medistU | مدیستیو
برگزاری ۲ کنکور در سال لغو شد
این وضعیت دو تا نتیجه داره:
منفی: دیگه کنکور دومی نیست که بتونید جبران کنید. بعضی ها کنکور اول رو برای تمرین می دادند که اشتباه بزرگی هست.
مثبت: مهم ترین نتیجه اینکه فشردگی تراز از بین میره. حالا فشردگی تراز یعنی چی؟ یعنی از هر تراز چندتا داشته باشیم. توی یه کنکور احتمالش خیلی کمه که دو نفر یه تراز یکسان بدست بیارن ولی با برگزاری دو تا کنکور تصور کنید یکی توی کنکور اول تراز ۹۰۰۰ میشه و یکی هم توی کنکور دوم ترازش ۹۰۰۰ میشه، در نتیجه دو تا تراز ۹۰۰۰ خواهیم داشت و به همین صورت تعداد هر تراز زیاد میشه و رتبه ها بزرگتر میشن.
منفی: دیگه کنکور دومی نیست که بتونید جبران کنید. بعضی ها کنکور اول رو برای تمرین می دادند که اشتباه بزرگی هست.
مثبت: مهم ترین نتیجه اینکه فشردگی تراز از بین میره. حالا فشردگی تراز یعنی چی؟ یعنی از هر تراز چندتا داشته باشیم. توی یه کنکور احتمالش خیلی کمه که دو نفر یه تراز یکسان بدست بیارن ولی با برگزاری دو تا کنکور تصور کنید یکی توی کنکور اول تراز ۹۰۰۰ میشه و یکی هم توی کنکور دوم ترازش ۹۰۰۰ میشه، در نتیجه دو تا تراز ۹۰۰۰ خواهیم داشت و به همین صورت تعداد هر تراز زیاد میشه و رتبه ها بزرگتر میشن.
به طور مثال پارسال فشردگی تراز وحشتناکی داشتیم، هم از دو کنکور ۴۰۳ تراز داشتیم و هم از کنکور ۴۰۲ و دی ۴۰۱! اینقدر وحشتناک!! به طوری که گفته میشه دو سه هزار نفر فقط تراز بین ۹۳۰۰-۹۲۰۰ بدست آورده بودن!!! برای همین رتبه های بچه ها خیلی خراب شد. (خصوصا توی منطقه دو با مقایسه با تراز های پارسال رتبه ها دو برابر شده بود.)
متاسفانه، انگار بچه های ۴۰۳ مثل موش آزمایشگاهی بودن. همین که این بزرگواران فهمیدند که تراز ذخیره و دو کنکور در سال باعث فشردگی تراز و رتبه میشه به این نتیجه رسیدند که این موضوع برای بچه ها عاقبت خوبی نداره و باید قوانین رو عوض کنند :/ یعنی قبلا اصلا قابل پیش بینی نبود؟؟
امروز روز شیرین پزی بود. از صبح دارم شیرینی می پزم. حالا از شیرینی هایی که پختم عکس میزارم:
قطاب یزدی
+ همشون خوبن جز اونی که دهنش رو باز کرده، اصلا لعنت بر دهانی که بی موقع باز شود !
+ همشون خوبن جز اونی که دهنش رو باز کرده، اصلا لعنت بر دهانی که بی موقع باز شود !
نان برنجی کرمانشاهی هم خمیرش حاضره فقط باید تا فردا صبح استراحت کنه و بعد قالب بزنم 🦦
سال نو رو تبریک میگم به همه عزیزانی که این چنل رو چک میکنند. باعث افتخاره که نوروز امسال رو با حضور شما گذروندم ❤️
خیلی خوشحالم که هستید و یه جمعیت کوچیک اینجا حضور دارند تا افکار و ماجراجویی های من رو دنبال کنند، امیدوارم که سال جدید بتونم کوشا تر از قبل باشم و مطالب و تجربیات مفید تری رو در اختیار شما عزیزان قرار بدم.
دوستتون دارم، نوروز ۱۴۰۴ مبارک ✨🫧
خیلی خوشحالم که هستید و یه جمعیت کوچیک اینجا حضور دارند تا افکار و ماجراجویی های من رو دنبال کنند، امیدوارم که سال جدید بتونم کوشا تر از قبل باشم و مطالب و تجربیات مفید تری رو در اختیار شما عزیزان قرار بدم.
دوستتون دارم، نوروز ۱۴۰۴ مبارک ✨🫧
ضمن همدردی با کنکوریها!
البته این هم بگم که امتحانات من هم حجم بیشتری دارند و هم سخت ترند.
ولی مطمئن باشید، یک ساعت بعدش در حال فیلم دیدن ام. از اون دسته آدم های به اصطلاح nerd نیستم که توی تعطیلات کتاب ها و جزوه ها رو چند دور می خونن.
البته این هم بگم که امتحانات من هم حجم بیشتری دارند و هم سخت ترند.
ولی مطمئن باشید، یک ساعت بعدش در حال فیلم دیدن ام. از اون دسته آدم های به اصطلاح nerd نیستم که توی تعطیلات کتاب ها و جزوه ها رو چند دور می خونن.
بازم امروز شیرینی درست کردم. شیرینی مربایی هست و صاف و صیقلی نشدند چون بار اولم بود.
خیال و واقعیت
اخیرا به این نتیجه رسیدم که شکاف بین واقعیت و خیالاتم هر روز کمرنگ تر میشه. شاید بپرسی چطور و توضیح دادنش سخته، با این حال دیشب به یه توضیح منطقی رسیدم:
من زیاد فکر می کنم و به کارهایی که قراره انجام بدم فکر می کنم و از قبل براشون برنامه ریزی می کنم یا به پیش بینی هاشون و عواقبشون فکر می کنم. گاهی اون کاری که بهش فکر کردم رو انجام میدم و گاهی انجام نمیدم. مشکل اینجاست که چون به هر دو کار (اونی که انجام شده و اونی که انجام نشده) به یه میزان فکر کردم گاهی قاطی می کنم، یعنی به اشتباه فکر می کنم که اون کاری که انجام ندادم هم انجام دادم! بعدا با توجه به شواهد و آثار می فهمم که انجامش ندادم ولی خیلی خنده داره نه؟ اینکه تو داری فکر می کنی و یه لیست از کارها میاد توی ذهنت و حالا توی تفکیک کردنشون شک داری! مثلا با خودت میگی "من هفته پیش در مورد آب دادن گلدان ها فکر کردم، آخرش گلدان رو آب دادم یا نه؟"
می دونی اصلا دست خودم نیست که فکر نکنم، نمی تونم فکر نکنم! من همیشه آدم محتاطی بودم و حالا هم هستم، یعنی همیشه به کارها و عواقبشون فکر می کنم. گاهی اوقات هم کارهای روزمره اونقدر برامون بی اهمیت هستند که توی حافظه ذخیره نمیشن. حالا یا زندگیمون خیلی یکنواخت میشه که کارهای تکراری دیگه به چشم نمیان و یا اینکه کارهای مهم تری برای انجام دادن داریم و اینها برامون بی اهمیت هستند. حالا شاید از خودت بپرسی خب چه اهمیتی داره که من یادم بمونه که گلها رو آب دادم یا پریشب روی کدوم مبل نشسته بودم؟ درست میگی، اهمیتی نداره. مغزمون هم حفظشون نمیکنه که پر از اطلاعات الکی نشه ولی اینها زمانی اهمیت دارند که مثلا یه چیزی گم بشه! خودت این موقعیت رو تجربه کردی دیگه؟ بدون شرح.
#تجربه