Forwarded from جهانهای موازی™
نشانه های کمبود ویتامین در بدن:
۱- درد در انگشت ها، پشت ساق پا وکف پا (کلسیم، پتاسیم منیزیم)
۲- شکاف در گوشه لب ها (گروه ویتامین B)
۳- احساس خستگی (B2)
۴- خواب رفتن و کرخی دست و پا (B6و B12)
۵- جوشهای قرمز در بازوها و گونه ها (AوD)
۶- افسردگی (D)
۷- ریزش موی شدید (B)
۸- اختلالات دید شبانه (A)
۹- بی اشتهایی (B)
۱۰- حالت تهوع، یبوست و نفخ (B12)
۱۱- خونریزی لثه و زخمهایی که دیر خوب میشن (C)
۱۲- سردرد و سر گیجه (B3)
۱۳- اسهال (B9)
۱۴- بی خوابی (B5)
۱۵- خشکی پوست (A وB)
کانال #جهانهایموازی
J O I N👇Chanel
⚡️ @Parallel_WORLDS
۱- درد در انگشت ها، پشت ساق پا وکف پا (کلسیم، پتاسیم منیزیم)
۲- شکاف در گوشه لب ها (گروه ویتامین B)
۳- احساس خستگی (B2)
۴- خواب رفتن و کرخی دست و پا (B6و B12)
۵- جوشهای قرمز در بازوها و گونه ها (AوD)
۶- افسردگی (D)
۷- ریزش موی شدید (B)
۸- اختلالات دید شبانه (A)
۹- بی اشتهایی (B)
۱۰- حالت تهوع، یبوست و نفخ (B12)
۱۱- خونریزی لثه و زخمهایی که دیر خوب میشن (C)
۱۲- سردرد و سر گیجه (B3)
۱۳- اسهال (B9)
۱۴- بی خوابی (B5)
۱۵- خشکی پوست (A وB)
کانال #جهانهایموازی
J O I N👇Chanel
⚡️ @Parallel_WORLDS
Forwarded from Matrix (Meysam)
درطول سههزار سال گذشته، پانزدههزار جنگ بین انسانها درگرفته
پانزدههزار جنگ در سههزار سال؟!
حتی فکرکردن به آن چقدر ناخوشایند است. اینهمه جنگ نمیتواند بدون دلیل وجود داشته باشد
هر سال پنج جنگ؟!
این چه چیزی را نشان میدهد؟
من تاریخ بشریت را به دو بخش تقسیم میکنم: یکی دوران جنگ و دیگری دوران آمادگی برای جنگ
ما واقعاً هیچ دوران صلحی را تجربه نکردهایم. در اساس مسئولیت این وضعیت، به تقسیم انسانها به بخشهای زیاد بازمیگردد
و چه کسی بشریت را تقسیم کرده است؟
آیا ادیان رسمی نیستند، ایدئولوژیها، نظریهها و فرقهها مسئول چنین تقسیمشدگیهایی نیستند؟
آیا ملیت و ملیّگرایی و زندانهای ایدئولوژی بشر را تقسیم نکردهاند؟ عمدتاً مذاهب و ادیان انسانها را تقسیم و از هم جدا کردهاند.
در پشت تمام تضادها و نزاعها “ایسم”ها وجود دارند
چه این “ایسم”ها مذهبی باشند و چه سیاسی؛ اینها تولید تضاد میکنند که در نهایت به جنگها منتهی میگردد.
حتی امروزه شوروی کمونیست و آمریکای دموکراسی به دو مذهب تبدیل شدهاند: مانند جنگ بین دو مذهب شده است
ولی من میپرسم که آیا ممکن نیست که این تقسیمات بشری را، که براساس این افکار شکل گرفته، متوقف ساخت؟ آیا درست است که بخاطر یک امر غیراساسی، مانند فکر و عقیده، ما دست به کشتار انسانها بزنیم؟
آیا درست است که فکر شما و فکر من باید قلبهایمان را دشمن همدیگر کند؟
آدلف هیتلر در جایی گفته است که اگر هر نژادی بخواهد متحد شود؛ ضرورت دارد که نفرت نسبت به نژاد دیگر خلق شود. او نهتنها این را گفت، بلکه به آن عمل کرد و آن را موثر و کارآمد یافت.
تمامی تبهکارانی که این دنیا را مسموم ساختهاند این روش را موثر یافتهاند
با شعار “اسلام در خطر است،” میتوان مسلمانان را متحد کرد و با شعار “هندویسم در خطر است” هندوها را میتوان متحد کرد
خطر تولید ترس میکند و درنتیجه نفرت از کسانی که سبب ترس ما هستند ایجاد میشود
بنابراین تمام اتحادیهها و سازمانها بر اساس نفرت و ترس شکل گرفتهاند. بنابراین درحالیکه تمام ادیان از عشق صحبت میکنند چون نیاز به وحدت دارند، در نهایت از نفرت کمک میگیرند! آنگاه عشق فقط حرف بیهوده است و نفرت پایه و اساس میگردد.
پس آن دیانت که من از آن سخن میگویم در مورد هیچ اتحادیه یا سازمان نیست،
یک جستار معنوی است
یک تجربهی فردی است که علاقهای به جمعآوری نفرات و پیروان ندارد
درواقع، تجربهی معنوی در اساس فردگرا است.
و تمام سازمانها بر اساس نفرت پایهگذاری شدهاند
نفرت چه ربطی میتواند با دیانت و معنویت داشته باشد؟
هرآنچه که بین من و شما نفرت ایجاد کند نمیتواند مذهبی باشد. فقط هرچه که بین من و شما عشق ایجاد کند میتواند معنوی باشد
بهیاد بسپارید:
هرآنچه که انسان را از انسانی دیگر جدا میکند، چگونه میتواند انسان را به خداوند وصل کند؟
این غیرممکن است. ولی آنچه ما مذهب میخوانیم ما را تقسیم میکند
با اینکه این بهاصطلاح ادیان در مورد عشق صحبت میکنند، در مورد اتحاد همگان و برادری حرف میزنند؛
عجیب است که این فقط یک حرف باقی میماند؛ و هر عملی که انجام میدهند دشمنی و نفرت را منتشر میکند. مسیحیت در مورد عشق حرف میزند، ولی هیچکس مانند مسحیان آدم نکشته است
شاید چیزهای خوب در پنهانکردن چیزهای بد ابزارهای مناسبی هستند!
اگر بخواهی آدم بکشی، میتوانی به آسانی با نام عشق چنین کنی!
اگر کسی بخواهد خشن باشد، میتواند به آسانی در محافظت از عدم خشونت به خواستهاش برسد
اگر بخواهم شما را بکُشم، میتواند به آسانی بخاط خیر خودتان این کار را بکنم زیرا در اینصورت شما خواهید مرد ولی من گناهکار شناخته نمیشوم. آنوقت شما خواهید مرد، کشته خواهید شد و شکایت نخواهید کرد!
گفته شده که انسان حیوانی روشنفکر است؛ پس طبیعتاً، هرکاری که بخواهد بکند یک راه روشنفکرانه برای انجامش پیدا میکند
شاید شیطان به او مشورت داده که یک شعار خوب برای تبهکاریهایش انتخاب کند!
عمل هرچه شیطانیتر باشد، شعار باید بهتر باشد!
اشو
@deceptmatrix
پانزدههزار جنگ در سههزار سال؟!
حتی فکرکردن به آن چقدر ناخوشایند است. اینهمه جنگ نمیتواند بدون دلیل وجود داشته باشد
هر سال پنج جنگ؟!
این چه چیزی را نشان میدهد؟
من تاریخ بشریت را به دو بخش تقسیم میکنم: یکی دوران جنگ و دیگری دوران آمادگی برای جنگ
ما واقعاً هیچ دوران صلحی را تجربه نکردهایم. در اساس مسئولیت این وضعیت، به تقسیم انسانها به بخشهای زیاد بازمیگردد
و چه کسی بشریت را تقسیم کرده است؟
آیا ادیان رسمی نیستند، ایدئولوژیها، نظریهها و فرقهها مسئول چنین تقسیمشدگیهایی نیستند؟
آیا ملیت و ملیّگرایی و زندانهای ایدئولوژی بشر را تقسیم نکردهاند؟ عمدتاً مذاهب و ادیان انسانها را تقسیم و از هم جدا کردهاند.
در پشت تمام تضادها و نزاعها “ایسم”ها وجود دارند
چه این “ایسم”ها مذهبی باشند و چه سیاسی؛ اینها تولید تضاد میکنند که در نهایت به جنگها منتهی میگردد.
حتی امروزه شوروی کمونیست و آمریکای دموکراسی به دو مذهب تبدیل شدهاند: مانند جنگ بین دو مذهب شده است
ولی من میپرسم که آیا ممکن نیست که این تقسیمات بشری را، که براساس این افکار شکل گرفته، متوقف ساخت؟ آیا درست است که بخاطر یک امر غیراساسی، مانند فکر و عقیده، ما دست به کشتار انسانها بزنیم؟
آیا درست است که فکر شما و فکر من باید قلبهایمان را دشمن همدیگر کند؟
آدلف هیتلر در جایی گفته است که اگر هر نژادی بخواهد متحد شود؛ ضرورت دارد که نفرت نسبت به نژاد دیگر خلق شود. او نهتنها این را گفت، بلکه به آن عمل کرد و آن را موثر و کارآمد یافت.
تمامی تبهکارانی که این دنیا را مسموم ساختهاند این روش را موثر یافتهاند
با شعار “اسلام در خطر است،” میتوان مسلمانان را متحد کرد و با شعار “هندویسم در خطر است” هندوها را میتوان متحد کرد
خطر تولید ترس میکند و درنتیجه نفرت از کسانی که سبب ترس ما هستند ایجاد میشود
بنابراین تمام اتحادیهها و سازمانها بر اساس نفرت و ترس شکل گرفتهاند. بنابراین درحالیکه تمام ادیان از عشق صحبت میکنند چون نیاز به وحدت دارند، در نهایت از نفرت کمک میگیرند! آنگاه عشق فقط حرف بیهوده است و نفرت پایه و اساس میگردد.
پس آن دیانت که من از آن سخن میگویم در مورد هیچ اتحادیه یا سازمان نیست،
یک جستار معنوی است
یک تجربهی فردی است که علاقهای به جمعآوری نفرات و پیروان ندارد
درواقع، تجربهی معنوی در اساس فردگرا است.
و تمام سازمانها بر اساس نفرت پایهگذاری شدهاند
نفرت چه ربطی میتواند با دیانت و معنویت داشته باشد؟
هرآنچه که بین من و شما نفرت ایجاد کند نمیتواند مذهبی باشد. فقط هرچه که بین من و شما عشق ایجاد کند میتواند معنوی باشد
بهیاد بسپارید:
هرآنچه که انسان را از انسانی دیگر جدا میکند، چگونه میتواند انسان را به خداوند وصل کند؟
این غیرممکن است. ولی آنچه ما مذهب میخوانیم ما را تقسیم میکند
با اینکه این بهاصطلاح ادیان در مورد عشق صحبت میکنند، در مورد اتحاد همگان و برادری حرف میزنند؛
عجیب است که این فقط یک حرف باقی میماند؛ و هر عملی که انجام میدهند دشمنی و نفرت را منتشر میکند. مسیحیت در مورد عشق حرف میزند، ولی هیچکس مانند مسحیان آدم نکشته است
شاید چیزهای خوب در پنهانکردن چیزهای بد ابزارهای مناسبی هستند!
اگر بخواهی آدم بکشی، میتوانی به آسانی با نام عشق چنین کنی!
اگر کسی بخواهد خشن باشد، میتواند به آسانی در محافظت از عدم خشونت به خواستهاش برسد
اگر بخواهم شما را بکُشم، میتواند به آسانی بخاط خیر خودتان این کار را بکنم زیرا در اینصورت شما خواهید مرد ولی من گناهکار شناخته نمیشوم. آنوقت شما خواهید مرد، کشته خواهید شد و شکایت نخواهید کرد!
گفته شده که انسان حیوانی روشنفکر است؛ پس طبیعتاً، هرکاری که بخواهد بکند یک راه روشنفکرانه برای انجامش پیدا میکند
شاید شیطان به او مشورت داده که یک شعار خوب برای تبهکاریهایش انتخاب کند!
عمل هرچه شیطانیتر باشد، شعار باید بهتر باشد!
اشو
@deceptmatrix
گروه متناسب سازی برای بازنشستگان بشرح زیر می باشد
گروه های؛۱۶-۱۷-۱۸-۱۹-۲۰
استاد معلم
گروه 15و14
دانشیار معلم
گروه 13
استادیار معلم
گروه 12
مربی معلم
گروه های یازده به پایین
آموزشیار معلم
[۲۰۳۲/۱/۲۶، ۷:۰۲] حسن ولی پور: سلام جهت اطلاع همکاران که سوالات زیادی در مورد گروه وطبقه می پرسند بشرح زیر توضیح داده می
شود
طبقه برای شاغلین است که در حکمها نوشته شده است. ولی گروه برای بازنشستگان است که در بالای فیش حقوقی نوشته شده است
طبقه ۱= گروه ۴
طبقه ۲= گروه۶
طبقه۳=گروه۷
طبقه ۴= گروه۸
طبقه۵=گروه۹
طبقه۶= گروه۱۰
طبقه۷=گروه۱۱
طبقه۸=گروه۱۲
طبقه۹=گروه۱۳
طبقه۱۰=گروه۱۴
طبقه ۱۱=گروه۱۵
طبقه۱۲= گروه۱۶
طبقه۱۳=گروه۱۷
طبقه۱۴=گروه۱۸
طبقه۱۵= گروه۱۹
طبقه۱۶=گروه۲۰
گروه های؛۱۶-۱۷-۱۸-۱۹-۲۰
استاد معلم
گروه 15و14
دانشیار معلم
گروه 13
استادیار معلم
گروه 12
مربی معلم
گروه های یازده به پایین
آموزشیار معلم
[۲۰۳۲/۱/۲۶، ۷:۰۲] حسن ولی پور: سلام جهت اطلاع همکاران که سوالات زیادی در مورد گروه وطبقه می پرسند بشرح زیر توضیح داده می
شود
طبقه برای شاغلین است که در حکمها نوشته شده است. ولی گروه برای بازنشستگان است که در بالای فیش حقوقی نوشته شده است
طبقه ۱= گروه ۴
طبقه ۲= گروه۶
طبقه۳=گروه۷
طبقه ۴= گروه۸
طبقه۵=گروه۹
طبقه۶= گروه۱۰
طبقه۷=گروه۱۱
طبقه۸=گروه۱۲
طبقه۹=گروه۱۳
طبقه۱۰=گروه۱۴
طبقه ۱۱=گروه۱۵
طبقه۱۲= گروه۱۶
طبقه۱۳=گروه۱۷
طبقه۱۴=گروه۱۸
طبقه۱۵= گروه۱۹
طبقه۱۶=گروه۲۰
👇🏻
آفرین به کسی که این آمار را گردآوری و به درصد تبدیل کرده که فهمش آسانتر باشد:
جمعیت جهان درحال حاضر حدود 7.8 میلیارد نفر تخمین زده شده. برای اکثر اشخاص، این عدد بزرگیست. ولی وقتی به درصد تبدیل میشود، آمار راحت تر فهمیده میشوند:
- ۱۱ ٪ در اروپا هستند،
- ۵ ٪ در امریکای شمالی
- ۹ ٪ در امریکای جنوبی
- ۱۵ ٪ در افریقا
- ۶۰ ٪ در آسیا.
از میان کل جمعیت ۴۹ ٪ درحومهء شهرها زندگی میکنند و ۵۱ ٪ در شهرها.
۷۷ ٪ خانهء شخصی دارند و ۲۳ ٪ اصلاً خانه ندارند.
۲۱ ٪ پرخور هستند.
۶۳ ٪ خوب میخورند.
۱۵ ٪ کمبود تغذیه دارند و یک درصد آخرین غذایشان را خورده ولی فردایی برایشان نیست.
درآمد روزانهء ۴۸ ٪ کمتر از ۲ دلار است.
۸۷ ٪ آب تمیز میخورند.
۱۳ ٪ یا آب تمیز نمیخورند و یا منبع آبی آنها آلوده است.
۷۵ ٪ موبایل دارند اما ۲۵ ٪ ندارند
۳۰ ٪ دسترسی به اینترنت دارند ولی ۷۰ ٪ شرایط برای وصل شدن به اینترنت را ندارند
۷ ٪ تحصیلات دانشگاهی دارند،
ولی۹۳ ٪ تحصیلات عالی ندارند
۸۳ ٪ باسوادند،
۱۷ ٪ بیسواد.
۳۳ ٪ مسیحی
۲۲ ٪ مسلمان
۱۴ ٪ هندو
۷ ٪ بودایی
۱۲ ٪ دینهای مختلف
۱۲ ٪ اعتقاد به هیچ دینی ندارند.
بنابراین:
اگر شما خانهء خودتان را دارید، غذای خوب میخورید، آب تمیز دارید، میتوانید وارد اینترنت شوید، به دانشگاه رفته اید، شما عضو تعداد محدودی از انسانهای خوشبخت هستید (کمتر از ۷٪ جمعیت جهان)
از ۱۰۰ ٪ در دنیا فقط ۸ ٪ از سن ۶۵ سالگی عبور میکنند؛
اگر سن شما ۶۵ سال یا بیشتر است، باید شکرگذار باشید و قدر هرلحظهء زندگی خود را بدانید و از هرثانیهء آن به نحو احسن استفاده کنید….
*شکرگذار باشید که قبل از ۶۴ سالگی این دنیا را مثل ۹۲٪ انسانهای دیگر ترک نکرده اید. چون شما عضو انسانهای برگزیده هستید.
مواظب سلامتی خودتان باشید چون هیچ کسی به اندازه خودتان مواظب شما نخواهد بود و قدر هرلحظهء آنرا بدانید ….
عمرتان پایدار
زندگیتان برقرار
گلچین ها
آفرین به کسی که این آمار را گردآوری و به درصد تبدیل کرده که فهمش آسانتر باشد:
جمعیت جهان درحال حاضر حدود 7.8 میلیارد نفر تخمین زده شده. برای اکثر اشخاص، این عدد بزرگیست. ولی وقتی به درصد تبدیل میشود، آمار راحت تر فهمیده میشوند:
- ۱۱ ٪ در اروپا هستند،
- ۵ ٪ در امریکای شمالی
- ۹ ٪ در امریکای جنوبی
- ۱۵ ٪ در افریقا
- ۶۰ ٪ در آسیا.
از میان کل جمعیت ۴۹ ٪ درحومهء شهرها زندگی میکنند و ۵۱ ٪ در شهرها.
۷۷ ٪ خانهء شخصی دارند و ۲۳ ٪ اصلاً خانه ندارند.
۲۱ ٪ پرخور هستند.
۶۳ ٪ خوب میخورند.
۱۵ ٪ کمبود تغذیه دارند و یک درصد آخرین غذایشان را خورده ولی فردایی برایشان نیست.
درآمد روزانهء ۴۸ ٪ کمتر از ۲ دلار است.
۸۷ ٪ آب تمیز میخورند.
۱۳ ٪ یا آب تمیز نمیخورند و یا منبع آبی آنها آلوده است.
۷۵ ٪ موبایل دارند اما ۲۵ ٪ ندارند
۳۰ ٪ دسترسی به اینترنت دارند ولی ۷۰ ٪ شرایط برای وصل شدن به اینترنت را ندارند
۷ ٪ تحصیلات دانشگاهی دارند،
ولی۹۳ ٪ تحصیلات عالی ندارند
۸۳ ٪ باسوادند،
۱۷ ٪ بیسواد.
۳۳ ٪ مسیحی
۲۲ ٪ مسلمان
۱۴ ٪ هندو
۷ ٪ بودایی
۱۲ ٪ دینهای مختلف
۱۲ ٪ اعتقاد به هیچ دینی ندارند.
بنابراین:
اگر شما خانهء خودتان را دارید، غذای خوب میخورید، آب تمیز دارید، میتوانید وارد اینترنت شوید، به دانشگاه رفته اید، شما عضو تعداد محدودی از انسانهای خوشبخت هستید (کمتر از ۷٪ جمعیت جهان)
از ۱۰۰ ٪ در دنیا فقط ۸ ٪ از سن ۶۵ سالگی عبور میکنند؛
اگر سن شما ۶۵ سال یا بیشتر است، باید شکرگذار باشید و قدر هرلحظهء زندگی خود را بدانید و از هرثانیهء آن به نحو احسن استفاده کنید….
*شکرگذار باشید که قبل از ۶۴ سالگی این دنیا را مثل ۹۲٪ انسانهای دیگر ترک نکرده اید. چون شما عضو انسانهای برگزیده هستید.
مواظب سلامتی خودتان باشید چون هیچ کسی به اندازه خودتان مواظب شما نخواهد بود و قدر هرلحظهء آنرا بدانید ….
عمرتان پایدار
زندگیتان برقرار
گلچین ها
مقالهای از خانم دکتر شاهین/دانشگاه صنعتی شــریف تهران
*یک سوال*
جواب بدین ؟
چرا در میان این همه داستان در قرآن، قصهی عشق یوسف و زلیخا، احسن القصص یعنی بهترین قصهها شناخته شد؟
قصهی عشق زن متاهل به پسر مجرد، عشق زن مسن به پسر جوان،
عشق ملکه به غلامش (پسرخوانده) !!
آیا عشق یک زن متأهل به مرد دیگر ناپسند و گناه نیست؟
چرا اصلا هیچ حرفی از شوهر زلیخا زده نشده؟
چرا با اینکه قرآن این قصه رو گفته و در آخر به هم میرسند، عیبجویی و تحقیری در بیان داستان صورت نگرفته؟
و *حظ عشق* رو به کام خواننده به وجود میاره؟
چرا قرآن این قصه رو با آب و تاب و شیرین و دلچسب و به اصطلاح تا این حد رمانتیک و دراماتیک تعریف کرده؟
زلیخا مهمونی ترتیب میده و زنان مصر رو دعوت میکنه و چاقو و ترنج دستشون میده و یوسف وارد میشه و...؟؟
چرا به جای تنبیه و سنگسار زلیخا، او فرصت پیدا میکنه تا حقانیت این عشق رو به دیگران اثبات کنه؟
چرا متدینین و مسلمانان با خدا سر این داستان نمیجنگند؟
فکر کنید اگر غیر از قرآن، قرار بود این داستان چاپ و منتشر بشه، محال بود بتونه از *ممیزی ارشاد* رد بشه !
منظورم الگوی عشق زن متأهل به غیرهمسرش است !!
چرا در قرآن وقتی شرح عاشقی زلیخا رو میده، شوهرش و خانوادهش او را به جرم ناموسی نمیکشند؟
چرا تو قران نمیگه زلیخا باید سنگسار بشه و داستان به جای اینکه به وصال برسه به سنگسار نمیرسه؟
*"به خصوص اینکه زن متأهل است"* !!
تا حالا به اینها فکر کرده بودید؟
خدا برای اینکه به حضرت یوسف خوش بگذره ، زلیخا را چهل سال جوان کرد و تمام قوانین خلقت رو زیر ورو کرد. !!
و اکنون میلیون ها ایرانی گرسنه و ندار و تن فروش و مواد فروش و فقیر و مستاجر و بی خانمان و .... شب و روز دعا می کنند که *خدایا وضع اقتصادی ما را اصلاح بگردان و شرایط ما را به چهل سال پیش برگردان*
ولی خدا اجابت نمی کند.
نتیجه گیری:
یا هشتاد میلیون مسلمان شیعه ، به اندازه هوس بازیهای زلیخا نزد خدا ارج و قرب ندارند ،
و یا کل داستان تخیلی بوده است.
*عااالی عااالی عاااالی*👌
حتماً بخونید و برای دیگران بفرستید
مقالهای از خانم دکتر شاهین/دانشگاه صنعتی شــریف تهران🤷♂️
*یک سوال*
جواب بدین ؟
چرا در میان این همه داستان در قرآن، قصهی عشق یوسف و زلیخا، احسن القصص یعنی بهترین قصهها شناخته شد؟
قصهی عشق زن متاهل به پسر مجرد، عشق زن مسن به پسر جوان،
عشق ملکه به غلامش (پسرخوانده) !!
آیا عشق یک زن متأهل به مرد دیگر ناپسند و گناه نیست؟
چرا اصلا هیچ حرفی از شوهر زلیخا زده نشده؟
چرا با اینکه قرآن این قصه رو گفته و در آخر به هم میرسند، عیبجویی و تحقیری در بیان داستان صورت نگرفته؟
و *حظ عشق* رو به کام خواننده به وجود میاره؟
چرا قرآن این قصه رو با آب و تاب و شیرین و دلچسب و به اصطلاح تا این حد رمانتیک و دراماتیک تعریف کرده؟
زلیخا مهمونی ترتیب میده و زنان مصر رو دعوت میکنه و چاقو و ترنج دستشون میده و یوسف وارد میشه و...؟؟
چرا به جای تنبیه و سنگسار زلیخا، او فرصت پیدا میکنه تا حقانیت این عشق رو به دیگران اثبات کنه؟
چرا متدینین و مسلمانان با خدا سر این داستان نمیجنگند؟
فکر کنید اگر غیر از قرآن، قرار بود این داستان چاپ و منتشر بشه، محال بود بتونه از *ممیزی ارشاد* رد بشه !
منظورم الگوی عشق زن متأهل به غیرهمسرش است !!
چرا در قرآن وقتی شرح عاشقی زلیخا رو میده، شوهرش و خانوادهش او را به جرم ناموسی نمیکشند؟
چرا تو قران نمیگه زلیخا باید سنگسار بشه و داستان به جای اینکه به وصال برسه به سنگسار نمیرسه؟
*"به خصوص اینکه زن متأهل است"* !!
تا حالا به اینها فکر کرده بودید؟
خدا برای اینکه به حضرت یوسف خوش بگذره ، زلیخا را چهل سال جوان کرد و تمام قوانین خلقت رو زیر ورو کرد. !!
و اکنون میلیون ها ایرانی گرسنه و ندار و تن فروش و مواد فروش و فقیر و مستاجر و بی خانمان و .... شب و روز دعا می کنند که *خدایا وضع اقتصادی ما را اصلاح بگردان و شرایط ما را به چهل سال پیش برگردان*
ولی خدا اجابت نمی کند.
نتیجه گیری:
یا هشتاد میلیون مسلمان شیعه ، به اندازه هوس بازیهای زلیخا نزد خدا ارج و قرب ندارند ،
و یا کل داستان تخیلی بوده است.
*عااالی عااالی عاااالی*👌
حتماً بخونید و برای دیگران بفرستید
مقالهای از خانم دکتر شاهین/دانشگاه صنعتی شــریف تهران🤷♂️
Forwarded from REZA HOS
Works of the Prophet of Islam in Fawad's personal museum have become a global museum and will become the largest museum of Kurdistan studies in Salavat Abad, Sanandaj.
In the year 2014, preparations were made for the establishment of Seyyed Mohammad Fawad Ebrahimi Scientific Research and Research Center or "MPT-FOAD" for a scientific, educational, cultural and artistic complex in Salawatabad, Sanandaj, which is located ten kilometers east of Sanandaj. Once established, this center will include a huge library and archive of scientific documents and a museum of old objects of the life of Kurdistan families, the largest museum of Kurdistan studies, the base and archive of the Mathematical Association of Kurdistan Province of Iran, and the Kurdistan Music House, which will be available through the scientific and educational site "Fawadrouyal" and "MPT Fawad research and scientific research site will find an international presence with the following addresses.
http:٫٫www.mptfoad.com http:٫٫www. Foadroyal.com
I started printing my books in 1395, and within 6 years I managed to print 218 titles out of more than 518 books. I am trying to digitize about five hundred thousand pages of my manuscripts and print them all. Of course, if the economy helps and the social conditions and intellectual help and care of the people around me are provided, I got married in 1364 A.S. I have three children, Saleh Sa'i and people of knowledge, whose existence I am proud of. Their upbringing deserves praise. I have respect for all human beings on the planet. I wish I could love all people closely and be friends with them. Life finds meaning in the shelter of love, respect and tolerance of the people
Seyyed Mohammad Fawad Ebrahimi
around me.
Retired mathematics and computer lecturer at Farhangian University of Sanandaj
In the year 2014, preparations were made for the establishment of Seyyed Mohammad Fawad Ebrahimi Scientific Research and Research Center or "MPT-FOAD" for a scientific, educational, cultural and artistic complex in Salawatabad, Sanandaj, which is located ten kilometers east of Sanandaj. Once established, this center will include a huge library and archive of scientific documents and a museum of old objects of the life of Kurdistan families, the largest museum of Kurdistan studies, the base and archive of the Mathematical Association of Kurdistan Province of Iran, and the Kurdistan Music House, which will be available through the scientific and educational site "Fawadrouyal" and "MPT Fawad research and scientific research site will find an international presence with the following addresses.
http:٫٫www.mptfoad.com http:٫٫www. Foadroyal.com
I started printing my books in 1395, and within 6 years I managed to print 218 titles out of more than 518 books. I am trying to digitize about five hundred thousand pages of my manuscripts and print them all. Of course, if the economy helps and the social conditions and intellectual help and care of the people around me are provided, I got married in 1364 A.S. I have three children, Saleh Sa'i and people of knowledge, whose existence I am proud of. Their upbringing deserves praise. I have respect for all human beings on the planet. I wish I could love all people closely and be friends with them. Life finds meaning in the shelter of love, respect and tolerance of the people
Seyyed Mohammad Fawad Ebrahimi
around me.
Retired mathematics and computer lecturer at Farhangian University of Sanandaj
همه فکر میکنن تو خوشحال، خوش شانس و فان هستی. ولی تو بیشتر از اون چیزی که اون ها میدونن به طور مخفیانهای رنج کشیدی.
ِتوی کلاس دینی
وقتی فقط ۱۱ سالم بود...
معلم گفت:
نباید "مشروب" بخوری!
من اصلا نمیدونستم مشروب چیه!!!
معلم دینی یادم داد!!!
گفت نباید با "دخترا" بازی کنی!
نباید به بدنشون "نگاه" کنی!
من اصلا توی بازی با دخترا ، متوجه بدنشون نبودم!
معلم دینی یادم داد!!!
معلممون گفت...
نباید بدون عقد شرعی "هـمـبـسـتر" بشی!
من از حرفهاش چیزی نفهمیدم!
اصلا نمیدونستم راجع به چی حرف میزنه!
معلم دینی یادم داد!!!
گفت:
اگه خواهر داری ، نذار بدون روسری بره جلو "نامحرم"!
من نمیخواستم به خواهرم "زور" بگم!
معلم دینی یادم داد!!!
معلم دینی میگفت:
زنها "نصف" مردها ارث میبرن!
من نمی خواستم به زنها جور دیگه نگاه کنم!
نمی خواستم "حقشون" رو بخورم!
معلم دینی یادم داد!!!
سرکلاس دینی ، همیشه حرف از "دوری" از زنها و حرف "بهشت و حوری و شهوت" بود!
ما جدا افتادیم از "جنس مخالف" ولی همیشه راجع بهشون با ما حرف زدند!
همیشه تکرار کردند!!!
«یه جور عقده شد»...!
تکرار ، تکرار ، تکرار و...!!!
ذهن هایی که فقط پر شده بود از "شهوت" ، بدونِ هیچ خاطره ای!
ما گرفتار افکاری همیشگی بودیم!
بدونِ هیچ راهی برای شناخت!
ما از جنس مخالف "جدا" بودیم!
برای همینه که حتی الان هم رفتار با جنس مخالف را بلد نیستیم!
برای همینه که تا یک زن می بینیم ذهن مون و رفتارمون جوریه که خودتان خوب میدانید!
معلم دینی از جنس مخالف برای ما
ذهنیتی "انسانی" نساخت...
ذهنیتی "ابزاری" ساخت!!!
یک روز گفت از روی آیات قرآن بخوان...
خواندم... ولی نفهمیدم!!!
او وادارم کرد کاری انجام بدهم که نمیفهمم!
من نمی فهمیدم معنی کلمه ها را...
فقط میخواندم... و بعد گفت حفظ کن!!!!
حفظ کردم ، همان چیزی که نمی فهمیدم را...!
و بعد در جشن ۲۲ بهمن و دهه فجر
همان آیات را همخوانی کردیم و به ما جایزه دادند!
به خاطر چیزی که نفهمیده بودیم...
ولی حفظ کرده بودیم!!!!!
معلم دینی به ما یاد داد...
هر چیزی در اطرافمان که خوب است ، «نعمت خداست»!
و هر چیزی که بد است ، «حکمت خدا»!
ما هم این وسط یک مشت علافیم که کاری از دستمان ساخته نیست...!!!
معلم دینی بود که یاد داد قبل از انجام هر کار بگو «بسم الله الرحمن الرحیم»!
ولی یاد نداد قبلش باید "فکر" کنیم!
معلم دینی بود که یاد داد "تقیه" کنیم !
یعنی میزان "تقوای" شما بسته به "شرایط" تعیین میشود!
یعنی اگه صلاح بود که "دروغ" بگویید ، اشکالی ندارد!
یا اگر صلاح بود یک نفر را "بفروشید" ، اشکال ندارد!
یا اگر صلاح بود "منت کشی" کنید ، اشکال ندارد!
معلم دینی بود که سر صف نماز "تهدید" کرد اگر کسی که "خندیده" را "معرفی" نکنیم ، از همه نمره انضباط "کم" میکند!
همانجا بود که معنی "آدم فروشی" را فهمیدیم!
معلم دینی بود که گفت...
هر کس"راهپیمایی" بیاید ، ۲ نمره به نمره امتحانش "کمک" میکنیم!
همانجا معنی "دستمال به دستی" و "پاچه خواری" را فهمیدیم!
حالا از ما چه مانده!!!؟؟؟
آدمهایی هستیم که همه چیز و همه اطرافیان خود را "میفروشیم" و "ریا" میکنیم و نامش را میگذاریم: "تقیه"...!!!
جلوی رئیسمان مطیع محض هستیم ، تا به پول و قدرت و احترام برسیم!
برای رسیدن به یک "زن" از غرور ، شرف ، و همه چیزمان میگذریم!
همه "ترفندها" را به کار میگیریم...!
اما پس از رسیدن به خواسته مان ، مثل یک "ابزار" کنار میگذاریمش!
نمی فهمیم که او هم یک " انــســـان" است مثل خود ما...!!!
مـــا پـســران ایــرانـیـــم...
مـَـــردان ایـــرانـیــــم...
دوست داشتیم "خـــوب" باشیم ولــــی
"مـُـعـلــّــم دیــنـــی" داشــتـیـــم..!!!
من دوست دارم برگردم به "۱۱سالگی"...!
وقتی معلم دینی را دیدم " ترک تحصیل" کنم ، چون ترک تحصیل بهتر از ترک "انـســانـیـّـت" است...!!!
کاش معلم انسانیت داشتیم و معلم دینی نداشتیم...!!!
کاش.......
✍#......
وقتی فقط ۱۱ سالم بود...
معلم گفت:
نباید "مشروب" بخوری!
من اصلا نمیدونستم مشروب چیه!!!
معلم دینی یادم داد!!!
گفت نباید با "دخترا" بازی کنی!
نباید به بدنشون "نگاه" کنی!
من اصلا توی بازی با دخترا ، متوجه بدنشون نبودم!
معلم دینی یادم داد!!!
معلممون گفت...
نباید بدون عقد شرعی "هـمـبـسـتر" بشی!
من از حرفهاش چیزی نفهمیدم!
اصلا نمیدونستم راجع به چی حرف میزنه!
معلم دینی یادم داد!!!
گفت:
اگه خواهر داری ، نذار بدون روسری بره جلو "نامحرم"!
من نمیخواستم به خواهرم "زور" بگم!
معلم دینی یادم داد!!!
معلم دینی میگفت:
زنها "نصف" مردها ارث میبرن!
من نمی خواستم به زنها جور دیگه نگاه کنم!
نمی خواستم "حقشون" رو بخورم!
معلم دینی یادم داد!!!
سرکلاس دینی ، همیشه حرف از "دوری" از زنها و حرف "بهشت و حوری و شهوت" بود!
ما جدا افتادیم از "جنس مخالف" ولی همیشه راجع بهشون با ما حرف زدند!
همیشه تکرار کردند!!!
«یه جور عقده شد»...!
تکرار ، تکرار ، تکرار و...!!!
ذهن هایی که فقط پر شده بود از "شهوت" ، بدونِ هیچ خاطره ای!
ما گرفتار افکاری همیشگی بودیم!
بدونِ هیچ راهی برای شناخت!
ما از جنس مخالف "جدا" بودیم!
برای همینه که حتی الان هم رفتار با جنس مخالف را بلد نیستیم!
برای همینه که تا یک زن می بینیم ذهن مون و رفتارمون جوریه که خودتان خوب میدانید!
معلم دینی از جنس مخالف برای ما
ذهنیتی "انسانی" نساخت...
ذهنیتی "ابزاری" ساخت!!!
یک روز گفت از روی آیات قرآن بخوان...
خواندم... ولی نفهمیدم!!!
او وادارم کرد کاری انجام بدهم که نمیفهمم!
من نمی فهمیدم معنی کلمه ها را...
فقط میخواندم... و بعد گفت حفظ کن!!!!
حفظ کردم ، همان چیزی که نمی فهمیدم را...!
و بعد در جشن ۲۲ بهمن و دهه فجر
همان آیات را همخوانی کردیم و به ما جایزه دادند!
به خاطر چیزی که نفهمیده بودیم...
ولی حفظ کرده بودیم!!!!!
معلم دینی به ما یاد داد...
هر چیزی در اطرافمان که خوب است ، «نعمت خداست»!
و هر چیزی که بد است ، «حکمت خدا»!
ما هم این وسط یک مشت علافیم که کاری از دستمان ساخته نیست...!!!
معلم دینی بود که یاد داد قبل از انجام هر کار بگو «بسم الله الرحمن الرحیم»!
ولی یاد نداد قبلش باید "فکر" کنیم!
معلم دینی بود که یاد داد "تقیه" کنیم !
یعنی میزان "تقوای" شما بسته به "شرایط" تعیین میشود!
یعنی اگه صلاح بود که "دروغ" بگویید ، اشکالی ندارد!
یا اگر صلاح بود یک نفر را "بفروشید" ، اشکال ندارد!
یا اگر صلاح بود "منت کشی" کنید ، اشکال ندارد!
معلم دینی بود که سر صف نماز "تهدید" کرد اگر کسی که "خندیده" را "معرفی" نکنیم ، از همه نمره انضباط "کم" میکند!
همانجا بود که معنی "آدم فروشی" را فهمیدیم!
معلم دینی بود که گفت...
هر کس"راهپیمایی" بیاید ، ۲ نمره به نمره امتحانش "کمک" میکنیم!
همانجا معنی "دستمال به دستی" و "پاچه خواری" را فهمیدیم!
حالا از ما چه مانده!!!؟؟؟
آدمهایی هستیم که همه چیز و همه اطرافیان خود را "میفروشیم" و "ریا" میکنیم و نامش را میگذاریم: "تقیه"...!!!
جلوی رئیسمان مطیع محض هستیم ، تا به پول و قدرت و احترام برسیم!
برای رسیدن به یک "زن" از غرور ، شرف ، و همه چیزمان میگذریم!
همه "ترفندها" را به کار میگیریم...!
اما پس از رسیدن به خواسته مان ، مثل یک "ابزار" کنار میگذاریمش!
نمی فهمیم که او هم یک " انــســـان" است مثل خود ما...!!!
مـــا پـســران ایــرانـیـــم...
مـَـــردان ایـــرانـیــــم...
دوست داشتیم "خـــوب" باشیم ولــــی
"مـُـعـلــّــم دیــنـــی" داشــتـیـــم..!!!
من دوست دارم برگردم به "۱۱سالگی"...!
وقتی معلم دینی را دیدم " ترک تحصیل" کنم ، چون ترک تحصیل بهتر از ترک "انـســانـیـّـت" است...!!!
کاش معلم انسانیت داشتیم و معلم دینی نداشتیم...!!!
کاش.......
✍#......
*خبر خوش ترامپ به ملت شریف ایران*
*انتشار لیست کامل پولهای ضبط شدە فرزندان مسئولین ایرانی از سوی وزارت خزانەداری آمریکا*
وزارت خزانەداری آمریکا در اقدامی جدید اسامی ٦٦ نفر از آقازادەها را برای افکار عمومی منتشر کرد کە پولهایشان را ضبط کردە است
لیست وزارت خزانەداری بە شرح زیر است :
فقط ببینید چطور این مملکت رو چپاول کردن ...
1- مجید روحانی : 56 میلیون دلار
2_مهدی ظریف : 17 میلیون دلار
3- سید عماد الدین خاتمی : 84 میلیون دلار
4- حمیدرضا عارف : 44 میلیون دلار
5- توحید نوبخت : 40 میلیون دلار
6- علی حسینی اکبرنژاد : 121 میلیون دلار
7- مهسا ظریف : 293 میلیون دلار
8- مریم روحانی : 4.5 میلیارد دلار
9- فائزه هاشمی : 6 میلیارد دلار
10 - حسام جهانگیری: 83 میلیون دلار
11- عیسی ڪلانتری : 7 میلیون دلار
12- محمد جواد آذری جهرمی : 180 میلیون دلار
13- فاطمه هاشمی: 176 میلیون دلار
14- کوکب موسوی : 219 میلیون دلار
15- نرگس خاتمی : 15 میلیون دلار
16- مجید کواکبیان : 463 میلیون دلار
17- بابک نامدار زنگنه: 347 میلیون دلار
18- امیررضا تخت روانچی : 505 میلیون دلار
19- سینا نوبخت : 47 میلیون دلار
20- امیررضا عارف : 127 میلیون دلار
21- سمیر صالحی: 1 میلیارد دلار
22- هدی جهانگیری : 1 میلیارد دلار
23 - مهدی هاشمی : 4.17 میلیارد دلار
24- رضا رحیم مشایی : 79۷ میلیون دلار
25- طه هاشمی(ابتکار): 123 میلیون دلار
26- یاسر هاشمی : 466 میلیون دلار
27- مهدی آخوندی:453 میلیون دلار
28- سعید ربیعی : 91 مبلیون دلار
29- امیرمحمد آشنا : 17 میلیون دلار
30- محمدرضا لاریجانی : 400 میلیون دلار
31- عباس آخوندی : 520 میلیون دلار
32- محسن رفیق دوست : 266 ملیون دلار
33- حسین کاشفی : 130 میلیون دلار
34- معصومه ابتکار: 43 میلیون دلار
35- عباس کوشا : 16 میلیون دلار
36- زینب بحرینی: 228 میلیون دلار
37- مصطفی تاج زاده : 108 میلیون دلار
38- زهره آقاجری : 286 میلیون دلار
39- شاهین نوربخش :50 میلیون دلار
40- الهه کولایی: 47 مبلیون دلار
41- فخر السادات محتشمی پور : 47 میلیون دلار
42- محسن صفایی فراهانی : 73 میلیون دلار
43- علی شکوری راد : 232 میلیون دلار
44- عبدالله رمضان زاده : 9 میلیون دلار
45- سلیمه واعظی : 18 میلیون دلار
46- محسن میردامادی : 33 میلیون دلار
47- محمدصادق واعظی: 248 میلیون دلار
48- حسین سیمایی صراف : 50 میلیون دلار
49- فر هاد دژ پسند : 142 میلیون دلار
50- زهرا مجردی : 163 میلیون
51 _ انوشیروان محسنی بند پی : 33 میلیون دلار
52- حسین عراقچی : 379 میلیون دلار
53- جمشید انصاری : 127 میلیون دلار
54- فاطمه راکعی : 67 میلیون دلار
55- سعیده سادات عراقچی : 125 میلیون دلار
56- یاسر کروبی : 320 میلیون دلار
57- علی اصغر مونسان: 125 میلیون دلار
58- مسعود نیلی : 97 میلیون دلار
59- مسعود حجاریان : 1.7 میلیارد دلار
60- محسن نهاوندیان : 305 میلیون دلار
61- مرتضی رفیقدوست: 221 میلیون دلار
62- محمد تقی کروبی : 55 میلیون دلار
63- لعیا جنیدی : 59 میلیون دلار
64- علیاڪبر محتشمی: 460 میلیون دلار
65- شهیندخت مولاوردی : 56 میلیون دلار
66- محمدحسین کروبی: 580 ملیون دلار
*هموطن ، اشتراک حداکثری برای آگاهی و بیداری ملت*
تا میتونید نشر دهید.این
برگ ننگین که یکی از ده ها فساد اصلاح طلبان و اصولگرایان در بیش از ٤٠ سال گذشته است.
*تاریخ به قلم آزادکان، فرهیختگان و جوانمردان این مرز و بوم خواهد نوشت... که یک مشت دزد ریاکار پست بیگانه پرست و .... در اوج گرفتاری و تنگدستی ملت ایران حدود ۲۸ میلیارد دلار پول در خخکشوری که داد دشمنی با آن دارند سرمایه دارند. این جماعت ........... نمک این مردم و مملکت را خورده اند و با تمام دئانت نمکدان شکستند. قلم و زبان قاصر از بیان این همه نامردمی و ناجوانمردی است.موضوع تکراری است ولی مرور مجدد این روزها بسیار مفید و سازنده است
*انتشار لیست کامل پولهای ضبط شدە فرزندان مسئولین ایرانی از سوی وزارت خزانەداری آمریکا*
وزارت خزانەداری آمریکا در اقدامی جدید اسامی ٦٦ نفر از آقازادەها را برای افکار عمومی منتشر کرد کە پولهایشان را ضبط کردە است
لیست وزارت خزانەداری بە شرح زیر است :
فقط ببینید چطور این مملکت رو چپاول کردن ...
1- مجید روحانی : 56 میلیون دلار
2_مهدی ظریف : 17 میلیون دلار
3- سید عماد الدین خاتمی : 84 میلیون دلار
4- حمیدرضا عارف : 44 میلیون دلار
5- توحید نوبخت : 40 میلیون دلار
6- علی حسینی اکبرنژاد : 121 میلیون دلار
7- مهسا ظریف : 293 میلیون دلار
8- مریم روحانی : 4.5 میلیارد دلار
9- فائزه هاشمی : 6 میلیارد دلار
10 - حسام جهانگیری: 83 میلیون دلار
11- عیسی ڪلانتری : 7 میلیون دلار
12- محمد جواد آذری جهرمی : 180 میلیون دلار
13- فاطمه هاشمی: 176 میلیون دلار
14- کوکب موسوی : 219 میلیون دلار
15- نرگس خاتمی : 15 میلیون دلار
16- مجید کواکبیان : 463 میلیون دلار
17- بابک نامدار زنگنه: 347 میلیون دلار
18- امیررضا تخت روانچی : 505 میلیون دلار
19- سینا نوبخت : 47 میلیون دلار
20- امیررضا عارف : 127 میلیون دلار
21- سمیر صالحی: 1 میلیارد دلار
22- هدی جهانگیری : 1 میلیارد دلار
23 - مهدی هاشمی : 4.17 میلیارد دلار
24- رضا رحیم مشایی : 79۷ میلیون دلار
25- طه هاشمی(ابتکار): 123 میلیون دلار
26- یاسر هاشمی : 466 میلیون دلار
27- مهدی آخوندی:453 میلیون دلار
28- سعید ربیعی : 91 مبلیون دلار
29- امیرمحمد آشنا : 17 میلیون دلار
30- محمدرضا لاریجانی : 400 میلیون دلار
31- عباس آخوندی : 520 میلیون دلار
32- محسن رفیق دوست : 266 ملیون دلار
33- حسین کاشفی : 130 میلیون دلار
34- معصومه ابتکار: 43 میلیون دلار
35- عباس کوشا : 16 میلیون دلار
36- زینب بحرینی: 228 میلیون دلار
37- مصطفی تاج زاده : 108 میلیون دلار
38- زهره آقاجری : 286 میلیون دلار
39- شاهین نوربخش :50 میلیون دلار
40- الهه کولایی: 47 مبلیون دلار
41- فخر السادات محتشمی پور : 47 میلیون دلار
42- محسن صفایی فراهانی : 73 میلیون دلار
43- علی شکوری راد : 232 میلیون دلار
44- عبدالله رمضان زاده : 9 میلیون دلار
45- سلیمه واعظی : 18 میلیون دلار
46- محسن میردامادی : 33 میلیون دلار
47- محمدصادق واعظی: 248 میلیون دلار
48- حسین سیمایی صراف : 50 میلیون دلار
49- فر هاد دژ پسند : 142 میلیون دلار
50- زهرا مجردی : 163 میلیون
51 _ انوشیروان محسنی بند پی : 33 میلیون دلار
52- حسین عراقچی : 379 میلیون دلار
53- جمشید انصاری : 127 میلیون دلار
54- فاطمه راکعی : 67 میلیون دلار
55- سعیده سادات عراقچی : 125 میلیون دلار
56- یاسر کروبی : 320 میلیون دلار
57- علی اصغر مونسان: 125 میلیون دلار
58- مسعود نیلی : 97 میلیون دلار
59- مسعود حجاریان : 1.7 میلیارد دلار
60- محسن نهاوندیان : 305 میلیون دلار
61- مرتضی رفیقدوست: 221 میلیون دلار
62- محمد تقی کروبی : 55 میلیون دلار
63- لعیا جنیدی : 59 میلیون دلار
64- علیاڪبر محتشمی: 460 میلیون دلار
65- شهیندخت مولاوردی : 56 میلیون دلار
66- محمدحسین کروبی: 580 ملیون دلار
*هموطن ، اشتراک حداکثری برای آگاهی و بیداری ملت*
تا میتونید نشر دهید.این
برگ ننگین که یکی از ده ها فساد اصلاح طلبان و اصولگرایان در بیش از ٤٠ سال گذشته است.
*تاریخ به قلم آزادکان، فرهیختگان و جوانمردان این مرز و بوم خواهد نوشت... که یک مشت دزد ریاکار پست بیگانه پرست و .... در اوج گرفتاری و تنگدستی ملت ایران حدود ۲۸ میلیارد دلار پول در خخکشوری که داد دشمنی با آن دارند سرمایه دارند. این جماعت ........... نمک این مردم و مملکت را خورده اند و با تمام دئانت نمکدان شکستند. قلم و زبان قاصر از بیان این همه نامردمی و ناجوانمردی است.موضوع تکراری است ولی مرور مجدد این روزها بسیار مفید و سازنده است
Forwarded from طارق صلواتی
🔹 باسلام واحترام
ازاقدام ارزشمندو شایسته و بجای
آقای جبارکریمی کردستانی (صلوات آبادی) درتهیه وتنظیم وگردآوری تعدادفامیل وشهرت های
"صلوات آبادی" نهایت تقدیروتشکربعمل می آیدالبته چندفامیل داریم که تغییرپیدا کرده اند،
امیداست دیگردوستان درهرموضوع دیگری که باعث می شود زادگاهمان صلوات آبادباآن سایقه تاریخی وفرهنگی با شخصیت های ممتازش بیشترشناخته شودو نوجوانان وجوانان با نیاکان و فرهنگ و اصالت شان بیشترآشناگردندهمکاری بفرمایند.
لیست تعداد فامیل های فعلی وشناسایی شده به تعداد ( ۱۰۲ ) مورد که به شرح زیر درج واعلام می گردد:
صلواتی . صلواتیان . محمدی . محمدیان . ابراهیمی . سید ابراهیمی . سلیمی . سوری . سلیمانی . نوری . نورزاده . باباشهابی . نورالهی . نصرالهی . منصوری . حسنی . حسینی . شکیبی صلوات آباد . رحیمی صلوات آباد . نادری . خرامانی . رسولی . صفا . خزانی(خزایی) . خیری . زمانی . زندی . زندی مقدم . آقاجانی . ولایتی . خلیلی . شریفی . بهمنی . زارعی . رنج آور . نامداری . اکبری . ولیدی . فرد . ملکی . ادب پور . صفری . غلامی . فرامرزی . کریمی کردستانی . نیرانی . ملایی . اویسی . مرادی . فریقی . داربوی . فلاحی . احمدی . فرهنگی . واحدی یگانه . سرچالی . اسکندری . قاسمی . شمسی صلواتی . مهدیان . فرج پور . الیاسی . صلواتی قاسمی . شریعتی . باکوبی . پریسایی . رضیه . صلواتی مقدم . صلواتی موخر . صلواتی صادق . کرمی . همکاری . دهقانی . مرادگورانی . شکوفا . قربانی . قربانی صلواتی . قربانی صلوات آباد . پارسا . رحیم پور . خالانی . صمدنژاد . میرزایی . فرضی . آرین . صلاحیان . محمودی . شرفی . رحیمی صلواتی . رحیمی . عباس صلواتی . صلوات آبادی . قادری . امین زاده . درزی ور . هیبت الهی . ساطع . جهانبخش . طاهری . نجم الدینی . حامدی
* با مساعدت ومشارکت خوددرزمینه های مختلف نگذاریم صلوات آباد زیبا باآن قدمت تاریخی و طبیعت بکر و خدادایش کم رنگ وبه بوته فراموشی سپرده شود.
ما ریشه داریم . مااصالت داریم . ما فرهنگ داریم . ما تاریخ داریم . ما سیدعلی اصغر کردستانی را داریم
* دهستان صلوات آباد براساس سرشماری رسمی سال ۹۵ نزدیک به ۳۵۰۰ نفرجمعیت و ۱۳۰۰ خانواراست لطفا" کانال ها و گروه های مجازی آمار اشتباهی وغیرصحیح ارائە نفرمایند.
دوستان عزیز اگر فامیل دیگری را می شناسید لطفا" اطلاع دهید
ازاقدام ارزشمندو شایسته و بجای
آقای جبارکریمی کردستانی (صلوات آبادی) درتهیه وتنظیم وگردآوری تعدادفامیل وشهرت های
"صلوات آبادی" نهایت تقدیروتشکربعمل می آیدالبته چندفامیل داریم که تغییرپیدا کرده اند،
امیداست دیگردوستان درهرموضوع دیگری که باعث می شود زادگاهمان صلوات آبادباآن سایقه تاریخی وفرهنگی با شخصیت های ممتازش بیشترشناخته شودو نوجوانان وجوانان با نیاکان و فرهنگ و اصالت شان بیشترآشناگردندهمکاری بفرمایند.
لیست تعداد فامیل های فعلی وشناسایی شده به تعداد ( ۱۰۲ ) مورد که به شرح زیر درج واعلام می گردد:
صلواتی . صلواتیان . محمدی . محمدیان . ابراهیمی . سید ابراهیمی . سلیمی . سوری . سلیمانی . نوری . نورزاده . باباشهابی . نورالهی . نصرالهی . منصوری . حسنی . حسینی . شکیبی صلوات آباد . رحیمی صلوات آباد . نادری . خرامانی . رسولی . صفا . خزانی(خزایی) . خیری . زمانی . زندی . زندی مقدم . آقاجانی . ولایتی . خلیلی . شریفی . بهمنی . زارعی . رنج آور . نامداری . اکبری . ولیدی . فرد . ملکی . ادب پور . صفری . غلامی . فرامرزی . کریمی کردستانی . نیرانی . ملایی . اویسی . مرادی . فریقی . داربوی . فلاحی . احمدی . فرهنگی . واحدی یگانه . سرچالی . اسکندری . قاسمی . شمسی صلواتی . مهدیان . فرج پور . الیاسی . صلواتی قاسمی . شریعتی . باکوبی . پریسایی . رضیه . صلواتی مقدم . صلواتی موخر . صلواتی صادق . کرمی . همکاری . دهقانی . مرادگورانی . شکوفا . قربانی . قربانی صلواتی . قربانی صلوات آباد . پارسا . رحیم پور . خالانی . صمدنژاد . میرزایی . فرضی . آرین . صلاحیان . محمودی . شرفی . رحیمی صلواتی . رحیمی . عباس صلواتی . صلوات آبادی . قادری . امین زاده . درزی ور . هیبت الهی . ساطع . جهانبخش . طاهری . نجم الدینی . حامدی
* با مساعدت ومشارکت خوددرزمینه های مختلف نگذاریم صلوات آباد زیبا باآن قدمت تاریخی و طبیعت بکر و خدادایش کم رنگ وبه بوته فراموشی سپرده شود.
ما ریشه داریم . مااصالت داریم . ما فرهنگ داریم . ما تاریخ داریم . ما سیدعلی اصغر کردستانی را داریم
* دهستان صلوات آباد براساس سرشماری رسمی سال ۹۵ نزدیک به ۳۵۰۰ نفرجمعیت و ۱۳۰۰ خانواراست لطفا" کانال ها و گروه های مجازی آمار اشتباهی وغیرصحیح ارائە نفرمایند.
دوستان عزیز اگر فامیل دیگری را می شناسید لطفا" اطلاع دهید
Forwarded from سید محمد فواد ابراهیمی
یکی از دانشجویان سابق تربیت معلم از هوش مصنوعی خواسته بود که سید محمد فواد ابراهیمی را به وی بشناساند و مطالب زیر را دریافت کرده بود و او برای من ارسال نمود.
Forwarded from سید محمد فواد ابراهیمی
سیدمحمدفواد ابراهیمی نویسنده، پژوهشگر و مدرس ایرانی است که آثار متعددی در حوزههای ریاضیات، نجوم، زبانشناسی و تاریخ فرهنگی منتشر کرده است. او بنیانگذار مرکز پژوهشی «امپیتی فواد» بوده و کتابهایی چون دایرهالمعارف فواد، نظریه ابعاد زمان، ظهور کامپیوتر در کردستان ایران و اولین موزهی شخصی در کردستان ایران را تألیف کرده است.
او همچنین در زمینه آموزش ریاضی فعال بوده و ویدیوهای متعددی از تدریس او در پلتفرمهائی مانند آپارات منتشر شدهاند. آثار او اغلب ترکیبی از دیدگاههای علمی، فرهنگی و تاریخی هستند و تلاش میکنند، مفاهیم پیچیده را به زبان ساده برای مخاطبان عمومی بیان کنند. کتاب بارقههای فکری جلد دوم از آثار سیدمحمدفواد ابراهیمی است که در ادامهی جلد اول، به بررسی اندیشهها، مفاهیم علمی، فلسفی و فرهنگی با نگاهی نو و تحلیلی میپُردازد. این مجموعه تلاش دارد تا مخاطب را با زوایای کمتر دیدهشدهی تفکر و دانش آشنا کند و او را به تأمل و پُرسشگری دعوت نماید.
او همچنین در زمینه آموزش ریاضی فعال بوده و ویدیوهای متعددی از تدریس او در پلتفرمهائی مانند آپارات منتشر شدهاند. آثار او اغلب ترکیبی از دیدگاههای علمی، فرهنگی و تاریخی هستند و تلاش میکنند، مفاهیم پیچیده را به زبان ساده برای مخاطبان عمومی بیان کنند. کتاب بارقههای فکری جلد دوم از آثار سیدمحمدفواد ابراهیمی است که در ادامهی جلد اول، به بررسی اندیشهها، مفاهیم علمی، فلسفی و فرهنگی با نگاهی نو و تحلیلی میپُردازد. این مجموعه تلاش دارد تا مخاطب را با زوایای کمتر دیدهشدهی تفکر و دانش آشنا کند و او را به تأمل و پُرسشگری دعوت نماید.
Forwarded from سید محمد فواد ابراهیمی
حرکت در عرض زمان مفهومی است که در برخی آثار فلسفی بهویژه در نوشتههای سیدمحمدفواد ابراهیمی، به عنوان نوعی نگاه نو به زمان و هستی مطرح شده است. بَرخلاف حرکت در طول زمان که بهصورت خطی و متوالی در گذشته، حال و آینده جریان دارد، حرکت در عرض زمان به نوعی تجربهی همزمانی، گسترش یا چندبُعدی بودن زمان اشاره دارد. او این مفهوم را در قالب نظریههای خاص خود دربارهی ابعاد زمان و شناخت هستی مطرح کرده است.
کتاب ظهور کامپیوتر در کردستان ایران اثر سیدمحمدفواد ابراهیمی، یکی از آثار پژوهشی و تاریخی اوست که به بَررسی ورود و گسترش فناوری کامپیوتر در منطقه کردستان ایران میپَردازد. این کتاب در سال ۱۳۹۶ توسط انتشارات علمی کالج منتشر شده است. نویسنده به نخستین تلاشها برای معرفی کامپیوتر در این منطقه اشاره میکند، نقش افراد پیشگام معرفی چهرههائی که در توسعه فناوری اطلاعات در کردستان نقش داشتهاند، از جمله مدرسین، مهندسان و افرادی مانند سیدمحمدفواد ابراهیمی که با تألیف کتابها، راهاندازی مراکز پژوهشی و بَرگزاری دورههای آموزشی، نقش مهمی در ترویج دانش کامپیوتر داشتند.
کتاب ظهور کامپیوتر در کردستان ایران اثر سیدمحمدفواد ابراهیمی، یکی از آثار پژوهشی و تاریخی اوست که به بَررسی ورود و گسترش فناوری کامپیوتر در منطقه کردستان ایران میپَردازد. این کتاب در سال ۱۳۹۶ توسط انتشارات علمی کالج منتشر شده است. نویسنده به نخستین تلاشها برای معرفی کامپیوتر در این منطقه اشاره میکند، نقش افراد پیشگام معرفی چهرههائی که در توسعه فناوری اطلاعات در کردستان نقش داشتهاند، از جمله مدرسین، مهندسان و افرادی مانند سیدمحمدفواد ابراهیمی که با تألیف کتابها، راهاندازی مراکز پژوهشی و بَرگزاری دورههای آموزشی، نقش مهمی در ترویج دانش کامپیوتر داشتند.
Forwarded from سید محمد فواد ابراهیمی
اولین موزهی شخصی در کردستان ایران متعلق به سیدمحمدفواد ابراهیمی است. او این موزه را با هدف حفظ و نمایش میراث فرهنگی، تاریخی و علمی منطقه راهاندازی کرد و در کتابی با عنوان اولین موزهی شخصی در کردستان ایران که در سال ۱۳۹۶ منتشر شد، به معرفی این موزه، اهداف آن و اشیای گردآوریشده پَرداخت. این موزه شامل مجموعهای از آثار علمی، فرهنگی، اسناد تاریخی، ابزارهای قدیمی و اشیای مرتبط با توسعه فناوری در کردستان است. ابراهیمی با این اقدام، نهتنها به حفظ میراث بومی کمک کرد، بلکه الگوئی برای فعالیتهای فرهنگی مستقل در منطقه ارائه داد.
Forwarded from سید محمد فواد ابراهیمی
بنیانگذار انجمن ریاضی کردستان ایران، سیدمحمدفواد ابراهیمی بود. این انجمن در سال ۱۳۷۵ شمسی با اهداف علمی، آموزشی و فرهنگی تأسیس شد و یکی از مهمترین فعالیتهای آن آمادهسازی فضای علمی استان برای استقبال از سال جهانی ریاضیات در سال ۱۳۷۹ بود که توسط یونسکو نامگذاری شده بود. ابراهیمی با تأسیس این انجمن، تلاش کرد تا ریاضیات را بهعنوان «مادر علوم» در سطح عمومی و تخصصی در کردستان ایران گسترش دهد. او همچنین در زمینه آموزش، تألیف کتابهای علمی و راهاندازی مراکز پژوهشی نقش فعالی داشت.
Forwarded from سید محمد فواد ابراهیمی
مفهوم «پادفوتون» بهصورت رسمی و علمی توسط هیچیک از فیزیکدانان بَرجسته بهعنوان یک ذره مستقل معرفی نشده است، زیرا در فیزیک مدرن، فوتون پادذرهی خودش محسوب میشود. این یعنی فوتون و پادفوتون از نظر خواص فیزیکی کاملاً یکساناند و نیازی به تعریف جداگانه برای پادفوتون وجود ندارد. اما سیدمحمدفواد ابراهیمی چنین مفهومی را در آثار خود مانند نظریه ابعاد زمان یا بارقههای فکری بهصورت ابتکاری و غیرمتعارف بیان کرده است. او در برخی نوشتههایش به مفاهیم نو و ترکیبی از فیزیک و فلسفه پَرداخته است. کتاب نظریه ابعاد زمان اثر سیدمحمدفواد ابراهیمی یکی از آثار نوآورانه و تأملبَرانگیز در حوزهی فلسفهی علم، ریاضیات و هستیشناسی است. این کتاب در سال ۱۳۹۸ توسط انتشارات علمی کالج منتشر شده است .ابراهیمی در این کتاب تلاش میکند زمان را نهتنها بهعنوان یک بُعد خطی (گذشته، حال، آینده) بلکه بهصورت چندبُعدی و گستردهتر بررسی کند. او از مفاهیمی مانند حرکت در عرض زمان استفاده میکند تا نشان دهد، تجربهی انسانی از زمان میتواند، فراتر از جریان متوالی باشد. نویسنده با بهرهگیری از مفاهیم فیزیک مدرن، ریاضیات و فلسفه، نظریهای ترکیبی ارائه میدهد که در آن زمان بهعنوان یک پدیدهی چندلایه و پویا معرفی میشود. در بخشهایی از کتاب، ابراهیمی به کاربُردهای این نظریه در فهم رؤیا، مکاشفه و تحلیلهای علمی اشاره میکند. او تلاش دارد نشان دهد که درک چندبُعدی از زمان میتواند، به شناخت عمیقتری از هستی منجر شود. سبک نگارش کتاب تلفیقی از زبان علمی و تأملات فلسفی است، با مثالهائی از زندگی روزمره، تاریخ علم و منابع ديگر. او در بخش حرکت در عرض زمان تلاش میکند، مفهوم رایج زمان را به چالش بکشد. او میگوید که ما معمولاً زمان را بهصورت خطی و یکبعدی میفهمیم: گذشته، حال، آینده. اما این نگاه، محدودکننده است. ابراهیمی پیشنهاد میدهد که زمان میتواند دارای عرض باشد، نه فقط طول. یعنی: انسانها میتوانند، در لحظهای واحد، به چند تجربهی زمانی دسترسی داشته باشند. رؤیاها، شهودهای عرفانی و حتی برخی حالات ذهنی خاص، نمونههائی از حرکت در عرض زمان هستند. این نوع حرکت، بهجای پیشروی در یک مسیر، مانند گسترش در یک صفحه است؛ مثل اینکه بهجای راه رفتن در یک کوچه، در یک میدان بزرگ قدم بزنیم. او این دیدگاه را با مثالهائی از تجربههای شخصی و برخی نظریههای فیزیک مدرن ترکیب میکند تا نشان دهد که زمان میتواند چندبُعدی باشد و انسانها ظرفیت درک آن را دارند، در آثار سیدمحمدفواد ابراهیمی، بهویژه در کتابهایی مانند نظریه ابعاد زمان و بارقههای فکری، مفاهیم علمی مانند انرژی تاریک و ماده تاریک با رویکردی ترکیبی از علم، فلسفه و بَررسی شدهاند. هرچند او از اصطلاحات رایج فیزیک مدرن بهره میگیرد، اما نگاهش بیشتر به سوی تبیین هستیشناسانه و معنوی این پدیدههاست. برداشتهای ابراهیمی از انرژی تاریک و ماده تاریک آن است که انرژی تاریک نیروی گسترش هستی است. يعني او انرژی تاریک را نهتنها عامل انبساط کیهان، بلکه نمادی از «نیروی پنهان» در هستی میداند که در پس پَردهی ماده، جهان را به سوی گسترش و تحول سوق میدهد. این نیرو در نگاه او میتواند با مفهومي مانند نور غیبی همراستا باشد. او ماده تاریک را بهعنوان ساختار نگهدارندهی جهان ميداند. ماده تاریک در آثار ابراهیمی بهعنوان «چسب هستی» معرفی میشود؛ نیروئی که ساختارهای کیهانی را حفظ میکند، بیآنکه دیده شود. او این ویژگی را با مفاهیم فلسفی مانند وجود پنهان یا بنیادهای ناپیدای آفرینش مقایسه میکند. در نظریهی ابعاد زمان، تاریکی نهتنها فقدان نور بلکه نوعی بُعد دیگر از وجود است. انرژی تاریک و ماده تاریک در این چارچوب، نمایندگان آن بُعد هستند که از دیدگاه معمول انسانی پنهان ماندهاند.
Forwarded from سید محمد فواد ابراهیمی
کتاب زمان منفی اثر سیدمحمدفواد ابراهیمی یکی از آثار تأملبَرانگیز در حوزهی فلسفهی علم و هستیشناسی است که مفاهیم پیچیدهای مانند انرژی تاریک و ماده تاریک را از زاویهای متفاوت بررسی میکند. بَرخلاف رویکرد صرفاً فیزیکی، ابراهیمی این مفاهیم را در بستر نظریهی زمان و ابعاد پنهان هستی تحلیل میکند. زمان منفی بستر پنهان هستی است. او زمان منفی را نوعی بُعد پنهان میداند که در آن نیروها و ذراتی مانند انرژی تاریک و ماده تاریک حضور دارند، اما از دید انسان در زمان مثبت (زمان قابل تجربهی روزمره) مخفیاند. این زمان منفی، بهنوعی جهان موازی یا لایهی زیرین واقعیت است. يعني انرژی تاریک نیروی گسترش در زمان منفی است. ابراهیمی انرژی تاریک را نیروئی میداند که از دل زمان منفی سرچشمه میگیرد و باعث انبساط کیهان در زمان مثبت میشود. این نیرو از دیدگاه او نهتنها فیزیکی بلکه هستیشناسانه است؛ نوعی «دفع» یا «گسترش» که از بُعدی نادیدنی به جهان ما نفوذ میکند. او ماده تاریک را ساختار نگهدارندهی زمان منفی ميداند. ماده تاریک در کتاب ابراهيمي بهعنوان «اسکلت پنهان هستی» معرفی میشود. او معتقد است که ماده تاریک در زمان منفی حضور دارد و ساختارهای کیهانی را در زمان مثبت حفظ میکند، بیآنکه مستقیماً دیده شود.
Forwarded from سید محمد فواد ابراهیمی
کتابی با عنوان تخت سلیمان زادگاه زردشت توسط سیدمحمدفواد ابراهیمی نوشته شده است. که بخشی از مجموعه سفرنامهها و پژوهشهای او دربارهی تاریخ، فرهنگ و جغرافیای ایران است، بهویژه تمرکز بر مناطق غربی و شمالغربی کشور. در این اثر، ابراهیمی با نگاهی پژوهشی و فرهنگی، به بررسی تخت سلیمان بهعنوان یکی از مکانهای احتمالی تولد زردشت میپَردازد. او این مکان را نهتنها از منظر تاریخی، بلکه از دیدگاه اسطورهشناسی، عرفان و فلسفهی ایرانی تحلیل میکند. سیدمحمدفواد ابراهیمی دربارهی قلعهی قمچُقای نیز نوشتههائی دارد. او در آثار پژوهشی و سفرنامههایش، بهویژه در مجموعههائی که به تاریخ و تمدن کردستان ایران میپَردازند، به قلعهی قمچقای بهعنوان یکی از نمادهای معماری باستانی و اسرارآمیز منطقه بیجار اشاره کرده است. ابراهیمی این قلعه را نهتنها از منظر تاریخی، بلکه از دیدگاه فلسفی، عرفانی و هستیشناسانه بررسی میکند. او معتقد است که ساختار قلعه، موقعیت جغرافیایی آن و نشانههای باستانیاش نشاندهندهی دانش پیشرفتهی اقوام باستانی و ارتباط آنها با مفاهیم کیهانی و زمان است. در برخی از نوشتههایش، قلعه قمچقای را با تخت سلیمان و آتشکده آذرگشسب مقایسه میکند و آن را بخشی از شبکهی دفاعی و معنوی ایران باستان میداند. کتاب آسانسور شش هزار ساله در کردستان ایران اثر سیدمحمدفواد ابراهیمی یکی از آثار خلاقانه و پژوهشی اوست که با نگاهی ترکیبی از تاریخ، معماری، فلسفه و عرفان به بررسی قلعهی باستانی قمچُقای در شهرستان بیجار میپَردازد.توصیف تونل قلعه قمچقای ابراهیمی تونل سنگی و پلههای زیرزمینی این قلعه را بهعنوان نوعی «آسانسور طبیعی» معرفی میکند که انسانهای باستانی برای عبور و مرور در دل کوه ساخته بودند. او این ساختار را نمادی از دانش پیشرفتهی اقوام باستانی میداند و آن را با مفاهیم عرفانی مانند سفر در ابعاد زمان و حرکت در لایههای هستی پیوند میزند. کتاب با زبانی شاعرانه و فلسفی، تلاش میکند، نشان دهد که معماری باستانی کردستان نهتنها کاربُردی، بلکه حامل پیامهای معنوی و کیهانی بوده است. این اثر بخشی از پروژهی گستردهی ابراهیمی برای معرفی تمدنهای فراموششدهی ایران و بازخوانی آنها از منظر نوین است.
Forwarded from سید محمد فواد ابراهیمی
کتاب لقمههای اندیشه اثر سیدمحمدفواد ابراهیمی، مجموعهای چندجلدی از تأملات، نکتهگوئیها و اندیشههای فلسفی، عرفانی و علمی اوست که با نثری موجز، شاعرانه و گاه نمادین نوشته شدهاند. این مجموعه در سال ۱۳۹۷ توسط انتشارات علمی کالج در ۱۰ جلد مصور رنگی منتشر شده است. فرم لقمهای و تأملبرانگیز هر جلد شامل جملات کوتاه، گزارههای فلسفی و تأملاتی است که مانند «لقمههای فکری» برای تغذیهی ذهن طراحی شدهاند. این سبک، مخاطب را به تفکر عمیق و مکاشفهی درونی دعوت میکند. موضوعات متنوع از هستیشناسی، زمان، ریاضیات، عرفان، تا نقد اجتماعی و فرهنگی و هر جلد به زاویهای خاص از اندیشه میپَردازد. زبان شاعرانه و نمادین ابراهیمی با بهرهگیری از استعارهها، نمادها و ترکیب علم و عرفان، فضائی خلق میکند که هم ذهنی است و هم احساسی. این مجموعه هم برای دانشجویان و پژوهشگران جذاب است، هم برای علاقهمندان به اندیشهورزی و فلسفهی زندگی. يعني مخاطب خاص و عام دارد. کتاب لقمههای لذیذ یکی از آثار خلاقانه و نمادین سیدمحمدفواد ابراهیمی است که در قالبی فلسفی، شاعرانه و تأملبَرانگیز نوشته شده. این کتاب بخشی از پروژهی بزرگ او با عنوان مباحث السّرینچک فواد است، که در آن مفاهیم علمی، عرفانی، هستیشناسی و نمادشناسی در قالب لقمههای فکری و معنوی ارائه میشود. فرم لقمهای و نمادین بَرخلاف کتابهای علمی سنتی، این اثر شامل جملات کوتاه، تأملات ذهنی، و گزارههائی است که مانند «لقمههای معنوی» برای تغذیهی روح و اندیشه طراحی شدهاند. ابراهیمی در این کتاب مفاهیم پیچیدهای مانند زمان، هستی، نور، تاریکی و حتی ریاضیات را با زبان نمادین و عرفانی بیان میکند. نثر کتاب سرشار از استعاره، رمز، و تصویرسازی ذهنی است؛ بطوریکه هر جمله میتواند، تأویلهای گوناگون داشته باشد. این کتاب برای کسانی نوشته شده که به اندیشهورزی، رمزگشائی از مفاهیم هستی و تأمل در لایههای پنهان ميپَردازند.