افسانه ی هستی
1.63K subscribers
1.84K photos
981 videos
129 files
2.56K links
مظفر شریعتی - برای تماس از طریق تلگرام بر نشانی زیر اشاره کنید .
@mozaffar_shariaty
وب سایت : www.shariaty.com
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رسانه ها یا چیپ های جاسوس ؟ کدام موثرترند ؟! www.shariaty.com فایل صوتی ویدیوی " واکسن کرونا و چیپ های جاسوس توهم یا واقعیت ؟ " و نیز این ویدیو در انتشارات بعدی www.shariaty.com
Audio
میکرو چیپ های جاسوس ، توهم یا واقعیت www.shariaty.com
Audio
رسانه ها یا چیپ های جاسوس ؟ کدام موثرترند ؟! www.shariaty.com
همانطور که مشاهده میکنید استفاده از چند لحظه یک فیلم دارای کپی رایت ( کلمبو ) حتی به صورت کادری کوچک در یک قاب تصویری دیگر موجب مسدود شدن ویدیو در برخی کشور ها شده است . نسخه ی جدید این ویدیو پس از رفع این اشکال مجددا در یوتیوب قرار خواهد گرفت . www.shariaty.com
دوست عزیز ، از ویدئو های در ارتباط با معرفی چند میکروفن که فرستادید ممنونم . اما من تا کنون انواع مختلفی میکروفون استفاده کرده ام . یک میکروفون USB مشابه همانکه در این ویدیو ی ارسالی شما معرفی شد و حتی یک میکروفون یقه ای راه دور هم به قیمت های نسبتا بالایی خریدم . اما هیچکدام کیفیت خود میکروفون روی دوربین سامسونگ مرا اگرچه دوربین ارزان قیمتی هم هست ندارند! . مشکل عمده ی من اول از همه فقدان محیط ساکت است 😂😕 متاسفانه حتی با استفاده ی 18 میلیمتر شیشه ی سه جداره ! همچنان صدای فوق العاده زیادی وارد اتاق من میشود . اشکال دیگر هم این است که دوربین من امکان اتصال میکروفن جدا گانه را ندارد . من برای صدابرداری مجموعه ی صوتی جنگ سخن از یک میکروفون جدا شده از یک دوربین فیلمبرداری سونی قدیمی استفاده میکنم اما چون نیاز به تصویر ندارم صدا برداری را در یک اتاق کم صداتر انجام میدهم که ضمنا چون جملات کوتاهی در این مجموعه بیان میشود میتوانم با تکرار جملات در زمان مناسب مشکل صدای احتمالی و نامطلوب محیط را رفع کنم . و البته کمی هم با کمک نرم افزار ادوبی ادیشن کیفیت را اصلاح میکنم . اما مسترینگ انجام نمیدهم . خیلی سال پیش یعنی اوایل تهیه ی این مجموعه ، یک بار عمل صدا برداری را در یک استودیوی صدا برداری انجام دادم و نتیجه را با صدابرداری خودم با همین روش مقایسه کردم ( بدون مسترینگ ) که نتیجه خیلی تفاوت زیادی نداشت . به هر حال از شما برای ارسال این فیلمها در مورد صدا برداری و انواع میکروفن ممنونم . اما به هر حال برای ویدئو ها چون دوربین من امکان اتصال میکروفن ندارد . داشتن میکروفن خوب هم فایده ای نخواهد داشت و برای مجموعه ی جنگ سخن هم ظاهرا باید یک کارت صوتی خوب و میکروفنی حرفه ای با هم تهیه شود که با توجه به تجربه ای که در یک استودیوی صدا برداری و مقایسه ی آن با صدای ضبط شده ی فعلی داشتم . چندان تفاوت عمده ای در نتیجه ی کار ایجاد نخواهد کرد . در هر حال از شما ممنونم ولی اگر روزی شما یا سایر دوستان به نام و مشخصات و محل خرید یک میکروفن USB کاملا آزمایش شده به نحوی که قبل از خرید هم بتوانم نتیجه ی آن را تجربه کنم دست یافتید ممنون میشوم که به من اطلاع دهید .
www.shariaty.com
توجه : این تنها یک نظر شخصی است و میتواند درست نباشد :
به نظر من محدودیت های رفت و آمد ساعتی در شهر های بزرگ , در هر نقطه ی جهان در امر مبارزه با شیوع ویروس کرونا نمیتواند امری مفید و منطقی باشد چرا که در شهرهای بزرگ مردم معمولا در ساعات مختلف شبانه روز برای انجام امور غیر اداری خود از منزل خارج میشوند . بنابراین در صورت محدود شدن برخی امور به ساعات محدود و تعیین شده ، نتیجه تنها تراکم بیشتر جمعیت در آن محدوده ی مجاز خواهد شد که خود نفی دلیل و باعث افزایش خطر انتشار ویروس خواهد داشت .
متاسفانه برای توقف نسبی روند گسترش این بیماری و جلو گیری از توقف و از کار افتادگی کامل بیمارستانها و مراکز درمانی تخصصی آن هم فقط برای دست کم اندکی استراحت و تجدید قوا در این مراکز ، راهی جز :
1- قانع کردن مردم به حقیقی بودن خطر و رعایت نکات لازم برای جلو گیری از ابتلا ی خود و آلوده کردن دیگران ،
2- در اختیار قرار دادن امکانات لازم برای انجام آن و
3- در نهایت و در صورت لزوم توقف کامل همه ی فعالیتهای اجتماعی برای حداقل یک ماه مشروط بر تامین هزینه ی اقتصادی آن نمیباشد .

که انجام هر سه ی این موارد بویژه مورد اول ! نیز بیشتر جنبه ی تخیلی خواهد داشت تا واقعیت ! چرا که مردمی را که همه ی عمر دروغ شنیده باشند نمیتوان به درست بودن چیزی متقاعد کرد . و همه ی این اقدامات نیز تنها باعث توقف گسترش تصاعدی شیوع این بیماری خواهد شد و متعادل ساختن تعداد بیمار ان با امکانات درمانی موجود . و سپس رعایت کامل بند های اول و دوم
www.shariaty.com
سیاست‌مداری می‌گفت:
بهترین راه درهَم کوبیدن طبقه متوسط این است که آنها را بین دو سنگ آسیابِ تورم و مالیات قرار دهیم.

در ایران، دیگر طبقه متوسطی باقی نمانده است که
کتاب به دست بگیرد،
سفر کند، یاد بگیرد،
حامل ارزش‌های دموکراتیک باشد.

جامعه ایران منقسم شده بین دو طبقه:
فرادستان
و
فرودستان.

اولی را غرور کور کرده است و دومی را کینه و عقده.

بالایی می‌ترسد و روز به روز، محافظه کارتَر می‌شود، پشت سنت و دین پناه می گیرد.

پایینی هم خشمگین، شعله انتقام در دلش زبانه می‌کشد.

سونامی که بیاید دیگر کِشتی، هرچقدر هم غول‌پیکر باشد، عاقبتی جز واژگونی غمبار نخواهد داشت.

تورم،
نام دیگرش مالیات پنهان است.

آمارهای رسمی نشان می دهند تورم بالای چهل درصد است،
یعنی به ازای هر صد تومان درآمد،
چهل تومانش روانه جیب طبقه فرادست می‌شود.

این را بیفزایید به مالیات رسمی.
درواقع مردم ایران دارند خرحمالی می‌کنند.

"میلتون فریدمن" اقتصاد دان و نویسنده امریکایی معتقد بود تورم همان مالیات پنهان، غیر مشروع و غیرقانونی است که اخذ می‌شود.

طبقه فرادست عملاً جیب‌بری می‌کند
و سرِ گردنه ایستاده است و درحال غارت مردم است.

چنین چیزی را هر نامی می‌توان داد،
جز نامِ انسانیت
. متن گرفته شده از اینترنت. Www.shariaty.com
جذابیت انکار ناپذیر ابتذال

"‍میلان کوندرا" در یکی از کتاب‌هایش به پدیده‌ای اشاره می‌کند به عنوان

«جذابیت انکار ناپذیر ابتذال»!

او معتقد است که بسیاری از انسان‌ها، تمایل عجیبی به چیزهای سطحی و دم‌دستی دارند؛ مضامین کلیشه‌ای، امور سطحی و نخ‌نما، سریال‌های اشک‌آور، حاشیه‌های زندگی هنرمندان، چیزهایی که با احساسات ما بازی کند و شعورمان را به بازی بگیرد!
«ابتذال» از ریشهٔ بذل کردن است؛ به معنی بذل توجه بر چیزی که در ذات، ارزش آن را ندارد. به طور مثال شما اگر یک آفتابه را طلاکوبی کنید، کار مبتذلی کرده‌اید. برای اینکه آفتابه، آفتابه است؛ حتی اگر طلا باشد باز هم آفتابه است.

ابتذال در تمام دنیا هواداران فراوانی دارد. موسیقی‌های نازل ولی پرطرفدار، فیلم‌های کم‌ارزش هنری ولی پرفروش. در واقع اکثر محصولات پرفروش از یک الگوی ثابت پیروی می‌کنند و تمایل به ابتذال در مردم را هدف قرار داده و معمولاً به جز مواردی استثنا، از ارزش هنری نیز برخوردار نیستند. ابتذال همواره دو سر دارد؛ آنها که آن را تولید می‌کنند و آنها که آن‌ را مصرف می‌کنند. تا زمانی که تقاضا برای ابتذال وجود دارد، عرضهٔ آن در دنیا ادامه خواهد داشت. شاید برای مقابله با ابتذال تنها راه، پرورده کردن سلیقهٔ جامعه باشد.

در همین راستا نقل حکایتی از مثنوی معنوی چندان خالی از لطف نیست!

مولوی داستان مردی را می‌گوید که هنگام عبور از بازار عطرفروشان، ناگهان بر زمین افتاد و بیهوش شد. مردم دور او جمع شدند و هر کسی چیزی می‌گفت. همه برای درمان او تلاش می‌کردند. یکی نبض او را می‌گرفت، دیگری گلاب بر صورت او می‌پاشید و یکی دیگر عود و عنبر می‌سوزاند. اما این درمان‌ها هیچ سودی نداشت. حال مرد بدتر و بدتر می‌شد و تا ظهر بیهوش افتاده بود و همه درمانده شده بودند. اما تنها برادرش فهمید که چرا وی در بازار عطاران بیهوش شده است؛
با خود گفت:
من درد او را می‌دانم، برادرم دباغ است و کارش پاک کردن پوست حیوانات از مدفوع و کثافات است! او به بوی بد عادت کرده و مغزش پر از بوی سرگین و مدفوع است و با استشمام بوی خوب عطرها بیهوش شده است. سپس کمی سرگین بدبوی اسب برداشت و به بازار آمد. مردم را کنار زد و کنار برادرش نشست و آن مدفوع بد بوی را جلو بینی برادر گرفت؛ چند لحظه بعد مرد دباغ به هوش آمد!

در حقیقت این تمثیل مردمی است که به فرهنگ نازل خو گرفته و از آثار اصیل، هنر والا و فرهنگ فاخر روی برگردان‌اند؛ تا جایی که آنها را خسته‌کننده، سخت‌فهم و یا غیر سرگرم کننده می‌دانند و از خواندن یک کتاب عالی، تماشای یک فیلم هنری و یا گوش‌دادن به یک موسیقی اصیل یا مطلب آموزنده، نه تنها هشیار نمی‌شوند بلکه بیهوشی عمیق را ترجیح می‌دهند!
Www.shariaty.com
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عبور یک ماهواره ی کوچک از قسمت زیرین ایستگاه بین المللی فضایی . این ویدیو توسط فضانورد سازمان فضایی روسیه اُلگ آرتمیف منتشر شده است. www.shariaty.com
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پرسش و پاسخ 1 زمان در چرخه ی زندگی ستاره ها - آیا درهم تنیدگی کوانتومی ناقض نسبیت است ؟ مولانا و عرفان ، و ، علم و باورها - به صورت فایل صوتی در انتشار بعدی www.shariaty.com
Audio
[ Video ]
پرسش و پاسخ 1 زمان در چرخه ی زندگی ستاره ها - آیا درهم تنیدگی کوانتومی ناقض نسبیت است ؟ مولانا و عرفان ، و ، علم و باورها www.shariaty.com
پاسخ در انتشار بعدی www.shariaty.com
دوست عزیز عظمت و اعتبار و شکوه تمدن از میان رفته ی پارس همین تنوع اقوام و زبانها و فرهنگ های ان بوده و عظمت و بزرگی ایران فعلی ما هم در گروه اعتبار و ارزشی است که ما باید برای این تنوع و گوناگونی فرهنگی و زبانی قائل باشیم . همانطور که کالبد فیزیکی ما از اندام مختلفی ساخته شده است با کار کرد ها و شکل های مختلف اما همگی لازم و هماهنگ برای حفظ بقای حیات کل پیکر . ایران بدون این اقوام با این همه زیبایی قومی و فرهنگی به سرعت نابود خواهد شد . من از زبان پارسی به عنوان زبان ملی همه ی اقوام ایرانی صحبت کردم . چون در هر حال به حکم خرد و منطق وجود یک زبان مشترک برای کشور بزرگی با تنوع اقوام و زبان و فرهنگ ضرورتی اجتناب ناپذیر است و زبان پارسی در طول دست کم هزار سال گذشته نشان داده که توانایی لازم برای بودن در جایگاه زبان مشترک ایرانیان را دا رد
اما داشتن زبان ملی به هیچ روی نباید نافی اعتبار و لزوم تایید و ازادی زبانهای محلی و زبان مادر زادی هر انسانی باشد . یعنی زبانی که انسان با آن فکر میکند .
فراموش نکنیم که عظمت و زیبایی موسیقی یک ارکستر به دلیل تنوع سازهای آن است .
همچنین در مورد زبان ترکی همسرم ، اول آنکه در کار صوتی در فراق یار بیان کردم که او را به دلیل دانستن دو زبان از خود بهتر میدانستم و در مجموعه ی جنگ سخن هم یاداور شدم که کسانی که با لهجه ای سخن میگویند یعنی یک زبان بیشتر از ما میدانند و یک زبان بیشتر یعنی آشنا بودن با یک دنیای بیشتر . . همچنین این نکته را نادیده نگیریم که زبان هموطنان آذری ما در اثر حوادث تاریخی تغییر کرده است و این ارتباطی با ملیت ایرانی آنها ندارد همانطور که اگر دو نسل ما را هم وادار کنند به چینی یا روسی سخن بگوییم زبانمان تغییر خواهد کرد اما ملیتمان نه ( البته نه الزاما! ) و در نهایت من بدون هیچگونه تعصبی طرفدار جامعه ی انسانی هستم با هر زبان و رنگ و نژاد و نام تاریخی یا جغرافیایی . و انسانها قادر خواهند بود در عین حفظ زبان و رنگ و نژاد و جنسیت و . . . . و بدون تعصب نسیبت به برتری هر یک از اینها بر دیگری ، همه با هم در قالب یک جامعه ی انسانی بزرگ به مانند یک ارکستر بزرگ موسیقی ، نوایی زیبا در هستی بسرایند . به امید آن روز
www.shariaty.com
همیشه فکر می‌کردم " قوی " کسی است که چـیز سنگینی از زمین بــرمی‌دارد ؛
امروز می‌دانم گاه برای قوی شدن باید چیزهای سنگین را زمین گذاشت. www.shariaty.com
Forwarded from خیالات سرزده
در دنیایی که هر کس به خودش مشغول است ، یک خروار نگفته روی دست و دل لرزانم باقی مانده ،دستی که پشتش را داغ کرده ام تا نتواند بنویسد به نشانی نا امیدی و یاس...به نشانی تغیر و عتاب...به نشانی خلق های تنگ...حواس های پرت...صاحبان مرغ های یک پا...درهای چرخان روی یک پاشنه...کوچه علی چپ... . حالا حرفهای نگفته راه نفس را بسته است عین بختک! عین حناق! عین کرونا! طول می کشد تا آدم بفهمد که بزرگ ترین موهبت در زندگی، همان کشیدن یک نفس راحت است یا پایین رفتن جرعه ای آب خوش از گلو...قدر این ها را غیر از همان هایی که این کنایه ها را وارد زبان فارسی کردند ، من هم می دانم. تنهایی، فرصت تماشا می دهد این را چند بار گفته ام.تماشا مایه برانگیزاندن حس های درونی است و درست در همین نقطه است که کلمات و جملات می جوشند از درون ...حالا رسیده ام به چنین نقطه خطرناکی ...نشانی ها تغییر می کنند ...حرفها کمانه می کنند و برمی گردند به سوی خودم، در حالی که پیش از پایشان باز هم کلماتی دیگر جوشیده بودند، درباره اینها باید تا دیر نشده بنویسم. نشانی ها غلطند؟ مخاطب ها بی حوصله؟ می شود نوشت برای یک نسخه ساخته و پرداخته کپی از روی یک اصل ...اصلی چنان که دوست دارم باشد نه چنان که هست!...این نزدیک ترین مسیر برای رسیدن به آرامش است.

تکه ای از یک خیال طولانی
افسانه نجاتی
@khialatesarzadeh
در انتشار بعدی www.shariaty.com
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کویر 3 - نسخه ی کم حجم برای گوشی www.shariaty.com