خودم
1 subscriber
66 photos
10 videos
4 files
19 links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داریم میریم خونه ی مدیر گروه برای شب یلدا 😂


🙈😜خنده پاره😜🙈👇👇
👉 @khando_pareh
Forwarded from 🌈رنگین کمان🌈 (🇸​🇦​🇨​🇭​🇱​🇮​)
کمی کنارم بمان، فقط کمی...
قول دهم آسمان به زمین نیاید..!

دستانم را بگیر فقط کمی...
قول دهم آسمان به زمین نیاید..!

کمی راه برو، برایم طنازی کن
این همه سرد نباش..
کمی بخند، فقط کمی..
قول دهم آسمان به زمین نیاید..!

شبی پیشم بمان..
با حرف هایت آرامم کن
چیزی نگو، نگاهم کن، فقط کمی..
قول دهم آسمان به زمین نیاید..!

در آغوشم بگیر گاهی..
تنم را نوازش کن..
من را ببوس کمی، فقط کمی...
قول دهم آسمان به زمین نیاید..!

گاهی نرو..
گاهی بمان..
با نگاهت سیرابم کن..
کمی دوستم بدار، فقط کمی...
قول دهم آسمان به زمین نیاید..!


اما...
رفتی..
نوازشم نکردی..
حتی نگاهم....
حتی در آغوشم نگرفتی...
به گمانم آسمان به زمین آمده استـ...!

#بردیا_محمدپور
👇👇

🌸🍒🌸🍒🌸🍒🌸🍒🌸🍒
👌#عاليه_حتما_بخونيد👇🏻

از عزرائیل پرسیدند:

تابه حال گریه نکردی زمانیکه جان بنی آدمی را میگرفتی؟
عزرائیل جواب داد:
یک بارخندیدم،
یک بارگریه کردم
ویک بارترسیدم.

"خنده ام" زمانی بودکه به من فرمان داده شد جان مردی رابگیرم،اورادرکنارکفاشی یافتم که به کفاش میگفت:کفشم را طوری بدوز که یک سال دوام بیاورد! به حالش خندیدم وجانش راگرفتم..

"گریه ام"زمانی بود که به من دستور داده شدجان زنی رابگیرم، او را دربیابانی گرم وبی درخت و آب یافتم که درحال زایمان بود..منتظرماندم تا نوزادش به دنیا آمد سپس جانش را گرفتم..دلم به حال آن نوزاد بی سرپناه درآن بیابان گرم سوخت وگریه کردم..

"ترسم"زمانی بودکه خداوندبه من امر کرد جان فقیهی را بگیرم نوری ازاتاقش می آمد هرچه نزدیکتر میشدم نور بیشترمی شد و زمانی که جانش را می گرفتم از درخشش چهره اش وحشت زده شدم.. دراین هنگام خداوندفرمود:
میدانی آن عالم نورانی کیست؟..
او همان نوزادی ست که جان مادرش راگرفتی.

من مسئولیت حمایتش را عهده دار بودم هرگز گمان مکن که باوجودمن، موجودی درجهان بی سرپناه خواهد بود!

📚 @haramestan