˹ Med & Mind ˼
434 subscribers
734 photos
120 videos
9 files
101 links
Just a curious medical student 🩺🍓
A quiet corner for books, ideas and medicine 🐦‍⬛📚 .*•°
5/14
-----
منابع
🔗(https://t.me/manabe_man)
-----
ارتباط
🔗ربات ناشناس( @msincrrrbot )
Download Telegram
ᦔꪮᥴ𝕥ꪮ𝕣 ડꪖꪑ
به نظرم باید ظرفیت پرستاری رو ببرن بالا.
می دونید افزایش ظرفیت واقعا راه حل نیست، مسئولین باید زیر ساخت رو درست کنند. هر دانشگاه سالانه کلیییی دانشجو پذیرش می کنه، پس چرا ما بازم کمبود داریم؟؟ چون از شرایط ناراضی اند. وقتی شرایط مساعد نیست مجبور میشن مهاجرت کنند، تغییر شغل بدن و...
توی چنین شرایطی افزایش ظرفیت برای هررر رشته ای مثل پر کردن یک ظرف سوراخ می مونه.
امروز یکی از پزشکان بزرگ شهر رو دعوت کردند تا برای ما سخنرانی کنند. من اون لحظه واقعا ذوق کرده بودم.
چرا؟ چون ایشون جوری با ما صحبت می کردند که انگار ما همکارشون هستیم و این افتخار بزرگی بود.
حتی روز اولین امتحان ترم کلاس جبرانی داریم و حق غر زدن نداریم چون میگن "دانشجوی پزشکی باید سختی بکشه."
خاطره:
امروز ظهر سر کلاس اندیشه استاد داشت در مورد روح و جن و معاد و... حرف می‌زد بعد یه فیلم گذاشت که داشتن یکی رو کفن می کردن و در مورد مردن بود، دخترا اکثرن گریه می کردن وضعیت روحی روانی خیلی بدی بود کلا. یهو این وسط یه پسری که پشت سر من نشسته بود به دوستش گفت "چه دختر خوشگلی شد." (منظورش توی فیلم همون مردی بود که کفن کردن و فقط صورتش بیرون بود، انگار مثل یه چادر بود). بعد من نمی تونستم خندیدنم رو کنترل کنم، به سختی نفس می کشیدم بعد دوستم فکر می کرد دارم گریه می کنم، بهم می گفت آروم باش بابا چیزی نیست و دستم رو گرفت. اون لحظه خندیدن من بیشتر شد، صورتم قرمز شده بود و نفسم بند آمده بود. این استاد هم که حساسه خیلی می ترسیدم الان بیرونم کنه ولی حالت صورتم جوری بود که انگار دارم خفه میشم. خلاصه وضعیت بدی بود، لامپ ها و شیار های دیوار رو شمردم تا خندیدنم تموم بشه.
در حالت عادی یه حرف بی ارزش یا یه نکته خنده دار ممکنه اصلا باعث خندیدن نشه، مثلا ممکنه در نهایت ممکنه یه پوزخند بزنی ولی نمی دونم چرا جاهای حساس که نباید خندید این موضوع صدق نمی کنه.
من درگیر امتحانات هستم بچه ها الان مطلع شدم که به پشت کنکوری ها فرصت ترمیم داده شده.

لطفا خواهشا التماسا (کلمه جدید😔) درستون رو بخونین امسال جمع کنین کار رو. راحت شید از این چرخه معیوب که روح و روانتون رو داره بهم میزنه، خلاص شید از این کنکور!! برای همتون امیدوارم ۴۰۴ کنکور آخرتون باشه.
امتحان داشتن خصوصا یه امتحان مثل کنکور که بازه طولانی از زندگی رو درگیر می کنه، یه جورایی فلج کنندست. ببینید یعنی مجبور میشی همه برنامه هات، روتین هات، تفریحاتت، تایم استراحتت، ورزش کردن، مطالعه های متفرقه ات یا کارهای هنری و ... خلاصه همه کارهای نرمال زندگیت رو براش فدا کنی. امتحانات این روزای من حداکثر یک ماه زندگی من رو درگیر می کنه و کاری جز درس خوندن نمی تونم انجام بدم ولی اونی که چند سال از زندگیش رو داره وقف کنکور می کنه چی؟ ببین چند سال از عمرش رو داره فدا می کنه. پس زود باش دوست من هر چه زودتر از شرش خلاص شو :))
گاهی اوقات در حالی که می دونم کاری رو درست انجام دادم ولی احساس می کنم اشتباه انجامش دادم و این احساس باعث میشه به زحمت بیفتم، مثلا دوباره بررسی کنم و زمان بیشتری صرف کنم.
نگید یه منشی مثل خانم شیرزاد نمی خواید :"))
ارزشیابی اساتید چگونه گذشت؟
با اینکه یه جاهایی یکم از تعداد کمی از اساتید دلخور شدم ولی به همه بسیار خوب دادم 🌱✨️

بیاید امسال مهربون تر باشیم.
- happy 2025 ♥️
بین زندگی که خیال می کردیم و زندگی واقعی مایل ها فاصله است... ولی کسی چه می دونه، شاید تونستیم برای یه بار هم که شده یه اپسیلون از شادی توی رویاهامون رو توی واقعیت تجربه کنیم.
Forwarded from Hidden Chat
سلام خوبی؟؟
ی سوال پشت کنکوری بودن برام یک درامای خاص بود؟
یعنی اذیت میشدی که پشت کنکوری یا نه
و توی دانشگاه مسخره نشدی؟ یا تو فامیل
سلام، در اصل کسایی از جانب فامیل اذیت میشن کسانی هستند که خانواده هاشون خیلی با فامیل در ارتباط اند. خانواده ما رابطه ها اونقدر قوی ندارند که توی زندگی شخصی همدیگر دخالت کنیم، دید و بازدید هامون هم خیلی محدود هست به طور مثال فقط برای عید های خاص ممکنه هم رو ببینیم و با برخی هم کلا قطع رابطه کردیم، اگرچه با اونهایی که رابطه داریم تماس تلفنی ماهانه یا هفتگی داریم.
از بحث فامیل بیرون بیایم، من بار اول که قبول نشدم از جانب خانواده و هیچ کسی اذیت نشدم و اینکه رشته دیگه قبول شده بودم و همه فکر می کردن که من دارم اون رشته رو ادامه میدم در حالی که من دو ترم خوندم و بعد انصراف دادم که دوباره کنکور بدم و هیچ کسی از قضیه انصراف من باخبر نشد تا اینکه خبر قبولی رشته جدید رو بهشون دادیم.
وقتی که می خواستم از رشته قبلی انصراف بدم با اینکه خانواده می دونستند که با انصراف من باید هزینه هنگفتی به دانشگاه بدیم با این حال از انصراف من حمایت کردند.
اینجا هم به این موضوع اشاره کرده ام که من برای رسیدن به پزشکی خیلی سختی کشیدم. انصراف دادن از دانشگاه بار روانی زیادی روی دوشم گذاشته بود و کابوس این رو می دیدم که نکنه اشتباه بزرگی کرده باشم. علاوه بر این همه امتحانات نهایی پایه دوزادهم رو دادم چون نمراتم برای قبل از سال ۴۰۲ بود و باطل بود، تراز ذخیره کنکور هم نداشتم که خیالم راحت باشه چیزی رو از دست نمیدم. در کل از صفر شروع کرده بودم و موفقیتم برام مثل یه معجزه است‌. یکی بهم گفت "بعدا داستانت خوندنی میشه." :))
دوستم از من پرسید که اگر یه روزی آدم هایی که من رو اذیت کردند یا به هر نحوی باعث شدند که من زودتر به این فکر بیفتم که من بدرد اون رشته نمی خورم و باید برگردم و دوباره برای رسیدن به رشته مورد علاقه ام تلاش کنم رو دوباره ببینم چی بهشون می گم؟
گفتم بهشون میگم ممنونم که من از زندگی کردن با دلی پر از حسرت نجات دادین :)
کوئِتیاپین
درس خوندن شخصیتم طوریه که ترجیح می ده برگه ها و تعدادشون رو هی فیزیکی ببینه تا استرسش کم بشه
دقیقا، درس خوندن فیزیکی جدا از اینکه به یادگیری بهتر کمک می کنه فوق العاده لذت بخش هم هست. ذوق درس خودندن با استفاده از لوازم التحریر بیشتر میشه. تصور کن هایلاتر، خودکار، مداد، دفتر و... رو از دست بدی :(