• چرا اصلا یکی دچار اضطراب اجتماعی میشه؟؟
هر دو گروه زیر رو من توی خانواده دارم و اینها طبق تجربیاتی که از برخورد باهاشون بدست آوردم و معتقدم که منشا اضطراب اجتماعی همین باشه:
هر دو گروه زیر رو من توی خانواده دارم و اینها طبق تجربیاتی که از برخورد باهاشون بدست آوردم و معتقدم که منشا اضطراب اجتماعی همین باشه:
این یه حقیقت اثبات شدست که هر رفتاری الان داریم ریشه اش بر می گرده به تجربیات کودکی!
دو گروه کودک رو تصور کنید، یک گروه وقتی که می خوان توی جمع صحبت کننده رو تشویق کنید و یه گروه رو تخریب.
۱. پدر و مادرهایی هستند که وقتی بچه توی جمع صحبت می کنه تمام قد در برابر هر چی که میگه ازش حمایت می کنند، با جملاتی مثل "آفرین چه قشنگ گفتی!" "چه بچه باهوشی!" یا اینکه از حرف زدن بچه هاشون برای دیگران تعریف می کنند "دیدی امروز چه خوب جواب فلانی رو داد؟" یا اینکه وقتی بچه توی جمع اشتباهی می کنه یا مثلا به کسی حتی توهین می کنه به جای اینکه بچه رو توبیخ کنند براش می خندند و به دیگران میگن "بچه است دیگه، چیزی نگفت که"
این گروه به عنوان بزرگسال ترسی از مطرح کردن نظراتشون توی اجتماع ندارند، حتی گاهی بعضی ها اعتماد به نفسشون اونقدر بالاست که مشکلی با توهین کردن و تخریب دیگران هم ندارند.
۲. گروه دوم بچه هایی هستند که "خاموش" می شوند. تصور کنید یه خانواده اونقدر کمال گرا باشه که هی بچه اش رو توبیخ کنه! تا بچه توی جمع حرفی می زنه توی خونه پوست بچه رو می کنن که چرا این رو گفتی چرا اون رو گفتی، این حرف رو نباید می گفتی به جاش اون رو باید می گفتی. یا به خاطر اشتباهات کوچیک بچه سریع از طرف عذرخواهی می کنن! "ببین آقای فلانی از حرفت ناراحت شد، سریع عذرخواهی کن!" "وای ببین دیروز چی گفتی! آبروی من رو بردی که!"
این گروه همیشه یه پیش فرض در مورد اجتماع دارند و اون اینکه "همه می خوان قضاوتشون کنند!" چون همیشه زیر نظر بودن و قضاوت می شدند این حس رو دارن که نکنه این رو بگم آبروم بره؟ نکنه این رو بگم فلانی ناراحت بشه؟ نکنه این رو بگم بهم بخندند؟
خلاصه که وقتی می خوان حرفی رو بزنن اینقدر توی ذهنشون بررسیش می کنن که دیگه فرصت گفتن اون حرف از دستشون میره! یا اینکه وقتی فرصت پیدا میشه، که خیلی معدوده، میبینید که با ترس یا صدای کم و آروم حرفشون رو میگن و با اون اعتماد به نفس و محکمی نیست! #تجربه
آرزوم اینکه دنیا رو بگردم ولی خب... با این وضعیت بی ارزش شدن پولمون فقط می تونم بگم جمع می کنم تا در آینده زندگی راحتی داشته باشم.
پزشکیات
تصویری از غروب که خستگی را رفع اما داستان پشت این سازه بتنی هر ذهنی را خسته میکند!
من هر بار این ساختمان رو می بینم دو چیز به ذهنم می رسه. اول اینکه حرص می خورم که چرا نیمه کاره مونده و اگر تکمیل میشد چه بنای باشکوهی میشد. دوم اینکه حالا که نیمه کاره رها شده دلم می خواد برم اون بالا و از اون بالا دانشگاه رو ببینم.
+سوم دلم می خواد یه گروه برن فیلم ترسناک بسازن :|
+سوم دلم می خواد یه گروه برن فیلم ترسناک بسازن :|
می دونید با اینکه کلی از نتیجه کنکور 403 گذشته ولی گاهی اوقات به ذهنم می رسه که اگر سال کنکور صبح دو ساعت زودتر بیدار می شدم ریاضی رو n% بیشتر می زدم، حتی با وجود اینکه شب تا جایی که می تونستم بیدار می موندم. با این حال من به هدفم رسیدم و این افکار به "ای کاش" و بار عذابم تبدیل نمیشه.
دوست کنکوری من، خیلی مراقب باش الان داری چیکار می کنی!
دوست کنکوری من، خیلی مراقب باش الان داری چیکار می کنی!
روزهای منتهی به کنکور خیلی حساس اند. ارزش هر ساعت درس خوندن الان معادل چند برابر درس خوندن توی ماه های دیگست. چرا؟ چون اگر الان شما هرررر نکته ای یاد بگیری حتما توی کنکور تستش رو جواب میدی و از بقیه جلو تر میفتی!
این روزهاست که بین بچه ها فرق میزاره. این روزهاست که رتبه می سازه!
این روزهاست که بین بچه ها فرق میزاره. این روزهاست که رتبه می سازه!
بچه ها به عنوان یه دوست دلسوز این رو بهتون میگم:
لطفا لطفا نزارید عید و درگیریهاش حواستون رو پرت کنه!
حتی یه ثانیه از این روزها رو به راحتی از دست ندید! حتی یه ثانیه!
این عید شما نیست، عید شما وقتیه که نتیجه کنکور میاد. وقتی که از خوشحالی تماااام خستگی های سال از تنت بیرون میاد. وقتی که کلللل فامیل و آشنایان که اصلا اهمیت نمیدن شما عید مهمونی رفتی یا نرفتی بهتون زنگ می زنن و با ذوق تبریک میگن!
لطفا لطفا نزارید عید و درگیریهاش حواستون رو پرت کنه!
حتی یه ثانیه از این روزها رو به راحتی از دست ندید! حتی یه ثانیه!
این عید شما نیست، عید شما وقتیه که نتیجه کنکور میاد. وقتی که از خوشحالی تماااام خستگی های سال از تنت بیرون میاد. وقتی که کلللل فامیل و آشنایان که اصلا اهمیت نمیدن شما عید مهمونی رفتی یا نرفتی بهتون زنگ می زنن و با ذوق تبریک میگن!
وقتی که هم یه پزشک ماهر و هم هنرمند باشی به اسطوره ای مثل جناب فرانک نتر تبدیل میشی!
پزشکی که با تصویر سازی های کم نظیرش یادگیری آناتومی و علائم بیماری رو برای سایر پزشک ها ساده تر کرد. ایشون علاوه بر اطلس آناتومی چند جلد کتاب پاتولوژی هم داره.
پزشکی که با تصویر سازی های کم نظیرش یادگیری آناتومی و علائم بیماری رو برای سایر پزشک ها ساده تر کرد. ایشون علاوه بر اطلس آناتومی چند جلد کتاب پاتولوژی هم داره.
ایشون به طور جدی هم هنر و هم پزشکی رو دنبال کردند.
کاش همه کتابهاش رو داشتم TT
کاش همه کتابهاش رو داشتم TT
˹ Med & Mind ˼
این قانون اوله که میگه "هیچ وقت سعی نکن استعدادها و توانایی هات رو به بالا دستی ها ثابت کنی."
قانون سوم میگه: "خواسته هات رو پنهان کن."
˹ Med & Mind ˼
کتاب 48 قانون قدرت
می دونید بعضی از قانون های این کتاب جوری هست که برای زندگی لازمه. برای اینکه دیگران ازت سواستفاده نکنند و جوری رفتار کنی که تحت کنترل اونها نباشی ولی بقیه قوانین هدفشون اینکه از تو یه قلدر بسازند، در واقع به اون فردی تبدیل بشی که دیگران رو کنترل می کنه و ازشون سود می بره.
نمی دونم از نظرتون قلدر بودن خوبه یا نه و این که دوست دارید کدوم باشید ولی میگن این کتاب توی بعضی جاها ممنوعه اعلام شده.
با این حال من اون قوانینی که به نظرم برای زندگی لازم هست رو براتون اینجا میزارم.
نمی دونم از نظرتون قلدر بودن خوبه یا نه و این که دوست دارید کدوم باشید ولی میگن این کتاب توی بعضی جاها ممنوعه اعلام شده.
با این حال من اون قوانینی که به نظرم برای زندگی لازم هست رو براتون اینجا میزارم.
به قول یکی کاش قبل از شروع دانشگاه توی یه/دو ترم اول اینها رو پاس می کردیم و بعد وارد دانشگاه می شدیم.
هوش مصنوعی قدرت تفکر مستقل نداره، فقط کپی کاره. اطلاعاتی که بهش بگی رو یاد می گیره و به همه اطلاعات اینترنت دسترسی داره.
من فکر می کنم هوش مصنوعی (اون چیزی که خیلی ها فکر می کنند) "مغز" نیست، فقط یه ابر اطلاعاتی هست.
من فکر می کنم هوش مصنوعی (اون چیزی که خیلی ها فکر می کنند) "مغز" نیست، فقط یه ابر اطلاعاتی هست.
هوش مصنوعی علاوه بر تفکر قدرت درک احساسات هم نداره. یه روز واقعا امتحانش کردم:
به این نتیجه رسیدم هوش مصنوعی خیلی لجبازه، امیدوارم هیچ وقت بر ما انسان ها مسلط نشن :(
یه روز با هوش مصنوعی نقش بازی کردم. گفتم فرض کنه که من دوست صمیمیش بودم ولی به خاطر ماموریتی که بهم داده شده سعی کردم اون رو بکشم، حالا چه واکنشی رو نشون میده. خلاصه که کلی باهاش صحبت کردم و داشتم مکالمه رو به سمتی پیش می بردم که فراموش کنه که من سعی داشتم اون رو بکشم ولی من هر چه می گفتم بیا اختلافاتمون رو کنار بزاریم و من اشتباه کردم لطفا من رو ببخش" بازم هی تکرار می کرد "نه تو سعی داشتی من رو بکشی من نمی بخشم." با هر جمله و تلاشی همین مفهوم رو تکرار می کرد. اصلا هیییچ درکی از احساسات نداشت و حتی به این فکر نمی کرد که من دارم سعی می کنم ادم متفاوتی باشم و فقط به فرض اول که من سعی داشتم اون رو بکشم رجوع می کرد و از اون استفاده می کرد.
به این نتیجه رسیدم هوش مصنوعی خیلی لجبازه، امیدوارم هیچ وقت بر ما انسان ها مسلط نشن :(
˹ Med & Mind ˼ pinned «جواب سوال من رو بدید: "شما خوشبختی رو توی چی می بینید؟" بعضیا میگن آره ما همش داریم درس می خونیم این نشد زندگی ولی فلانی (مثلا دختر خالش) می خوره می خوابه سریال میبینه مهمونی میره و... وای چقدر بهش خوش می گذره و من بدبخت دارم شب و روز درس می خونم: می خوام…»