توییتر دانشجویان علوم پزشکی
این روزا از جراح مغز و اعصاب راحتتر میشه وقت گرفت تا ناخنکار.
خسته نشدید اینقدر پزشکی رو با ناخن کاری مقایسه کردید؟؟ تفاوت های این دو حرفه از زمین تا آسمونه!! اصلا مقایسه کردنشون منطقی نیست!
+ چقدر از این چنل متنفرم :/
+ چقدر از این چنل متنفرم :/
چند توصیه در مورد اینکه چطور دوران دانشجویی خوبی رو سپری کنیم براتون تایپ می کنم: (البته تاکید می کنم طبق تجربیات الانم(=۲ ترم پیراپزشکی+۲ ترم پزشکی) هست)
چطور دوران دانشجوی رو به خوبی سپری کنیم: (کاملا رک)
مقدمه: خیلیها دانشگاه رو مشابه مدرسه تصور می کنند، محیط دانشگاه چهارچوب متفاوتی نسبت به مدرسه داره و غیر قابل پیش بینی تر از مدرسه هست.
۱. هیچ وقت غیبت کسی رو نکنید، چه استاد و چه دانشجو هیچ فرقی نمی کنه و در اغلب موارد بدستشون رسیده و عواقب خوبی نداره.
۲. با همه دوستی سطحی داشته باشید، حتی اونی که ازش متنفرید. (۱٪احتمال داره بهش نیاز داشته باشید.)
۳. سعی کنید زیاد توی مرکز توجه نباشید. واقعا هیچ سودی برات نداره، اینجا دبستان نیست که سوگلی معلم بشی و نمره بگیری بلکه ۹۹٪ نتیجه عکس داره و بیشتر خودتون رو زیر ذرهبین دیگران قرار میدین و محدوده امنتون رو کوچیکتر می کنید.
۴. کمتر حرف بزنید و بیشتر گوش بدید، اتفاقات زیادی میفته که اگر خوب حواست رو جمع کنی از دستشون نمیدی. آدمهایی که زیاد حرف میزنن بیشتر نقاط ضعفشون رو نشون میدن، در نهایت دایره امنشون کوچیکتر میشه.
۵. توی هیچ درامایی دخالت نکنید. قهرمان بازی شجاعت نیست و دخالت کردن توی مشکلی که هیییچ ارتباطی با تو نداره دیگه مشکل دیگران نیست و تبدیل به مشکل تو میشه.
۶. زیاد به دیگران وابسته نشید، جوری که تمام اسرار زندگیتون و نقاط ضعفتون رو بهشون بگید. هیچ تضمینی نیست که اون به همین صورت دوست شما بمونه.
۷. از دیگران هیچ انتظاری (محبت، دوستی، جبران) نداشته باشید و آماده هر چیزی باشید، مثلا ممکنه طرف فردا برای نفع خودش از شما استفاده کنه.
۸. نگاه بالا به پایین نداشته باشید، چه بین رشته ای و چه بین همکلاسی هاتون. همه آدمها برابرند و جامعه بهشون نیاز داره و در صورتی که تلاش کنند می تونن بهتر از شما باشن.
۹. احترام استاد رو نگه دارید. عصبانی شدن یک استاد حتی می تونه منجر به افتادن درس یا اخراج دانشجو بشه. برخلاف مدرسه اینجا قدرت دست استاده نه عوامل اجرایی.
۱۰. دنبال جنس مخالف نباشید. رمئو و ژولیت و عشق و... برای بچه هاست، مگر اینکه فردی رو ترم های آخر طبق تجربیاتتون تایید کردید و قطعا مطمئن هستید می تونید ادامه زندگیتون رو مسالمت آمیز باهاش ادامه بدید.
#تجربه
˹ Med & Mind ˼
. نگاه بالا به پایین نداشته باشید، چه بین رشته ای و چه بین همکلاسی هاتون. همه آدمها برابرند و جامعه بهشون نیاز داره و در صورتی که تلاش می کنند می تونن بهتر از شما باشن.
یه خاطره:
من ترم دوم بودم. یه روز توی بخش زنان پانسمان زایمان یه بیمار رو عوض کردم و بعد از دقایقی دیدم که پزشک آمده و داره با پرستار های دیگه در مورد اون بیمار بحث میکنه و اونها میگن "نه، ما که اصلا دست بهش نزدیم، ما اصلا نزدیکش هم نشدیم" من متوجه شدم که اون بیمار یه مشکلی داره، رفتم تا از پرستارها/پزشک بپرسم تا اینکه یه استاژر (دانشجوی پزشکی) دیدم که اونجا در جریان اتفاقات هست. توی بیمارستان اینقدر دانشجوها رو کوچیک میشمارند که من حتی جرئت این رو نداشتم تا مستقیم از پزشک/پرستار سوال کنم. خلاصه که از اون دانشجو پرسیدم که این بیمار چه مشکلی داره و اون جمله اول رو که گفت و من به خاطر سر و صدا متوجه نشدم و دوباره پرسیدم، خم شد و جیب چپ من رو نگاه کرد. من اتکیت (که حاوی اسم و رشته هست) رو سمت چپ جیبم وصل می کردم. به طرز واضح و خیلی ضایعی خم شد تا جیب من رو چک کنه! و وقتی که اتیکت رو دید یه لبخند خیلی مضحک زد انگار که من توانایی ذهنی درک اون مسئله رو ندارم (یا شاید خودش بلد نبود) و مثل بچه ها بهم گفت خونش توی چشمت پاشید؟ من گفتم نه، باز خم یه لبخند مضحک زد و گفت چیزیت نمیشه و رفت...
+ اون بیمار مبتلا به هپاتیت بود، خوشبختانه مشکلی برام پیش نیومد ولی خیلی ناراحت شدم که کسی بهم نگفته بود.
الان من بعد از دو سال توی جایگاه اون قرار گرفتم، من هنوز همون آدم ام و با دانشجوی پزشکی شدن ارزش انسانیم یهو ارتقا پیدا نکرده ! فقط ثابت کردم که من هم می تونم اون باشم یا حتی بهتر از اون :)
چند روز پیش سرما خورده بودم. اولین بارم بود که بعد از قبولی به پزشک مراجعه می کنم. من واقعا برای سرما خوردگی دکتر نمیرم چون می دونم با استراحت و دارو های روتین بعد از چند روز تموم میشه. در واقع برای اینکه یک روز نتونستم برم دانشگاه و گواهی بگیرم رفتم. دکتر میانسال و خیلی خوش برخورد بودن. وقتی که علائم رو منظم از روزی که شروع شد برای ایشون توضیح دادم. سریع ازم پرسید "دانشجوی پزشکی هستی؟" وقتی که تایید کردم بازم پرسیدند "فیزیوپاتی؟" من گفتم نه و هنوز ترم دوم هستم. یکم براشون تعحب آور بود که من نحوه present کردن علائم رو چطور یادگرفتم. پرسیدند چطور یادگرفتی که اینقدر خوب present کنی و من گفتم دوست دارم وقتی خودم پزشک شدم بیمارهام به همین صورت علائم رو به من بگن تا بهتر بتونم بیماریشون رو تشخیص بدم.
Nafisjournal
طی تصمیمی ناگهانی اعلام کردن امسال قرار نیست لیسانس به پزشکی برگزار شه
این رو می نویسم برای اینکه تلنگری باشه برای دوستان کنکوری:
اولین و آخرین پلن شما برای رسیدن به خواسته هاتون "کنکوری سراسری" هست و تمام!
آزمون لیسانس به پزشکی اصلا چیه؟همینطور که میبینید انگار که این آزمون امسال لغو شده، شاید برای اینکه طی دو سال اخیر ظرفیت پزشکی رو به حد خیلی زیادی بالا بردند و شاید بودجه کافی برای تربیت پزشکی ندارند. البته من واقعا در جایگاهی نیستم که علتش رو کشف کنم و اینها فقط حدسیات من هست، اگر شما عزیزان علاقمند به پزشکی هستید ازتون خواهش می کنم لطفا برای کنکور سخت تلاش کنید و حقتون رو از کنکور بگیرید تا در آینده دنبال راه های فرعی (همون plan B خودمون) نگردید!!
تصور کنید شما خیلی به رشته پزشکی علاقه داشتید ولی قبول نشدید و یه رشته دیگه قبول شدید، آیا هنوز هم تمایل دارید برای رسیدن به پزشکی تلاش کنید؟ یکی از این راه این بود که بچه ها با هر لیسانسی (پیراپزشکی، حقوق، مهندسی و...) می تونستند توی این آزمون شرکت کنند و برای قبولی می بایست دروس علوم پایه پزشکی (اناتومی، فیزیولوژی و...) رو مطالعه کنند. اگر قبول می شدند می تونستند مستقیم وارد مرحله فیزیوپات پزشکی بشن و در نهایت دکتری عمومی پزشکی بگیرند.
اولین و آخرین پلن شما برای رسیدن به خواسته هاتون "کنکوری سراسری" هست و تمام!
برخی از مطالب مهم رو از کتاب های درسی حذف کردند تا طراح کنکور ازشون سوال سخت طراحی نکنه، مثل چی؟ مثل هم انتقالی، نحوه تشکيل شیلومیکرون و مطالب دیگه ای که بعد از سال ۹۷ از کتاب درسی زیست دهم حذف شدند. بعد از چاپ ۹۸ کتاب زیست دهم یکم لاغرتر شد. می دونید شاید بگید "خب چه خوب شد." ولی این رو در نظر بگیرید که دونستن این مطالب خیلی مهمه و اون آموزش و جدیتی که ما توی دبیرستان برای یادگرفتشون داشتیم رو دیگه توی دانشگاه نداریم و مثلا من دیروز وقتی واژه "شیلومیکرون" به گوشم خورد داشتم به این فکر می کردم که یه روزی من جزئیات تشکيل شدنش رو می دونستم ولی الان فقط یادم میاد برای چی بود و حجم درسها اینقدر زیاده که من دیگه فرصت ندارم جز به جز برای هر کلمه جدید این چنینی تحقیق کنم!
پس کاش توی کتاب درسی بمونن و یه کادر دورشون می کشیدند "طراحی در کنکور 🚫 "
پس کاش توی کتاب درسی بمونن و یه کادر دورشون می کشیدند "طراحی در کنکور 🚫 "
Friday Study!
Phase 3: 20:15 - 21:15
Phase 4: 21:30 - 22:45
UT meds
توجه شما رو به شکایت بیمار و ساعت مراجعه به اورژانس سانتر مرکز استان رو دارم.
جایی زندگی می کنیم که مردم ساعت ۱ شب برای چک کردن فشارخون به بیمارستان مراجعه می کنند :/
این فرم تریاژ هست. یعنی بیمارانی که به اورژانس مراجعه می کنند رو با توجه به وضعیتشون طبقه بندی می کنند و بعد به بیمارانی اولویت میدن که واقعا مشکل اورژانسی داشته باشند نه چنین افرادی... پزشک و پرستار شیفت شب بیدار می مونن تا به بیماران اورژانسی خدمت رسانی کنند تا هر کسی که برای مشکلات جزئی میاد!!
توی بعضی بیمارستان ها که سیستم تریاژ درستی دارند اینجور بیماران رو تا ۹ صبح معطل می کنند تا پزشک های دیگه صبح که وارد بخش میشن اینها رو ویزیت کنند.
این فرم تریاژ هست. یعنی بیمارانی که به اورژانس مراجعه می کنند رو با توجه به وضعیتشون طبقه بندی می کنند و بعد به بیمارانی اولویت میدن که واقعا مشکل اورژانسی داشته باشند نه چنین افرادی... پزشک و پرستار شیفت شب بیدار می مونن تا به بیماران اورژانسی خدمت رسانی کنند تا هر کسی که برای مشکلات جزئی میاد!!
توی بعضی بیمارستان ها که سیستم تریاژ درستی دارند اینجور بیماران رو تا ۹ صبح معطل می کنند تا پزشک های دیگه صبح که وارد بخش میشن اینها رو ویزیت کنند.
یکی از بهترین مثال ها که می تونید سیستم تریاژ رو خوب درک کنین سریال پزشکی Pitt هست که به خوبی این رو نشون میده و البته توی این سریال هم داریم افرادی که از سیستم تریاژ بیمارستان و معطل شدنشون ناراضی هستند و این نشون میده از این آدمها همه جا هست...
موقعیت: تو رشته مورد علاقه ات قبول شدی و یه شب بارونی و نزدیک عید که حال و هوای قشنگی داره، داری آناتومی قلب رو مطالعه می کنی.
برای استرس داشتن زیادی خسته ام :)
هنوز مثل بچگی هام برای کوچیکترین مسئله درسی دچار استرس میشم، البته این ترس و استرس عامل پیشرفتم بوده ولی احساس می کنم الان دیگه کافیه ولی قابل کنترل نیست.
هنوز مثل بچگی هام برای کوچیکترین مسئله درسی دچار استرس میشم، البته این ترس و استرس عامل پیشرفتم بوده ولی احساس می کنم الان دیگه کافیه ولی قابل کنترل نیست.
توی دوره دبیرستان یه همکلاسی داشتم که مغرور بود و جوری رفتار می کرد که انگار دانشجوی پزشکیه، مثلا از معلم زیست می پرسید "چرا قلب دهلیز داره؟" و سوالات عجیب دیگه... وقتی معلم برای اکثرشون جوابی نداشت می گفت "خب، خدا خواسته" بعد همه جا رو پر کرده بود که این معلم بی سواده.
بچه ها واقعا اگر سوال علمی و درسی دارید از معلم بپرسید، سوالات بی پایه و اساسی که دونستن جوابش تاثیری توی کیفیت تحصیلتون نداره نپرسید. شاید اون لحظه بگید "چه خوب، ضایع شد و..." ولی بعدا متوجه میشید که اصلا کار قشنگی نکردید و خاطره اش تا ابد توی ذهن خودتون و همکلاسی هاتون باقی می مونه.
متاسفانه، نمی دونم چرا ولی احساس می کنم اتفاقات منفی دیرتر فراموش میشن. شاید یکی ۷ سال پیش با من رفتار خوبی داشته ولی چرا من فقط اون روزی که دلم رو شکست رو یادم مونده؟! عجیبه، نه؟