امروز خواهرم داشت با صدای بلند عربی حفظ می کرد "هذا طالب لیس مجد، اذهب، یذهبان و..." بعد من داشتم به این فکر می کردم که من چرا اینها رو هنوز فراموش نکردم؟! انگار که بخشی از ظرفیت حافظه ام رو برای همیشه اشغال کردن. خب جای تعجبی هم نداره چون ما 6 سال عربی خوندیم و من به خاطر تاثیرش نمره اش خوب جدی می گرفتم و کمترین نمره عربیم بدون اغراق (و چون مامانم معلم همین درس هست) 19.25 بود.
ولی خب یه سوالی ذهنم رو درگیر کرد. "اینقدر عربی خوندیم برای چی؟؟"
الان من هنوز باب فعال ها و قواعد رو کم و بیش یادمه ولی خب اینها دقیقا چه کاربردی توی زندگی برام داره؟ هیچی! حتی یه عرب هم بیاد صحبت کنه یه جمله هم متوجه نمیشم. کاش حداقل کاربردی تر تدریس می کردن جوری که حداقل زبان عربی رو بفهمیم :(
ولی خب یه سوالی ذهنم رو درگیر کرد. "اینقدر عربی خوندیم برای چی؟؟"
الان من هنوز باب فعال ها و قواعد رو کم و بیش یادمه ولی خب اینها دقیقا چه کاربردی توی زندگی برام داره؟ هیچی! حتی یه عرب هم بیاد صحبت کنه یه جمله هم متوجه نمیشم. کاش حداقل کاربردی تر تدریس می کردن جوری که حداقل زبان عربی رو بفهمیم :(
میدونید مشکل تعطیلات چیه؟
عادت کردن به خونه!!
بعد الان فردا دیگه تعطیل نیست و من از ۱۰ تا صبح تا ۴ بعد از ظهر کلاس دارم و به سختی دارم خودم رو راضی می کنم که "چیزی نیست، مثل روزهای دیگه فردا هم می گذره..."
عادت کردن به خونه!!
بعد الان فردا دیگه تعطیل نیست و من از ۱۰ تا صبح تا ۴ بعد از ظهر کلاس دارم و به سختی دارم خودم رو راضی می کنم که "چیزی نیست، مثل روزهای دیگه فردا هم می گذره..."
دوستان یه مسئله ای رو می خوام براتون شفاف سازی کنم و به نظرم لازمه همه توجه کنید.
این رو طبق #تجربه های اخیر بدست اوردم. گاهی یکی میگه "هیچی نخوندم" ولی نمره کامل می گیره و در مقایسه با یکی که میگه "من خیلی خوندم" نمره اش حتی خیلی بهتر میشه. ولی چطور؟
در کل بهتون توصیه می کنم که سوال "چقدر خوندی؟" رو لطفا از افراد پر تلاش نپرسید، خواهشا.
چرا؟ چون تعریف و دیدگاه هر کسی از "میزان درس خوندن" به تفاوت های فردی بستگی داره، خب؟ به طور مثال کسی که خیلی پر تلاشه و خیلی درس می خونه، از دید اون مثلا روزی 4-5 ساعت درس خوندن خیلی ناچیزه و براش مثل همون "هیچه". خب؟ بعد تو میبینی که موفق شده، ازش می پرسی "از کی شروع کردی" میگه مثلا "4ماه قبل از آزمون" و بعد با خودت میگی "وای مگه میشه توی 4 ماه این حجم رو هندل کرده باشه؟ مگه میشه توی 4 ماه این رتبه رو اورده باشه؟؟" در واقع اون فرد قبل از اون 4 ماه ممکنه حتی به مدت یکی دوسال مطالعه مداوم و روزی 6-7 ساعت داشته باشه ولی چرا میگه 4 ماه قبل از ازمون شروع کردم؟؟ چون اون داره زمانی که شروع کرده به 13-10 ساعت درس خوندن رو بهت میگه و به نظرش این زمان شروع واقعیش بوده.
این رو طبق #تجربه های اخیر بدست اوردم. گاهی یکی میگه "هیچی نخوندم" ولی نمره کامل می گیره و در مقایسه با یکی که میگه "من خیلی خوندم" نمره اش حتی خیلی بهتر میشه. ولی چطور؟
در کل بهتون توصیه می کنم که سوال "چقدر خوندی؟" رو لطفا از افراد پر تلاش نپرسید، خواهشا.
چرا؟ چون تعریف و دیدگاه هر کسی از "میزان درس خوندن" به تفاوت های فردی بستگی داره، خب؟ به طور مثال کسی که خیلی پر تلاشه و خیلی درس می خونه، از دید اون مثلا روزی 4-5 ساعت درس خوندن خیلی ناچیزه و براش مثل همون "هیچه". خب؟ بعد تو میبینی که موفق شده، ازش می پرسی "از کی شروع کردی" میگه مثلا "4ماه قبل از آزمون" و بعد با خودت میگی "وای مگه میشه توی 4 ماه این حجم رو هندل کرده باشه؟ مگه میشه توی 4 ماه این رتبه رو اورده باشه؟؟" در واقع اون فرد قبل از اون 4 ماه ممکنه حتی به مدت یکی دوسال مطالعه مداوم و روزی 6-7 ساعت داشته باشه ولی چرا میگه 4 ماه قبل از ازمون شروع کردم؟؟ چون اون داره زمانی که شروع کرده به 13-10 ساعت درس خوندن رو بهت میگه و به نظرش این زمان شروع واقعیش بوده.
اینجور آدمها پشت پرده تلاش های فوق العاده زیاد قبلیشون رو می پوشانند و فقط زمانی رو در نظر می گیرن که از اونجا پیشرفت واقعیشون شروع شده.
پس مبناتون رو بر این اساس قرار ندید و آدم عاقل هم می فهمه که با هیچ کار نکردن نمیشه توی مدت کوتاه (چه کنکور و چه آزمونهای بعدش، خصوصا بعضیا برای علوم پایه میگن یک ماه 😂) به چنین پیشرفتهایی رسید!
پس مبناتون رو بر این اساس قرار ندید و آدم عاقل هم می فهمه که با هیچ کار نکردن نمیشه توی مدت کوتاه (چه کنکور و چه آزمونهای بعدش، خصوصا بعضیا برای علوم پایه میگن یک ماه 😂) به چنین پیشرفتهایی رسید!
یه مثال برای اینکه بهتر متوجه بشید:
سوال: امروز چیکار کردید؟ پاسخ همه: "هیچ کار"
نفر 1: واقعا هیچ کاری نکرده و کل روز توی اینستا چرخیده و خوابیده.
نفر 2: هدفش این بوده که امروز دو فصل آناتومی بخونه ولی فقط 15 صفحه خونده.
نفر3: هدفش این بوده که 50 صفحه بیوشیمی رو خلاصه نویسی کنه+30 صفحه فیزیولوژی رو مرور کنه+تست های جنین شناسی رو بزنه ولی فقط 50 صفحه بیوشیمی رو خلاصه کرده و 10 صفحه فیزیولوژی رو خونده.
*همه این افراد چون به هدف آرمانیشون عمل نکردند طرز فکرشون اینکه "هیچ کاری" نکردند.
بوک مارک هایی که پیدا کردم تا برای کتابهام درست کنم ^^
درس خوندن گاهی یکنواخت میشه و باید برای لذت بخش کردنش تنوع ایجاد کرد ✨️
درس خوندن گاهی یکنواخت میشه و باید برای لذت بخش کردنش تنوع ایجاد کرد ✨️
می دونید فصل ۳ زیست دوازدهم فصل مورد علاقه من از بین همه فصول زیست بود. چرا؟ چون قاعده خاص خودش رو داشت و اگر قاعده اش رو خوب بلد باشی امکان نداشت دیگه سوالهاش رو غلط بزنی. من واقعا برای یادگرفتنش وقت گذاشتم و تست های زیادی حل کردم و بعد اینقدر خوشحال می شدم که توی کنکور سوالاتش رو میدیدم، با خودم می گفتم "سوالی که هزاررر درصد مطمئنم که درست میزنم."
˹ Med & Mind ˼
می دونید فصل ۳ زیست دوازدهم فصل مورد علاقه من از بین همه فصول زیست بود. چرا؟ چون قاعده خاص خودش رو داشت و اگر قاعده اش رو خوب بلد باشی امکان نداشت دیگه سوالهاش رو غلط بزنی. من واقعا برای یادگرفتنش وقت گذاشتم و تست های زیادی حل کردم و بعد اینقدر خوشحال می شدم…
منابع:
خیلی سبز تک پایه خیلی خوب بود، سوال و تمرین زیاد داشت و تیپ بندی شده بود.
آیکیو هم عالی بود و سطحش اونقدر بالا بود که سرعتم رو موقع انجام دادن سوالات ساده بیشتر کرد.
خیلی سبز تک پایه خیلی خوب بود، سوال و تمرین زیاد داشت و تیپ بندی شده بود.
آیکیو هم عالی بود و سطحش اونقدر بالا بود که سرعتم رو موقع انجام دادن سوالات ساده بیشتر کرد.
ناسا فارسی توئیتر | NASA Farsi
همواره به جلو نگاه کن، حتی اگر همه چیز نابود شده باشد
اگر میشد خودم رو توی زمان های مختلف ملاقات کنم. خود گذشته ام با دیدن من حتما بهم افتخار می کرد، ولی خود آینده ام چی؟
- اون به تو افتخار نمیکرد، بلکه از عمق وجودش تو رو تحسین و تلاش هایی که کردی رو ستایش می کرد.
- اون به تو افتخار نمیکرد، بلکه از عمق وجودش تو رو تحسین و تلاش هایی که کردی رو ستایش می کرد.
توییتر دانشجویان علوم پزشکی
این روزا از جراح مغز و اعصاب راحتتر میشه وقت گرفت تا ناخنکار.
خسته نشدید اینقدر پزشکی رو با ناخن کاری مقایسه کردید؟؟ تفاوت های این دو حرفه از زمین تا آسمونه!! اصلا مقایسه کردنشون منطقی نیست!
+ چقدر از این چنل متنفرم :/
+ چقدر از این چنل متنفرم :/
چند توصیه در مورد اینکه چطور دوران دانشجویی خوبی رو سپری کنیم براتون تایپ می کنم: (البته تاکید می کنم طبق تجربیات الانم(=۲ ترم پیراپزشکی+۲ ترم پزشکی) هست)
چطور دوران دانشجوی رو به خوبی سپری کنیم: (کاملا رک)
مقدمه: خیلیها دانشگاه رو مشابه مدرسه تصور می کنند، محیط دانشگاه چهارچوب متفاوتی نسبت به مدرسه داره و غیر قابل پیش بینی تر از مدرسه هست.
۱. هیچ وقت غیبت کسی رو نکنید، چه استاد و چه دانشجو هیچ فرقی نمی کنه و در اغلب موارد بدستشون رسیده و عواقب خوبی نداره.
۲. با همه دوستی سطحی داشته باشید، حتی اونی که ازش متنفرید. (۱٪احتمال داره بهش نیاز داشته باشید.)
۳. سعی کنید زیاد توی مرکز توجه نباشید. واقعا هیچ سودی برات نداره، اینجا دبستان نیست که سوگلی معلم بشی و نمره بگیری بلکه ۹۹٪ نتیجه عکس داره و بیشتر خودتون رو زیر ذرهبین دیگران قرار میدین و محدوده امنتون رو کوچیکتر می کنید.
۴. کمتر حرف بزنید و بیشتر گوش بدید، اتفاقات زیادی میفته که اگر خوب حواست رو جمع کنی از دستشون نمیدی. آدمهایی که زیاد حرف میزنن بیشتر نقاط ضعفشون رو نشون میدن، در نهایت دایره امنشون کوچیکتر میشه.
۵. توی هیچ درامایی دخالت نکنید. قهرمان بازی شجاعت نیست و دخالت کردن توی مشکلی که هیییچ ارتباطی با تو نداره دیگه مشکل دیگران نیست و تبدیل به مشکل تو میشه.
۶. زیاد به دیگران وابسته نشید، جوری که تمام اسرار زندگیتون و نقاط ضعفتون رو بهشون بگید. هیچ تضمینی نیست که اون به همین صورت دوست شما بمونه.
۷. از دیگران هیچ انتظاری (محبت، دوستی، جبران) نداشته باشید و آماده هر چیزی باشید، مثلا ممکنه طرف فردا برای نفع خودش از شما استفاده کنه.
۸. نگاه بالا به پایین نداشته باشید، چه بین رشته ای و چه بین همکلاسی هاتون. همه آدمها برابرند و جامعه بهشون نیاز داره و در صورتی که تلاش کنند می تونن بهتر از شما باشن.
۹. احترام استاد رو نگه دارید. عصبانی شدن یک استاد حتی می تونه منجر به افتادن درس یا اخراج دانشجو بشه. برخلاف مدرسه اینجا قدرت دست استاده نه عوامل اجرایی.
۱۰. دنبال جنس مخالف نباشید. رمئو و ژولیت و عشق و... برای بچه هاست، مگر اینکه فردی رو ترم های آخر طبق تجربیاتتون تایید کردید و قطعا مطمئن هستید می تونید ادامه زندگیتون رو مسالمت آمیز باهاش ادامه بدید.
#تجربه
˹ Med & Mind ˼
. نگاه بالا به پایین نداشته باشید، چه بین رشته ای و چه بین همکلاسی هاتون. همه آدمها برابرند و جامعه بهشون نیاز داره و در صورتی که تلاش می کنند می تونن بهتر از شما باشن.
یه خاطره:
من ترم دوم بودم. یه روز توی بخش زنان پانسمان زایمان یه بیمار رو عوض کردم و بعد از دقایقی دیدم که پزشک آمده و داره با پرستار های دیگه در مورد اون بیمار بحث میکنه و اونها میگن "نه، ما که اصلا دست بهش نزدیم، ما اصلا نزدیکش هم نشدیم" من متوجه شدم که اون بیمار یه مشکلی داره، رفتم تا از پرستارها/پزشک بپرسم تا اینکه یه استاژر (دانشجوی پزشکی) دیدم که اونجا در جریان اتفاقات هست. توی بیمارستان اینقدر دانشجوها رو کوچیک میشمارند که من حتی جرئت این رو نداشتم تا مستقیم از پزشک/پرستار سوال کنم. خلاصه که از اون دانشجو پرسیدم که این بیمار چه مشکلی داره و اون جمله اول رو که گفت و من به خاطر سر و صدا متوجه نشدم و دوباره پرسیدم، خم شد و جیب چپ من رو نگاه کرد. من اتکیت (که حاوی اسم و رشته هست) رو سمت چپ جیبم وصل می کردم. به طرز واضح و خیلی ضایعی خم شد تا جیب من رو چک کنه! و وقتی که اتیکت رو دید یه لبخند خیلی مضحک زد انگار که من توانایی ذهنی درک اون مسئله رو ندارم (یا شاید خودش بلد نبود) و مثل بچه ها بهم گفت خونش توی چشمت پاشید؟ من گفتم نه، باز خم یه لبخند مضحک زد و گفت چیزیت نمیشه و رفت...
+ اون بیمار مبتلا به هپاتیت بود، خوشبختانه مشکلی برام پیش نیومد ولی خیلی ناراحت شدم که کسی بهم نگفته بود.
الان من بعد از دو سال توی جایگاه اون قرار گرفتم، من هنوز همون آدم ام و با دانشجوی پزشکی شدن ارزش انسانیم یهو ارتقا پیدا نکرده ! فقط ثابت کردم که من هم می تونم اون باشم یا حتی بهتر از اون :)