سال نو رو تبریک میگم به همه عزیزانی که این چنل رو چک میکنند. باعث افتخاره که نوروز امسال رو با حضور شما گذروندم ❤️
خیلی خوشحالم که هستید و یه جمعیت کوچیک اینجا حضور دارند تا افکار و ماجراجویی های من رو دنبال کنند، امیدوارم که سال جدید بتونم کوشا تر از قبل باشم و مطالب و تجربیات مفید تری رو در اختیار شما عزیزان قرار بدم.
دوستتون دارم، نوروز ۱۴۰۴ مبارک ✨🫧
خیلی خوشحالم که هستید و یه جمعیت کوچیک اینجا حضور دارند تا افکار و ماجراجویی های من رو دنبال کنند، امیدوارم که سال جدید بتونم کوشا تر از قبل باشم و مطالب و تجربیات مفید تری رو در اختیار شما عزیزان قرار بدم.
دوستتون دارم، نوروز ۱۴۰۴ مبارک ✨🫧
ضمن همدردی با کنکوریها!
البته این هم بگم که امتحانات من هم حجم بیشتری دارند و هم سخت ترند.
ولی مطمئن باشید، یک ساعت بعدش در حال فیلم دیدن ام. از اون دسته آدم های به اصطلاح nerd نیستم که توی تعطیلات کتاب ها و جزوه ها رو چند دور می خونن.
البته این هم بگم که امتحانات من هم حجم بیشتری دارند و هم سخت ترند.
ولی مطمئن باشید، یک ساعت بعدش در حال فیلم دیدن ام. از اون دسته آدم های به اصطلاح nerd نیستم که توی تعطیلات کتاب ها و جزوه ها رو چند دور می خونن.
بازم امروز شیرینی درست کردم. شیرینی مربایی هست و صاف و صیقلی نشدند چون بار اولم بود.
خیال و واقعیت
اخیرا به این نتیجه رسیدم که شکاف بین واقعیت و خیالاتم هر روز کمرنگ تر میشه. شاید بپرسی چطور و توضیح دادنش سخته، با این حال دیشب به یه توضیح منطقی رسیدم:
من زیاد فکر می کنم و به کارهایی که قراره انجام بدم فکر می کنم و از قبل براشون برنامه ریزی می کنم یا به پیش بینی هاشون و عواقبشون فکر می کنم. گاهی اون کاری که بهش فکر کردم رو انجام میدم و گاهی انجام نمیدم. مشکل اینجاست که چون به هر دو کار (اونی که انجام شده و اونی که انجام نشده) به یه میزان فکر کردم گاهی قاطی می کنم، یعنی به اشتباه فکر می کنم که اون کاری که انجام ندادم هم انجام دادم! بعدا با توجه به شواهد و آثار می فهمم که انجامش ندادم ولی خیلی خنده داره نه؟ اینکه تو داری فکر می کنی و یه لیست از کارها میاد توی ذهنت و حالا توی تفکیک کردنشون شک داری! مثلا با خودت میگی "من هفته پیش در مورد آب دادن گلدان ها فکر کردم، آخرش گلدان رو آب دادم یا نه؟"
می دونی اصلا دست خودم نیست که فکر نکنم، نمی تونم فکر نکنم! من همیشه آدم محتاطی بودم و حالا هم هستم، یعنی همیشه به کارها و عواقبشون فکر می کنم. گاهی اوقات هم کارهای روزمره اونقدر برامون بی اهمیت هستند که توی حافظه ذخیره نمیشن. حالا یا زندگیمون خیلی یکنواخت میشه که کارهای تکراری دیگه به چشم نمیان و یا اینکه کارهای مهم تری برای انجام دادن داریم و اینها برامون بی اهمیت هستند. حالا شاید از خودت بپرسی خب چه اهمیتی داره که من یادم بمونه که گلها رو آب دادم یا پریشب روی کدوم مبل نشسته بودم؟ درست میگی، اهمیتی نداره. مغزمون هم حفظشون نمیکنه که پر از اطلاعات الکی نشه ولی اینها زمانی اهمیت دارند که مثلا یه چیزی گم بشه! خودت این موقعیت رو تجربه کردی دیگه؟ بدون شرح.
#تجربه
لهجه زبان ۹۹٪ معلم های زبان مدرسه، حتی برخی تیچر های آزموشگاه، حتی زبان آموز های جوان، حتی خیلی از دانشجوها موقع ارائه...
لطفا فیلم ها رو دوبله فارسی نبینید!! چند تا فیلم زبان اصلی ببینید لهجه هاتون درست میشه نگران نباشید.
لطفا فیلم ها رو دوبله فارسی نبینید!! چند تا فیلم زبان اصلی ببینید لهجه هاتون درست میشه نگران نباشید.
دوست صمیمیم در جواب چند خط تبریک نوروز با یه ریکشن قلب جواب داد، قبلش هم پیامی به همدیگه نداده بودیم. اونقدر ضعیف نیستم که به همین راحتی قضاوتش کنم ولی یه نیم امتیاز ازش کم شد.
می دونید هر کدوم از ماها آستانه تحملی داریم دیگه. حالا یکی قوی تره و یکی ضعیف تر ولی در نهایت یه سری معیار هایی توی ذهنمون در نظر می گیریم و طرف با ناامید کردن ما از اون معیار ها با گذشت زمان از چشم ما میفته.
متاسفانه من هم از اون دسته آدم هایی هستم که وقتی یکی از چشمم میفته دیگه به هیچ وجه نمی تونم مثل قبل بهش نگاه کنم. طی چند سال اخیر بزرگترین مهارتی که بدست اوردم کنار گذاشتن آدمهاست.
حالا این اصلا مسئله بزرگی نیست واقعا!
ولی جاهایی آدم ها با کارهاشون جوری از چشمم افتادن که به سرعت رفتارم عوض میشه. تصور کنید قبلش کلی صمیمی بودم ولی از یه جایی به بعد مثل غریبه ها باهاشون رفتار کردم تا اینکه کاملا از زندگیم حذف شدند.
ولی جاهایی آدم ها با کارهاشون جوری از چشمم افتادن که به سرعت رفتارم عوض میشه. تصور کنید قبلش کلی صمیمی بودم ولی از یه جایی به بعد مثل غریبه ها باهاشون رفتار کردم تا اینکه کاملا از زندگیم حذف شدند.
یه ماسک کیوت و مهربون میزنی و واقعا هم همینطور هستی و رفتار می کنی، تا وقتی که طرف مقابل همینطور باهات مهربون و صادق باشه ولی وقتی دیدی که داره از مهربونیت سواستفاده می کنه اون وقت می تونی به اون ساید سرد و جدی خودت تبدیل بشی. وقتی که متوجه میشن که تو هم می تونی جدی باشی و یه فرد ساده و همیشه مهربون نیستی، ریکشنشون خیلی جالب و دیدنی هست.
با توجه به اینکه دانشجوی پزشکی هستیم، آیا باید به مهمانی که دیابت داره شیرینی تعارف کنیم؟؟
Anonymous Poll
87%
بله، بی ادبی و ناپسند هست اگر تعارف نکنی به شعورش بی احترامی کردی اون خودش می تونه تصمیم بگیره نخوره
13%
خیر، اگر تعارف کنی بهشون اجازه میدی که به سطح علمی و جایگاه خودت بی احترامی کنن و پشت سرت حرف بزنن