محمد صدیق دهواری
385 subscribers
309 photos
29 videos
27 files
151 links
مدیر انتشارات کتاب بلوچ
کارشناس میراث فرهنگی صنایع دستی
محقق وپژوهشگر تاریخ اسلام وبلوچستان
Download Telegram
بسم الله الرحمن الرحیم
*سفر من به بلوچستان پاکستان در مردادماه سال گذشته فرصتی ارزشمند فراهم آورد تا از نزدیک با شخصیت‌ها و مراکز فرهنگی این سرزمین آشنا شوم.*
به همت برادران گرامی، جمیل احمد دهوار، دکتر نذیر احمد دهوار، ملک فیصل و ارباب محمدعلی و شکیل احمددهوار و دیگر همراهانشان، *توفیق یافتم به شهر تاریخی کلات سفر کنم و بر مزار یکی از شخصیت‌های علمی و معنوی برجسته‌ی بلوچستان، قاضی عبدالصمد سربازی، حضور یابم.*
*در آنجا فاتحه‌ای نثار روح بلندش کردم و خاطراتی از دهه‌ی شصت را در ذهن مرور نمودم؛ خاطراتی که به‌تدریج در ذهنم نقش بسته بود.*در دهه‌ی شصت، شیخ انور دهواری از پنجگور ترجمه‌ی بلوچی قرآن کریم قاضی عبدالصمد سربازی را به کتاب‌فروشی خالد بن ولید آورده بود و یک دوره‌ی دو جلدی نیز برای مابه منزل آورد که هنوز هم در اختیارمان است. جالب آنکه ماه گذشته، حاجی احمد دهواری جلد نخست آن را دوباره به من هدیه داد.*
هر از گاهی به آن ترجمه مراجعه می‌کردم و به دیدن نام شخصیت‌های بزرگ بر جلد آن، از جمله قاضی عبدالصمد سربازی، مولانا خیرمحمد ندوی و مولوی عیسی کاتب، احساس غرور می‌نمودم.
*شیخ انور برایم توضیح داده بود که بخشی از ترجمه را قاضی عبدالصمد سربازی انجام داده و بخش دیگر را مولانا خیرمحمد ندوی. این موضوع مرا متوجه نکته‌ای اساسی کرد:*
*«تلاش‌های علمای بلوچ برای ترویج زبان بلوچی، تلاشی ستودنی و ماندگار است.»*
چندی پیش نیز مطلب کوتاهی در همین باره نوشتم و با استاد عابد اسکانی‌ رحمه‌الله گفت‌وگویی داشتم که قرار است در سایت تاریخ شفاهی بلوچستان منتشر شود.
*در همان ایام، نسخه‌ی کپی‌شده‌ی دیگری از ترجمه‌ی جزء عم قرآن کریم به بلوچی را نیز دیدم که توسط سید ظهور شاه هاشمی انجام شده بود*
.*در جریان پژوهش‌ها و مصاحبه‌های تاریخ شفاهی‌ام دریافتم که قاضی عبدالصمد سربازی در دوران حکومت بلوچی کلات، سمت قاضی‌القضاتی دربار را برعهده داشت. به پیشنهاد آخرین حاکم کلات، میر احمد یار خان، قرآن کریم را به زبان بلوچی ترجمه کرد؛ اما به دلیل مشغله‌های قضایی توانست تنها نوزده جزء را انجام دهد و یازده جزء دیگر را مولانا خیرمحمد ندوی تکمیل کرد*.
این ترجمه در سال ۱۳۶۵ خورشیدی / ۱۹۸۶ میلادی در پنجگور در دو جلد منتشر شد. تفسیر این ترجمه بر پایه‌ی اثر مولانا شبیراحمد عثمانی است و در واقع «تفسیر و ترجمه‌ی بلوچی قرآن کریم» به شمار می‌آید که توسط مولوی عیسی کتابت شده است.
*جالب اینجاست که در کتاب میر احمد یار خان با عنوان *تاریخ خوانین بلوچ* (که مجموعه‌ای از خاطرات او و شرح چگونگی الحاق کلات به پاکستان است)، نامی از قاضی عبدالصمد سربازی برده نشده است. این کتاب توسط شیخ انور دهواری به فارسی ترجمه و با عنوان *تاریخ قوم بلوچ و سرگذشت بلوچستان* *از سوی انتشارات کتاب بلوچ منتشر شده است.*
از بسیاری از علمای معاصر، از جمله مولوی احمدالله نصرتی و مولوی نورمحمد حسین‌بر؛مولانا نذیر احمد سلامی شنیدم که قاضی عبدالصمد سربازی در دهه پنجاه شمسی، در قالب گروه جماعت تبلیغ به بلوچستان ایران سفر کرده بود و جمعی از علما و مردم عادی، از سراوان تا گُشت و سرباز، ایشان را همراهی می‌کردند.
*در سفری که حاج محمد حسین ریسی به کراچی در دهه شصت داشت، مولوی خیرمحمد ندوی نسخه‌ی دست‌نویس کتاب تاریخ بلوچستان قاضی عبدالصمد سربازی* *را به او نشان داد و حاجی ریسی هزینه‌ی چاپ آن راتقبل کرد**
*ترجمه‌ی قرآن کریم توسط قاضی عبدالصمد سربازی از مهم‌ترین آثار ماندگار اوست. در مقدمه‌ی این ترجمه آمده است که پیش از او نیز مولانا حضوربخش جتوئی قرآن را به زبان بلوچی ترجمه کرده بود.*
*قاضی عبدالصمد سربازی در سال ۱۲۸۱ خورشیدی / ۱۹۰۲ میلادی در روستای دَپکُورِ سرباز به دنیا آمد.* برای تحصیل علوم دینی به مدرسه امینه دهلی رفت و پس از فراغت، مدتی در مدرسه احرارالاسلام کراچی، که توسط مفتی عثمان بلوچ تأسیس شده بود، به تدریس پرداخت و همچنین در انتشار نشریه‌ی البلوچ با وی همکاری داشت.با ورود علمای دیوبند به بلوچستان، روحانیت اهل سنت بلوچ پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب به ترجمه و تفسیر قرآن می‌پرداختند، توفیقی داشتم در نوجوانی در درس ترجمه و تفسیر حضرت مولانا عبدالکریم سعیدی در روستای آسپیچ شرکت کنم، هرچند این فعالیت‌ها مکتوب نمی‌شد.*در اواخر عمر و پس از الحاق بلوچستان به پاکستان، قاضی عبدالصمد سربازی در مدرسه‌ای به نام تعلیم‌الاسلام در کراچی به عنوان سرپرست دارالافتاء منصوب شد*.
ایشان شخصیتی متواضع و در عین حال شجاع در قضاوت بود؛ چنان‌که روزی فردی از خان کلات شکایت کرد و قاضی، خان را احضار نمود و در نهایت به زیان خان حکم داد.
قاضی عبدالصمد سربازی در ۲۲ آذر ۱۳۵۴ خورشیدی / ۱۳ دسامبر ۱۹۷۵ میلادی در خُضدار وفات یافت و در قبرستان شاهی کلات به خاک سپرده شد.
*هرچند افتخار دیدار با قاضی عبدالصمد سربازی را در دوران حیاتش نداشتم، اما زیارت مزار او برایم نعمتی الهی بود. این دیدار فرصتی فراهم ساخت تا با شخصیت علمی، معنوی و مجاهدانه‌ی یکی از چهره‌های بی‌بدیل تاریخ معاصر بلوچستان آشناتر شوم؛ مردی که راهی طولانی پیمود، آثار ارزشمندی از خود به جا گذاشت و نقشی ماندگار در تاریخ فرهنگی و دینی بلوچ‌ها ایفا کرد.*
(محمد صدیق دهواری24/7/1404)
گفتگو با حاجی کریم‌بخش داوودی

مصاحبه کننده : محمد صدیق دهواری
تاریخ : ۱۳۷۹-۱۴۰۴
زمان : یک ساعت و ۴۰ دقیقه
زبان گفتگو : بلوچی
ویرایش : عارف خدابنده


حاجی کریم‌بخش داوودی
پیشگام فرهنگ و رسانه بلوچی
از بنیان‌گذار نخستین برنامه بلوچی در رادیو زاهدان

چه بسیارند مردان و زنانی که در طول سالیان گذشته با همت و تلاش، مردانگی و شهامت، مهمان‌نوازی، خلوص، همراهی و همدلی با مردم، روحانیون، معتمدان و اقشار مختلف، برای عزت، سربلندی و معرفی بلوچستان عزیز کوشیده‌اند و نام نیکی از زادگاهشان در عرصه‌های گوناگون به یادگار گذاشته‌اند. شمار این شخصیت‌های بزرگ کم نیست. هرگاه به آنان می‌اندیشم، طوماری از نام‌های درخشان در ذهنم مرور می‌شود؛ و هرگاه فرصتی دست داده، کوشیده‌ام دین خود را ادا کنم و در معرفی آنان قلمی بزنم.

این‌بار به معرفی شخصیتی می‌پردازم که سال‌ها در عرصه فرهنگ، هنر، ادبیات بلوچی و دین و مذهب استان، در نهایت اخلاص و گمنامی فعالیت کرده است؛ بی‌آنکه در پی شهرت یا تملق دیگران باشد. او معیشت خود را از بازوی خویش تأمین می‌کرد و در کنار فعالیت‌های فرهنگی، هنر زرگری را که میراث اجدادی‌اش بود، حفظ، ترویج و به نسل‌های بعد آموزش می‌داد.

نخستین ارتباط من با ایشان به اردیبهشت ۱۳۷۸ بازمی‌گردد؛ هم‌زمان با همایش بزرگداشت علامه شهداد سراوانی. به توصیه امام بخش دهواری با ایشان تماس گرفتم تا قطعه شعری در وصف شخصیت حضرت مولانا شهداد رحمه‌الله علیه سروده و در همایش قرائت کنند. با استقبال گرم حاج کریم‌بخش مواجه شدم. هرچند خود به دلیل برخی مشکلات نتوانستند در همایش شرکت کنند، اما شعرشان توسط یکی از بزرگان قرائت شد. سال‌ها معاشرت نزدیک و منشی‌گری و امین راز بودن در کنار علمای بزرگی چون علامه شهداد مسکانزهی و مولانا عبدالعزیز ملازاده از ویژگی‌های برجسته شخصیت ایشان بود. بعدها توفیق یافتم در محضرش بنشینم و از خاطرات گران‌بهایش بهره‌مند شوم.

حاج کریم‌بخش داوودی در سال ۱۳۱۷ خورشیدی در “کهنه‌ کلامحمدی” دیده به جهان گشود. در آن زمان، به سنت مرحوم حاج احمدخان دهواری ـ سردار و بزرگ منطقه دهوار ـ برای تمامی نوزادان منطقه، شناسنامه‌ای با نام طایفه دهواری صادر می‌شد تا احساس بیگانگی نکنند. بر همین اساس، شناسنامه ایشان نیز با نام «کریم‌بخش دهواری» صادر شد، اما بعدها فامیلی خود را به «داوودی» تغییر داد. در نبود مدرسه در روستاهای منطقه، برای تحصیل به روستای زنگیان رفت. هم‌زمان با تحصیل در پایه چهارم ابتدایی، در سال ۱۳۲۸ مدرسه‌ای ابتدایی در محمدی در منزل حاج ملاعباس دهواری راه‌اندازی شد. آقایان حقی‌ها، شریف‌مقدم، یوسف‌زهی و بعدها هاشم دهواری از نخستین معلمان و مدیران آن مدرسه بودند.از سال ۱۳۲۹ برای ادامه تحصیل به زاهدان منتقل شد و تا مقطع دبیرستان در آنجا تحصیل کرد. سپس برای ادامه تحصیل به دانشسرای مقدماتی کرمان رفت و در سال ۱۳۳۶ فارغ‌التحصیل شد. در مهر همان سال به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمد.

یکی از مهم‌ترین خدمات فرهنگی حاج کریم‌بخش داوودی، راه‌اندازی برنامه بلوچی در رادیو زاهدان بود. این برنامه ابتدا از طریق یک فرستنده یک‌کیلوواتی پخش می‌شد و ایشان به‌تنهایی مسئولیت نویسندگی، تهیه‌کنندگی و اجرا را برعهده داشت. پس از راه‌اندازی فرستنده صد کیلوواتی، این برنامه به یکی از پرشنونده‌ترین برنامه‌های بلوچی تبدیل شد. آغاز برنامه با شعر معروف بلوچی طنین‌انداز می‌شد:
« بلوچی پیروک وجدء نشان انت
بلوچانی براه و زیب و نشاننت
خدا ء شکرانت که هرکس چو گشاننت
بلوچی مئی وتی شهدین زباننت»
از اقدامات ارزشمند او، سفر به کوئته و کراچی و دیدار با ادیبان و شخصیت‌های ادبی زبان بلوچی و دعوت از آنان برای همکاری با رادیو زاهدان بود. از میان دعوت‌شدگان، تنها استادان بزرگ “اشرف سربازی” و “ملک محمد طوقی” دعوت را پذیرفتند. استخدام استاد اشرف سربازی در صدا و سیما با مشکلاتی همراه بود و حتی مدتی به اعتصاب و عدم پخش برنامه انجامید، اما در نهایت با تلاش حاج کریم‌بخش این گنجینه بی‌نظیر ادبی به رادیو راه یافت. ملک محمد طوقی نیز بعدها به آمریکا رفت و سپس به پاکستان بازگشت.

حاج کریم‌بخش داوودی گنجینه‌ای ارزشمند از تاریخ و فرهنگ بلوچستان است. او سال‌ها با شخصیت‌های برجسته استان حشر و نشر داشت و هم‌اکنون در شهر زاهدان زندگی می‌کند. طی بیش از دو دهه، مصاحبه‌های متعددی با ایشان انجام داده‌ام که از سال ۱۳۷۹ تا امروز ادامه یافته است. این مصاحبه‌ها با همراهی و حضور جمعی از شخصیت‌ها و پژوهشگران فرهنگی و اجتماعی انجام شده که از جمله می‌توان به:
زنده‌یادان فقید عبدالرشید و نجیب دهواری رحمه‌الله،مولوی محمدجعفر محبی،مهندس عبدالسلام بزرگ‌زاده،استاد عیدمحمد نارویی،محمد ملازهی،مهندس محمدرفیع دهواری، دکتر مصطفی سیاسر اشاره کرد.
بخشی از این گفت‌وگوها به همت برادرم محمد عارف خدابنده تدوین شده و در سایت تاریخ شفاهی بلوچستان منتشر گردیده است. در این مصاحبه‌ها، به موضوعاتی چون خاطرات راه‌اندازی رادیو بلوچی، نقش ووردود استادان اشرف سربازی و ملک محمد طوقی، ورود و همراهی با مولوی عبدالعزیز ملازاده و چگونگی ورورد ایشان به زاهدان، نقش و جایگاه استا درمحمد صالح زهی در توسعه سیاسی اجتماعی و بویژه مذهبی و فرهنگی زاهدان و پرداخته شده است. این گفتگوی شفاهی، گوشه‌هایی ناشناخته از تاریخ فرهنگ، رسانه و اجتماع بلوچستان را ثبت کرده‌ و گنجینه‌ای ارزشمند برای پژوهشگران تاریخ معاصر به شمار می‌رود.

متن از محمد صدیق دهواری



در وب سایت تاریخ شفاهی بلوچستان بشنوید

https://orhb.ir/?p=1695


در یوتیوب


https://www.youtube.com/playlist?list=PL2jKVRth7HXXYsIiWBverPmX6kY6Pmg5k
در اسپاتیفای

https://open.spotify.com/show/6wIY4LTguExSy3GGUhzSTb


در کست باکس
https://castbox.fm/channel/id5589964
♦️گرچه در مورد پرونده‌هایی که نقش خیلی بیشتری ‌وجود داشته اصل پرهیز از نمایشی کردن و ابراز آن در جمع یاران، جاری بوده اما در این مورد خاص به دلیل جنبه‌های مثبت آن در تقویت همدلی و همبستگی ملی، بازنشر فایل ویدیویی مذکور و تشکر اینجانب و نیز فایل صوتی ماموستا حسینی مطلوبیت داشت.

✍️با سلام و دعای خیر. خدای بزرگ را بی‌نهایت سپاس که به لطف او و همت شما عزیزان و مردم نیک مان این گره باز شد و جانی از خطر رست.
به شما و خانواده شیرکو و نیز خانواده مقتول که با رضایت خود این فرصت را فراهم‌کردند تبریک می گویم. از جناب آقای محمد صدیق دهواری که معرف پرونده بودند و جناب ماموستا محمد حسینی که مدیریت کمپین را داشتند و سرکار خانم خجسته جعفری که مجدانه پیگیر بودند نیز تشکر می‌کنم. کاش همه آلام انسانی و کشوری با روش بخشش، دوستی و شفقت، مدارا، همدلی و همبستگی کاهش یاید و کام مردمان، طعم شیرین زندگی را بچشد.
البته من شرمنده‌ام که در این کار بزرگ، سهم درخور توجهی نداشتم اما لطف کثیر سرور گرامی مان بود که ذکر خیری از بنده داشته باشند.
نکته بسیار مهم در فرمایش ماموستا لقمان، پیامی است که نشان می‌دهد به رغم تلاش های گسترده ایران ستیزان، در ایران عزیزمان، ما مرزبندی و صف‌بندی اقوام نداریم و همه با حفظ هویت های مذهبی و قومی شان، به عنوان ایرانی و انسان، پشتیبان همدیگر هستند و این پیام وحدت بخش و گرانسنگی است که باید دیده و شنیده شود.
درونت به تأیید حق شاد باد
دل و دین و اقلیمت آباد باد
جهان آفرین بر تو رحمت کناد
دگر هرچه گویم فسانه‌ست و باد
همینت بس از کردگار مجید
که توفیق خیرت بود بر مزید(سعدی علیه الرحمه)
با مهر
عمادالدین باقی
دوشنبه ۵ آبان ۱۴۰۴

📡 کانال گفتارهای باقی
https://t.me/emadbaghi
گفتگو با دکتر محمد اریش

مصاحبه کننده : محمد صدیق دهواری
تاریخ : مهر ماه ۱۴۰۳
زمان : یک ساعت و ۴۳ دقیقه
زبان گفتگو : بلوچی
ویرایش : عارف خدابنده


دکتر محمد اریش از چهره‌های علمی برجسته و از پزشکان پیشگام سیستان و بلوچستان است که نام او در عرصه چشم‌پزشکی ایران و جهان با افتخار یاد می‌شود.
ایشان زاده‌ی سال ۱۳۳۴ در خانواده‌ای اهل علم و طریقت چشم به جهان گشود. دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی خود را در کویت گذراند و سپس برای تحصیلات عالیه به دانشگاه کراچی پاکستان رفت. در ادامه، تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه کمبریج لندن ادامه داد و سپس موفق به اخذ مدرک فوق‌تخصصی در رشته‌ی نوراُفتالمولوژی و گلوکوم از دانشگاه سلطنتی جراحان ادینبرو و دانشگاه سلطنتی جراحان و پزشکان ایرلند گردیدپدرش از پیروان طریقت قادریه بود؛ هنگامی‌که محمد جوان تصمیم به تحصیل در رشته پزشکی گرفت، پدرش برای مشورت و اطمینان خاطر، رهسپار بغداد شد و در آرامگاه شیخ عبدالقادر گیَلانی با یکی از پیران طریقت قادریه دیدار و مشورت کرد. که با پاسخ مثبت و موافقت مسیر پزشکی را ادامه داد
دکتر اریش.در گردهمایی جهانی گلوکوم در انگلستان، روشی نوین برای جراحی بیماران گلوکوم ارائه کرد که با نام «ایران» به ثبت رسیده است. این دستاورد، افتخاری جهانی برای پزشکی ایران و بلوچستان به شمار می‌آید. پیش از این نیز دکتر اریش در همایش‌ها و کنگره‌های علمی بین‌المللی متعدد شرکت کرده و مقالات متعددی در زمینه چشم‌پزشکی و علوم بینایی ارائه داده است.
پس از سال‌ها زندگی و پژوهش در محیط‌های علمی خارج از کشور، دکتر اریش خدمت در بلوچستان را بر اقامت درخارج ترجیح داد. و به زاهدان بازگشت و با همت و فروتنی، از پیشگامان خدمات درمانی نوین در استان شد. در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان به عنوان دانشیار چشم، در کنار آموزش، پژوهش و داوری پایان‌نامه‌های تخصصی، به درمان بیماران نیز می‌پردازد. همچنین، معاون آموزشی بیمارستان تخصصی الزهرا(س) زاهدان و بازرس انجمن چشم‌پزشکی استان سیستان و بلوچستان در کارنامه اجرائی دارد.
تاکنون بیش از صدها عمل جراحی چشم از جمله آب‌مروارید، ناخنک، مجرای اشکی، لازِک، لیزیک، پی‌آرکی، و درمان آب‌سیاه (گلوکوم) را انجام داده و در بسیاری از موارد با روش‌های ابتکاری و کم‌تهاجمی (بدون بخیه) بیماران را درمان کرده است.
با وجود سال‌ها تحصیل و کار در بیرون از مرزهای ایران، دکتر اریش هویت فرهنگی و زبان مادری بلوچی را با افتخار حفظ کرده است. او در کنار زبان فارسی، با مردم و بیمارانش به زبان بلوچی سخن می‌گوید و پیوند خود را با زادگاه پدری‌اش، کیشکور، همچنان زنده نگه داشته است.
در چهاردهمین جشنواره چشم‌پزشکی ایران، او به عنوان پزشک موفق کشور برگزیده شد؛ و از دید جامعه پزشکی ایران، نمونه‌ای از پزشکانی است که «دانش جهانی را در خدمت مردم خویش» قرار داده‌اند.
در این گفتگو از تولد و تحصیلات خود در کویت و کراچی و لندن و سوابق خانوادگی، حمله صدام به کویت و بازگشت به وطن سخن می گوید.


در وب سایت تاریخ شفاهی بلوچستان بشنوید

https://orhb.ir/?p=1728


در یوتیوب


https://www.youtube.com/playlist?list=PL2jKVRth7HXXYsIiWBverPmX6kY6Pmg5k
در اسپاتیفای

https://open.spotify.com/show/6wIY4LTguExSy3GGUhzSTb


در کست باکس
https://castbox.fm/channel/id5589964
*«سراوان؛ کانون نور و عرفان: زندگی و سلوک خواجه محمد مرشد»*
*سرزمین سراوان در بلوچستان، از دیرباز کانون نور، عرفان و فرهنگ بوده است؛ دیاری که سنگ‌نگاره‌های ده‌هزارساله، مسجد جامع دزک، مقبره سلطان بابا حاجی و مکتب‌خانه‌های تاریخی و سلسله‌ای از عارفان و عالمان بزرگ، هویت آن را شکل داده‌اند*
در سالیان اخیر نیز نحله‌های فکری معاصر در آن ظهور نمودند. در میان این سلسله نورانی، نام خواجه محمد مرشد – که مردم او را «واجه مرشد» می‌نامند – همچون قله‌ای بلند می‌درخشد؛ عارفی که بیش از دویست و هفتادسال پیش در شهر محمدی سراوان دیده به جهان گشود و با شعر، سلوک، ارشاد و بنیان‌گذاری شیوهٔ خاص عرفانی خود، نقشی ماندگار در فرهنگ بلوچستان برجای گذاشت. گرچه برخی روایات زادروزش را نیز به صدوهفتاد سال نیز ذکر می‌کنند.
خواجه مرشد از خاندان سادات حسنی بود؛ سلسله‌نسب او با بیست‌وچند واسطه به امام حسن مجتبی (ع) می‌رسد. پدرش ملأ موسی از عالمان طراز اول زمانه بود و در میان مردم به عدالت، پارسایی و قضاوت پاک‌دست شهرت داشت.
پس از وفات پدر، مرشد خردسال همراه مادرش بی‌بی شیرین در میان طایفه دهواری و در منطقه آسپیچ و محمدی زندگی کرد تا اینکه خواجه عبدالرحیم (حاجی صاحب) – از عارفان بزرگ و خلیفه خواجه محمد معصوم باظفر – او را در هفت یا نه‌سالگی یافت و به تعلیم و تربیت عرفانی پرداخت.
*بر پایه آنچه پیروان طریقه نقشبندی اظهار می‌دارند: مرشد در سلسلهٔ نقشبندیه پرورده شد؛ سلسله‌ای که از حضرت ابوبکر صدیق (رض) آغاز می‌شود و از امام جعفر صادق (ع)، بایزید بسطامی، خواجه عبدالخالق غجدوانی، خواجه نقشبند، خواجه احرار، امام ربانی مجدد الف ثانی و خواجه معصوم باظفر عبور کرده و به حاجی صاحب و سپس خواجه مرشد می‌رسد.*
در جوانی چنان در جذبه الهی غرق شد که مریدان فراوان یافت و مجالس ذکر و سماع او در سراوان بی‌سابقه بود. کرامات فراوانی به او نسبت داده‌اند؛ از جمله داستان مشهور «آتش و پنبه» که قاضی زمان را به مقام معنوی او واقف ساخت. در دوره‌ای میان‌سالی، مرشد به توصیه پیرش به چله خانه شنگاسکی در کوهپایه سیاهان پناه برد و سال‌های طولانی در ریاضت و خلوت به سر برد. این دوران، زمان شکوفایی کامل عرفان و شعر او بود.
قبله‌نمایی دقیق غار، حوضچه وضو و آثار سکونت طولانی، همگی نشان می‌دهد که این محل، خانقاه طبیعی مرشد بوده است.
*بسیاری از بهترین غزلیات او که در دیوانش آمده، محصول همین خلوت است؛ چنان‌که خود می‌گوید:
*«دلم گم کرده می‌جویم، چهل سال است نمی‌یابم*
*شده در زلف او پیچان، به‌جز آن را نمی‌دانم»*
مرشد شاگردان زیادی تربیت کرد؛ بسیاری از عارفان و عالمان سراوان از تربیت‌یافتگان مستقیم یا غیرمستقیم او هستند.
*دیوان او شامل حدود *۱۵۰۰ بند غزل، قصیده، مثنوی و رباعی* *است؛ گنجینه‌ای که امروز یکی از کهن‌ترین اسناد عرفان و زبان فارسی در بلوچستان به شمار می‌رود که در سالیان اخیر با تصحیح استاد نوید دهواری از سوی انتشارات کتاب بلوچ چاپ ومنتشر شد*
با وجود فصاحت و زیبایی، زبان اودر شعر پیچیده و دشوار نیست. مخاطب او مردم‌اند و سخنش برای آنان قابل‌فهم است.
مقبره او در *شهر محمدی* قرار دارد. و در پرونده‌های ثبت آثار فرهنگی استان سیستان و بلوچستان جایگاهی ویژه یافته است.
عرفان خواجه مرشد، آمیزه‌ای از:
*سلوک نقشبندی، بی‌خودی عاشقانه، قلندری‌گری معنوی، ترک ماسوی‌الله و عملی، ذاکرانه، عاشقانه و مردمی* است؛ نه منزوی از جامعه، بلکه راهنما و مربی معنوی مردم به طوری که براساس روایات شفاهی مردم دهواری واجه مرشد به همراهی سردار قادربخش دهواری نقشه قلعه محمدی را پایه ریزی نموده است و نمونه‌ای از معماری مردم‌مدار و نظام اجتماعی آن دوره است.
*بسیاری از غزل‌های او برای اجرای موسیقی عرفانی و دف‌نوازی سروده شده و ریتمی سماعی دارد:*
*«ما لؤلؤ بحر لامکانیم*
*در بند صدف نهان نمانیم»*
با وجودی کخ اشعار وی سماعی و عاشقانه است، اما ریشه‌های قرآنی و حدیثی در اشعارش هویداست.
بازماندگان ایشان هم اکنون در شهرستان سراوان سکونت دارند
باهدف برزگداشت و تکریم واجه مرشد همایشی با همکاری شهرداری محمدی و اداره میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشکری سراوان در فروردین 1389 همچنین کنگره شعر استانی واجه مرشد با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی این شهرستان در مهرماه 1393 برگزار شد علاقه مندان جهت مشاهده فیلم هر دو مراسم به کانال یوتویپ

https://www.youtube.com/@DehvariSeddig

اینجانب مراجعه نمایند. (محمد صدیق دهواری 30/8/1404)
برگی دیگر از آرشیو شخصی این‌جانب
پس از گذشت
۲۳ سال و ۵ ماه و ۱۹ روز
راه‌اندازی موزه زنده کلپورگان در خرداد ۱۳۸۱،
کارگاه اولیه سفالگری در سال ۱۳۵۴ با تلاش و معرفی مرحوم سید امان‌الله سید زاده احداث‌شده بود، فعالیت آن تا سال‌ها ادامه یافت تا اینکه در دهه هفتاد متوقف شد پس از حدود نزدیک یک دهه رکود در هنر سفالگری روستای کلپورگان، باهمت مهندس عبدالسلام بزرگ‌زاده (مدیرکل وقت صنایع‌دستی) و مرحوم دلمراد دهواری به همراه صنعتگران سفال‌کلپورگان، جان تازه‌ای گرفت و با پیگیری حاج عظیم بارک زهی رئیس وقت میراث فرهنگی سراوان به‌عنوان «موزه زنده» به ثبت رسید و در خرداد 1381 طی مراسمی رسماً در روستای کلپورگان با حضور مسولان کشوری ثبت آن اعلام شد.که کوشش همه این عزیزان قابل تقدیر و تشکر است
در آیین افتتاح موزه، مولانا سید عبدالصمد ساداتی امام‌جمعه محترم اهل سنت سراوان و مدیر حوزه علمیه دارالعلوم زنگیان از شخصیت‌های ملی محبوب و مرحوم محمد اژنده ـ فرماندار وقت و از چهره‌های مردمی و پیگیر توسعه شهرستان سراوان ـ قیومی مدیرکل موزه‌های میراث فرهنگی کشور، بهلولی مدیرکل میراث فرهنگی استان سخنرانی کردند و بر اهمیت پاسداری از این میراث کهن تأکید نمودند.
اجرای مراسم توسط محمد نور طاهری انجام شد، عبدالغنی ملک‌زاده به قرائت شعر پرداخت و مرحوم بهادر باران زهی به همراه ابوالقاسم حسینی نژاد و گروهشان، اجرای موسیقی عرفانی را بر عهده داشتند.
در همان روز، مصاحبه‌ای نیز با مهندس قیومی مدیرکل موزه‌ها سازمان میراث فرهنگی کشور داشتم که اکنون پس از گذشت ۲۳ سال، آن را به شما تقدیم می‌کنم
این فیلم توسط استاد ارجمندم جناب آقای مهدی نجار پیشه ضبط شد و اولین تجربه و گزارش تلویزنی ام بود
یاد و خاطره تمامی عزیزان حاضر در آن روز، به‌ویژه هنرمندان، صنعتگران و رفتگان عزیز همچون مرحوم نعیم بزرگ‌زاده، مرحوم دلمراد دهواری، حاجی پطی محمد دهواری از کارکنان بازنشسته کارگاه سفال و همچنین چهره‌های خدمت گذار در فرمانداری سراوان ازجمله محمد اژنده و صفدر دانش شهرکی گرامی باد.
در این سال‌ها اقدامات ارزشمندی برای رونق. معرفی سفال‌گری انجام‌شده است که قابل‌تقدیر است اعم از مدیران ستادی کشور، مدیران و کارشناسان استانی و شهرستانی و رسانه‌ها و بیشترین سهم و مشارکت از اهالی خوب کلپورگان و به‌ویژه صنعتگران می‌باشد.
کوشش حاج منصور ملک‌زاده؛ بهمن دهواری؛ امان‌الله دهواری و ثریا سیدزاده در مشارکت و همراهی نیز قابل اجر گذاری است. (محمد صدیق دهواری
6/9/1404) #بلوچستان #موزه #دهواری #محمد #میراث #کلپورگان #سفالگری#بزرگ زاده ـ عبدالسلام #طوایف#سراوان
*برشی کوتاه از جلسه تودیع و معارفه فرمانداران سراوان – آذرماه ۱۳۸۴*
در این جلسه، تودیع *آقای احمدعلی موهبتی* و معارفه *آقای سید عبدالحسین سجادی* برگزار شد.
اولین فرماندار سراوان پس از انقلاب، *حاج احمد زراعی*، اهل سراوان، بود که پیش از آن ریاست اداره دارایی را بر عهده داشت و با حکم وزیر کشور در ۲۷ بهمن ۱۳۵۷ به‌عنوان سرپرست فرمانداری سراوان منصوب شد. پس از ایشان، آقای ابراهیمی فرمانداری سراوان را بر عهده گرفت که دوران فرمانداری وی با بحران‌هایی همراه بود.
سپس *آقای خطیبی* به‌عنوان فرماندار سراوان منصوب شد و بعدها تا مقام معاون وزیر نفت و ریاست سازمان اوپک ارتقا یافت. پس‌ازآن، فرماندارانی چون *دلاور، توکلی، مالکی، سنای،ملکی نژاد،،سرحدی، طاهری، مسلمی امیرانی و محمد آژنده* سراوان را مدیریت کردند.
در سال ۱۳۸۲، *آقای احمدعلی موهبتی* جایگزین *آقای محمد آژنده* شد و وی نیز تا معاون وزیر کشور در دولت پزشکیان ارتقا یافت. در دولت دکتر محمود احمدی‌نژاد، فرماندار بومی استان سیستان و بلوچستان از ایرانشهر، *آقای سید عبدالحسین سجادی*، منصوب شد.
هر یک از این فرمانداران کارنامه‌ای درخشان و قابل‌تحسین داشتند و به‌ویژه *آقایان محمد آزنده، موهبتی و سجادی*که خدمات آنان را ازنزدیک دیدم،خدمات ماندگاری در سراوان انجام دادند. ازجمله اقدامات قابل‌توجه آنان می‌توان به:
* احداث و راه‌اندازی دانشگاه، ایجاد بازارچه‌های مرزی، تأسیس دبیرستان‌ها و مراکز آموزشی، واگذاری ۵۰ هکتار زمین برای مصلی و مجتمع فرهنگی*اشاره کرد.
در این جلسه که پس از بیست سال برشی از آن منتشر می‌شود، بخشی از سخنان *آقایان موهبتی، سجادی و بهمن دهواری*، رئیس شورای اسلامی شهرستان و بخش مرکزی، به اشتراک گذاشته شد.
اینجانب ضمن تقدیر از خدمات همه فرمانداران، به ویژه *آقایان محمد آزنده، موهبتی و سجادی*، و دعای مغفرت برای فرمانداران فقید *مسلمی امیرانی و محمد آزنده* و آرزوی طول عمر با عزت برای سایر فرمانداران وقت خواستارم..(محمد صدیق دهواری 6/9/1404)
#فرماندار#سراوان#بلوچستاه#موهبتی#سجادی#خطیبی#,توکلی#مالکی#دهواری#محمدـصدیق
موسیقی عرفانی سراوان؛ پیوند کهن تصوف و فرهنگ بلوچ
موسیقی عرفانی در شهرستان سراوان، یادگار آیین‌های کهنی است که ریشه در تصوف اسلامی، سنت‌های بومی و اشعار ادیبان و عرفای ایرانی دارد. این نوع موسیقی که بیش از پنج قرن قدمت دارد، نه‌تنها جلوه‌ای از هنر دینی و معنوی است، بلکه بازتابی از هویت فرهنگی بلوچ‌ها در منطقه‌ای فراتر از مرزهای جغرافیایی امروزی است.
تداوم سنتی کهن در بستر عرفان اسلامی
با ورود اسلام در سده نخست هجری، بسیاری از سنت‌های پیشین بلوچ‌ها در صورت عدم تعارض با آموزه‌های اسلامی، حفظ شدند. از آن زمان، سراوان که پیش‌تر نیز جایگاهی علمی و فرهنگی داشته است، به یکی از مراکز مهم طریقت و تصوف در بلوچستان بدل شد. در این فضا، موسیقی عرفانی به‌عنوان یکی از ابزارهای ارتباط با معنویت و ذکر، رشد و بالندگی یافت. سادات نقشبندی، پیران طریقت و گروه‌هایی از اهل سنت تصوف‌گرا، همگی در ترویج این موسیقی نقش داشتند.
ابزار و اشعار در خدمت معنا
سازهای اصلی این نوع موسیقی شامل رباب، تنبورک، دهلک و قیچک هستند. اشعار حافظ، سعدی، مولانا، عطار و شمس تبریزی به‌همراه اشعار عرفانی محلی، همچون آثار خواجه محمد مرشد، صاحب نبی‌بخش، خواجه حضوری، ملأ حسن و صاحب عبدالروئوف، توسط گروه‌های موسیقی سنتی اجرا می‌شود. این گروه‌ها عمدتاً در روستاهای کلپورگان، دهک، پیرآباد، موسیقیکلاه ماشکید و گورناگان فعال‌اند.
گروه‌های عرفانی کلپورگان، دهک و پیرآباد از شناخته‌شده‌ترین مجموعه‌های موسیقی سنتی در سراوان هستند. اجراهای آنان، به‌ویژه در مناسبت‌های مذهبی همچون مولودی‌خوانی و ذکرهای شبانه، حال و هوای معنوی خاصی به محفل می‌بخشند.
استاد ابوالقاسم حسینی نژاد و دیگر گروه ها همچنان ساز رباب را حفظ نموده اند این کلیپ توسط استاد بزرگوارم نجار پیشه گرفته شده است(محمد صدیق دهواری ۸/۹/۱۴۰۴)#موسیقی##بلوچستان #سراوان #دهواری #محمد #انتشارات #کلپورگان #موزه #موزه #میراث_فرهنگی #عرفان #تصوف_عرفان #نجار پیشه#ابوالقاسم
*به مناسبت برگزاری دهمین کاروان ترویج بهره‌وری کشاورزی ویژه روز جهانی خاک که به همت مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان سراوان در سالن اجتماعات جدیدالاحداث شهرداری محمدی برگزار شد، علاوه بر سخنرانی کارشناسان در زمینه‌ی خاک و جایگاه آن در کشاورزی،* *فرصتی فراهم شد تا در سخنانی کوتاه به اهمیت و منزلت خاک در آموزه‌های اسلامی، آیات قرآن کریم و روایات نبوی اشاره کنم.*
*خاک در معارف اسلامی جایگاهی والا دارد؛*
*خاکی که بر آن سجده می‌کنیم، بر آن نماز می‌خوانیم، و در نبود آب، به‌عنوان جایگزین طهارت در تیمم به کار می‌رود.*
*در فرهنگ بلوچ، خاک نه‌تنها جایگاه طبیعی و زیست‌محیطی دارد، بلکه در زبان مردم نیز هر یک از خاک ها*
*واژگان متعددی دارند واژگانی مانند:*
ملک، ڈَل، ڈک، گل‌هَاجَک، سنگلَک، کوڈام، ڈوک،
گل‌هاجک ماده‌ی اولیه‌ی سفال هفت‌هزارساله‌ی کلپورگان است میراثی که امروز نیز مایه‌ی افتخار بلوچستان و ایران است و به عنوان موزه زنده در دنیا از جایگاه ویژه ای برخورد است
امید است پژوهشگران فرهنگ بلوچ، مجموعه‌ای جامع از ضرب‌المثل‌ها، واژگان، روایت‌ها، داستان‌ها و باورهای مرتبط با خاک در فرهنگ بلوچ را گردآوری و ثبت کنند؛ چرا که این حوزه از غنای فرهنگی و مردم‌شناختی بسیاری برخوردار است.
همچنین از ریاست محترم مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان سراوان، جناب آقای حاج ایرج رستم‌زهی که شهرداری محمدی را برای برگزاری این مراسم برگزیدند، صمیمانه تقدیر و تشکر می‌کنم.
شهر محمدی که در سال ۱۳۸۸ از روستا به شهر ارتقا یافت، در طول این سال‌ها به همت شهرداران ، مسیر عمران، آبادانی و توسعه را با تلاش‌های قابل‌تقدیر پیموده است. شایسته است از زحمات یکایک شهرداران این شهر ارزشمند، سپاسگزاری نمایم از مهندس حاج بهروز دهواری برای راه اندازی سالن اجتماعات تشکر ویژه دارم (محمد صدیق دهواری ۱۴۰۴/۹/۱۲)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته ‌
در اردیبهشت 1378در مسجد جامع نور سراوان همایش بزرگداشت علامه محمد شهداد سراوانی را با برادر عزیزم زنده یاد محمد عارف دهواری و جمعی از علما و شخصیت ها و شیخ شهید علی دهواری و حضرت مولانا سید عبدالصمد ساداتی برگزار نمودیم در. این همایش شخصیت های از داخل و خارج استان به بررسی ابعاد زندگی و نقش علما پرداختند
من نیز در مقاله ای به بررسی زندگی نامه و خدمات علامه محمد شهداد مسکان زهی پرداختم که اینجا تقدیم حضورتان می گردد #بلوچستان#استاد #دیوبند# مولوی#مولوی شهداد#مسکان زهی #اهل سنت#روحانیت#
شامگاه سه‌شنبه در حوالی ارگ کریم‌خان شیراز، جوان بلوچ «سامان محمدحسنی (براهویی)» درحالی‌که برای پایان‌دادن به مزاحمت دو مرد برای یک دختر تذکر داده بود، با ضربه تیزی به گردن هدف قرار گرفت و جان باخت.
اینجانب با اندوه عمیق، ضمن تسلیت به خانواده داغدار و طلب غفران الهی برای این جوان مظلوم، با آنان ابراز همدردی می‌کنم. همچنین از کسانی که قاتل را مهار کرده و بلافاصله تحویل مراجع قضائی دادند، تقدیر و تشکر می‌نمایم؛ اقدامی که مانع فرار مجرم شد
این حادثه در بلوچستان بازتاب گسترده‌ای داشته و گلایه عمومی از سکوت رسمی رسانه‌های معتبر کشور به‌حق است. نبود اطلاع‌رسانی شفاف، افکار عمومی را ناچار به رجوع به رسانه‌های غیر معتبر کرده و این خود به ابهام‌ها و نگرانی‌ها افزوده است.
جامعه بلوچ و فعالان مدنی انتظار دارند دادگستری و نیروی انتظامی شیراز گزارش روشن و رسمی درباره روند پرونده، نوع اتهام، نتایج تحقیقات و وضعیت متهم ارائه دهند. (تا لحظه تنظیم این متن، موردی مشاهده نکردم) حمایت حقوقی و اجتماعی از خانواده شهید قهرمان سامان محمد حسنی و فراهم‌شدن امکان حضور وکلای توانمند—چه از میان وکلای بلوچ و چه از شیراز—ضرورتی قطعی و غیرقابل‌چشم‌پوشی است.
درحالی‌که در موارد مشابه، رسانه‌ها و نهادهای مسئول واکنش سریع‌تری برای آگاه‌سازی افکار عمومی و قدردانی از اقدام جوانان داشته‌اند، امید است این پرونده سریع تر رسیدگی گردد.(محمد صدیق دهواری(20/9/1404)
«از لغو تابعیت تا روایت‌سازی امنیتی؛ السجال العربیه و پشت‌پردهٔ حملهٔ هماهنگ به السویدان، الراشد و اخوان‌المسلمین»
بسم‌الله الرحمن الرحیم
برنامه «السجال» شبکه العربیه بار دیگر رویکرد انتقادی و تخریبی‌اش نسبت به جریان‌های اسلامی، به‌ویژه اخوان‌المسلمین را سه‌شنبه هفته پیش تکرار کرد. در این برنامه، لغو تابعیت دکتر «طارق السویدان» از سوی کشور کویت بهانه‌ای شد تا مجموعه‌ای از «ادعاهای رسانه‌ای» درباره شخصیت، اندیشه و ارتباطات او مطرح شود. همچنین شخصیت علمی و فکری استاد فقید «محمد احمد الراشد» نیز با تعابیری تحریک‌آمیز و غیر مستند هدف قرار گرفت.
در این برنامه که توسط «مشاری الذایدی» اجرا و در صفحه اینستاگرام العربیه نیز بخش‌هایی از آن منتشر شد، همراه با کارشناس ثابت برنامه، عبدالله بن بجاد (نویسنده و پژوهشگر سعودی)، از لغو تابعیت دکتر السویدان استقبال شد.
بررسی محتوای رسانه‌ای وابسته به این برنامه نشان می‌دهد حملاتی سازمان‌یافته علیه اخوان‌المسلمین و شخص دکتر السویدان از مدت‌ها پیش آغازشده بود و لغو تابعیت ایشان تنها بهانه‌ای برای تشدید این حملات شد. در این راستا، حتی استاد فقید «عبدالمنعم صالح العزی»، مشهور به «محمد احمد الراشد»، نیز هدف قرار گرفت.
کارشناس برنامه استاد الراشد را «نبیّ اخوانِ خلیج» و مجری او را «خطرناک‌ترین نظریه‌پرداز» معرفی می‌کنند و درباره کتاب «المسار» ادعا می‌شود که استاد آن را «منهج السیف السلفی» نامیده است.
همچنین دکتر السویدان به‌عنوان فردی «تشکیلاتی» و کاملاً وابسته به اخوان معرفی‌شده و ادعا شد که از دوران کودکی با این جریان همراه بوده و اندیشه‌های «سید قطب» و «تفسیر فی ظلال القرآن» بر شخصیت و مسیر فکری او تأثیر عمیقی گذاشته است. علاوه بر این، مدعی شده‌اند که دکتر طارق السویدان از فتاوا و آرای «شیخ یوسف القرضاوی» تأثیر پذیرفته و خود را شاگرد استاد الراشد می‌داند؛ کسی که به‌گفته آن‌ها بر «خروج علیه نظام‌های حاکم» و «نفوذ در مراکز نظامی» تأکید داشته است.
این ادعاها از چند منظر قابل توجه‌اند:
1. تأثیر فکری استاد الراشد بر دکتر السویدان و دیگر شخصیت‌ها در جهان اسلام انکارناپذیر است. استاد پس از هجرت از عراق در کویت مستقر شد، سپس در امارات فعالیت کرد و تشکیلات موجود اخوان المسلمین را در این کشورها سازماندهی و مجله «المجتمع» رادر کویت به غنای فکری رساند.
2. استاد الراشد یکی از بزرگ‌ترین شخصیت‌ها و نظریه‌پردازان اخوان‌المسلمین بود و جایگاه علمی و تربیتی او در تربیت نسل‌های اسلامی برجسته است.
3. دشمنی دیرینه‌ای بین امارات و عربستان با استاد الراشد وجود داشت، به‌طوری‌که در بازجویی و خاطرات دو سال زندان امارات (1995) به‌روشنی بیان‌شده است.
4. دکتر السویدان بدون شک از مدرسه فکری استاد الراشد و از اندیشه اخوانی تأثیر پذیرفته ولی خود را شخصیتی مستقل می‌داند. سخنرانی‌ها و تحلیل‌های او از اواخر دهه شصت شمسی تاکنون در جهان اسلام مورد استقبال بوده است.
5. فعالان رسانه‌ای کشورهای عربی معتقدند: لغو تابعیت او و حمله رسانه‌ای گسترده، احتمال نفوذ سازمان‌های اطلاعاتی عربستان و امارات در دولت کویت و فشار بر دولت ترامپ را برای برچسب زدن به اخوان تقویت می‌کند.
6. شخصیت‌های مستقل و حرکت‌های تشکیلاتی اخوان در جهان اسلام، همچنان از دکتر السویدان و استاد الراشد با افتخار یاد می‌کنند. حتی گروه حماس در روز ارتحال استاد الراشد ایشان را منبع فکری خود معرفی کرده است.
7. تأثیر فکری و تشکیلاتی استاد الراشد بر شبکه‌های اخوان‌المسلمین واضح است و نقش برجسته‌ای در تربیت نیروهای اسلامی داشته است.
8. پس‌ازآنکه اخوان‌المسلمین با ورود اعضای اخوان عراق در اوایل دهه شصت هجری شمسی، پس از جنگ عراق علیه ایران و ارتباط با کسانی که دارای اندیشه اخوانی بودند، در ایران شکل گرفت، استاد الراشد ضمن برقراری ارتباط با جریان اخوان‌المسلمین در ایران و پیوند تشکیلات ایران با «مکتب ارشاد»، دانشکده‌ای برای تربیت نیروهای اخوانی ایرانی راه‌اندازی کرد. بااین‌حال، پس از تغییر نام و روش فعالیت اخوان در ایران در سال ۱۳۸۰ و تغییر رویه‌ها، بخشی از «هویت اخوانی و اندیشه تربیتی استاد الراشد در ایران متوقف شد».
9. باید خطاب به مجریان و برنامه‌سازان گفت: «موتوا بغیظکم». اندیشه اخوان از روز ترور امام حسن البنا متوقف نشده و نخواهد شد؛ لغو تابعیت دکتر السویدان و حملات رسانه‌ای، عزم فرزندان اخوان برای دفاع از کرامت امت و مسجدالاقصی را تقویت کرده است.
می‌توان متن شما را به شکل یک پاراگراف تحلیلی و روان این‌گونه نوشت:
همزمانی پخش برنامه «السجال» و لغو تابعیت دکتر«طارق السویدان» با تصمیم دولت ترامپ برای شناسایی برخی شاخه‌های اخوان‌المسلمین به‌عنوان گروه‌های تروریستی، نشان‌دهنده«هماهنگی میان رویکرد رسانه‌ای و سیاست‌های بین‌المللی» علیه جریان اخوان است. این اتفاق نه‌تنها بهانه‌ای برای حمله به شخصیت‌ها و اندیشه‌های فکری مرتبط با اخوان فراهم کرد، بلکه تلاش داشت«تصویر امنیتی–تهدیدآمیز از این جریان و چهره‌های شاخص آن» بسازد. چنین هم‌زمانی نشان می‌دهد که حملات رسانه‌ای، مانند برنامه السجال، بخشی از «استراتژی بزرگ‌تر سیاست منطقه‌ای و بین‌المللی» است که باهدف تضعیف مشروعیت فکری و اجتماعی شخصیت‌ها و نهادهای مرتبط با اخوان طراحی‌شده است.
رویکرد رسانه‌ای برنامه «السجال» در سال‌های اخیر «خط سیاسی مشخصی» دارد: تبدیل اقداماتی مانند «لغو تابعیت» به «ابزار رسانه‌ای برای تخریب جریان اخوان». حمله به دکتر السویدان و استاد الراشد در همین چارچوب قابل فهم است: تبدیل یک مسئله سیاسی به «ابزار ساخت تصویر تهدیدآمیز از اخوان».
جایگاه علمی و واقعی استاد الراشد، نویسنده تربیتی و اخلاقی، نه یک نظریه‌پرداز برانداز است. آثار او مانند *المنطلق، العوائق، المسار، الرقائق* بر «اصلاح فرد، تزکیه اخلاقی، تربیت نسلی و تحول مسالمت‌آمیز جامعه» تأکید دارد. هرگونه ادعای نفوذ او در «مراکز نظامی» یا «خروج علیه نظام‌های حاکم» تحریف متن‌های تربیتی اوست و بیشتر «خوانش امنیتی از متون فکری» محسوب می‌شود.
دکتر السویدان نیز بارها تأکید کرده که:
* عضو هیچ تشکیلاتی نیست،
* اما از اندیشه‌های مختلف اسلامی بهره برده است،
* و روش او «مدرسه تربیت و رهبری» است نه «تنظیم حزبی».
ارتباط او با مؤسسات فکری مانند«المعهد العالمی للفکر الإسلامی» یا تأثیرپذیری از متفکرانی مانند «حسن الترابی، راشد الغنوشی یا دکتر یوسف القرضاوی»، نشانه وابستگی تشکیلاتی نیست بلکه بخشی از فرآیند یادگیری و بهره‌برداری علمی است.
ان شاء الله در بخش بعدی به تأثیر و نقش و جایگاه استاد محمد احمد الراشد در راه‌اندازی اخوان المسلمین ایران و دیدگاه‌های ایشان نسبت به تغییر نام جنبش اخوان المسلمین در کشورهای مختلف می‌پردازیم
(محمد صدیق دهواری 23/9/1404)
مولوی عبدالرحمن محبی از علمای برجسته و چهره‌های ماندگار دینی بلوچستان بود که عمر خود را در خدمت قرآن، حدیث، آموزش طلاب و فعالیت‌های دینی و اجتماعی سپری کرد. او زاده کلگان سراوان بود و تحصیلات علوم اسلامی را از کودکی در پاکستان آغاز کرد و در سال ۱۳۴۱ شمسی از جامعه اسلامی نیوتاون کراچی فارغ‌التحصیل شد و از شاگردان مولوی محمد یوسف بنوری به شمار می‌رفت.
پس از بازگشت به بلوچستان، با مولوی عبدالعزیز ساداتی در حوزه علمیه زنگیان سراوان آشنا شد و به تدریس پرداخت و سپس با دعوت مولوی عبدالعزیز ملازاده به حوزه علمیه دارالعلوم مکی زاهدان پیوست و سال‌ها به‌عنوان استاد حدیث و فقه در این مرکز علمی فعالیت کرد. حضور او در کنار این دو شخصیت، نقش مهمی در شکل‌گیری و تثبیت هویت علمی و دینی دارالعلوم مکی زاهدان داشت.
مولوی محبی بیش از سه دهه از طریق رادیو بلوچی زاهدان به ترجمه و تفسیر قرآن و پاسخ‌گویی به مسائل شرعی پرداخت و صدای او با دینداری مردم بلوچستان پیوند خورد. وی شاهد و همراه بسیاری از رخدادهای مهم مذهبی و اجتماعی بود؛ از جمله حادثه عیدگاه زاهدان، تحولات دهه هفتاد پیرامون مسجد و دارالعلوم مکی زاهدان، برگزاری نماز جمعه، تدریس مستمر در حوزه و نقش‌آفرینی در تحولات اجتماعی و مذهبی بلوچستان.
از او آثار مکتوبی در حوزه تجوید، اخلاق و فضائل اسلامی بر جای مانده و خدماتی چون تأسیس مسجد یاسر و مکتب سمیه در زاهدان در کارنامه‌اش ثبت است. مولوی عبدالرحمن محبی اکنون در قید حیات نیست، اما یاد و اثر او در تاریخ دینی بلوچستان زنده است.
ایشان در بیست مرداد ۱۴۰۰در شهر زاهدان دارفانی را وداع گفت
در راستای تاریخ شفاهی حوزه‌های علمیه بلوچستان و تاریخچه دارالعلوم مکی زاهدان، با ایشان در دهه نود گفتگوها و مصاحبه های انجام داده ام که هم اکنون فایل‌های صوتی و تصویری، مصاحبه‌ها و یادداشت‌ها و خاطراتی از ایشان برجای مانده که منبعی ارزشمند برای شناخت سیر علمی، دینی و اجتماعی مرکز درالعلوم مکی زاهدان و رخدادهای مهم معاصر بلوچستان به‌شمار می‌آید که به زودی در سایت تاریخ شفاهی بلوچستان منتشر می شود(محمد صدیق دهواری۲۴/۹/۱۴۰۴) #بلوچستان#محمد#سراوان#محبی#دارالعلوم#دارالعلوم_دیوبند#مسجد_مکی_زاهدان#انتشارات#بلوچستان#محمدـصدیق#کله​ گان#زنگیان​#ساداتی​#
جهت تماشای مقدمه بحث رجوع شود به کانال یوتیوب
محمد صدیق دهواری
و در آن عضو شوید
https://youtu.be/vqo9BbOsAU0?si=qUZELqbMfYdJU3x7
*انا لله و انا الیه راجعون*
*حاجیه پری‌خاتون آزاد، از پیشکسوتان، مربیان و سفالگران نامدار کلپورگان، امروز جمعه دار فانی را وداع گفت.*
مرحومه حاجیه پری‌خاتون آزاد بیش از شصت سال از عمر پربرکت خود را، همراه با دو فرزندش مرادبخش(دلمراد) و رضا، صرف زنده نگه داشتن و تداوم هنر کهن و جهانی سفالگری کلپورگان کرد و تا واپسین سال‌های عمر، چراغ این هنر اصیل را روشن نگاه داشت.
در دهه هفتاد، پس از آن‌که کارگاه سفالگری کلپورگان در پی سیاست‌های جدید سازمان صنایع‌دستی ایران تعطیل شده بود، با تلاش فرزندان ایشان، مرادبخش(دلمراد) و رضا، و پیگیری و حمایت مهندس عبدالسلام بزرگ‌زاده، مدیرکل وقت صنایع‌دستی استان، این کارگاه بار دیگر با حضور پیشکسوتان سفال احیا شد و جان تازه‌ای گرفت.
از تلخ‌ترین فرازهای این خانواده، روزی بود که مرادبخش(دلمراد)دهواری در هفتم دیماه سال ۱۳۹۱دار فانی را وداع گفت و تنها یک ساعت بعد، پدر خانواده حاجی حسین دهواری نیز چشم از جهان فروبست. اکنون نیز، امروز جمعه، تنها یک هفته پس از درگذشت رضا، حاجیه پری‌خاتون که تاب فراق فرزند را نداشت، به همسر و فرزندانش پیوست.
بی‌تردید، احیای دوباره سفال کلپورگان مرهون تلاش‌های این خانواده، اهالی شریف کلپورگان، استادان و پیشکسوتان این هنر و نقش مؤثر مهندس عبدالسلام بزرگ‌زاده در دهه هفتاد است. پس از آن نیز در دهه‌های هشتاد و نود اقداماتی در جهت تقویت و معرفی این هنر صورت گرفت.
که جا دارد از کوشش همه مدیران کل،روسای سازمان،فرمانداران و استانداران و کارشناسان سازمان روسای اداره میراث فرهنگی و صنایع دستی شهرستان سراوان تقدیر و تشکر شود
شایان ذکر است که خود کارگاه سفالگری کلپورگان نخستین‌بار در دهه پنجاه با تلاش و معرفی سید امان‌الله سیدزاده احیا شده بود.
نام و یاد حاجیه پری‌خاتون آزاد و خانواده هنرمندش، همواره در تاریخ فرهنگ و میراث ناملموس بلوچستان و کلپورگان زنده خواهد ماند.(محمد صدیق دهواری ۲۸/۹/۱۴۰۴)
گفتگو با مولوی سید عنایت الله هاشم
مصاحبه کننده : محمد صدیق دهواری
تاریخ : شهریور ماه ۱۴۰
ویرایش : عارف خدابنده
مولوی سید عنایت‌الله هاشمی، فرزند سید حبیب‌الله، متولد سال ۱۳۲۸ هجری شمسی در روستای زنگیان است. آموزش‌های ابتدایی، مکتب قرآن و سی‌پاره را نزد پدر بزرگوارشان و صاحب‌ملا پیرمحمد فراگرفت؛ عالمی معمر و از بزرگان دینی منطقه که شاگردان بسیاری را در مدرسه زنگیان پرورش داده است.
همچنین در نزد مولوی عبدالعزیز ساداتی عالم برجسته نیک‌مردی از سلاله پاک و مطهر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، عالم ربانی و زاهد وارسته، مدیر و استاد برجسته دارالعلوم زنگیان و از پرچم‌داران بیداری دینی و اصلاح اجتماعی در بلوچستان تحصیل کرد.
ایشان در سال ۱۳۴۲ برای تحصیل علوم اسلامی عازم شبه‌قاره هند شد. مسیر تحصیل او از پنجگور، کویته و سپس کراچی آغاز شد و در مدارس متعددی چون مظهرالعلوم کده، بنورب‌تاون، دارالخیر صدیقه بکرن‌پودی، جامعه مدینه لاهور و فاروقیه فیصل کالونی ادامه یافت. وی نزد استادانی همچون مولانا کوثر اعظمی، مولانا اسفندیارخان و دیگران تلمذ کرد و.
دوره حدیث را ابتدا درجامعه فاروقیه در نزد مولوی سلیم الله خان کراچی و سپ
گفتگو با مولوی سید عنایت الله هاشمی

مصاحبه کننده : محمد صدیق دهواری
تاریخ : شهریور ماه ۱۴۰۳
زمان : یک ساعت و ۰۱ دقیقه
زبان گفتگو : بلوچی
ویرایش : عارف خدابنده


مولوی سید عنایت‌الله هاشمی، فرزند سید حبیب‌الله، متولد سال ۱۳۲۸ هجری شمسی در روستای زنگیان است. آموزش‌های ابتدایی، مکتب قرآن و سی‌پاره را نزد پدر بزرگوارشان و صاحب‌ملا پیرمحمد فراگرفت؛ عالمی معمر و از بزرگان دینی منطقه که شاگردان بسیاری را در مدرسه زنگیان پرورش داده است.
همچنین در نزد مولوی عبدالعزیز ساداتی عالم برجسته نیک‌مردی از سلاله پاک و مطهر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، عالم ربانی و زاهد وارسته، مدیر و استاد برجسته دارالعلوم زنگیان و از پرچم‌داران بیداری دینی و اصلاح اجتماعی در بلوچستان تحصیل کرد.
ایشان در سال ۱۳۴۲ برای تحصیل علوم اسلامی عازم شبه‌قاره هند شد. مسیر تحصیل او از پنجگور، کویته و سپس کراچی آغاز شد و در مدارس متعددی چون مظهرالعلوم کده، بنورب‌تاون، دارالخیر صدیقه بکرن‌پودی، جامعه مدینه لاهور و فاروقیه فیصل کالونی ادامه یافت. وی نزد استادانی همچون مولانا کوثر اعظمی، مولانا اسفندیارخان و دیگران تلمذ کرد و با علمایی چون مولوی مصلح‌الدین اطهریان، مولوی سید عبدالصمد ساداتی و مولوی عبدالروؤف جنگی‌زهی هم‌دوره بود.
دوره حدیث را ابتدا درجامعه فاروقیه در نزد مولوی سلیم الله خان کراچی و سپس با مشورت مولوی یارمحمدمحمد بارک‌زهی، به دلیل ناسازگاری با شرایط اقلیمی، در مدرسه مفتاح‌العلوم سند به پایان رساند و از همان‌جا فارغ‌التحصیل شد. پس از بازگشت به وطن، به مدت شش سال در روستای زنگیان، پس از نماز فجر، به تفسیر قرآن کریم پرداخت که این فعالیت‌ها به‌دلیل بیماری متوقف شد.
از جمله آثار ایشان می‌توان به ترجمه کتاب «شهادت شهید کربلا» اثر مولانا ابوالکلام آزاد، عترت الرسول، وصایای غوث اعظم شیخ عبدالقادر گیلانی (چاپ‌شده در چند نوبت)، معاشرت اسلامی و جلوه نور درباره فضائل ماه مبارک رمضان اشاره کرد. وی همچنین اشعاری در مدح حضرت علی رضی‌الله‌عنه سروده است.
مولوی سید عنایت‌الله هاشمی هم‌اکنون امام جمعه روستای پره‌کنت سراوان است.
در این گفت‌وگو،که شیخ انور دهواری و ملک محمد شیخ زاده نیز حضور داشتند، پای روایت‌های مولوی سید عنایت‌الله هاشمی می‌نشینیم؛ عالمی برخاسته از زنگیان سراوان که مسیر علم‌آموزی خود را از مکتب‌خانه‌های محلی تا مدارس دینی شبه‌قاره هند پیموده است. او از سال‌های تحصیل در کراچی، سند و لاهور می‌گوید و از نقش خاندان‌های دینی، به‌ویژه خاندان ساداتی، در هدایت مذهبی و اجتماعی مردم سراوان سخن به میان می‌آورد

متن از محمد صدیق دهواری


در وب سایت تاریخ شفاهی بلوچستان بشنوید

https://orhb.ir/?p=1796

در یوتیوب


https://www.youtube.com/playlist?list=PL2jKVRth7HXXYsIiWBverPmX6kY6Pmg5k
در اسپاتیفای

https://open.spotify.com/show/6wIY4LTguExSy3GGUhzSTb


در کست باکس
https://castbox.fm/channel/id5589964
هنر منبت کاری ریشه در فرهنگ و تاریخ بلوچستان دارد که امروز فراموش شده است
کوشش حاج عبدالله سپاهی برای نگهداری آثار منبت کاری بر درهای چوبی شایسته تقدیر است
موزه تاس و کپل دزک سراوان