مُهاجِر | Mosut
141 subscribers
511 photos
46 videos
57 files
79 links
📰| کانال رسمی نشریهٔ دانشجـوییِ مُهـٰاجِـر
🏢| دانشـگاه صنعتی شاهــرود

⛯روابـِط عُمـومی: @RBsj_sut
Download Telegram
امام خمینی(ره):

اگرمارامحاصره اقتصادی کنند،
ما فرزندان رمضانیم ومقتدایمان امام علی(ع)است
و اگر مارا محاصره نظامی کنند،
ما فرزندان محرمیم و مقتدایمان امام حسین(ع)است
@mosut
پانزده خرداد از خاطره ها محو نخواهد شد. باید در سالروز آن هرچه بیشتر آن را زنده نگاه داشت. پانزده خرداد که مصادف با دوازدهم محرم بود، سند زنده محالفت شجاعانه ملت ایران در مقابل استبداد عمال اجانب و استعمار چپ و راست بود.
صحیفه نور، ج2، ص98
#کلام_امام

کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
📝
‌این سرگذشتمان نمی گذرد .
کودک که بودیم ، تاریخ می خواندیم .امیر کبیر،ستار خان ، باقر خان ، رئیس علی تنگستانی و میرزای جنگلی .
با خود می خوانیدیم و خوش بودیم به ایستادگی مردانمان.
به انتهای داستان که می رسیدیم اما ،امیر مان را ،کبیرمان را می کشتند . میرزایمان را می کشتند . تنگستانیمان را می کشتند.ستارخانمان را می کشتند .باقر خانمان را می کشتند.
افسوس که سردارانمان را غریبه ها نکشتند که هرچه با ما کرد آن آشنا کرد.
می خوانیدم و با خود می گفتیم چه احمق مردمانی بودند. بزرگانشان را می کشتند؟
با خود می گفتیم بزرگ می شویم کشوری می سازیم، صنعتش امیر کبیری ، آزاد از یوغ #استعمار غرب و شرق ، صنعت گرمان می سازد بهترین سماور مردمانش ستارخانی ، خاک می خورند خاک نمی دهند مردانش تنگستانی ، از تنگستان های تاریخ عقب نمی جهند.
خواهیم ایستاد مقاوم همچون رئیس علی دلداده دل می دهیم به خاک به آب به آسمانمان اما خاک و امتیاز نخواهیم داد. تشنه نخواهیم شد .
یک نان را هم، همه باهم می خوریم زیر بار ذلت نمی رویم . وطن را خواهیم ساخت.
ما هم ، بزرگ شدیم امیر کبیرمان فریاد زد هل من ناصر ینصرنی .نشنیدیم نشناختیم .
میرزایمان فریاد زد مقاومت کنید که امان نامه گرگ تزویر است.
امان می دهد تا مقاومت تان را بشکند.
نشنیدیم ونشناختیم.
کلید داران مان اما از کربلا مشق مذاکره کردند.مردمان را دلخوش به مذاکره بجای مقاومت کردند با اینکه سرنوشت سازش را لمس کرده بودند.
و گفتند #چالش و #تنش هزینه دارد، اما نگفتند که سازش نیز هزینه دارد چه بسا بیشتر.
در #سازش بود که ما ایروانها و گرجستانها و خزرها و بحرینها دادیم علاوه بر دادن سرداران و قهرمانان،
اما در #چالش خرمشهرها فتح کردیم و گردنها شکستیم و مهمتر از همه وجبی از خاک و ناموس عقب ننشستیم.
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
#ایمان_خلیلی_نژاد

کانال نشریه دانشجویی مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
وزیر به ایشون می گن عمیقا #بنفشه نه فقط بر حسب ظاهر!
#شوخی_سیاسی
#آخوندی
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
#اندر_حکایات_خوابگاه_بسطام
بخش اول

از اوایل خرداد ماه 95 زمزمه هایی مبنی بر تغییر خوابگاه دانشجویان رشته های کشاورزی به گوش می رسید و علی الظاهر مسئولین محترم به فکر جا به جایی خوابگاه افتاده اند.
بعد از گذشت 3 ماه و شروع ثبت نام خوابگاه ها با نام خوابگاه مرکز تحقیقات مواجه شدیم و مشاهده کردیم همان مسئولین محترم به همان زمزمه ها جامه عمل پوشانده بودند و ما نیز فقط یک گزینه روی میزمان بود برای انتخاب خوابگاه . شناختی که از زیست بوم ناحیه نداشتیم اعتماد به مسئولین و علی برکت الله اتاقمان را انتخاب کردیم. پس از گذشت مدتی از سکونتمان در این خوابگاه ها نرم نرم مشکلات این خوابگاه خودی نشان دادند و رفته رفته هم همراه هم رشد کردیم.
دوری از شهر ک هیچ ؛ همان اول با کوچک بودن درب ورودی برای ورود و خروج سرویس ها مواجه بودیم ک قریب به 2 ماه دانشجویان باید مسیز نزدیک به 700 متر را در سرمای پائیز رفت و آمد می کردند(و اینجا سوال بود ک شما ک از خرداد ماه می دانستید که میخواهید اینجا را به عنوان خوابگاه انتخاب کنید چرا به درب ورودی فکر نکردید؟ سوالی بود که همیشه بی جواب ماند!)
بگذریم ...
حال بعد از گذشت حدود 9 ماه از سکونت در این خوابگاه، همچنان دانشجویان این خوابگاه با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند که برای بسیاری از مسئولین محترم دانشگاه اصلا و ابدا اهمیتی ندارد که اگر داشت حداقل در هفته موسوم به هفته خوابگاه ها سری هم به این خوابگاه عجیب و غریب می زدند تا حداقل موجب دلگرمی دانشجوها می شد که نیامدند و نشد.
مسئولین! دانشجو های اینجا از شما نورافشانی و برگزاری جشن و پذیرایی و ... نخواستند(انگار چشمان سایر دانشجویان رنگی تر بوده)
اینجا فقط حضورتان و گوش های محترمتان را میخواستند برای شنیدن حرف دلشان.
باز هم بگذریم...

ان شاءالله ادامه دارد..
#مهدی_غلامی

کانال نشریه دانشجویی مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
🌙 سحرهای ماه مبارک رمضان در کانال نشریه مهاجر

📜 شرح دعای ابوحمزه به روایت علامه #جوادی_آملی
قُلْ مَا یَعْبِأَ بِكُمْ رَبّی لُولا دُعاكُمْ .
یكی از آداب و سنن دعا همین است. وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه در سحرهای ماه مبارك رمضان ذات أقدس إله را حمد می‌كند و او را شایسته حمد و ثناء می‌داند و همین را زمینه اجابت دعا می‌شمارد . عرض می‌كند:
"اَلحَمْدُ للهِ الَّذِی یُجِیبُنِی إذا دَعَوتُهُ وَ إنْ كُنْتَ بَطِیئاً حِینَ یَدعُونَی" .
خدا را من حمد می‌كنم كه وقتی او را می‌خواهم و می‌خوانم ، مرا اجابت می‌كند. گرچه هر وقت او مرا خواست، من با كُندی به طرف او حركت می‌كنم و گاهی هم ممكن است این راه را طی نكنم.
خدا را من حمد می‌كنم كه وقتی او را می‌خواهم و می‌خوانم ، مرا اجابت می‌كند .
و خدای را حمد می‌كنم كه هر وقت چیزی خواستم به من عطا می‌كند، گرچه هر وقت او دستور انفاق مالی داد من بُخل می‌ورزم . و خدای را حمد می‌كنم كه هر وقت خواستم با او ندائی در میان بگذارم، بدون واسطه و بدون شفیعی كه از من شفاعت بكند او مرا می‌پذیرد. قبلاً به عرضتان رسید كه همانطوری كه آیات قرآن یكدیگر را شرح و تفسیر می‌كنند، احادیث و ادعیه و مناجات هم به شرح ایضا.ً
این دعای ابوحمزه ثمالی را باید با سائر ادعیه امام سجاد شرح كرد. وجود مبارك امام سجاد در صحیفه سجادیه دارد كه: خدایا! سه چیز مانع دعا كردن من است و یك چیز من را به دعا كردن تشویق می‌كند.
اما آن سه چیزی كه حاجب است، نمی‌گذارد من دعا بكنم؛ یكی این كه شما مرا امر كردی به واجبات و مستحبات، امر كردی و من در اطاعت امر كُندی كردم و انجام ندادم . دوم این كه مرا از بعضی از امور نهی كردی و من متأسفانه مرتكب مَنهیّ عنه تو شدم. سوم این كه نعمت‌های فراوانی به من دادی، من به جای شكر نعمت، كُفران نعمت كردم و حقّ شناسی نكردم . این سه امر حاجب و مانع نیایش و دعای من است كه من به خودم اجازه نیایش نمی‌دهم و آنها جلوی نیایش من را هم می‌گیرد.
#حضرت_آیت_الله_جوادی_آملی

🌐 @mosut
📝
#محمد_البرادعی رئیس سابق آژانس بین المللی انرژی اتمی در کتاب #عصر_فریب می نویسد : ۲۳ فوریه برای به روز رسانی به #طرابلس بازگشتم هتلی که در آنجا اقامت داشتم مملو از انواع شرکت های غربی بود این جمله دهان به دهان می گشت : به زودی #تحریم_ها برداشته خواهد شد و درهای #لیبی رو به تجارت باز می شود . به ویژه متوجه حضور پررنگ نمایندگان #شرکت_های_نفتی شدیم که به امید دسترسی به منابع طبیعی قابل توجه لیبی در آنجا حاضر بودند . با گوش دادن به سخنان مقامات لیبی که سعی داشتند با تغییرات سریع در بسیاری از جبهه ها دست و پنجه نرم کنند ، نمی توانستم از این احساس رها شوم که آنها در خطر #سوء_استفاده قرار دارند»
عصر فریب صفحه 176
قذافی اسلحه اش را زمین گذاشت کشته شد به همین سادگی!
پس عبرت بگیرید ای صاحبان چشم!
#سازش هزینه دارد.
#محسن_نوری

کانال نشریه مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
دلتنگم و با هیچ کسم میل سخن نیست کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست
#شوخی_سیاسی #احمدی_نژاد
🌐 @mosut
#سید_محمد_خاتمی : اطاعت از رهبر جدید و ولی فقیه به مانند اطاعت از امام بر فرد فرد ما تکلیف و واجب عینی ست.
یادداشت روز،روزنامه کیهان 16 خرداد 68
#تکرار_میکنم
#مطبوعات_قدیمی
🌐 @mosut
📚معرفی کتاب یک عاشقانه آرام به بهانه سالروز درگذشت نادر ابراهیمی عزیز

بک عاشقانه آرام داستان گیله مردی است که برای یافتن ناب ترین عسل دنیا در دامنه ساوالان عاشق عسل، دختر سیه چشم آذری می شود و شاید همان سه روز ابتدای زندگی در پای آن آتش گرم که چشمانشان را از هم پنهان می کردند عاشقانه ی آرامشان شکل گرفت.
مرد معلم ادبیات و یک مبارزمخالف است. از همین رو زندگی، خانه به دوشی را به آنها تحمیل می کند و داستان زندگی پر التهابشان تصویر می شود. در واقع
داستان یک عاشقانه آرام حکایت زندگی نادر ابراهیمی است. اینکه به چه می اندیشید ، چطور عاشق شد و چطور جنگید و به چه رسید. چاپ اول اثر در سال 1376 روانه بازار شد. نویسنده در ابتدای اثرش آنرا به همسرش فرزانه تقدیم می کند و می گوید:«به همسرم فرزانه، که با مهر بی حدم به او، تنها کسی بودم که پیوسته عذابش دادم ...»
#معرفی_کتاب
#میرزاده

هم دانشگاهیان علاقمند به مطالعه این کتاب در صورت عدم دستیابی به آن به ادمین کانال پیام دهند.
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
🌙 سحرهای ماه مبارک رمضان در کانال نشریه مهاجر

📜 شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت علامه #جوادی_آملی
ما یك چیز است كه من را وادار به نیایش می‌كند و دعای من را هم مستجاب می‌كند و آن تفضّل و بزرگواری و احسان ابتدائی توست. خدایا ! تو در برابر كار پاداش نمی‌دهی! تمام لطف‌های تو احسان است و تمام منّت‌های تو ابتدا . مِنَنُكَ ابْتِداء . مسبوق به استحقاق نیست . چون روی لطف رفتار می‌كنی، بنابراین من هم به خودم اجازه نیایش و دعا می‌دهم.
در همین دعای ابوحمزه ثمالی عرض می‌كند: اَلحَمدُ للهِ الَّذِی أسئَلُهُ فَیُعْطِیَنِی وَ إنْ كُنْتُ بَخِیلاً حِینَ یَسْتَقْرِضُنِی . خدای را حمد می‌كنم كه هر چه از او خواستم به من می‌دهد و اگر خود خدا از من استقراض كند به عنوان قرض الحسنه من كُندی می‌كنم و بُخل می‌ورزم . در قرآن هم فرمود: هآ أنْتُمْ هؤلآءِ تُدعَونَ لِتُنْفِقُوا وَ مِنْكُمْ مَنْ یَبْخَل وَ مَنْ یَبْخَل فَإنَّمَا یَبْخَلُ عَلی نَفسه. فرمود: شما كسانی هستید كه دعوت می‌شوید در راه خدا انفاق كنید، ولی برخی از شما بُخل می‌ورزند باید مستحضر باشند كه علیه خود بُخل می‌ورزند.
بعد عرض می‌كند: خدای را شكر می‌كنم كه هر وقت من خواستم با او تنها باشم و كسی مرا همراهی نكند، خدا مرا راه می‌دهد. گاهی انسان می‌خواهد شفیع بیاورد، ولی شفیع ندارد و خداوند هم آخَرُ مَنْ یَشفَع است و آخَرُ مَنْ یَشفَع أرحَمُ الرَّاحِمین.
شفیع جناح طائر است. جناح سائل است كه با وسیله شفیع انسان توان پرواز دارد. ولی گاهی انسان بی پر است. شفیعی ندارد. قدرت استشفاء ندارد و اگر هم استشفاء كرد كسی از او شفاعتی را به عمل نمی‌آورد.
#حضرت_آیت_الله_جوادی_آملی

کانال نشریه مهاجر
🌐 @mosut
📝
#اندر_حکایات_خوابگاه_بسطام
قسمت دوم
از مشکلات کدام را بگوییم و کدام یماند!؟؟
ولی باز هم میگوییم و می نویسیم به امید فرجی.
خدا نکند در روز جمعه یا پنج شنبه و
یا (از شنبه تا چهارشنبه(در ساعات غیر از حضور سرویس)) مشکلی برایتان پیش بیاید که مجبور شوید از این بیابان به شهر پناه ببرید.! باید همان مسیر 700 متری (حدودا) را پیاده طی کرده و در کنار جاده ایستاده و همانند در راه ماندگان منتظر باشید تا راننده ای دلش برای شما بسوزد و حداقل شما را تا میدان اول شهر(میدون امام رضا) برسانند .
البته بماند که اوایل سال زمزمه های انتقال خط تاکسی به جلو درب مرکز تحقیقات بود که شتر در خواب بیند پنبه دانه
(دریغ از آژانس چه رسد به خط تاکسی)
اما بگویم از دیگر مشکلات که حتی اگر خودت هم بخواهی که کمی پیاده روی کنی باید از سد انواع حیوانات اهلی و وحشی هم عبور کنی.
حضور مار و عقرب و رتیل در خوابگاه که هیچ (همدممان شده اند )انگار اینجا زندان کوفه است که باید با مار و عقرب سر کنی .
خلاصه در راه هم باید یک سلام و علیک چشمی با حضرات روباه و سگ داشته باشی تا روزت شب بشود .
دیگر از خارپشت و انواع موش و ... چشم پوشی می کنیم .
ما اینجا از حداقل امکانات هم برخوردار نیستیم،ورزشی ک بماند اصلا و ابدا.
اینجا از زمین آسفالت شروع می کنیم تا ان شا لله با دست و پای داغون و شکسته به امکانات نسبتا خوب برسیم (امیدواریم).
اما تحمل همه اینها یک طرف و تحمل برخی تاکید می کنم برخی از سرپرستان مودب و مهربان اینجا هم یک طرف.
بعضی ها طوری با دانشجو ها برخورد می کنند که انگار دانشجوها نوکر بی جیره و مواجب آنها هستند.
و البته از برخورد بی عرضه گونه سرپرستان با متخلفان خوابگاه هم گله مندیم که تخلفاتی همچون استعمال دخانیات در این خوابگاه با این عذر که بیرون از اتاق و سالن است مشکلی ندارد و کاملا عادی است.
من از همه پدر و مادرانی که فرزندان خود را به چنین مکانی فرستادند کمال عذرخواهی را دارم و متاسفم برای مسئولین.
مسئولین تکانی به خود بدهند.
خدا به ما رحم کند.
#مهدی_غلامی

کانال نشریه مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
نعمتان مکفورتان الامن و العافیة : قدر دو نعمت دانسته نمیشود ، امنیت و عافیت!
@mosut
@s_mm_sadr
لباس شخصی ها با آستين کوتاه و شلوار جین حافظان امنیت ایران زمین..
@Mosut
#داستان_های_کوتاه_اما_کش_دار
این قسمت: دعوا!
بخش اول
بچه ها مانند لشکر شکست خورده وارد اتاق می شوند.
حمید : آآآآآآخ چِشَم!....یکی اون یخ رو برام بیارکه مُردم!
رضا: خب حالا!.... انگار زخم شمشیر خورده!......
مصطفی:   من نفهمیدم میلاد چرا همون اول کاری زد زیر چشه حمید!؟...مگه نباید اونارو میزد!....تو فهمیدی چی شد رضا!؟
رضا_از خود شازده بپرس!؟...(زیر لب می گوید) احمق....
میلاد: این کار من عملیات تخریب روانی بود!...اصولا وقتی دعوا شروع میشه ، باید کاری کنی که طرف مقابل فکر کنه ما خیلی دیوونه ایم و هیچی حالیمون نیست!...من با این کار بهشون فهموندم،  ما  که با خودی این کار رو می کنیم ببین با اونا چه می کنیم!...
حمید که روی صندلی تازه نشسته است به قصد حمله به میلاد ، بلند می شود ولی بقیه افراد او را می گیرند!
حمید: ....(به دلیل وجود خود سانسوری از بیان دیالوگ ها را دراین قسمت معذوریم!...خودتان الحمدا... بهتر می دانید!)
مصطفی : ای بابا !خون نجس ات رو کثیف نکن !....بابا این خودش داره میگه که دیوونست ! ...ولش کن حمید!
رضا : احمق !....نیازی نبود برای اثبات دیوونگی ما، این بنده خدا رو بزنی !.....همون صدایی که مثل میمونی در می آوردی، کافی بود!
میلاد با ذوق زدگی : فکر نمی کردم کسی به این عامل دقت کنه!.....اینم یکی از اون آیتم های عملیات روانی بود که گفتم!...اسمش هم "غرش میمون خشمگینه" !..حالااین بار دستم اومد! دفعه بعد به همین آیتم بسنده می کنم!
رضا: همه ی آیتم های عملیات روانیت رو می کنی تو مجاری تنفسیت یا بگم حمید بیاد بکنه!
ادامه دارد ...
#حمید_عباسی_نرمیق

کانال نشریه دانشجویی مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
🌙 سحرهای ماه مبارک رمضان در کانال نشریه مهاجر

📜 شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت علامه #جوادی_آملی
نگاه وجود مبارك امام سجاد وصف دیگری كه برای داعیان لازم است ذكر می‌كند. داعی باید در خوف و رجاء موحّد باشد. عرض می‌كند:
"وَالحَمدُ للهِ الَّذِی اَدعُوهُ وَلا اَدعُوا غِیرَهُ وَ لُو دَعُوتُ غِیرَهُ لَمْ یَستَجِب لِی دعائی ."
خدای را شكر می‌كنم كه من فقط او را می‌خوانم . غیر او را نمی‌خوانم . اگر غیر او را بخوانم ، استجابت نمی‌كنم . چون كار از غیر او ساخته نیست . چنین كه در طلیعه امر هم گذشت مِنْ إینٍ لِیَ الخِیرُ یا رَبِّی وَ لا یُوجَدُ إلا مِنْ عِندِكْ.
در امید انسان، باید موحّد باشد. چنین كه در خوف هم باید موحّد باشد. یك موحّد در تمام شئون موحّد است. می‌گوید: "إنِّ الصَّلاتِی وَ نُسُكِی وَ مَحیایَ وَ مَماتِی للهِ رَبِّ العالَمِین." ممكن نیست كسی موحّد ناب باشد، توحیدش صحیح باشد، از غیر خدا بترسد. یا ممكن نیست كسی توحیدش تامّ باشد و به غیر خدا تكیّه كند و امیدوار باشد. لذا عرض می‌كند:
"وَالحَمْدُللهِ الَّذِی اَرجُوهُ وَ لا اَرجُوا غِیرَهُ ."
به غیر خدا امیدوار نیستم . چرا ؟ برای این كه: وَ لُو رَجُوتُ غِیْرُهُ لَأخْلَفَ رَجائی . اگر من به غیر خدا امیدوار باشم یا كار از دست آنها ساخته نیست، یا اگر ساخته باشد خُلفه رجاء می‌كنند؛ یعنی به امید من بها نمی‌دهند. در حقیقت از غیر خدا كاری ساخته نیست.
چون هر چه در جهان امكان یافت می‌شود مظاهر قدرت خدایند وَ للهِ جُنُودُ السَّمواتِ وَالأرض است، للهِ خَزائِنُهُ السَّمواتِ وَالأرض است وَ مَا یَعلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إلا هُوو مانند آن است. بنابراین یك موحّد در خوف و رجاء موحّد خواهد بود. بعد عرض می‌كند: خدا را شكر می‌كنم كه ما را به خودش واگذار كرده است.
و با واگذاری به خود مایه كرامت ما را تأمین كرده است. و ما به غیر خودش واگذار نكرده است كه مورد اهانت ما باشد. خدا اگر ما را به خودمان واگذار كند یا به غیرمان واگذار كند مورد وهن ما و سستی ما و اهانت ما خواهد بود. ما می‌شویم موهون و خار و ذلیل. چرا ؟ چون اگر اَلعِزَّةُ للهِ جَمِیعاً، اگر تمام عزّت مال خداست، اگر خدا انسان را به غیر خدا واگذار كند، چه به خودش واگذار كند، چه به افراد دیگر چنین كسی ذلیل خواهد بود.
برای این كه عزّت فقط از ناحیه ذات أقدس إله است . و خداوند با این كار كه ما را به خودش واگذار كرده ، به غیر خودش واگذار نكرده، ما را از ذلیل و فرومایه شدن رهائی بخشید و عزیز و گرامی قرار داد.
#حضرت_آیت_الله_جوادی_آملی

کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
📚معرفی رمان تکفیری

این رمان اقتباسی از زندگی پرماجرای شهید علی‌اکبر پیرویان است.این شهید در سال 1359 که دانشجوی دانشکده علوم پزشکی است به همراه چند تن از همکلاسی‌ها به افغانستان سفر می‌کند تا به مجاهدین افغانستانی در برابر اتحادیه جماهیر شوروی کمک کند و بعدها در جنگ تحمیلی به شهادت می‌رسد. این رمان در فضای تکفیری‌ها قرار دارد و آن را پیش چشم خواننده ترسیم می‌کند.
نویسنده در این کتاب سعی کرده به برنامه‌های جبهه‌ تکفیری علیه کشور اسلامی ایران اشاره کند و همچنین خاستگاه فکری آنها را به خواننده نشان دهد.
در بخشی از این کتاب می خوانیم : «عبدالقادر گردن صاف کرد و با قیافه جدی گفت: - ما تصمیم گرفته‌ایم علیه شیعیان رافضی یک جنگ تمام عیار راه بیندازیم؛ هرجا که ممکن باشد.
- خب این چه ربطی به من دارد؟
عبدالقادر از تخت بیمار فاصله گرفت. مقداری در اتاق قدم زد. راه که می‌رفت خنجرش از کناره شال نمایان می‌شد. نگین‌های روی قبضه خنجر مثل ستاره می‌درخشید. وسط اتاق روبروی منصور ایستاد. در حالی که دست چپ را روی قبضه خنجر گذاشته بود گفت: - مدت‌هاست که می‌خواهیم یک تیم اطلاعاتی قوی به ایران اعزام کنیم. شما همان فرمانده کار کشته‌ای هستید که لازم داریم. هزینه درمان شما با من. فقط به این شرط که در ایران مداوا شوید...»
#معرفی_کتاب

هم دانشگاهیان علاقمند به مطالعه کتاب در صورت عدم دستیابی به کتاب به ادمین کانال پیام دهند.
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
#آتش_به_اختیارهای_درمانده

دیدار دانشجویی ۹۶ فرمان عجیبی از جانب فرمانده صادر نشد!
همان زمان که ما را افسر جنگ نرم خواند؛ تلویحا و ضمنی آتش را به اختیارمان گذاشت. اما نتیجه چه بود؟!
نتیجه چه هست؟!
آتش به اختیار آن کسی می سپارند که درایت داشته باشد و جسارت.
درایت برای تشخیص اهداف؛ و جسارت برای اقدام.

هدف چیست و برای چه از جنگ فرهنگی سخن می گویی؟! نمی دانم اوج بزرگی ماست آن هم اگر جسارت بیانش را داشته باشیم...!

اما زمان دیگری هم هست که آتش را به اختیار می گذارند! جایی که دیگر امیدی به کسی نیست!
دیگر کسی جز ما نیست!

اگر بخواهیم لیست کنیم ضعف ها و نیازمندی ها را به قدر تاریخ تشیع عقب هستیم.
عینی تر اگر بخواهم بگویم؛ این است که اهداف از جانب مرکز فرماندهی متعین اند.
#جنبش_نرم_افزاری و #سبک_زندگی_ایرانی_اسلامی و تلاش برای تحقق #تمدن_نوین_اسلامی بار ها به کلام امام امت آمده اند.
درمانده؛ از این روی که اهداف نیز متعین اند و ما از گشودن آتش عاجزیم...
باید یاد بگیریم که چگونه از اسلحه جنگ نرم استفاده کنیم.

ما فقط عادت به این داریم که کم کاری ها و بی حرمتی های دولتی هایی که در طیف ما نیستند را ببینینم در نسبت با کلام ولایت!

خودمان اگر عمری به هیچ بیانگاریم این بیانات را به هیچ کجایمان بر نمی خورد!
تفسیر و مصادره ولایت به مطلوب و خواست نفسانی و شخصی که شاخ و دم ندارد افسران معظم جنگ نرم!

آتش باز هم به اختیارمان است و ما نَه می دانیم چه باید بکنیم و نَه می دانیم چگونه باید عملیات کنیم و نَه می دانیم چرا...
رِقّت بار تر این که میل به #یافتن پاسخ این سوال ها نیز در ما گم شده.
پیمانکار فرهنگی شده ایم.

البته چند روزی با این بیانات که عمیقا حکمت آمیز و نشان دهنده ی مسیر حرکت هستند؛ داغ و هیجان زده هستیم و پروفایل و پست اینستایمان را تامین خواهد کرد و بعد هم حتما معظم له بیانات دیگری خواهند داشت که ما مشغول شویم که مجددا از ایشان تعریف کنیم و به خود ببالیم که چنین آقایی داریم!

گیرم پدر تو بود فاضل؛ از فضل پدر تو را چه حاصل؟!

ما چه داریم که در محضر باری تعالی دستمان خالی نباشد؟! که رسول به دخترش؛ به فاطمه اش؛ فرمود که نَسَبت به من؛ فایده ای به حالت نخواهد داشت مگر عملی بیاوری و دست پری داشته باشی!

تا عمیقا نفهمیم چه باید بکنیم و دستور عملیات فرهنگی مان روبروی چشمانمان گشوده نباشد؛ مشغول بازی کودکانه هستیم با لعاب هایی که فقط بارمان را سنگین خواهد نمود...

بیاییم از جو گیری جدا شویم و صاف و پوست کنده خودمان را به بوته ی نقد بگذاریم تا راه حل روشن شود.

حالا که آتش رسما به اختیارمان است؛ وظیفه داریم که آسیب شناسی جبهه ی خودی و غیر را دقیق تر انجام بدهیم و نیز طرح ریزی استراتژیک و راهبردی برای رسیدن به اهداف داشته باشیم.
فرمودند که هسته های فکری فرهنگی عملی و جهادی...
هرکس هرجا که هست؛ باید به خود آییم.

اولین حرکت نیز تعمیق معرفتی خود است و سپس دیگران. تا عمیقا ندانیم چه می خواهیم؛ زودتر از آن که فکرش را بکنیم سرد خواهیم شد و میان روزمرگی هایی که خیلی ها را بلعید گم خواهیم شد...

و این #رمضان_الکریم بهترین فرصت اندازه گیری و طرح ریزی است؛ لا اقل برای خود...

#علی_فیض_اللهی

کانال مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
#تیتر
این قسمت: رهبر انقلاب در دیدار سران جبهه #دوم_خرداد "مرزهای خود را با ضد انقلاب مشخص کنید"
روزنامه جمهوری اسلامی به مورخه پنج شنبه 8 اردیبهشت 79
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
فقط یک خوابگاهی...

این قسمت : فقط یک خوابگاهی می دونه! کتری، سالم بره روی اجاق ، در قابلمه برگرده یعنی چی!
#خوابگاه

کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut