زناشویی ملانصرالدینی
من شنیدم که شیخ نصرالدین
همسر خویش را کتک میزد
گاهگاهی بدون هیچ دلیل
لگد و مشت و چوب و چک میزد
شبی همسایهاش از او پرسید
بعد عرض سلام، ای ملا
او که کاری نکرده بیچاره
از چه رو میزنیش طفلک را
گفت از آن رو که من به عمر خودم
نخریدم براش پیرهنی
چادری، گالشی و تنبانی
سوتین یا تنیکهی خفنی
نه ولنتاین کادویی دادم
نه تولد، نه روز زن، ابدا
تو بگو یک خروسک قندی
هله پوکی که دلخوشش شودا
خرجی خانه هم ... چه عرض کنم
نانمان ارزن، آشمان بلغور
قاقالیلی و میوه هم مرخص
ماهی و مرغ و گوشت هم یخدور
پیری و آن چه که نباید گفت
رسم شبهای جمعه هم تعطیل
خودمانیم ... در جوانی هم
کمرم خورده بود دستهی بیل
مثل خر کار میکند بدبخت
نه زیارت، نه گردش و سفری
بچه هم که اجاقمان کور است
تا سرش گرم دختر و پسری
من که از پیزی زناشویی
هیچ کاری نیاید از دستم
میزنم تا که یاد او باشد
من در این خانه شوهرش هستم
_
دوستان قصهای که هالو گفت
یادم انداخت در زمان قدیم
کشوری بود ناکجاآباد
حاکمی داشت عاشق تحریم
مملکت بلبشو و هردمبیل
سمبل فقر بود و ویرانی
هر که مشغول کوک ساز خودش
هرکی هرکی، حسینقلیخانی
وضع بهداشت را نگو و نپرس
وضع آموزشش از آن بدتر
اقتصادش بدون برنامه
بیحساب و کتاب و خر تو خر
موتور اقتصاد کشور او
اوفتاده به پتپت و فسفس
دزدی و اختلاس معمولی
بانکها ورشکسته و مفلس
سهم مردم فقط گرانی بود
نرخها ساعتی ورم میکرد
او به جای بنای کشور خود
پول را راهی حرم میکرد
آن طرف گند رشوه، اَه اَه اَه
این طرف اعتیاد، اُه اُه اُه
هر مدیری که پشت میزی بود
غوطهور در فساد، اُه اُه اُه
با تمام جهان به جنگ و ستیز
عاشق اختراع موشک بود
لیک با این چنین توانایی
فاقد کارخانه پوشک بود
مانده هر چار دست و پا در گل
موقع سیل، زلزله، بحران
جای تدبیر و چارهاندیشی
تربت کربلا بلاگردان
واژههای رفاه و آسایش
معنیاش سگدویی پی نان بود
عزم سازندگی نبود، ولی
مرگ بر این و مرگ بر آن، بود
با چنین وضع مملکتداری
هر کسی معترض: به زیر کتک
نقد: جرم، اعتصاب: جاسوسی
هر کسی بدحجاب، چوب و فلک
جای خدمتگزاری مردم
چشم را بسته میزد و میبست
تا بگوید که بنده هم هستم
تا بدانند حاکمی هم هست
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
https://t.me/mrhallo/450
من شنیدم که شیخ نصرالدین
همسر خویش را کتک میزد
گاهگاهی بدون هیچ دلیل
لگد و مشت و چوب و چک میزد
شبی همسایهاش از او پرسید
بعد عرض سلام، ای ملا
او که کاری نکرده بیچاره
از چه رو میزنیش طفلک را
گفت از آن رو که من به عمر خودم
نخریدم براش پیرهنی
چادری، گالشی و تنبانی
سوتین یا تنیکهی خفنی
نه ولنتاین کادویی دادم
نه تولد، نه روز زن، ابدا
تو بگو یک خروسک قندی
هله پوکی که دلخوشش شودا
خرجی خانه هم ... چه عرض کنم
نانمان ارزن، آشمان بلغور
قاقالیلی و میوه هم مرخص
ماهی و مرغ و گوشت هم یخدور
پیری و آن چه که نباید گفت
رسم شبهای جمعه هم تعطیل
خودمانیم ... در جوانی هم
کمرم خورده بود دستهی بیل
مثل خر کار میکند بدبخت
نه زیارت، نه گردش و سفری
بچه هم که اجاقمان کور است
تا سرش گرم دختر و پسری
من که از پیزی زناشویی
هیچ کاری نیاید از دستم
میزنم تا که یاد او باشد
من در این خانه شوهرش هستم
_
دوستان قصهای که هالو گفت
یادم انداخت در زمان قدیم
کشوری بود ناکجاآباد
حاکمی داشت عاشق تحریم
مملکت بلبشو و هردمبیل
سمبل فقر بود و ویرانی
هر که مشغول کوک ساز خودش
هرکی هرکی، حسینقلیخانی
وضع بهداشت را نگو و نپرس
وضع آموزشش از آن بدتر
اقتصادش بدون برنامه
بیحساب و کتاب و خر تو خر
موتور اقتصاد کشور او
اوفتاده به پتپت و فسفس
دزدی و اختلاس معمولی
بانکها ورشکسته و مفلس
سهم مردم فقط گرانی بود
نرخها ساعتی ورم میکرد
او به جای بنای کشور خود
پول را راهی حرم میکرد
آن طرف گند رشوه، اَه اَه اَه
این طرف اعتیاد، اُه اُه اُه
هر مدیری که پشت میزی بود
غوطهور در فساد، اُه اُه اُه
با تمام جهان به جنگ و ستیز
عاشق اختراع موشک بود
لیک با این چنین توانایی
فاقد کارخانه پوشک بود
مانده هر چار دست و پا در گل
موقع سیل، زلزله، بحران
جای تدبیر و چارهاندیشی
تربت کربلا بلاگردان
واژههای رفاه و آسایش
معنیاش سگدویی پی نان بود
عزم سازندگی نبود، ولی
مرگ بر این و مرگ بر آن، بود
با چنین وضع مملکتداری
هر کسی معترض: به زیر کتک
نقد: جرم، اعتصاب: جاسوسی
هر کسی بدحجاب، چوب و فلک
جای خدمتگزاری مردم
چشم را بسته میزد و میبست
تا بگوید که بنده هم هستم
تا بدانند حاکمی هم هست
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
https://t.me/mrhallo/450
Telegram
محمد رضا عالی پيام - هالو
زناشویی ملانصرالدینی
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
متن شعر 👇
https://t.me/mrhallo/451
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
متن شعر 👇
https://t.me/mrhallo/451
👍11❤4😍1
این پیامک دیروز برای من آمده است.
اولندش باید گفت: زکی
دومندش باید گفت: کدوم یارانه؟ من که یارانه گیر شما نبودم. نه تنها یارانه، که شکر خدا هیچ وقت رنگ کوپن و بن و سهام عدالت و بقیه صدقههاتونو هم ندیدم.
سومندش منو یاد جکی انداخت که ...
.
پاسخ یکی از دوستان
سلام استاد، جسارت من رو ببخشید، تصویر متن پیامک که گذاشتید فیشینگ هست و کلاهبرداریه، اون دزد نامحترم که اینو برای شما فرستاده، حتی اگر فرم رو پر نکنید و دکمه پرداخت رو بزنید باز هم شما رو به صفحه جعلی فیشینگ هدایت می کنه که هدفش ربودن رمز دوم کارت بانکی شماست. با تشکر
ضمنا شماره تلفن
09017958134
یک شماره شخصیه برای کلاهبردار، که با استفاده از gsm modem پیامک انبوه فرستاده و حتما این شماره رو به 195 بعنوان خاطی ارسال کنید. من خودم هم به 195 می فرستم و حتما امشب وبسایت رو ریپورت می کنم
بررسی کردم، هاستینگ وب سایت رو پیدا کردم و توی این صفحه هاستینگش ریپورت فیشینگ رو ثبت کردم:
https://www.hostinger.com/report-abuse
و البته خوشبختانه فورا فیلتر شده، ولی متاسفانه با این وضع اینترنت خیلی ها فیلترشکنشون فعاله و ممکنه فریب بخورن
اولندش باید گفت: زکی
دومندش باید گفت: کدوم یارانه؟ من که یارانه گیر شما نبودم. نه تنها یارانه، که شکر خدا هیچ وقت رنگ کوپن و بن و سهام عدالت و بقیه صدقههاتونو هم ندیدم.
سومندش منو یاد جکی انداخت که ...
.
پاسخ یکی از دوستان
سلام استاد، جسارت من رو ببخشید، تصویر متن پیامک که گذاشتید فیشینگ هست و کلاهبرداریه، اون دزد نامحترم که اینو برای شما فرستاده، حتی اگر فرم رو پر نکنید و دکمه پرداخت رو بزنید باز هم شما رو به صفحه جعلی فیشینگ هدایت می کنه که هدفش ربودن رمز دوم کارت بانکی شماست. با تشکر
ضمنا شماره تلفن
09017958134
یک شماره شخصیه برای کلاهبردار، که با استفاده از gsm modem پیامک انبوه فرستاده و حتما این شماره رو به 195 بعنوان خاطی ارسال کنید. من خودم هم به 195 می فرستم و حتما امشب وبسایت رو ریپورت می کنم
بررسی کردم، هاستینگ وب سایت رو پیدا کردم و توی این صفحه هاستینگش ریپورت فیشینگ رو ثبت کردم:
https://www.hostinger.com/report-abuse
و البته خوشبختانه فورا فیلتر شده، ولی متاسفانه با این وضع اینترنت خیلی ها فیلترشکنشون فعاله و ممکنه فریب بخورن
👎4👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ناهید شیرپیشه، آموزگار کلاس چهارم دبستان، و مادر #پویا_بختیاری، از کشتهشدگان کرج در اعتراضهای آبان، از دانشآموزان کلاساش خداحافظی میکند و قرار است آموزگار دیگری جای او را بگیرد. بدرقهی دانشآموزانش که نسل آیندهاند، تامل برانگیز است.
او میبرید اندیشهها را با سر داس
از رویش سبز جوانه بیخبر بود
بیچاره غافل بود از بذری که در خاک
آمادهی روییدن نسلی دگر بود
.
محمدرضا عالی پیام (هالو)
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
او میبرید اندیشهها را با سر داس
از رویش سبز جوانه بیخبر بود
بیچاره غافل بود از بذری که در خاک
آمادهی روییدن نسلی دگر بود
.
محمدرضا عالی پیام (هالو)
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👍6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قلعهی حیوانات
اثر جاودان جورج اورول
قبلن فایل صوتی و نوشتاری این کتاب را در کانال شب نشینی هالو پست کرده بودم. اینک انیمیشن خوش ساخت این اثر به یاد ماندنی را پست میکنم.
سعی کردم تا حد ممکن حجم فیلم را کم کنم. با این حال هزینهای که برای دانلود میکنید ارزش دیدن این فیلم را دارد.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
اثر جاودان جورج اورول
قبلن فایل صوتی و نوشتاری این کتاب را در کانال شب نشینی هالو پست کرده بودم. اینک انیمیشن خوش ساخت این اثر به یاد ماندنی را پست میکنم.
سعی کردم تا حد ممکن حجم فیلم را کم کنم. با این حال هزینهای که برای دانلود میکنید ارزش دیدن این فیلم را دارد.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👍2
Forwarded from ا 🕳
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هندوایرانی
من شنیدم که رفته بوده دخو
یک سفر تا به هند و دهلینو
دید جمعی کثیر گاوپرست
گفت: عجب، واقعن که مسخره است
در زمانی که دورهی اتم است
فهم این خلق زیر دیپلم است
هندویی گفت: آی ایرانی
تو از آداب ما چه میدانی؟
گاو اگرچه مقدس است اینجا
گوشتش را نمیخوریم ابدا
بول او را به روی میمالیم
به چنین اعتقاد میبالیم
لیک هرگز ندیده هیچ احد
این که هندو به گاو رای دهد
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
من شنیدم که رفته بوده دخو
یک سفر تا به هند و دهلینو
دید جمعی کثیر گاوپرست
گفت: عجب، واقعن که مسخره است
در زمانی که دورهی اتم است
فهم این خلق زیر دیپلم است
هندویی گفت: آی ایرانی
تو از آداب ما چه میدانی؟
گاو اگرچه مقدس است اینجا
گوشتش را نمیخوریم ابدا
بول او را به روی میمالیم
به چنین اعتقاد میبالیم
لیک هرگز ندیده هیچ احد
این که هندو به گاو رای دهد
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👎2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رفتن در پای صندوقات رای
واجب است و مثل طوق گردن است
رای را بر هرکه میخواهی بده
نکتهی اصلیش رای و دادن است
رای را دادید و ما کردیم کیف
از شما دادن و از ما کردن است
گرچه ملت رای خود بر ما نداد
کار ما هر دوره رای آوردن است
.
محمدرضا عالی پیام (هالو)
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
واجب است و مثل طوق گردن است
رای را بر هرکه میخواهی بده
نکتهی اصلیش رای و دادن است
رای را دادید و ما کردیم کیف
از شما دادن و از ما کردن است
گرچه ملت رای خود بر ما نداد
کار ما هر دوره رای آوردن است
.
محمدرضا عالی پیام (هالو)
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تقدیم به پزشکان، پرستاران و کادر درمانی کشور که در خط مقدم مبارزه با کرونا، جان خود را سپر سلامتی مردم کردند
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هالو و مدیریت امام زمانی در کشور.
البته این شعر قدیمی است. ولی خب میدونید که شعرهای هالو هیچ وقت کهنه نمیشه. تا این آش هست، این کاسه هم هست.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
البته این شعر قدیمی است. ولی خب میدونید که شعرهای هالو هیچ وقت کهنه نمیشه. تا این آش هست، این کاسه هم هست.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👍4
فریبرز رییس دانا هم قربانی کرونا شد.
با او اولین بار در اوین آشنا شدم. در بند سیصد و پنجاه هماتاقی بودیم.
فریبرز در تخت کناری من بود. او که استاد اقتصاد دانشگاه تهران و عضو کانون نویسندگان ایران میباشد، به خاطر یک مصاحبه با بیبیسی و انتقاد از طرح یارانه به یک سال زندان محکوم شده بود. به او اتهام تبلیغ علیه نظام زده بودند. بعدها فهمیدم دانشآموختهی دکترای مدرسهی اقتصاد و علوم سیاسی از دانشگاه لندن است.
برخورد رییس دانا با من روزهای اول خیلی سرد و رسمی بود. ولی پس از این که تعدادی از شعرهای مرا شنید، گفت: «شعرات خوبه». بعد از آن یخهایش آب شد و با هم رفیق شدیم. در حیاط قدم میزدیم و من سوالات خود را از او میپرسیدم. با وجود اختلاف نظرهایی که داشتیم، خیلی چیزها از او آموختم.
بعد از آزادی همچنان با هم مراوده داشتیم. خیلی چیزها میدانست که من نمیدانستم. جامعه یک کارشناس بزرگ را از دست داد، من یک معلم و رفیق صمیمی.
روانش شاد و یادش گرامی و مرامش پایدار
.
محمدرضا عالی پیام (هالو)
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
با او اولین بار در اوین آشنا شدم. در بند سیصد و پنجاه هماتاقی بودیم.
فریبرز در تخت کناری من بود. او که استاد اقتصاد دانشگاه تهران و عضو کانون نویسندگان ایران میباشد، به خاطر یک مصاحبه با بیبیسی و انتقاد از طرح یارانه به یک سال زندان محکوم شده بود. به او اتهام تبلیغ علیه نظام زده بودند. بعدها فهمیدم دانشآموختهی دکترای مدرسهی اقتصاد و علوم سیاسی از دانشگاه لندن است.
برخورد رییس دانا با من روزهای اول خیلی سرد و رسمی بود. ولی پس از این که تعدادی از شعرهای مرا شنید، گفت: «شعرات خوبه». بعد از آن یخهایش آب شد و با هم رفیق شدیم. در حیاط قدم میزدیم و من سوالات خود را از او میپرسیدم. با وجود اختلاف نظرهایی که داشتیم، خیلی چیزها از او آموختم.
بعد از آزادی همچنان با هم مراوده داشتیم. خیلی چیزها میدانست که من نمیدانستم. جامعه یک کارشناس بزرگ را از دست داد، من یک معلم و رفیق صمیمی.
روانش شاد و یادش گرامی و مرامش پایدار
.
محمدرضا عالی پیام (هالو)
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعرخوانی از شاملو توسط اقتصاددان، مرحوم فریبرز رئیس دانا که امروز بر اثر کرونا درگذشت.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👍6👎1
Forwarded from اتاق کار
این نامه در اسفند سال 94 یک روز پس از آزادی از زندان نوشته شد:
نامهی هالو به قاضی
قاضی محترم
حبس خود را کشیدم و آزاد شدم. هرچند معلوم نیست این خلاصی از زندان تا کی پایدار بماند و کی دوباره به حبس برگردم. دوستان «هم لباس شما و همدل با من» در بازپرسی و در دادگاه به من گفته بودند: عالی پیام، یک مقام کله گنده پشت پروندهی توست و دستور داده حال تو را بگیرند تا دلش خنک شود. برای همین هم شما چشم خود را بر قانون بستید و پروندهای را که امر به مختومه بود باز کردید و به من حکم زندان دادید. وقتی هم که از اوین مرا به رجاییشهر آوردند، یکی از معاونین زندان، خصوصی به من گفت: دستور دادهاند تو را به رجاییشهر بفرستند تا حالت را بگیرند.
به هر جهت هرچه بود گذشت. اما لازم میدانم مراتب سپاس خود را از شما به خاطر مسایل زیر اعلام کنم:
1ـ خیلیها به من لقب سوپاپ اطمینان رژیم داده بودند و میگفتند از خودشان است و چرا او را نمیگیرند و ... ؟ شما مرا از همهی این اتهامات تبرئه کردید.
2ـ یک سال فرصت کافی و بی دغدغه به من دادید تا بدون گرفتاریها و کارهای روزمره و مهمانیها و وقت تلف کردنهای بیرون زندان، به کارهای تحقیقاتی نیمه کارهی خودم بپردازم. هرچند به دستور مقامات زندان اجازهی استفاده از کتابخانه را نداشتم، ولی بودند دوستانی که کتابهای مورد نیاز را برایم میآوردند.
3ـ تشکر از شما به خاطر فراهم آوردن فرصتی طلایی برای یک سال زندگی با کسانی که معلول ظلم و فقر و بیعدالتی جامعهای هستند که شما ساختهاید. لمس درد کسانی که مطرود اجتماع شدهاند، ولی حق زندگی کردن دارند.
4ـ تشکر از شما به خاطر برقرار کردن ارتباط تنگاتنگ هالو با قشری از جامعه که هیچ گاه با تفکر و مطالعه انسی نداشته است و انتقال افکار و اندیشهی هالویی به آنها. با خبر شدنشان از این که در بیرون زندان چه میگذرد و چه بر سر آنها آمده است و چرا آمده است.
5 ـ تشکر از شما به خاطر ایجاد فرصتی مغتنم برای تشکیل کلاسهای عروض و قافیه و آشنایی زندانیان با شعر و فرهنگ و ادب و از همه مهمتر، توان بیان درد خود به زبان شعر. حضور هالو در این زندان بیش از سی شاعر معترض تحویل شما داد. همه که اعدام نمیشوند. نیمی از اینها پس از سالها حبس به جامعه بازمیگردند. کما این که در زمان محکومیت خود من، بسیاری از این هنرجوها آزاد شدند.
6 ـ تشکر از شما به خاطر عوض کردن رنگ و مزه و احساس اشعار من، شعرهایی که در زندان سروده شد و پخش گردید را با اشعار قبلم مقایسه کنید. آیا فکر کردید با زندانی شدن هالو دهانش بسته میشود؟ خیر، اشعارش صیقلی شد و واقع بینانهتر. چون من بخشی از جامعه را که زندانیان عادی و غیر سیاسی باشند را تا به حال به این خوبی درک نکرده بودم.
7 ـ جناب آقای قاضی، در زندان شنیدم که شاعران دیگری را هم دستگیر و روانهی زندان کردهاید. از این بابت هم از شما ممنونم. چون همان طور که به قول شما زمین از حجت خدا خالی نمیماند، زندان نیز نباید از شاعران دگر اندیش خالی بماند.
8 ـ جناب آقای قاضی، شما همراه هالو، اشعار هالو را وارد این زندان کردید. کسی هالو را نمیشناخت، ولی الان که شما دارید این نامه را میخوانید، دفترچه دفترچه اشعار هالو دارد رونویس میشود و خیلی از آنها را از بر شدهاند. باز اشتباه کردید.
9 ـ آقای قاضی، من یک آدم فرهنگی بودم. سرم به فیلمسازیام بود و وقتی ممنوع کار شدم، به شعر. شما از من یک آدم سیاسی ساختید. بسیاری از فعالان سیاسی را فقط نامشان را شنیده بودم. ولی چه در این زندان و چه در اوین فرصت کافی برای آشنایی نزدیک با آنها، نشست و برخاست و تبادل افکار فراهم آوردید. این اشتباهتان محشر کبرا بود.
خلاصه خواستید حالم را بگیرید، ولی ندانسته حال دادید. حتا عدم استفاده از باشگاه و کتابخانه و سالن سینما و بخش فرهنگی و مرخصی و عفو عمومی و عفو مشروط و راه براه محرومیت از ملاقات حضوری و اینها هم حالم را نگرفت. دمم گرم. نوروز باستانی بر شما هم مبارک.
از چنین فرصتی که ساختهای
من که بردم، ولی تو باختهای
من اگر پیرم و به زنجیرم
تو شدی خط خطی و من شیرم
از قضا یا قدر هر آن چه که بود
تو ضرر کردهای و هالو سود
جان من مثل دفعهی ماضی
باز هم اشتباه کن قاضی
باز هم جان استر و یابو
حالگیری کنید از هالو
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
نامهی هالو به قاضی
قاضی محترم
حبس خود را کشیدم و آزاد شدم. هرچند معلوم نیست این خلاصی از زندان تا کی پایدار بماند و کی دوباره به حبس برگردم. دوستان «هم لباس شما و همدل با من» در بازپرسی و در دادگاه به من گفته بودند: عالی پیام، یک مقام کله گنده پشت پروندهی توست و دستور داده حال تو را بگیرند تا دلش خنک شود. برای همین هم شما چشم خود را بر قانون بستید و پروندهای را که امر به مختومه بود باز کردید و به من حکم زندان دادید. وقتی هم که از اوین مرا به رجاییشهر آوردند، یکی از معاونین زندان، خصوصی به من گفت: دستور دادهاند تو را به رجاییشهر بفرستند تا حالت را بگیرند.
به هر جهت هرچه بود گذشت. اما لازم میدانم مراتب سپاس خود را از شما به خاطر مسایل زیر اعلام کنم:
1ـ خیلیها به من لقب سوپاپ اطمینان رژیم داده بودند و میگفتند از خودشان است و چرا او را نمیگیرند و ... ؟ شما مرا از همهی این اتهامات تبرئه کردید.
2ـ یک سال فرصت کافی و بی دغدغه به من دادید تا بدون گرفتاریها و کارهای روزمره و مهمانیها و وقت تلف کردنهای بیرون زندان، به کارهای تحقیقاتی نیمه کارهی خودم بپردازم. هرچند به دستور مقامات زندان اجازهی استفاده از کتابخانه را نداشتم، ولی بودند دوستانی که کتابهای مورد نیاز را برایم میآوردند.
3ـ تشکر از شما به خاطر فراهم آوردن فرصتی طلایی برای یک سال زندگی با کسانی که معلول ظلم و فقر و بیعدالتی جامعهای هستند که شما ساختهاید. لمس درد کسانی که مطرود اجتماع شدهاند، ولی حق زندگی کردن دارند.
4ـ تشکر از شما به خاطر برقرار کردن ارتباط تنگاتنگ هالو با قشری از جامعه که هیچ گاه با تفکر و مطالعه انسی نداشته است و انتقال افکار و اندیشهی هالویی به آنها. با خبر شدنشان از این که در بیرون زندان چه میگذرد و چه بر سر آنها آمده است و چرا آمده است.
5 ـ تشکر از شما به خاطر ایجاد فرصتی مغتنم برای تشکیل کلاسهای عروض و قافیه و آشنایی زندانیان با شعر و فرهنگ و ادب و از همه مهمتر، توان بیان درد خود به زبان شعر. حضور هالو در این زندان بیش از سی شاعر معترض تحویل شما داد. همه که اعدام نمیشوند. نیمی از اینها پس از سالها حبس به جامعه بازمیگردند. کما این که در زمان محکومیت خود من، بسیاری از این هنرجوها آزاد شدند.
6 ـ تشکر از شما به خاطر عوض کردن رنگ و مزه و احساس اشعار من، شعرهایی که در زندان سروده شد و پخش گردید را با اشعار قبلم مقایسه کنید. آیا فکر کردید با زندانی شدن هالو دهانش بسته میشود؟ خیر، اشعارش صیقلی شد و واقع بینانهتر. چون من بخشی از جامعه را که زندانیان عادی و غیر سیاسی باشند را تا به حال به این خوبی درک نکرده بودم.
7 ـ جناب آقای قاضی، در زندان شنیدم که شاعران دیگری را هم دستگیر و روانهی زندان کردهاید. از این بابت هم از شما ممنونم. چون همان طور که به قول شما زمین از حجت خدا خالی نمیماند، زندان نیز نباید از شاعران دگر اندیش خالی بماند.
8 ـ جناب آقای قاضی، شما همراه هالو، اشعار هالو را وارد این زندان کردید. کسی هالو را نمیشناخت، ولی الان که شما دارید این نامه را میخوانید، دفترچه دفترچه اشعار هالو دارد رونویس میشود و خیلی از آنها را از بر شدهاند. باز اشتباه کردید.
9 ـ آقای قاضی، من یک آدم فرهنگی بودم. سرم به فیلمسازیام بود و وقتی ممنوع کار شدم، به شعر. شما از من یک آدم سیاسی ساختید. بسیاری از فعالان سیاسی را فقط نامشان را شنیده بودم. ولی چه در این زندان و چه در اوین فرصت کافی برای آشنایی نزدیک با آنها، نشست و برخاست و تبادل افکار فراهم آوردید. این اشتباهتان محشر کبرا بود.
خلاصه خواستید حالم را بگیرید، ولی ندانسته حال دادید. حتا عدم استفاده از باشگاه و کتابخانه و سالن سینما و بخش فرهنگی و مرخصی و عفو عمومی و عفو مشروط و راه براه محرومیت از ملاقات حضوری و اینها هم حالم را نگرفت. دمم گرم. نوروز باستانی بر شما هم مبارک.
از چنین فرصتی که ساختهای
من که بردم، ولی تو باختهای
من اگر پیرم و به زنجیرم
تو شدی خط خطی و من شیرم
از قضا یا قدر هر آن چه که بود
تو ضرر کردهای و هالو سود
جان من مثل دفعهی ماضی
باز هم اشتباه کن قاضی
باز هم جان استر و یابو
حالگیری کنید از هالو
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👍2