مُهاجِر | Mosut
141 subscribers
511 photos
46 videos
57 files
79 links
📰| کانال رسمی نشریهٔ دانشجـوییِ مُهـٰاجِـر
🏢| دانشـگاه صنعتی شاهــرود

⛯روابـِط عُمـومی: @RBsj_sut
Download Telegram
📚معرفی کتاب یک عاشقانه آرام به بهانه سالروز درگذشت نادر ابراهیمی عزیز

بک عاشقانه آرام داستان گیله مردی است که برای یافتن ناب ترین عسل دنیا در دامنه ساوالان عاشق عسل، دختر سیه چشم آذری می شود و شاید همان سه روز ابتدای زندگی در پای آن آتش گرم که چشمانشان را از هم پنهان می کردند عاشقانه ی آرامشان شکل گرفت.
مرد معلم ادبیات و یک مبارزمخالف است. از همین رو زندگی، خانه به دوشی را به آنها تحمیل می کند و داستان زندگی پر التهابشان تصویر می شود. در واقع
داستان یک عاشقانه آرام حکایت زندگی نادر ابراهیمی است. اینکه به چه می اندیشید ، چطور عاشق شد و چطور جنگید و به چه رسید. چاپ اول اثر در سال 1376 روانه بازار شد. نویسنده در ابتدای اثرش آنرا به همسرش فرزانه تقدیم می کند و می گوید:«به همسرم فرزانه، که با مهر بی حدم به او، تنها کسی بودم که پیوسته عذابش دادم ...»
#معرفی_کتاب
#میرزاده

هم دانشگاهیان علاقمند به مطالعه این کتاب در صورت عدم دستیابی به آن به ادمین کانال پیام دهند.
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
🌙 سحرهای ماه مبارک رمضان در کانال نشریه مهاجر

📜 شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت علامه #جوادی_آملی
ما یك چیز است كه من را وادار به نیایش می‌كند و دعای من را هم مستجاب می‌كند و آن تفضّل و بزرگواری و احسان ابتدائی توست. خدایا ! تو در برابر كار پاداش نمی‌دهی! تمام لطف‌های تو احسان است و تمام منّت‌های تو ابتدا . مِنَنُكَ ابْتِداء . مسبوق به استحقاق نیست . چون روی لطف رفتار می‌كنی، بنابراین من هم به خودم اجازه نیایش و دعا می‌دهم.
در همین دعای ابوحمزه ثمالی عرض می‌كند: اَلحَمدُ للهِ الَّذِی أسئَلُهُ فَیُعْطِیَنِی وَ إنْ كُنْتُ بَخِیلاً حِینَ یَسْتَقْرِضُنِی . خدای را حمد می‌كنم كه هر چه از او خواستم به من می‌دهد و اگر خود خدا از من استقراض كند به عنوان قرض الحسنه من كُندی می‌كنم و بُخل می‌ورزم . در قرآن هم فرمود: هآ أنْتُمْ هؤلآءِ تُدعَونَ لِتُنْفِقُوا وَ مِنْكُمْ مَنْ یَبْخَل وَ مَنْ یَبْخَل فَإنَّمَا یَبْخَلُ عَلی نَفسه. فرمود: شما كسانی هستید كه دعوت می‌شوید در راه خدا انفاق كنید، ولی برخی از شما بُخل می‌ورزند باید مستحضر باشند كه علیه خود بُخل می‌ورزند.
بعد عرض می‌كند: خدای را شكر می‌كنم كه هر وقت من خواستم با او تنها باشم و كسی مرا همراهی نكند، خدا مرا راه می‌دهد. گاهی انسان می‌خواهد شفیع بیاورد، ولی شفیع ندارد و خداوند هم آخَرُ مَنْ یَشفَع است و آخَرُ مَنْ یَشفَع أرحَمُ الرَّاحِمین.
شفیع جناح طائر است. جناح سائل است كه با وسیله شفیع انسان توان پرواز دارد. ولی گاهی انسان بی پر است. شفیعی ندارد. قدرت استشفاء ندارد و اگر هم استشفاء كرد كسی از او شفاعتی را به عمل نمی‌آورد.
#حضرت_آیت_الله_جوادی_آملی

کانال نشریه مهاجر
🌐 @mosut
📝
#اندر_حکایات_خوابگاه_بسطام
قسمت دوم
از مشکلات کدام را بگوییم و کدام یماند!؟؟
ولی باز هم میگوییم و می نویسیم به امید فرجی.
خدا نکند در روز جمعه یا پنج شنبه و
یا (از شنبه تا چهارشنبه(در ساعات غیر از حضور سرویس)) مشکلی برایتان پیش بیاید که مجبور شوید از این بیابان به شهر پناه ببرید.! باید همان مسیر 700 متری (حدودا) را پیاده طی کرده و در کنار جاده ایستاده و همانند در راه ماندگان منتظر باشید تا راننده ای دلش برای شما بسوزد و حداقل شما را تا میدان اول شهر(میدون امام رضا) برسانند .
البته بماند که اوایل سال زمزمه های انتقال خط تاکسی به جلو درب مرکز تحقیقات بود که شتر در خواب بیند پنبه دانه
(دریغ از آژانس چه رسد به خط تاکسی)
اما بگویم از دیگر مشکلات که حتی اگر خودت هم بخواهی که کمی پیاده روی کنی باید از سد انواع حیوانات اهلی و وحشی هم عبور کنی.
حضور مار و عقرب و رتیل در خوابگاه که هیچ (همدممان شده اند )انگار اینجا زندان کوفه است که باید با مار و عقرب سر کنی .
خلاصه در راه هم باید یک سلام و علیک چشمی با حضرات روباه و سگ داشته باشی تا روزت شب بشود .
دیگر از خارپشت و انواع موش و ... چشم پوشی می کنیم .
ما اینجا از حداقل امکانات هم برخوردار نیستیم،ورزشی ک بماند اصلا و ابدا.
اینجا از زمین آسفالت شروع می کنیم تا ان شا لله با دست و پای داغون و شکسته به امکانات نسبتا خوب برسیم (امیدواریم).
اما تحمل همه اینها یک طرف و تحمل برخی تاکید می کنم برخی از سرپرستان مودب و مهربان اینجا هم یک طرف.
بعضی ها طوری با دانشجو ها برخورد می کنند که انگار دانشجوها نوکر بی جیره و مواجب آنها هستند.
و البته از برخورد بی عرضه گونه سرپرستان با متخلفان خوابگاه هم گله مندیم که تخلفاتی همچون استعمال دخانیات در این خوابگاه با این عذر که بیرون از اتاق و سالن است مشکلی ندارد و کاملا عادی است.
من از همه پدر و مادرانی که فرزندان خود را به چنین مکانی فرستادند کمال عذرخواهی را دارم و متاسفم برای مسئولین.
مسئولین تکانی به خود بدهند.
خدا به ما رحم کند.
#مهدی_غلامی

کانال نشریه مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
نعمتان مکفورتان الامن و العافیة : قدر دو نعمت دانسته نمیشود ، امنیت و عافیت!
@mosut
@s_mm_sadr
لباس شخصی ها با آستين کوتاه و شلوار جین حافظان امنیت ایران زمین..
@Mosut
#داستان_های_کوتاه_اما_کش_دار
این قسمت: دعوا!
بخش اول
بچه ها مانند لشکر شکست خورده وارد اتاق می شوند.
حمید : آآآآآآخ چِشَم!....یکی اون یخ رو برام بیارکه مُردم!
رضا: خب حالا!.... انگار زخم شمشیر خورده!......
مصطفی:   من نفهمیدم میلاد چرا همون اول کاری زد زیر چشه حمید!؟...مگه نباید اونارو میزد!....تو فهمیدی چی شد رضا!؟
رضا_از خود شازده بپرس!؟...(زیر لب می گوید) احمق....
میلاد: این کار من عملیات تخریب روانی بود!...اصولا وقتی دعوا شروع میشه ، باید کاری کنی که طرف مقابل فکر کنه ما خیلی دیوونه ایم و هیچی حالیمون نیست!...من با این کار بهشون فهموندم،  ما  که با خودی این کار رو می کنیم ببین با اونا چه می کنیم!...
حمید که روی صندلی تازه نشسته است به قصد حمله به میلاد ، بلند می شود ولی بقیه افراد او را می گیرند!
حمید: ....(به دلیل وجود خود سانسوری از بیان دیالوگ ها را دراین قسمت معذوریم!...خودتان الحمدا... بهتر می دانید!)
مصطفی : ای بابا !خون نجس ات رو کثیف نکن !....بابا این خودش داره میگه که دیوونست ! ...ولش کن حمید!
رضا : احمق !....نیازی نبود برای اثبات دیوونگی ما، این بنده خدا رو بزنی !.....همون صدایی که مثل میمونی در می آوردی، کافی بود!
میلاد با ذوق زدگی : فکر نمی کردم کسی به این عامل دقت کنه!.....اینم یکی از اون آیتم های عملیات روانی بود که گفتم!...اسمش هم "غرش میمون خشمگینه" !..حالااین بار دستم اومد! دفعه بعد به همین آیتم بسنده می کنم!
رضا: همه ی آیتم های عملیات روانیت رو می کنی تو مجاری تنفسیت یا بگم حمید بیاد بکنه!
ادامه دارد ...
#حمید_عباسی_نرمیق

کانال نشریه دانشجویی مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
🌙 سحرهای ماه مبارک رمضان در کانال نشریه مهاجر

📜 شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت علامه #جوادی_آملی
نگاه وجود مبارك امام سجاد وصف دیگری كه برای داعیان لازم است ذكر می‌كند. داعی باید در خوف و رجاء موحّد باشد. عرض می‌كند:
"وَالحَمدُ للهِ الَّذِی اَدعُوهُ وَلا اَدعُوا غِیرَهُ وَ لُو دَعُوتُ غِیرَهُ لَمْ یَستَجِب لِی دعائی ."
خدای را شكر می‌كنم كه من فقط او را می‌خوانم . غیر او را نمی‌خوانم . اگر غیر او را بخوانم ، استجابت نمی‌كنم . چون كار از غیر او ساخته نیست . چنین كه در طلیعه امر هم گذشت مِنْ إینٍ لِیَ الخِیرُ یا رَبِّی وَ لا یُوجَدُ إلا مِنْ عِندِكْ.
در امید انسان، باید موحّد باشد. چنین كه در خوف هم باید موحّد باشد. یك موحّد در تمام شئون موحّد است. می‌گوید: "إنِّ الصَّلاتِی وَ نُسُكِی وَ مَحیایَ وَ مَماتِی للهِ رَبِّ العالَمِین." ممكن نیست كسی موحّد ناب باشد، توحیدش صحیح باشد، از غیر خدا بترسد. یا ممكن نیست كسی توحیدش تامّ باشد و به غیر خدا تكیّه كند و امیدوار باشد. لذا عرض می‌كند:
"وَالحَمْدُللهِ الَّذِی اَرجُوهُ وَ لا اَرجُوا غِیرَهُ ."
به غیر خدا امیدوار نیستم . چرا ؟ برای این كه: وَ لُو رَجُوتُ غِیْرُهُ لَأخْلَفَ رَجائی . اگر من به غیر خدا امیدوار باشم یا كار از دست آنها ساخته نیست، یا اگر ساخته باشد خُلفه رجاء می‌كنند؛ یعنی به امید من بها نمی‌دهند. در حقیقت از غیر خدا كاری ساخته نیست.
چون هر چه در جهان امكان یافت می‌شود مظاهر قدرت خدایند وَ للهِ جُنُودُ السَّمواتِ وَالأرض است، للهِ خَزائِنُهُ السَّمواتِ وَالأرض است وَ مَا یَعلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إلا هُوو مانند آن است. بنابراین یك موحّد در خوف و رجاء موحّد خواهد بود. بعد عرض می‌كند: خدا را شكر می‌كنم كه ما را به خودش واگذار كرده است.
و با واگذاری به خود مایه كرامت ما را تأمین كرده است. و ما به غیر خودش واگذار نكرده است كه مورد اهانت ما باشد. خدا اگر ما را به خودمان واگذار كند یا به غیرمان واگذار كند مورد وهن ما و سستی ما و اهانت ما خواهد بود. ما می‌شویم موهون و خار و ذلیل. چرا ؟ چون اگر اَلعِزَّةُ للهِ جَمِیعاً، اگر تمام عزّت مال خداست، اگر خدا انسان را به غیر خدا واگذار كند، چه به خودش واگذار كند، چه به افراد دیگر چنین كسی ذلیل خواهد بود.
برای این كه عزّت فقط از ناحیه ذات أقدس إله است . و خداوند با این كار كه ما را به خودش واگذار كرده ، به غیر خودش واگذار نكرده، ما را از ذلیل و فرومایه شدن رهائی بخشید و عزیز و گرامی قرار داد.
#حضرت_آیت_الله_جوادی_آملی

کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
📚معرفی رمان تکفیری

این رمان اقتباسی از زندگی پرماجرای شهید علی‌اکبر پیرویان است.این شهید در سال 1359 که دانشجوی دانشکده علوم پزشکی است به همراه چند تن از همکلاسی‌ها به افغانستان سفر می‌کند تا به مجاهدین افغانستانی در برابر اتحادیه جماهیر شوروی کمک کند و بعدها در جنگ تحمیلی به شهادت می‌رسد. این رمان در فضای تکفیری‌ها قرار دارد و آن را پیش چشم خواننده ترسیم می‌کند.
نویسنده در این کتاب سعی کرده به برنامه‌های جبهه‌ تکفیری علیه کشور اسلامی ایران اشاره کند و همچنین خاستگاه فکری آنها را به خواننده نشان دهد.
در بخشی از این کتاب می خوانیم : «عبدالقادر گردن صاف کرد و با قیافه جدی گفت: - ما تصمیم گرفته‌ایم علیه شیعیان رافضی یک جنگ تمام عیار راه بیندازیم؛ هرجا که ممکن باشد.
- خب این چه ربطی به من دارد؟
عبدالقادر از تخت بیمار فاصله گرفت. مقداری در اتاق قدم زد. راه که می‌رفت خنجرش از کناره شال نمایان می‌شد. نگین‌های روی قبضه خنجر مثل ستاره می‌درخشید. وسط اتاق روبروی منصور ایستاد. در حالی که دست چپ را روی قبضه خنجر گذاشته بود گفت: - مدت‌هاست که می‌خواهیم یک تیم اطلاعاتی قوی به ایران اعزام کنیم. شما همان فرمانده کار کشته‌ای هستید که لازم داریم. هزینه درمان شما با من. فقط به این شرط که در ایران مداوا شوید...»
#معرفی_کتاب

هم دانشگاهیان علاقمند به مطالعه کتاب در صورت عدم دستیابی به کتاب به ادمین کانال پیام دهند.
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
#آتش_به_اختیارهای_درمانده

دیدار دانشجویی ۹۶ فرمان عجیبی از جانب فرمانده صادر نشد!
همان زمان که ما را افسر جنگ نرم خواند؛ تلویحا و ضمنی آتش را به اختیارمان گذاشت. اما نتیجه چه بود؟!
نتیجه چه هست؟!
آتش به اختیار آن کسی می سپارند که درایت داشته باشد و جسارت.
درایت برای تشخیص اهداف؛ و جسارت برای اقدام.

هدف چیست و برای چه از جنگ فرهنگی سخن می گویی؟! نمی دانم اوج بزرگی ماست آن هم اگر جسارت بیانش را داشته باشیم...!

اما زمان دیگری هم هست که آتش را به اختیار می گذارند! جایی که دیگر امیدی به کسی نیست!
دیگر کسی جز ما نیست!

اگر بخواهیم لیست کنیم ضعف ها و نیازمندی ها را به قدر تاریخ تشیع عقب هستیم.
عینی تر اگر بخواهم بگویم؛ این است که اهداف از جانب مرکز فرماندهی متعین اند.
#جنبش_نرم_افزاری و #سبک_زندگی_ایرانی_اسلامی و تلاش برای تحقق #تمدن_نوین_اسلامی بار ها به کلام امام امت آمده اند.
درمانده؛ از این روی که اهداف نیز متعین اند و ما از گشودن آتش عاجزیم...
باید یاد بگیریم که چگونه از اسلحه جنگ نرم استفاده کنیم.

ما فقط عادت به این داریم که کم کاری ها و بی حرمتی های دولتی هایی که در طیف ما نیستند را ببینینم در نسبت با کلام ولایت!

خودمان اگر عمری به هیچ بیانگاریم این بیانات را به هیچ کجایمان بر نمی خورد!
تفسیر و مصادره ولایت به مطلوب و خواست نفسانی و شخصی که شاخ و دم ندارد افسران معظم جنگ نرم!

آتش باز هم به اختیارمان است و ما نَه می دانیم چه باید بکنیم و نَه می دانیم چگونه باید عملیات کنیم و نَه می دانیم چرا...
رِقّت بار تر این که میل به #یافتن پاسخ این سوال ها نیز در ما گم شده.
پیمانکار فرهنگی شده ایم.

البته چند روزی با این بیانات که عمیقا حکمت آمیز و نشان دهنده ی مسیر حرکت هستند؛ داغ و هیجان زده هستیم و پروفایل و پست اینستایمان را تامین خواهد کرد و بعد هم حتما معظم له بیانات دیگری خواهند داشت که ما مشغول شویم که مجددا از ایشان تعریف کنیم و به خود ببالیم که چنین آقایی داریم!

گیرم پدر تو بود فاضل؛ از فضل پدر تو را چه حاصل؟!

ما چه داریم که در محضر باری تعالی دستمان خالی نباشد؟! که رسول به دخترش؛ به فاطمه اش؛ فرمود که نَسَبت به من؛ فایده ای به حالت نخواهد داشت مگر عملی بیاوری و دست پری داشته باشی!

تا عمیقا نفهمیم چه باید بکنیم و دستور عملیات فرهنگی مان روبروی چشمانمان گشوده نباشد؛ مشغول بازی کودکانه هستیم با لعاب هایی که فقط بارمان را سنگین خواهد نمود...

بیاییم از جو گیری جدا شویم و صاف و پوست کنده خودمان را به بوته ی نقد بگذاریم تا راه حل روشن شود.

حالا که آتش رسما به اختیارمان است؛ وظیفه داریم که آسیب شناسی جبهه ی خودی و غیر را دقیق تر انجام بدهیم و نیز طرح ریزی استراتژیک و راهبردی برای رسیدن به اهداف داشته باشیم.
فرمودند که هسته های فکری فرهنگی عملی و جهادی...
هرکس هرجا که هست؛ باید به خود آییم.

اولین حرکت نیز تعمیق معرفتی خود است و سپس دیگران. تا عمیقا ندانیم چه می خواهیم؛ زودتر از آن که فکرش را بکنیم سرد خواهیم شد و میان روزمرگی هایی که خیلی ها را بلعید گم خواهیم شد...

و این #رمضان_الکریم بهترین فرصت اندازه گیری و طرح ریزی است؛ لا اقل برای خود...

#علی_فیض_اللهی

کانال مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
#تیتر
این قسمت: رهبر انقلاب در دیدار سران جبهه #دوم_خرداد "مرزهای خود را با ضد انقلاب مشخص کنید"
روزنامه جمهوری اسلامی به مورخه پنج شنبه 8 اردیبهشت 79
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
فقط یک خوابگاهی...

این قسمت : فقط یک خوابگاهی می دونه! کتری، سالم بره روی اجاق ، در قابلمه برگرده یعنی چی!
#خوابگاه

کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
شیطون بلای کی بودی تو؟ بیا بشین پیش عمو یه کم پوششت بدم !
#شوخی_سیاسی
#جهانگیری
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
#سایه_جنگ
فقط یک لحظه تصور کنید:
كانديداي رقيب رييس جمهور مستقر در انتخابات 96 رئیس جمهور شده بود و بعد از آن سازمان سیا مأموریتی ویژه را برای براندازی نظام در دستور کار قرار داده بود، ترامپ هم آمده بود عربستان و با هم برای ایران خط و نشان کشیده بودند. بعد از آن هم حوادث امروز مجلس و حرم امام اتفاق افتاده بود.
آنوقت ما بودیم و کسانی که ادعای برداشتن سایه جنگ را داشتند.
پ ن ۱ : سایه جنگ را مردم کنار میزنند. مسئولان لطف کنند دهانشان را هنگام تبلیغات انتخاباتی درست باز کنند که امنیت ملی را اینگونه به خطر نیاندازند.
پ ن ۲: البته میدانم ما ( البته فقط ما ) باید ساکت باشیم که آقا این چه موقع برداشت سیاسی است در این حادثه غم انگیز. چشم آقا. ساکت می شویم. اصلا اتفاقی نیافتاده است. دولت سایه جنگ را برداشته است.
#ایمان_خلیلی_نژاد

کانال نشریه دانشجویی مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
🌙 سحرهای ماه رمضان در کانال نشریه مهاجر

📜 شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت علامه #جوادی_آملی
وَالحَمْدُ للهِ الَّذِی تَحَبَّبَ إلَیَّ وَ هُوَ غَنِیٌّ عَنّی . وَالحَمْدُ للهِ الَّذِی یَحْلُمُ عَنّی حَتّی كَأنّی لا ذَنْبَ لِی فَرَبِّی أحمَدُ شِیءٍ عِنْدِی وَ اَحَقُّ بِحَمْدِی .
خدا از هر موجودی حمیدتر، محبوب‌تر و شایسته‌تر برای حمد است . چرا ؟ برای این كه خدا خود را دوست ما معرفی كرده است . فرمود: إنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللهَ فَاتَّبِعُونِی یُحبِبْكُمُ الله . خدا بندگانش را دوست دارد.
مؤمنین را دوست دارد و مانند آن تَحبُّب كرده، اظهار محبّت كرده. نسبت به ما دوستی می‌كند با این كه از ما بی‌نیاز است كاملاً، این یك. خدا از زشتی‌های ما صرف نظر كرده، حلیمانه با ما برخورد كرده كه گویا اصلاً گناهی از ما سر نزده، دو . وَ هُوَ یَحلُم . از این جهت خدا محمودترین اشیاء و شایسته‌ترین اشیاء به حمد است. برای این كه در كمال بزرگواری و بی‌نیازی خود را نسبت به ما محبّ نشان می‌دهد. و در كمال حلیم و صبور و بردبار بودن از همه گناهان ما می‌گذرد كه گویا اصلاً گناهی از ما صادر نشده است. خوب چنین موجودی دارای بهترین نعمت است و نعمت او هم به ما می‌رسد، لذا شایسته بهترین نعمت است و نعمت او هم به ما می‌رسد، لذا شایسته بهترین حمد است. غیر خدا نه از ما بی نیازند، نه نسبت به ما تَحبُّب دارند، اظهار محبّت می‌كنند. نه از لغزش‌های ما می‌گذرند.
پس شایسته حمد نیستند. در اینگونه از موارد احمد بودن و أحقّ به حمد بودن أفعَل تعیینی است نه تفضیلی. یعنی تنها كسی كه شایسته حمد است خدای سبحان آن است. امیدواریم خدای سبحان حمد و ثنای همگان را بپذیرد.
#حضرت_آیت_الله_جوادی_آملی

کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
🙏بسم االله الرحمن الرحیم🙏

#آتش_به_اختیار
👈 دیروز در جریان دیدار رمضانی رهبر معظم انقلاب با تشکل های دانشجویی ایشان در خلال صحبت خطاب به تشکل های انقلابی فرمان #آتش به اختیار را صادر نمودند.
این فرمان بی سابقه از همان ساعت تشکل های انقلابی را آماج حملات و تخریبات بی سابقه دوست و دشمن قرار داده و اصطلاحا لوله اسلحه را به طرف انقلابیون دانشجو گرفته اند.

👈 از آنجایی که اکثریت این تخریب ها که بعضا متاسفانه از ناحیه دوستان هم مطرح می شود مستقیما به طرف #بسیج_دانشجویی است و این خود موید آن است که شوربختانه تشکل انقلابی دیگری وجود ندارد( که وجود دارد و نمیبینند) لازم دیدیم نکاتی را راجع به این موضوع متذکر شویم:

الف: گرچه ظاهر این دستور ادبیات نظامی گری دارد منتها هر عقل منصفی اگر پس و پیش این سخنان را ببیند لبّ مطلب برایش آشکار می شود. مراد معظم له از فرمان آتش این است که ایشان ناامیدانه از دستگاه های فرهنگی( که لزوما دولتی هم نیستند) چشم به جوانان انقلابی در دانشگاه دوخته اند.
جوان انقلابی ای که بر خلاف شانتاژهای معاندین از سلاح #منطق بهره می برد و حرفش را در #تریبون میزند نه وسط خیابان های تهران!

ب: اینکه از کاه کوه بسازند و بسیج دانشجویی را متهم به خشونت طلبی و انحصارطلبی کنند انگی است که به هیچ وجه به ما نمیچسبد. نقیض این حرف انبوهی از برنامه های روشنگرانه ماست که از طرف مسئولین محترم دانشگاه مجوز نگرفته و شرح آن قبلا در کانال بسیج دانشجویی داده شده است و همان هایی هم که مجوز گرفت تحسین دانشجویان غیرهمسو را برانگیخت

پ: #بسیج_دانشجویی که خود را تشکلی انقلابی دانسته همچنان معتقد است اگر انقلابی گری در همه دستگاه های اجرایی کشور وجود داشته باشد مشکلات موجود مملکت حتی مشکلات اقتصادی قابل حل است. گرچه بعضی کج اندیشان انقلابی گری را معادل تیر و تفنگ و گازانبر میدانند و هرکس نداند ما میدانیم خود همین کج اندیشان در ابتدای انقلاب اصل گازانبر ها بوده اند. نه خیر، انقلابی گری نه تنها نقطه مقابل عقلانیت نیست بلکه نتیجه تعقل است. منتها عقلی که منافع و عزت ملی را بر منافع شخصی ترجیح دهد

👈 در پایان امیدواریم روزی متوجه علت این حجم تخریب از ناحیه دوستان باشیم که ما به تخریب شدن عادت داریم و به قول رهبری در این مسیر رو به بالا انتظار راه هموار نداریم.
#والعاقبه_للمتقین

🆔 @Basijsut
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴تاکید #امام_خامنه_ای برنشریه
بعضی‌ها چسبیدند به فضای مجازی! این‌ها برای انتقال پیام خوب است ولی کافی نیست؛ مواجهه مستقیم با مخاطب لازم است.
#نشریه لازم است...
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
#سید_محمد_خاتمی : بی فرهنگ ترین مردم عالم آمریکاست.یک مشت ماجرا جو چاقو کش زورگو.
هفته نامه جبهه شماره 34
روزنامه بیان شماره 11
#گفتگوی_تمدن_ها
#مطبوعات_قدیمی

کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
#داستان_های_کوتاه_اما_کش_دار
این قسمت : دعوا!
بخش دوم
مصطفی: راستی کی دعوا رو شروع کرد!؟
رضا : نمی دونم ....من مرتضی را دیدم که داشت با راننده تاکسیا دعوا می کرد دیگه وقت نشد بپرسم، رفتم قاطی دعوا!...الان خودش میاد ازش مییرسیم!..
میلاد: کسی به فحش ها هم دقت کرد!؟...من خیلی به فحش دادن ها دقت می کنم !...مثلا با اجداد طرف کاری ندارم و سعی می کنم با تولید فحش ها پرمحتوا و مرتبط، روی جو تاثیر بزارم! مثلا از فحش هایی که مربوط به حوزه کاری طرف مقابل باشه استفاده می کنم تا بتونم بیشترین انتقال پیام رو داشته باشم وبه نوعی با طرف هم ادبیات بشم! اصولا......
رضا: خفه شو!....فقط ...خفه ...شو!
مرتضی از در وارد می شود.
رضا: آهان خودش اومد....قضیه چی بود!؟
مرتضی: قضیه !؟...نمی دونم من داشتم دوتا ازراننده تاکسیا رو سوا می کردم یکهو شما اومدید!...فکر کردم شما دعوا دارید با اونا!...مگه اینطوری نبود!؟
رضا : اوه اوه اوه ....یعنی....ما.... الکی ....دعوا....کردیم!؟
مصطفی : اوخ ...راننده تاکسی ها رو بگو... میگم هی میگفتن شما کی هستید ....دعوا بین خود ماست، به شما چه؟!.....
حمید: یعنی زیرچشم من هم ....
میلاد: حیف اون همه فحش پرمحتوا...
مرتضی: راستی خیلی با فحش هات حال کردم بخصوص اونجایی که گفتی «بنزینتو می کشم» یا اونجا که گفتی «برو تا دنده هاتو جا نزدم»..خیلی خوب تونستی با شغل طرف فحش بسازی!
همه با سرافکندگی به میلاد نگاه می کنند و میلاد با یک خنده رضایت بخش سری به نشان تایید تکان میدهد!
#حمید_عباسی_نرمیق

کانال نشریه دانشجویی مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
سئوالی از علی لاریجانی، خودم و خودت
🔺ضلع اول: امنیت ملت و صدالبته امنیت «خانه‌ی ملت» یعنی مجلس شورای اسلامی در مقام قوه‌ی مقننه و نهاد قانون‌گذار، آن‌قدر اهمیت دارد که اگر همه‌ی «سپاهیان عزیز» هم در راه تأمین آن، جرعه‌نوش باده‌ی شهادت شوند، می‌ارزد!
🔺ضلع دوم: آری! ضلع دوم! جناب آقای رئیس‌ مجلس! من از شما، یک سئوال دارم: «گیرم این‌گونه نبود و تأمین امنیت، وابسته بود به میزان لیاقت! بینی و بین‌الله، حضرت‌عالی، به‌خصوص ناظر بر رفتار و گفتار ۸ سال اخیرتان که باری به مزاح، از آن تعبیر به «پرسه در مه» کردم، لیاقت این را دارید که برای تأمین امنیت شما و محل کار شما، فقط و فقط یک تار مو، از سر کوچک‌ترین سرباز سپاه، کم شود؟!» اصلاح‌طلبان مجلس! اصول‌گرایان مجلس! غیر مجلسی‌ها! دولت! ملت! رئیس‌جمهور! جمهور! منی که دارم این متن را می‌نویسم! تویی که داری این متن را می‌خوانی! آنی خوب است خدا را در نظر بگیریم و از خود بپرسیم: «آیا ما این‌قدر ارزش داریم که برای تأمین امنیت‌مان و حفظ جان‌‌مان، تنها و تنها سایه‌ی یک پدر از سر یک دختر کم شود؟!» شما را نمی‌دانم، من اما اعتراف می‌کنم این‌قدر نمی‌ارزم! پس جناب لاریجانی! جناب روحانی! عالی‌جنابان! اگر نبود که زمانه، زمانه‌‌ی تناقضات و تعارضات است، حتم کنید این جان والله ناقابل و بی‌ارزش من و شما بود که باید فدای یک لب‌خند شهید «محمد بلباسی» می‌شد! شهیدی که انگ خشونت‌طلب را شنید و همه‌ی زخم‌زبان‌ها را چشید، لیکن باز هم ره‌سپار معرکه شد! و شهید شد! تا چهارمین فرزندش، چندی بعد از شهادت او، چشم به همان دنیای کثیفی بگشاید که جای «شهید» و «جلاد» را عوض می‌کند!
🔺ضلع سوم: پاس‌داری از پاس‌داران چه می‌شود؟! خوب است حالا که به برکت شهدای سپاه، هم‌چنان در بهارستان، مجلسی برقرار است، قانونی هم در این رابطه وضع شود، بلکه دیگر، روزنامه‌ی وقیح زنجیره‌ای، لوگوی خود را با رنگ پرچم تکفیری‌ها ست نکند! و فردای شهادت سردار مظلوم ما، تیتر نزند: «سرتیپ حسین همدانی در سوریه کشته شد»! و اگر عنصر شیادی ادعا کرد شر داعش را با مذاکره می‌توان دفع کرد، خود قانون و خود قانون‌گذار، بخواباند در دهانش! اگر ۱۷ خرداد، خون شهید برای تأمین امنیت قانون جوشید، اینک بر قانون‌گذار فرض است تصویب قوانینی ناظر بر تأمین امنیت روحی و‌ روانی تأمین‌کنندگان امنیت!

برگرفته از اینستاگرام استاد #حسین_قدیانی

کانال مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
📚معرفی کتاب نگاهی به تاریخ جهان اثر نهرو نخست وزیر فقید هند که #امام_خامنه_ای بارها و در سخنرانی های مختلف از جمله در بیانات اخیرشان در دیدار با دانشجویان ، از آن یاد کرده اند.
📒 #نگاهی_به_تاریخ_جهان
✍️ #جواهر_لعل_نهرو
این کتاب سه جلدی ست در جلد اول كتاب كه حاوي نامه هاي نهرو است ، تصويري از كليت حوادث مهم در هند و جهان را در هزار ساله اخير بويژه دويست سال پاياني آن را مورد تحليل و بررسي قرار داده است . سپس در جلد دوم همين اثر ، وقايع اروپا قبل از جنگ اول جهاني و انقلاب فرانسه و انقلاب صنعتي انگليس و پيامدهاي آن را بيان كرده است . همچنين مؤلف گريزي نيز به دويست سال ، پيش از جنگ اول جهاني مي زند و طي آن به بررسي وقايع جهان در قرن هيجده و نوزده مي پردازد و در فصلي مستقل به بيداري مردم هند و ايران مي پردازد و رشد و تكوين مبارزات ميهني در ايران را تبيين مي كند . جنگهاي داخلي امريكا ، دست درازي انگليس به كشورها ، رشد استعمار امريكا ، زوال روسيه تزاري و وقوع انقلاب اكتبر در روسيه و جنگهاي چين و ژاپن و بالاخره نقشه جديد اروپا از جمله سرفصلهايي است كه عنوان گرديده است . در جلد سوم اين اثر ، مؤلف به وقايع مهم جهان در قرن بيستم مي پردازد و طي آن رويدادهايي چون جهان پس از جنگ اول ، مبارزه ايرلند بخاطر جمهوري ، ظهور كمال آتاتورك در تركيه ، نهضت گاندي در هند ، نهضت فاشيسم در ايتاليا ، اوضاع اقتصادي در جهان ، انقلاب و ضد انقلاب در چين ، اقدامات ژاپن ، مشكلات شوروي ، پيشرفتهايي علمي در جهان ، مبارزه امريكا و انگليس در رهبري دنيا و جنگ دوم جهاني را مورد تحليل قرار مي دهد.
#معرفی_کتاب

هم دانشگاهیان علاقمند به مطالعه کتاب در صورت عدم دستیابی به کتاب به ادمین کانال پیام دهند.
🌐 @mosut
وقتی کانال روزنامه رسمی دولت؛ بین نیروهای مسلح اختلاف افکنی می‌کند.
🌐 @mosut