نشدند چون بار اولم بود.
خیال و واقعیت

اخیرا به این نتیجه رسیدم که شکاف بین واقعیت و خیالاتم هر روز کمرنگ تر میشه. شاید بپرسی چطور و توضیح دادنش سخته، با این حال دیشب به یه توضیح منطقی رسیدم:

من زیاد فکر می کنم و به کارهایی که قراره انجام بدم فکر می کنم و از قبل براشون برنامه ریزی می کنم یا به پیش بینی هاشون و عواقبشون فکر می کنم. گاهی اون کاری که بهش فکر کردم رو انجام میدم و گاهی انجام نمیدم. مشکل اینجاست که چون به هر دو کار (اونی که انجام شده و اونی که انجام نشده) به یه میزان فکر کردم گاهی قاطی می کنم، یعنی به اشتباه فکر می کنم که اون کاری که انجام ندادم هم انجام دادم! بعدا با توجه به شواهد و آثار می فهمم که انجامش ندادم ولی خیلی خنده داره نه؟ اینکه تو داری فکر می کنی و یه لیست از کارها میاد توی ذهنت و حالا توی تفکیک کردنشون شک داری! مثلا با خودت میگی "من هفته پیش در مورد آب دادن گلدان ها فکر کردم، آخرش گلدان رو آب دادم یا نه؟"

می دونی اصلا دست خودم نیست که فکر نکنم، نمی تونم فکر نکنم! من همیشه آدم محتاطی‌ بودم و حالا هم هستم، یعنی همیشه به کارها و عواقبشون فکر می کنم. گاهی اوقات هم کارهای روزمره اونقدر برامون بی اهمیت هستند که توی حافظه ذخیره نمیشن. حالا یا زندگیمون خیلی یکنواخت میشه که کارهای تکراری دیگه به چشم نمیان و یا اینکه کارهای مهم تری برای انجام دادن داریم و اینها برامون بی اهمیت هستند. حالا شاید از خودت بپرسی خب چه اهمیتی داره که من یادم بمونه که گلها رو آب دادم یا پریشب روی کدوم مبل نشسته بودم؟ درست میگی، اهمیتی نداره. مغزمون هم حفظشون نمیکنه که پر از اطلاعات الکی نشه ولی اینها زمانی اهمیت دارند که مثلا یه چیزی گم بشه! خودت این موقعیت رو تجربه کردی دیگه؟ بدون شرح.
#تجربه
لهجه زبان ۹۹٪ معلم های زبان مدرسه، حتی برخی تیچر های آزموشگاه، حتی زبان آموز های جوان، حتی خیلی از دانشجوها موقع ارائه...

لطفا فیلم ها رو دوبله فارسی نبینید!! چند تا فیلم زبان اصلی ببینید لهجه هاتون درست میشه نگران نباشید.
دوست صمیمیم در جواب چند خط تبریک نوروز با یه ریکشن قلب جواب داد، قبلش هم پیامی به همدیگه نداده بودیم. اونقدر ضعیف نیستم که به همین راحتی قضاوتش کنم ولی یه نیم امتیاز ازش کم شد.
می دونید هر کدوم از ماها آستانه تحملی داریم دیگه. حالا یکی قوی تره و یکی ضعیف تر ولی در نهایت یه سری معیار هایی توی ذهنمون در نظر می گیریم و طرف با ناامید کردن ما از اون معیار ها با گذشت زمان از چشم ما میفته.
متاسفانه من هم از اون دسته آدم هایی هستم که وقتی یکی از چشمم میفته دیگه به هیچ وجه نمی تونم مثل قبل بهش نگاه کنم. طی چند سال اخیر بزرگترین مهارتی که بدست اوردم کنار گذاشتن آدمهاست.
حالا این اصلا مسئله بزرگی نیست واقعا!
ولی جاهایی آدم ها با کارهاشون جوری از چشمم افتادن که به سرعت رفتارم عوض میشه. تصور کنید قبلش کلی صمیمی بودم ولی از یه جایی به بعد مثل غریبه ها باهاشون رفتار کردم تا اینکه کاملا از زندگیم حذف شدند.
یه ماسک کیوت و مهربون میزنی و واقعا هم همینطور هستی و رفتار می کنی، تا وقتی که طرف مقابل همینطور باهات مهربون و صادق باشه ولی وقتی دیدی که داره از مهربونیت سواستفاده می کنه اون وقت می تونی به اون ساید سرد و جدی خودت تبدیل بشی. وقتی که متوجه میشن که تو هم می تونی جدی باشی و یه فرد ساده و همیشه مهربون نیستی، ریکشنشون خیلی جالب و دیدنی هست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بچه ها، یه مسئله جدید:
خیلی سخته مگه نه؟ واقعا برام چالش شده.
کوئِتیاپین
اینکه گفتی چند خط نوشتی و اون فقط لایک کرده من رو هم ناراحت کرد...
ناراحت کنندست، هر کسی این حدس رو می زنه که شاید اون از مکالمه با من خوشحال نیست یا اینکه واقعا دوستم نیست و برای رفع تکلیف ریکشن داده.
کوئِتیاپین
می شه پرسید ازش شاید یه مشکلی بوده اون لحظه نتونسته جواب بده
خب اگر مشکلی داشته اصلا می تونست پیام رو باز نکنه و وقتی که مشکل رفع شده پیام رو جواب بده. فعلا از این موضوع چشم پوشی می کنم تا بعدا ببینیم چی میشه :)
کوئِتیاپین
خیلی خوبه که بهش اینقدر منطقی و متعادل نگاه می کنی
ممنون، معتقدم همه آدمها لایق یه فرصت هستند تا زمان سوتفاهم ها رو رفع کنه، حالا اگر فرصت ها رو سوزوند اون وقت می تونیم بزاریمش کنار.
Forwarded from ⁺ 〭 𝅄 mailbox °.
منم از اون روزی که دندون قبول شدم و فعالیتم تو اینستا رو ادامه دادم یکی یکی دوستای مدرسه و باشگاه آنفالوم کردن.
کسایی که یه زمانی با هم می خندیدیم و جزوی از خاطرات هم بودیم. ولی از موفقیت من خوشحال نشدن.
اخیرا کتاب Read people like a book رو شروع کردم، به این خط توجه کنید:
میگه که همه مردم هیچ کاری رو بدون هدف انجام نمیدن، مگر اینکه دیوانگی باعث میشه کسی بی هدف کاری رو انجام بده.
این جمله و این حرفی که دوستمون گفت با هم ارتباط معنایی دارند، گاهی آدمها از رابطه داشتن با ما به منفعتی می رسند که فقط خودشون راجع بهش می دونن. چرا باید کسانی که دوست ما بودند از موفقیت و شادی ما خوشحال نشن؟