Forwarded from 🇮🇷بسیج|Basijsut.ir🇮🇷
💐بعضی از پرطرفدارترین کانالهای دانشگاه صنعتی شاهرود☝️
🆔 t.me/basijsut
🆔 t.me/basijsut
#مصاحبه_های_خیالی
✅این قسمت :شهید آوینی
◀️بخش اول
+نام؟
-سید مرتضی آوینی
+شهرت؟
-سید شهيدان اهل قلم
+تحصیلات؟
-فوق لیسانس معماری
+ولادت؟
-شهر ری 1326
+شهادت؟
-20 فروردین 72، فکه
+ از کجا با ما حرف می زنی؟
-از یک راه طی شده!
+چه طور؟
-من هم سال های سال در یکی از دانشکده های هنری درس خوانده ام. به شب های شعر و گالری نقاشی رفته ام . موسیقی کلاسیک گوش داده ام. ساعت ها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی که نمی دانستم گذرانده ام. من هم سال ها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته ام . ریش پرفسوری و سیبیل نیچه ای گذاشته ام و کتاب انسان تک ساحتی هربرت مارکوزه را بی آنکه آن زمان خوانده باشم، طوری دست گرفته ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند: عجب فلانی چه کتاب های می خواند معلوم است که خیلی می فهمد.
+وبعد؟
-خوش بختانه زندگی مرا به راهی کشاند که ناچار شدم رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقا بپذیرم که تظاهر به دانایی هرگز جایگزین دانایی نمی شود.
ادامه دارد ...
پایان بخش اول مصاحبه
پ ن۱: مصاحبه این شماره از کتاب نه ده حسین قدیانی برداشت شده است.
پ ن ۲: تمامی جملات متعلق به خود شهید است.
پ ن ۳: منتظر ادامه این گفتگو و همچنین مصاحبه های خیالی ما با سایر شخصیت های مجازی و حقیقی باشید.
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
✅این قسمت :شهید آوینی
◀️بخش اول
+نام؟
-سید مرتضی آوینی
+شهرت؟
-سید شهيدان اهل قلم
+تحصیلات؟
-فوق لیسانس معماری
+ولادت؟
-شهر ری 1326
+شهادت؟
-20 فروردین 72، فکه
+ از کجا با ما حرف می زنی؟
-از یک راه طی شده!
+چه طور؟
-من هم سال های سال در یکی از دانشکده های هنری درس خوانده ام. به شب های شعر و گالری نقاشی رفته ام . موسیقی کلاسیک گوش داده ام. ساعت ها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی که نمی دانستم گذرانده ام. من هم سال ها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته ام . ریش پرفسوری و سیبیل نیچه ای گذاشته ام و کتاب انسان تک ساحتی هربرت مارکوزه را بی آنکه آن زمان خوانده باشم، طوری دست گرفته ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند: عجب فلانی چه کتاب های می خواند معلوم است که خیلی می فهمد.
+وبعد؟
-خوش بختانه زندگی مرا به راهی کشاند که ناچار شدم رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقا بپذیرم که تظاهر به دانایی هرگز جایگزین دانایی نمی شود.
ادامه دارد ...
پایان بخش اول مصاحبه
پ ن۱: مصاحبه این شماره از کتاب نه ده حسین قدیانی برداشت شده است.
پ ن ۲: تمامی جملات متعلق به خود شهید است.
پ ن ۳: منتظر ادامه این گفتگو و همچنین مصاحبه های خیالی ما با سایر شخصیت های مجازی و حقیقی باشید.
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
مجلس،شخصيتها و جمعیتها با رهبر بیعت کردند.
#میرحسین_موسوی : دولت قویا پشت سر
رهبری قرار دارد و در خط رهبری حرکت می کند.
#بی_ظرفیت_ها
#مطبوعات_قدیمی
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
#میرحسین_موسوی : دولت قویا پشت سر
رهبری قرار دارد و در خط رهبری حرکت می کند.
#بی_ظرفیت_ها
#مطبوعات_قدیمی
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
🌙سحرهای ماه مبارک رمضان در کانال نشریه مهاجر
📜شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت علامه #جوادی_آملی
مَسلك و مَسلوكٌ إلیه یكی است. و چون سالك از خود خبری ندارد و خود را نمیبیند، خود را نمیبیند، سلوك خود را نمیبیند . فقط هدف را میبیند، در حقیقت مسلك و هدف یكی خواهد بود. در بعضی از روایاتی كه ذیل این بخش از آیات سوره مباركه یوسف آمده است كه أأنْتَ یُوسُف، آنجا وجود مبارك امام صادق طبق نقل صاحب تُحَف العقول این بیان نورانی را در شناخت خدا ذكر كرد كه معرفت شاهد قبل از معرفت وصف اوست. یعنی ما شاهد را اوّل میشناسیم ، بعد صفات او را میشناسیم . ولی اگر موجودی غائب بود، اوّل وصفش را میشناسیم ، بعد ذاتش را میشناسیم . خلاصه آن حدیث این است كه: شناخت ذات شاهد قبل از وصف اوست.
شناخت ذات غائب بعد از وصف اوست . بعد استشهاد میكند كه برادران یوسف اوّل او را دیدند، بعد به یوسف بودن او پی بردند. أأنْتَ یُوسُف. نگفتند: یوسف توئی! گفتند: تو یوسفی؟ وجود مبارك امام صادق هم میفرماید به این كه: خدا مشهود همه ماست. ما اوّل او را میشناسیم، بعد اوصاف او را میشناسیم . بعد آیات آفاقی و انفسی او را میشناسیم . چون این چنین است
این گروه چهارم كه برترین گروه معرفتیاند، خدا را با خود خدا میشناسند.
این بِكَ عَرَفتُكَ وَ أنْتَ دَلَلتَنِی عَلَیك وَ لُولا أنْتَ لَمْ أدْرِ مَا أنْت برای این چهار گروه چهار مصداق مشخّص دارد. جامع همه یكی است كه انسان خدا را به وسیله خدا بشناسد. خدا راهنمای انسان است و اگر خدا كسی را راهنمائی نكند نمیتواند خدا را بشناسد . و خدا راهنمائیهای فراوانی را اِعمال كرده است . منتها این سالك مُتطرّق است كه باید از این راهها استفاده بكند و به مقصد برسد. پس همگان، همه این طوائف أربعه این جمله را میخوانند، منتها هر كس در حدّ خاصّ خود.
#حضرت_آیت_الله_جوادی_آملی
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
📜شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت علامه #جوادی_آملی
مَسلك و مَسلوكٌ إلیه یكی است. و چون سالك از خود خبری ندارد و خود را نمیبیند، خود را نمیبیند، سلوك خود را نمیبیند . فقط هدف را میبیند، در حقیقت مسلك و هدف یكی خواهد بود. در بعضی از روایاتی كه ذیل این بخش از آیات سوره مباركه یوسف آمده است كه أأنْتَ یُوسُف، آنجا وجود مبارك امام صادق طبق نقل صاحب تُحَف العقول این بیان نورانی را در شناخت خدا ذكر كرد كه معرفت شاهد قبل از معرفت وصف اوست. یعنی ما شاهد را اوّل میشناسیم ، بعد صفات او را میشناسیم . ولی اگر موجودی غائب بود، اوّل وصفش را میشناسیم ، بعد ذاتش را میشناسیم . خلاصه آن حدیث این است كه: شناخت ذات شاهد قبل از وصف اوست.
شناخت ذات غائب بعد از وصف اوست . بعد استشهاد میكند كه برادران یوسف اوّل او را دیدند، بعد به یوسف بودن او پی بردند. أأنْتَ یُوسُف. نگفتند: یوسف توئی! گفتند: تو یوسفی؟ وجود مبارك امام صادق هم میفرماید به این كه: خدا مشهود همه ماست. ما اوّل او را میشناسیم، بعد اوصاف او را میشناسیم . بعد آیات آفاقی و انفسی او را میشناسیم . چون این چنین است
این گروه چهارم كه برترین گروه معرفتیاند، خدا را با خود خدا میشناسند.
این بِكَ عَرَفتُكَ وَ أنْتَ دَلَلتَنِی عَلَیك وَ لُولا أنْتَ لَمْ أدْرِ مَا أنْت برای این چهار گروه چهار مصداق مشخّص دارد. جامع همه یكی است كه انسان خدا را به وسیله خدا بشناسد. خدا راهنمای انسان است و اگر خدا كسی را راهنمائی نكند نمیتواند خدا را بشناسد . و خدا راهنمائیهای فراوانی را اِعمال كرده است . منتها این سالك مُتطرّق است كه باید از این راهها استفاده بكند و به مقصد برسد. پس همگان، همه این طوائف أربعه این جمله را میخوانند، منتها هر كس در حدّ خاصّ خود.
#حضرت_آیت_الله_جوادی_آملی
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
📝
همان روز ۱۴ خرداد ، پیش از تدفین امام جلسه خبرگان تشکیل شده بود و ساعت ها بحث ادامه داشت و نامه ی امام به آقای مشکینی ، رئیس خبرگان و رئیس شورای باز نگری قانون اساسی ، قرائت شد که در بخشی از آن نامه امام نوشته بودند ، معتقدم برای رهبری شرط مرجعیت لازم نیست ، مجتهد عادل مورد تائید خبرگان کفایت می کند سپس بحث شورای رهبری به بحث گذاشته شد که رد شد ، معلوم نیست از اول چه کسی نام آقا برای بررسی سر زبان ها انداخت و با صحبت هایی که مطرح شد بالاخره خبرگان به این نتیجه رسید و به اجماع نزدیک شد ، و حضرت آقا در حالی که جزو ۶ نفر رای ممتنع یا مخالف خود بودند و تنها کسی که ایستاد و قبل از رای گیری در مخالفت با این انتخاب سخنرانی کرد خود ایشان بودند اما نهایتا با اکثریت آرا به این جایگاه منصوب شدند
"واقعا از ته دل می خواستم که نشود ، در خود مجلس من کوشش کردم تلاش کردم استدلال کردم بحث کردم که این کار انجام نگیرد ولی گرفت ، حالا که این بار را روی دوش من گذاشتند من اونچنانی که خدای متعال توصیه کرده به پیغمبرانش و می فرماید خذها بقوة ، من این را با قوت خواهم گرفت "
آقای مشکینی در انتهای جلسه گفتند خدا رو شکر که ختم بخیر شد و این انتخاب انجام شد ، ولی مخالفت ها همچنان ادامه دارد...
#محسن_نوری
کانال نشریه دانشجویی مهاجر متن ها و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
همان روز ۱۴ خرداد ، پیش از تدفین امام جلسه خبرگان تشکیل شده بود و ساعت ها بحث ادامه داشت و نامه ی امام به آقای مشکینی ، رئیس خبرگان و رئیس شورای باز نگری قانون اساسی ، قرائت شد که در بخشی از آن نامه امام نوشته بودند ، معتقدم برای رهبری شرط مرجعیت لازم نیست ، مجتهد عادل مورد تائید خبرگان کفایت می کند سپس بحث شورای رهبری به بحث گذاشته شد که رد شد ، معلوم نیست از اول چه کسی نام آقا برای بررسی سر زبان ها انداخت و با صحبت هایی که مطرح شد بالاخره خبرگان به این نتیجه رسید و به اجماع نزدیک شد ، و حضرت آقا در حالی که جزو ۶ نفر رای ممتنع یا مخالف خود بودند و تنها کسی که ایستاد و قبل از رای گیری در مخالفت با این انتخاب سخنرانی کرد خود ایشان بودند اما نهایتا با اکثریت آرا به این جایگاه منصوب شدند
"واقعا از ته دل می خواستم که نشود ، در خود مجلس من کوشش کردم تلاش کردم استدلال کردم بحث کردم که این کار انجام نگیرد ولی گرفت ، حالا که این بار را روی دوش من گذاشتند من اونچنانی که خدای متعال توصیه کرده به پیغمبرانش و می فرماید خذها بقوة ، من این را با قوت خواهم گرفت "
آقای مشکینی در انتهای جلسه گفتند خدا رو شکر که ختم بخیر شد و این انتخاب انجام شد ، ولی مخالفت ها همچنان ادامه دارد...
#محسن_نوری
کانال نشریه دانشجویی مهاجر متن ها و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
امام خمینی(ره):
اگرمارامحاصره اقتصادی کنند،
ما فرزندان رمضانیم ومقتدایمان امام علی(ع)است
و اگر مارا محاصره نظامی کنند،
ما فرزندان محرمیم و مقتدایمان امام حسین(ع)است
@mosut
اگرمارامحاصره اقتصادی کنند،
ما فرزندان رمضانیم ومقتدایمان امام علی(ع)است
و اگر مارا محاصره نظامی کنند،
ما فرزندان محرمیم و مقتدایمان امام حسین(ع)است
@mosut
پانزده خرداد از خاطره ها محو نخواهد شد. باید در سالروز آن هرچه بیشتر آن را زنده نگاه داشت. پانزده خرداد که مصادف با دوازدهم محرم بود، سند زنده محالفت شجاعانه ملت ایران در مقابل استبداد عمال اجانب و استعمار چپ و راست بود.
صحیفه نور، ج2، ص98
#کلام_امام
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
صحیفه نور، ج2، ص98
#کلام_امام
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
📝
این سرگذشتمان نمی گذرد .
کودک که بودیم ، تاریخ می خواندیم .امیر کبیر،ستار خان ، باقر خان ، رئیس علی تنگستانی و میرزای جنگلی .
با خود می خوانیدیم و خوش بودیم به ایستادگی مردانمان.
به انتهای داستان که می رسیدیم اما ،امیر مان را ،کبیرمان را می کشتند . میرزایمان را می کشتند . تنگستانیمان را می کشتند.ستارخانمان را می کشتند .باقر خانمان را می کشتند.
افسوس که سردارانمان را غریبه ها نکشتند که هرچه با ما کرد آن آشنا کرد.
می خوانیدم و با خود می گفتیم چه احمق مردمانی بودند. بزرگانشان را می کشتند؟
با خود می گفتیم بزرگ می شویم کشوری می سازیم، صنعتش امیر کبیری ، آزاد از یوغ #استعمار غرب و شرق ، صنعت گرمان می سازد بهترین سماور مردمانش ستارخانی ، خاک می خورند خاک نمی دهند مردانش تنگستانی ، از تنگستان های تاریخ عقب نمی جهند.
خواهیم ایستاد مقاوم همچون رئیس علی دلداده دل می دهیم به خاک به آب به آسمانمان اما خاک و امتیاز نخواهیم داد. تشنه نخواهیم شد .
یک نان را هم، همه باهم می خوریم زیر بار ذلت نمی رویم . وطن را خواهیم ساخت.
ما هم ، بزرگ شدیم امیر کبیرمان فریاد زد هل من ناصر ینصرنی .نشنیدیم نشناختیم .
میرزایمان فریاد زد مقاومت کنید که امان نامه گرگ تزویر است.
امان می دهد تا مقاومت تان را بشکند.
نشنیدیم ونشناختیم.
کلید داران مان اما از کربلا مشق مذاکره کردند.مردمان را دلخوش به مذاکره بجای مقاومت کردند با اینکه سرنوشت سازش را لمس کرده بودند.
و گفتند #چالش و #تنش هزینه دارد، اما نگفتند که سازش نیز هزینه دارد چه بسا بیشتر.
در #سازش بود که ما ایروانها و گرجستانها و خزرها و بحرینها دادیم علاوه بر دادن سرداران و قهرمانان،
اما در #چالش خرمشهرها فتح کردیم و گردنها شکستیم و مهمتر از همه وجبی از خاک و ناموس عقب ننشستیم.
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
#ایمان_خلیلی_نژاد
کانال نشریه دانشجویی مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
این سرگذشتمان نمی گذرد .
کودک که بودیم ، تاریخ می خواندیم .امیر کبیر،ستار خان ، باقر خان ، رئیس علی تنگستانی و میرزای جنگلی .
با خود می خوانیدیم و خوش بودیم به ایستادگی مردانمان.
به انتهای داستان که می رسیدیم اما ،امیر مان را ،کبیرمان را می کشتند . میرزایمان را می کشتند . تنگستانیمان را می کشتند.ستارخانمان را می کشتند .باقر خانمان را می کشتند.
افسوس که سردارانمان را غریبه ها نکشتند که هرچه با ما کرد آن آشنا کرد.
می خوانیدم و با خود می گفتیم چه احمق مردمانی بودند. بزرگانشان را می کشتند؟
با خود می گفتیم بزرگ می شویم کشوری می سازیم، صنعتش امیر کبیری ، آزاد از یوغ #استعمار غرب و شرق ، صنعت گرمان می سازد بهترین سماور مردمانش ستارخانی ، خاک می خورند خاک نمی دهند مردانش تنگستانی ، از تنگستان های تاریخ عقب نمی جهند.
خواهیم ایستاد مقاوم همچون رئیس علی دلداده دل می دهیم به خاک به آب به آسمانمان اما خاک و امتیاز نخواهیم داد. تشنه نخواهیم شد .
یک نان را هم، همه باهم می خوریم زیر بار ذلت نمی رویم . وطن را خواهیم ساخت.
ما هم ، بزرگ شدیم امیر کبیرمان فریاد زد هل من ناصر ینصرنی .نشنیدیم نشناختیم .
میرزایمان فریاد زد مقاومت کنید که امان نامه گرگ تزویر است.
امان می دهد تا مقاومت تان را بشکند.
نشنیدیم ونشناختیم.
کلید داران مان اما از کربلا مشق مذاکره کردند.مردمان را دلخوش به مذاکره بجای مقاومت کردند با اینکه سرنوشت سازش را لمس کرده بودند.
و گفتند #چالش و #تنش هزینه دارد، اما نگفتند که سازش نیز هزینه دارد چه بسا بیشتر.
در #سازش بود که ما ایروانها و گرجستانها و خزرها و بحرینها دادیم علاوه بر دادن سرداران و قهرمانان،
اما در #چالش خرمشهرها فتح کردیم و گردنها شکستیم و مهمتر از همه وجبی از خاک و ناموس عقب ننشستیم.
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
#ایمان_خلیلی_نژاد
کانال نشریه دانشجویی مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
وزیر به ایشون می گن عمیقا #بنفشه نه فقط بر حسب ظاهر!
#شوخی_سیاسی
#آخوندی
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
#شوخی_سیاسی
#آخوندی
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
#اندر_حکایات_خوابگاه_بسطام
✅بخش اول
از اوایل خرداد ماه 95 زمزمه هایی مبنی بر تغییر خوابگاه دانشجویان رشته های کشاورزی به گوش می رسید و علی الظاهر مسئولین محترم به فکر جا به جایی خوابگاه افتاده اند.
بعد از گذشت 3 ماه و شروع ثبت نام خوابگاه ها با نام خوابگاه مرکز تحقیقات مواجه شدیم و مشاهده کردیم همان مسئولین محترم به همان زمزمه ها جامه عمل پوشانده بودند و ما نیز فقط یک گزینه روی میزمان بود برای انتخاب خوابگاه . شناختی که از زیست بوم ناحیه نداشتیم اعتماد به مسئولین و علی برکت الله اتاقمان را انتخاب کردیم. پس از گذشت مدتی از سکونتمان در این خوابگاه ها نرم نرم مشکلات این خوابگاه خودی نشان دادند و رفته رفته هم همراه هم رشد کردیم.
دوری از شهر ک هیچ ؛ همان اول با کوچک بودن درب ورودی برای ورود و خروج سرویس ها مواجه بودیم ک قریب به 2 ماه دانشجویان باید مسیز نزدیک به 700 متر را در سرمای پائیز رفت و آمد می کردند(و اینجا سوال بود ک شما ک از خرداد ماه می دانستید که میخواهید اینجا را به عنوان خوابگاه انتخاب کنید چرا به درب ورودی فکر نکردید؟ سوالی بود که همیشه بی جواب ماند!)
بگذریم ...
حال بعد از گذشت حدود 9 ماه از سکونت در این خوابگاه، همچنان دانشجویان این خوابگاه با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند که برای بسیاری از مسئولین محترم دانشگاه اصلا و ابدا اهمیتی ندارد که اگر داشت حداقل در هفته موسوم به هفته خوابگاه ها سری هم به این خوابگاه عجیب و غریب می زدند تا حداقل موجب دلگرمی دانشجوها می شد که نیامدند و نشد.
مسئولین! دانشجو های اینجا از شما نورافشانی و برگزاری جشن و پذیرایی و ... نخواستند(انگار چشمان سایر دانشجویان رنگی تر بوده)
اینجا فقط حضورتان و گوش های محترمتان را میخواستند برای شنیدن حرف دلشان.
باز هم بگذریم...
ان شاءالله ادامه دارد..
#مهدی_غلامی
کانال نشریه دانشجویی مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
✅بخش اول
از اوایل خرداد ماه 95 زمزمه هایی مبنی بر تغییر خوابگاه دانشجویان رشته های کشاورزی به گوش می رسید و علی الظاهر مسئولین محترم به فکر جا به جایی خوابگاه افتاده اند.
بعد از گذشت 3 ماه و شروع ثبت نام خوابگاه ها با نام خوابگاه مرکز تحقیقات مواجه شدیم و مشاهده کردیم همان مسئولین محترم به همان زمزمه ها جامه عمل پوشانده بودند و ما نیز فقط یک گزینه روی میزمان بود برای انتخاب خوابگاه . شناختی که از زیست بوم ناحیه نداشتیم اعتماد به مسئولین و علی برکت الله اتاقمان را انتخاب کردیم. پس از گذشت مدتی از سکونتمان در این خوابگاه ها نرم نرم مشکلات این خوابگاه خودی نشان دادند و رفته رفته هم همراه هم رشد کردیم.
دوری از شهر ک هیچ ؛ همان اول با کوچک بودن درب ورودی برای ورود و خروج سرویس ها مواجه بودیم ک قریب به 2 ماه دانشجویان باید مسیز نزدیک به 700 متر را در سرمای پائیز رفت و آمد می کردند(و اینجا سوال بود ک شما ک از خرداد ماه می دانستید که میخواهید اینجا را به عنوان خوابگاه انتخاب کنید چرا به درب ورودی فکر نکردید؟ سوالی بود که همیشه بی جواب ماند!)
بگذریم ...
حال بعد از گذشت حدود 9 ماه از سکونت در این خوابگاه، همچنان دانشجویان این خوابگاه با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند که برای بسیاری از مسئولین محترم دانشگاه اصلا و ابدا اهمیتی ندارد که اگر داشت حداقل در هفته موسوم به هفته خوابگاه ها سری هم به این خوابگاه عجیب و غریب می زدند تا حداقل موجب دلگرمی دانشجوها می شد که نیامدند و نشد.
مسئولین! دانشجو های اینجا از شما نورافشانی و برگزاری جشن و پذیرایی و ... نخواستند(انگار چشمان سایر دانشجویان رنگی تر بوده)
اینجا فقط حضورتان و گوش های محترمتان را میخواستند برای شنیدن حرف دلشان.
باز هم بگذریم...
ان شاءالله ادامه دارد..
#مهدی_غلامی
کانال نشریه دانشجویی مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
🌙 سحرهای ماه مبارک رمضان در کانال نشریه مهاجر
📜 شرح دعای ابوحمزه به روایت علامه #جوادی_آملی
قُلْ مَا یَعْبِأَ بِكُمْ رَبّی لُولا دُعاكُمْ .
یكی از آداب و سنن دعا همین است. وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه در سحرهای ماه مبارك رمضان ذات أقدس إله را حمد میكند و او را شایسته حمد و ثناء میداند و همین را زمینه اجابت دعا میشمارد . عرض میكند:
"اَلحَمْدُ للهِ الَّذِی یُجِیبُنِی إذا دَعَوتُهُ وَ إنْ كُنْتَ بَطِیئاً حِینَ یَدعُونَی" .
خدا را من حمد میكنم كه وقتی او را میخواهم و میخوانم ، مرا اجابت میكند. گرچه هر وقت او مرا خواست، من با كُندی به طرف او حركت میكنم و گاهی هم ممكن است این راه را طی نكنم.
خدا را من حمد میكنم كه وقتی او را میخواهم و میخوانم ، مرا اجابت میكند .
و خدای را حمد میكنم كه هر وقت چیزی خواستم به من عطا میكند، گرچه هر وقت او دستور انفاق مالی داد من بُخل میورزم . و خدای را حمد میكنم كه هر وقت خواستم با او ندائی در میان بگذارم، بدون واسطه و بدون شفیعی كه از من شفاعت بكند او مرا میپذیرد. قبلاً به عرضتان رسید كه همانطوری كه آیات قرآن یكدیگر را شرح و تفسیر میكنند، احادیث و ادعیه و مناجات هم به شرح ایضا.ً
این دعای ابوحمزه ثمالی را باید با سائر ادعیه امام سجاد شرح كرد. وجود مبارك امام سجاد در صحیفه سجادیه دارد كه: خدایا! سه چیز مانع دعا كردن من است و یك چیز من را به دعا كردن تشویق میكند.
اما آن سه چیزی كه حاجب است، نمیگذارد من دعا بكنم؛ یكی این كه شما مرا امر كردی به واجبات و مستحبات، امر كردی و من در اطاعت امر كُندی كردم و انجام ندادم . دوم این كه مرا از بعضی از امور نهی كردی و من متأسفانه مرتكب مَنهیّ عنه تو شدم. سوم این كه نعمتهای فراوانی به من دادی، من به جای شكر نعمت، كُفران نعمت كردم و حقّ شناسی نكردم . این سه امر حاجب و مانع نیایش و دعای من است كه من به خودم اجازه نیایش نمیدهم و آنها جلوی نیایش من را هم میگیرد.
#حضرت_آیت_الله_جوادی_آملی
🌐 @mosut
📜 شرح دعای ابوحمزه به روایت علامه #جوادی_آملی
قُلْ مَا یَعْبِأَ بِكُمْ رَبّی لُولا دُعاكُمْ .
یكی از آداب و سنن دعا همین است. وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه در سحرهای ماه مبارك رمضان ذات أقدس إله را حمد میكند و او را شایسته حمد و ثناء میداند و همین را زمینه اجابت دعا میشمارد . عرض میكند:
"اَلحَمْدُ للهِ الَّذِی یُجِیبُنِی إذا دَعَوتُهُ وَ إنْ كُنْتَ بَطِیئاً حِینَ یَدعُونَی" .
خدا را من حمد میكنم كه وقتی او را میخواهم و میخوانم ، مرا اجابت میكند. گرچه هر وقت او مرا خواست، من با كُندی به طرف او حركت میكنم و گاهی هم ممكن است این راه را طی نكنم.
خدا را من حمد میكنم كه وقتی او را میخواهم و میخوانم ، مرا اجابت میكند .
و خدای را حمد میكنم كه هر وقت چیزی خواستم به من عطا میكند، گرچه هر وقت او دستور انفاق مالی داد من بُخل میورزم . و خدای را حمد میكنم كه هر وقت خواستم با او ندائی در میان بگذارم، بدون واسطه و بدون شفیعی كه از من شفاعت بكند او مرا میپذیرد. قبلاً به عرضتان رسید كه همانطوری كه آیات قرآن یكدیگر را شرح و تفسیر میكنند، احادیث و ادعیه و مناجات هم به شرح ایضا.ً
این دعای ابوحمزه ثمالی را باید با سائر ادعیه امام سجاد شرح كرد. وجود مبارك امام سجاد در صحیفه سجادیه دارد كه: خدایا! سه چیز مانع دعا كردن من است و یك چیز من را به دعا كردن تشویق میكند.
اما آن سه چیزی كه حاجب است، نمیگذارد من دعا بكنم؛ یكی این كه شما مرا امر كردی به واجبات و مستحبات، امر كردی و من در اطاعت امر كُندی كردم و انجام ندادم . دوم این كه مرا از بعضی از امور نهی كردی و من متأسفانه مرتكب مَنهیّ عنه تو شدم. سوم این كه نعمتهای فراوانی به من دادی، من به جای شكر نعمت، كُفران نعمت كردم و حقّ شناسی نكردم . این سه امر حاجب و مانع نیایش و دعای من است كه من به خودم اجازه نیایش نمیدهم و آنها جلوی نیایش من را هم میگیرد.
#حضرت_آیت_الله_جوادی_آملی
🌐 @mosut
📝
#محمد_البرادعی رئیس سابق آژانس بین المللی انرژی اتمی در کتاب #عصر_فریب می نویسد : ۲۳ فوریه برای به روز رسانی به #طرابلس بازگشتم هتلی که در آنجا اقامت داشتم مملو از انواع شرکت های غربی بود این جمله دهان به دهان می گشت : به زودی #تحریم_ها برداشته خواهد شد و درهای #لیبی رو به تجارت باز می شود . به ویژه متوجه حضور پررنگ نمایندگان #شرکت_های_نفتی شدیم که به امید دسترسی به منابع طبیعی قابل توجه لیبی در آنجا حاضر بودند . با گوش دادن به سخنان مقامات لیبی که سعی داشتند با تغییرات سریع در بسیاری از جبهه ها دست و پنجه نرم کنند ، نمی توانستم از این احساس رها شوم که آنها در خطر #سوء_استفاده قرار دارند»
عصر فریب صفحه 176
قذافی اسلحه اش را زمین گذاشت کشته شد به همین سادگی!
پس عبرت بگیرید ای صاحبان چشم!
#سازش هزینه دارد.
#محسن_نوری
کانال نشریه مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
#محمد_البرادعی رئیس سابق آژانس بین المللی انرژی اتمی در کتاب #عصر_فریب می نویسد : ۲۳ فوریه برای به روز رسانی به #طرابلس بازگشتم هتلی که در آنجا اقامت داشتم مملو از انواع شرکت های غربی بود این جمله دهان به دهان می گشت : به زودی #تحریم_ها برداشته خواهد شد و درهای #لیبی رو به تجارت باز می شود . به ویژه متوجه حضور پررنگ نمایندگان #شرکت_های_نفتی شدیم که به امید دسترسی به منابع طبیعی قابل توجه لیبی در آنجا حاضر بودند . با گوش دادن به سخنان مقامات لیبی که سعی داشتند با تغییرات سریع در بسیاری از جبهه ها دست و پنجه نرم کنند ، نمی توانستم از این احساس رها شوم که آنها در خطر #سوء_استفاده قرار دارند»
عصر فریب صفحه 176
قذافی اسلحه اش را زمین گذاشت کشته شد به همین سادگی!
پس عبرت بگیرید ای صاحبان چشم!
#سازش هزینه دارد.
#محسن_نوری
کانال نشریه مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
مُهاجِر | Mosut
روز شمار تحقق وعده طرح #کارورزی دولت #روحانی #وعده_های_انتخاباتی #فصل_عمل 🆔 @mosut
در حال حاضر شمارشگر کنتور #وعده ها عدد چهارده را نمایش می دهد.
#روحانی
#وعده_های_انتخاباتی
#فصل_عمل
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
#روحانی
#وعده_های_انتخاباتی
#فصل_عمل
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
#سید_محمد_خاتمی : اطاعت از رهبر جدید و ولی فقیه به مانند اطاعت از امام بر فرد فرد ما تکلیف و واجب عینی ست.
یادداشت روز،روزنامه کیهان 16 خرداد 68
#تکرار_میکنم
#مطبوعات_قدیمی
🌐 @mosut
یادداشت روز،روزنامه کیهان 16 خرداد 68
#تکرار_میکنم
#مطبوعات_قدیمی
🌐 @mosut
📚معرفی کتاب یک عاشقانه آرام به بهانه سالروز درگذشت نادر ابراهیمی عزیز
بک عاشقانه آرام داستان گیله مردی است که برای یافتن ناب ترین عسل دنیا در دامنه ساوالان عاشق عسل، دختر سیه چشم آذری می شود و شاید همان سه روز ابتدای زندگی در پای آن آتش گرم که چشمانشان را از هم پنهان می کردند عاشقانه ی آرامشان شکل گرفت.
مرد معلم ادبیات و یک مبارزمخالف است. از همین رو زندگی، خانه به دوشی را به آنها تحمیل می کند و داستان زندگی پر التهابشان تصویر می شود. در واقع
داستان یک عاشقانه آرام حکایت زندگی نادر ابراهیمی است. اینکه به چه می اندیشید ، چطور عاشق شد و چطور جنگید و به چه رسید. چاپ اول اثر در سال 1376 روانه بازار شد. نویسنده در ابتدای اثرش آنرا به همسرش فرزانه تقدیم می کند و می گوید:«به همسرم فرزانه، که با مهر بی حدم به او، تنها کسی بودم که پیوسته عذابش دادم ...»
#معرفی_کتاب
#میرزاده
هم دانشگاهیان علاقمند به مطالعه این کتاب در صورت عدم دستیابی به آن به ادمین کانال پیام دهند.
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
بک عاشقانه آرام داستان گیله مردی است که برای یافتن ناب ترین عسل دنیا در دامنه ساوالان عاشق عسل، دختر سیه چشم آذری می شود و شاید همان سه روز ابتدای زندگی در پای آن آتش گرم که چشمانشان را از هم پنهان می کردند عاشقانه ی آرامشان شکل گرفت.
مرد معلم ادبیات و یک مبارزمخالف است. از همین رو زندگی، خانه به دوشی را به آنها تحمیل می کند و داستان زندگی پر التهابشان تصویر می شود. در واقع
داستان یک عاشقانه آرام حکایت زندگی نادر ابراهیمی است. اینکه به چه می اندیشید ، چطور عاشق شد و چطور جنگید و به چه رسید. چاپ اول اثر در سال 1376 روانه بازار شد. نویسنده در ابتدای اثرش آنرا به همسرش فرزانه تقدیم می کند و می گوید:«به همسرم فرزانه، که با مهر بی حدم به او، تنها کسی بودم که پیوسته عذابش دادم ...»
#معرفی_کتاب
#میرزاده
هم دانشگاهیان علاقمند به مطالعه این کتاب در صورت عدم دستیابی به آن به ادمین کانال پیام دهند.
کانال نشریه دانشجویی مهاجر
🌐 @mosut
🌙 سحرهای ماه مبارک رمضان در کانال نشریه مهاجر
📜 شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت علامه #جوادی_آملی
ما یك چیز است كه من را وادار به نیایش میكند و دعای من را هم مستجاب میكند و آن تفضّل و بزرگواری و احسان ابتدائی توست. خدایا ! تو در برابر كار پاداش نمیدهی! تمام لطفهای تو احسان است و تمام منّتهای تو ابتدا . مِنَنُكَ ابْتِداء . مسبوق به استحقاق نیست . چون روی لطف رفتار میكنی، بنابراین من هم به خودم اجازه نیایش و دعا میدهم.
در همین دعای ابوحمزه ثمالی عرض میكند: اَلحَمدُ للهِ الَّذِی أسئَلُهُ فَیُعْطِیَنِی وَ إنْ كُنْتُ بَخِیلاً حِینَ یَسْتَقْرِضُنِی . خدای را حمد میكنم كه هر چه از او خواستم به من میدهد و اگر خود خدا از من استقراض كند به عنوان قرض الحسنه من كُندی میكنم و بُخل میورزم . در قرآن هم فرمود: هآ أنْتُمْ هؤلآءِ تُدعَونَ لِتُنْفِقُوا وَ مِنْكُمْ مَنْ یَبْخَل وَ مَنْ یَبْخَل فَإنَّمَا یَبْخَلُ عَلی نَفسه. فرمود: شما كسانی هستید كه دعوت میشوید در راه خدا انفاق كنید، ولی برخی از شما بُخل میورزند باید مستحضر باشند كه علیه خود بُخل میورزند.
بعد عرض میكند: خدای را شكر میكنم كه هر وقت من خواستم با او تنها باشم و كسی مرا همراهی نكند، خدا مرا راه میدهد. گاهی انسان میخواهد شفیع بیاورد، ولی شفیع ندارد و خداوند هم آخَرُ مَنْ یَشفَع است و آخَرُ مَنْ یَشفَع أرحَمُ الرَّاحِمین.
شفیع جناح طائر است. جناح سائل است كه با وسیله شفیع انسان توان پرواز دارد. ولی گاهی انسان بی پر است. شفیعی ندارد. قدرت استشفاء ندارد و اگر هم استشفاء كرد كسی از او شفاعتی را به عمل نمیآورد.
#حضرت_آیت_الله_جوادی_آملی
کانال نشریه مهاجر
🌐 @mosut
📜 شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت علامه #جوادی_آملی
ما یك چیز است كه من را وادار به نیایش میكند و دعای من را هم مستجاب میكند و آن تفضّل و بزرگواری و احسان ابتدائی توست. خدایا ! تو در برابر كار پاداش نمیدهی! تمام لطفهای تو احسان است و تمام منّتهای تو ابتدا . مِنَنُكَ ابْتِداء . مسبوق به استحقاق نیست . چون روی لطف رفتار میكنی، بنابراین من هم به خودم اجازه نیایش و دعا میدهم.
در همین دعای ابوحمزه ثمالی عرض میكند: اَلحَمدُ للهِ الَّذِی أسئَلُهُ فَیُعْطِیَنِی وَ إنْ كُنْتُ بَخِیلاً حِینَ یَسْتَقْرِضُنِی . خدای را حمد میكنم كه هر چه از او خواستم به من میدهد و اگر خود خدا از من استقراض كند به عنوان قرض الحسنه من كُندی میكنم و بُخل میورزم . در قرآن هم فرمود: هآ أنْتُمْ هؤلآءِ تُدعَونَ لِتُنْفِقُوا وَ مِنْكُمْ مَنْ یَبْخَل وَ مَنْ یَبْخَل فَإنَّمَا یَبْخَلُ عَلی نَفسه. فرمود: شما كسانی هستید كه دعوت میشوید در راه خدا انفاق كنید، ولی برخی از شما بُخل میورزند باید مستحضر باشند كه علیه خود بُخل میورزند.
بعد عرض میكند: خدای را شكر میكنم كه هر وقت من خواستم با او تنها باشم و كسی مرا همراهی نكند، خدا مرا راه میدهد. گاهی انسان میخواهد شفیع بیاورد، ولی شفیع ندارد و خداوند هم آخَرُ مَنْ یَشفَع است و آخَرُ مَنْ یَشفَع أرحَمُ الرَّاحِمین.
شفیع جناح طائر است. جناح سائل است كه با وسیله شفیع انسان توان پرواز دارد. ولی گاهی انسان بی پر است. شفیعی ندارد. قدرت استشفاء ندارد و اگر هم استشفاء كرد كسی از او شفاعتی را به عمل نمیآورد.
#حضرت_آیت_الله_جوادی_آملی
کانال نشریه مهاجر
🌐 @mosut
📝
#اندر_حکایات_خوابگاه_بسطام
✅قسمت دوم
از مشکلات کدام را بگوییم و کدام یماند!؟؟
ولی باز هم میگوییم و می نویسیم به امید فرجی.
خدا نکند در روز جمعه یا پنج شنبه و
یا (از شنبه تا چهارشنبه(در ساعات غیر از حضور سرویس)) مشکلی برایتان پیش بیاید که مجبور شوید از این بیابان به شهر پناه ببرید.! باید همان مسیر 700 متری (حدودا) را پیاده طی کرده و در کنار جاده ایستاده و همانند در راه ماندگان منتظر باشید تا راننده ای دلش برای شما بسوزد و حداقل شما را تا میدان اول شهر(میدون امام رضا) برسانند .
البته بماند که اوایل سال زمزمه های انتقال خط تاکسی به جلو درب مرکز تحقیقات بود که شتر در خواب بیند پنبه دانه
(دریغ از آژانس چه رسد به خط تاکسی)
اما بگویم از دیگر مشکلات که حتی اگر خودت هم بخواهی که کمی پیاده روی کنی باید از سد انواع حیوانات اهلی و وحشی هم عبور کنی.
حضور مار و عقرب و رتیل در خوابگاه که هیچ (همدممان شده اند )انگار اینجا زندان کوفه است که باید با مار و عقرب سر کنی .
خلاصه در راه هم باید یک سلام و علیک چشمی با حضرات روباه و سگ داشته باشی تا روزت شب بشود .
دیگر از خارپشت و انواع موش و ... چشم پوشی می کنیم .
ما اینجا از حداقل امکانات هم برخوردار نیستیم،ورزشی ک بماند اصلا و ابدا.
اینجا از زمین آسفالت شروع می کنیم تا ان شا لله با دست و پای داغون و شکسته به امکانات نسبتا خوب برسیم (امیدواریم).
اما تحمل همه اینها یک طرف و تحمل برخی تاکید می کنم برخی از سرپرستان مودب و مهربان اینجا هم یک طرف.
بعضی ها طوری با دانشجو ها برخورد می کنند که انگار دانشجوها نوکر بی جیره و مواجب آنها هستند.
و البته از برخورد بی عرضه گونه سرپرستان با متخلفان خوابگاه هم گله مندیم که تخلفاتی همچون استعمال دخانیات در این خوابگاه با این عذر که بیرون از اتاق و سالن است مشکلی ندارد و کاملا عادی است.
من از همه پدر و مادرانی که فرزندان خود را به چنین مکانی فرستادند کمال عذرخواهی را دارم و متاسفم برای مسئولین.
مسئولین تکانی به خود بدهند.
خدا به ما رحم کند.
#مهدی_غلامی
کانال نشریه مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
#اندر_حکایات_خوابگاه_بسطام
✅قسمت دوم
از مشکلات کدام را بگوییم و کدام یماند!؟؟
ولی باز هم میگوییم و می نویسیم به امید فرجی.
خدا نکند در روز جمعه یا پنج شنبه و
یا (از شنبه تا چهارشنبه(در ساعات غیر از حضور سرویس)) مشکلی برایتان پیش بیاید که مجبور شوید از این بیابان به شهر پناه ببرید.! باید همان مسیر 700 متری (حدودا) را پیاده طی کرده و در کنار جاده ایستاده و همانند در راه ماندگان منتظر باشید تا راننده ای دلش برای شما بسوزد و حداقل شما را تا میدان اول شهر(میدون امام رضا) برسانند .
البته بماند که اوایل سال زمزمه های انتقال خط تاکسی به جلو درب مرکز تحقیقات بود که شتر در خواب بیند پنبه دانه
(دریغ از آژانس چه رسد به خط تاکسی)
اما بگویم از دیگر مشکلات که حتی اگر خودت هم بخواهی که کمی پیاده روی کنی باید از سد انواع حیوانات اهلی و وحشی هم عبور کنی.
حضور مار و عقرب و رتیل در خوابگاه که هیچ (همدممان شده اند )انگار اینجا زندان کوفه است که باید با مار و عقرب سر کنی .
خلاصه در راه هم باید یک سلام و علیک چشمی با حضرات روباه و سگ داشته باشی تا روزت شب بشود .
دیگر از خارپشت و انواع موش و ... چشم پوشی می کنیم .
ما اینجا از حداقل امکانات هم برخوردار نیستیم،ورزشی ک بماند اصلا و ابدا.
اینجا از زمین آسفالت شروع می کنیم تا ان شا لله با دست و پای داغون و شکسته به امکانات نسبتا خوب برسیم (امیدواریم).
اما تحمل همه اینها یک طرف و تحمل برخی تاکید می کنم برخی از سرپرستان مودب و مهربان اینجا هم یک طرف.
بعضی ها طوری با دانشجو ها برخورد می کنند که انگار دانشجوها نوکر بی جیره و مواجب آنها هستند.
و البته از برخورد بی عرضه گونه سرپرستان با متخلفان خوابگاه هم گله مندیم که تخلفاتی همچون استعمال دخانیات در این خوابگاه با این عذر که بیرون از اتاق و سالن است مشکلی ندارد و کاملا عادی است.
من از همه پدر و مادرانی که فرزندان خود را به چنین مکانی فرستادند کمال عذرخواهی را دارم و متاسفم برای مسئولین.
مسئولین تکانی به خود بدهند.
خدا به ما رحم کند.
#مهدی_غلامی
کانال نشریه مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
لباس شخصی ها با آستين کوتاه و شلوار جین حافظان امنیت ایران زمین..
@Mosut
@Mosut
#داستان_های_کوتاه_اما_کش_دار
این قسمت: دعوا!
✅بخش اول
بچه ها مانند لشکر شکست خورده وارد اتاق می شوند.
حمید : آآآآآآخ چِشَم!....یکی اون یخ رو برام بیارکه مُردم!
رضا: خب حالا!.... انگار زخم شمشیر خورده!......
مصطفی: من نفهمیدم میلاد چرا همون اول کاری زد زیر چشه حمید!؟...مگه نباید اونارو میزد!....تو فهمیدی چی شد رضا!؟
رضا_از خود شازده بپرس!؟...(زیر لب می گوید) احمق....
میلاد: این کار من عملیات تخریب روانی بود!...اصولا وقتی دعوا شروع میشه ، باید کاری کنی که طرف مقابل فکر کنه ما خیلی دیوونه ایم و هیچی حالیمون نیست!...من با این کار بهشون فهموندم، ما که با خودی این کار رو می کنیم ببین با اونا چه می کنیم!...
حمید که روی صندلی تازه نشسته است به قصد حمله به میلاد ، بلند می شود ولی بقیه افراد او را می گیرند!
حمید: ....(به دلیل وجود خود سانسوری از بیان دیالوگ ها را دراین قسمت معذوریم!...خودتان الحمدا... بهتر می دانید!)
مصطفی : ای بابا !خون نجس ات رو کثیف نکن !....بابا این خودش داره میگه که دیوونست ! ...ولش کن حمید!
رضا : احمق !....نیازی نبود برای اثبات دیوونگی ما، این بنده خدا رو بزنی !.....همون صدایی که مثل میمونی در می آوردی، کافی بود!
میلاد با ذوق زدگی : فکر نمی کردم کسی به این عامل دقت کنه!.....اینم یکی از اون آیتم های عملیات روانی بود که گفتم!...اسمش هم "غرش میمون خشمگینه" !..حالااین بار دستم اومد! دفعه بعد به همین آیتم بسنده می کنم!
رضا: همه ی آیتم های عملیات روانیت رو می کنی تو مجاری تنفسیت یا بگم حمید بیاد بکنه!
ادامه دارد ...
#حمید_عباسی_نرمیق
کانال نشریه دانشجویی مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut
این قسمت: دعوا!
✅بخش اول
بچه ها مانند لشکر شکست خورده وارد اتاق می شوند.
حمید : آآآآآآخ چِشَم!....یکی اون یخ رو برام بیارکه مُردم!
رضا: خب حالا!.... انگار زخم شمشیر خورده!......
مصطفی: من نفهمیدم میلاد چرا همون اول کاری زد زیر چشه حمید!؟...مگه نباید اونارو میزد!....تو فهمیدی چی شد رضا!؟
رضا_از خود شازده بپرس!؟...(زیر لب می گوید) احمق....
میلاد: این کار من عملیات تخریب روانی بود!...اصولا وقتی دعوا شروع میشه ، باید کاری کنی که طرف مقابل فکر کنه ما خیلی دیوونه ایم و هیچی حالیمون نیست!...من با این کار بهشون فهموندم، ما که با خودی این کار رو می کنیم ببین با اونا چه می کنیم!...
حمید که روی صندلی تازه نشسته است به قصد حمله به میلاد ، بلند می شود ولی بقیه افراد او را می گیرند!
حمید: ....(به دلیل وجود خود سانسوری از بیان دیالوگ ها را دراین قسمت معذوریم!...خودتان الحمدا... بهتر می دانید!)
مصطفی : ای بابا !خون نجس ات رو کثیف نکن !....بابا این خودش داره میگه که دیوونست ! ...ولش کن حمید!
رضا : احمق !....نیازی نبود برای اثبات دیوونگی ما، این بنده خدا رو بزنی !.....همون صدایی که مثل میمونی در می آوردی، کافی بود!
میلاد با ذوق زدگی : فکر نمی کردم کسی به این عامل دقت کنه!.....اینم یکی از اون آیتم های عملیات روانی بود که گفتم!...اسمش هم "غرش میمون خشمگینه" !..حالااین بار دستم اومد! دفعه بعد به همین آیتم بسنده می کنم!
رضا: همه ی آیتم های عملیات روانیت رو می کنی تو مجاری تنفسیت یا بگم حمید بیاد بکنه!
ادامه دارد ...
#حمید_عباسی_نرمیق
کانال نشریه دانشجویی مهاجر مطالب و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌐 @mosut