داستان های کوتاه خوابگاهی
این قسمت :کی می پزه!
یک اخر هفته معمولی در خوابگاه :
رضا_ میلاد بلند شو. نوبت تو غذا بپزی؟
میلاد_ چی!.. من !....آقا شاید باورتون نشه ولی کوزت واسه تناردینه اینقدر کار نکرد که من تو خوابگاه کار میکنم!یکی دیگه بزاره خب؟
رضا_ احمدجون ... عزیزم ..... برادرم....هوی احمد ....با توام اخه ....آهای بوق ......از اون دهکده جهانی میای بیرون یا خودم بیام.....!
احمد_ هان!؟....چی شده !؟.....من!؟... آشپزی!؟ .....
رضا_ بله!..... شما! ......از دهات جهانیت، یه دقیقه بیا بیرون، بروغذا بپز .مردن بچه ها از گرسنگی !
احمد_ خب اقا من کاردارم .تازه کمپین حمایت از گرسنگان افریقا رو زدم. یکی دیگه بپزه خب!
احمد با نگاه معصومانه ای به میلاد نگاه میکند.
میلاد_ قیافتو واسه من مثل گربه شرک نکنا! حنا ِت پیش من رنگی نداره... .
احمد _ داداش به خاطر مردم آفریقا...!
میلاد(با زاری وفریاد) -داداشششش!!! ....به خدا آفریقا منم! ... گرسنه منم! ....
رضا_ خب! حالا تو هم ......حمید کجاست؟ ....طبق معمول باز تو پیست داره درس میخونه؟.....
میلاد _ اره.
رضا_ نه انگاری ازینم بخاری بلند نمیشه !خودم باید آستین بالا بزنم تا نسل مون منقرض نشده ...حالا چی میخورید؟
میلاد_ همون همیشگی!
رضا_آخه تریزومی 18،میام میزنم دیلیتت میکنما ....مگه من گارسون باباتم .مثل آدم بگو "همون همیشگی" یعنی چی؟
میلاد_ یعنی تو نمی دونی ؟!.....احمد حالا وقتشه.... یک ....دو.... سه..... (با فریاد)...."نیمرو".
#حمید_عباسی_نرمیق
✅@mosut
✅@basijsut
🔸کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
✅@basij_sut
✅@ali_lonbar
این قسمت :کی می پزه!
یک اخر هفته معمولی در خوابگاه :
رضا_ میلاد بلند شو. نوبت تو غذا بپزی؟
میلاد_ چی!.. من !....آقا شاید باورتون نشه ولی کوزت واسه تناردینه اینقدر کار نکرد که من تو خوابگاه کار میکنم!یکی دیگه بزاره خب؟
رضا_ احمدجون ... عزیزم ..... برادرم....هوی احمد ....با توام اخه ....آهای بوق ......از اون دهکده جهانی میای بیرون یا خودم بیام.....!
احمد_ هان!؟....چی شده !؟.....من!؟... آشپزی!؟ .....
رضا_ بله!..... شما! ......از دهات جهانیت، یه دقیقه بیا بیرون، بروغذا بپز .مردن بچه ها از گرسنگی !
احمد_ خب اقا من کاردارم .تازه کمپین حمایت از گرسنگان افریقا رو زدم. یکی دیگه بپزه خب!
احمد با نگاه معصومانه ای به میلاد نگاه میکند.
میلاد_ قیافتو واسه من مثل گربه شرک نکنا! حنا ِت پیش من رنگی نداره... .
احمد _ داداش به خاطر مردم آفریقا...!
میلاد(با زاری وفریاد) -داداشششش!!! ....به خدا آفریقا منم! ... گرسنه منم! ....
رضا_ خب! حالا تو هم ......حمید کجاست؟ ....طبق معمول باز تو پیست داره درس میخونه؟.....
میلاد _ اره.
رضا_ نه انگاری ازینم بخاری بلند نمیشه !خودم باید آستین بالا بزنم تا نسل مون منقرض نشده ...حالا چی میخورید؟
میلاد_ همون همیشگی!
رضا_آخه تریزومی 18،میام میزنم دیلیتت میکنما ....مگه من گارسون باباتم .مثل آدم بگو "همون همیشگی" یعنی چی؟
میلاد_ یعنی تو نمی دونی ؟!.....احمد حالا وقتشه.... یک ....دو.... سه..... (با فریاد)...."نیمرو".
#حمید_عباسی_نرمیق
✅@mosut
✅@basijsut
🔸کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
✅@basij_sut
✅@ali_lonbar
داستان های کوتاه خوابگاهی
این قسمت :عملیات جشن پتو
میلاد: بچه ها اومد. آماده باشید.
"تق تق" صدای باز شدن در.
چرا چراغا خاموشه؟ _
میلاد:بچه ها یک ،دو ،سه شروع کنید.
نهههههههههههههههه !_
حالا بجه هادر کشمکش:
رضا: احمد قشنگ پتو بنداز روسرش.
احمد: تق!!!!!!! فقط فرار نکنه ها
رضا:زارت!!!!!! حسن چاق شدیا
احمد:زورت!!!!!!! حسنی اینا همه محبته ،بگیر که اومد
حمید:ولش کنید بد بختو!! بوب!!!!!!!!! حسن جان فقط منم که نمی زنمت
میلاد:بچه ها محکم بگیریدش !حالا علی کریمی پشت توپه..... دور خیز میکنه...... و حالا با تمام قدرت میزنه(شترقققققققققققققق) و...گللللللللللللللللللللللل!
اخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ !!!!!!
چراغا روشن شد.
میلاد:کی چراغارو روشن کرد. من هنوز یه دل سیر نزندمش!!!!!
یهو بچه ها میبینن حسن دمِ در!
همه با هم :اگه این حسنه پس این کیه؟(اشاره به پتو)
حسن با( یه لبخند شیطانی) _ من فکر کنم می دونم زیر پتو کیه!....رضا، بابات اومده بود تو رو ببینه ولی انگار .....
نکته اخلاقی : بعضی شوخی ها از کنترل ما خارج میشوند، انها را انجام ندهید.
#حمید_عباسی_نرمیق
✅@mosut
✅@basijsut
🔸کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
✅@basij_sut
✅@ali_lonbar
این قسمت :عملیات جشن پتو
میلاد: بچه ها اومد. آماده باشید.
"تق تق" صدای باز شدن در.
چرا چراغا خاموشه؟ _
میلاد:بچه ها یک ،دو ،سه شروع کنید.
نهههههههههههههههه !_
حالا بجه هادر کشمکش:
رضا: احمد قشنگ پتو بنداز روسرش.
احمد: تق!!!!!!! فقط فرار نکنه ها
رضا:زارت!!!!!! حسن چاق شدیا
احمد:زورت!!!!!!! حسنی اینا همه محبته ،بگیر که اومد
حمید:ولش کنید بد بختو!! بوب!!!!!!!!! حسن جان فقط منم که نمی زنمت
میلاد:بچه ها محکم بگیریدش !حالا علی کریمی پشت توپه..... دور خیز میکنه...... و حالا با تمام قدرت میزنه(شترقققققققققققققق) و...گللللللللللللللللللللللل!
اخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ !!!!!!
چراغا روشن شد.
میلاد:کی چراغارو روشن کرد. من هنوز یه دل سیر نزندمش!!!!!
یهو بچه ها میبینن حسن دمِ در!
همه با هم :اگه این حسنه پس این کیه؟(اشاره به پتو)
حسن با( یه لبخند شیطانی) _ من فکر کنم می دونم زیر پتو کیه!....رضا، بابات اومده بود تو رو ببینه ولی انگار .....
نکته اخلاقی : بعضی شوخی ها از کنترل ما خارج میشوند، انها را انجام ندهید.
#حمید_عباسی_نرمیق
✅@mosut
✅@basijsut
🔸کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
✅@basij_sut
✅@ali_lonbar
Forwarded from مکتوبات
به مناسبت سالگرد سخنان رهبر انقلاب در مورد تجدید نظر در سیاستهای جمعیت
yon.ir/UWAU
یکی از جالبترین دیدارهای رهبر انقلاب با کارگزاران نظام متعلق به مرداد ماه سال ۹۱ در ضیافت افطاری ماه مبارک رمضان است که به دلیل اظهار نظر صریح ایشان در رابطه با تغییر سیاستهای کشور در موضوع جمعیت خبر ساز شد.
«جمعیت ۱۵۰ میلیونی را اولین بار امام مطرح کردند. ما در سال ۷۱ به همان مقاصدى که از تحدید نسل وجود داشت، رسیدیم. از سال ۷۱ به این طرف، باید سیاست را تغییر میدادیم؛ خطا کردیم، تغییر ندادیم. امروز باید این خطا را جبران کنیم.» (مشروح: yon.ir/4Bu3)
بعد از این اظهار نظر رهبر انقلاب بود که موجی از همایشها، مقالات و چاپ کتابها و سخنرانیها در مورد لزوم ازدیاد نسل در کشور به راه افتاد.
در چهارمین سالگرد سخنان رهبری، مروری میکنیم بر واکنشها و تبعات سهمگین سخن گفتن احمدینژاد دوسال پیش تر یعنی شش سال پیش در سال ۸۹ از جمعیت ۱۵۰ میلیونی.
رئیس جمهور سابق کشورمان برای اولین بار ۲۴ فروردین ۸۹ در یک برنامه تلویزیونی در شبکه یک از باز کردن یک شماره حساب برای متولدین سال ۸۹ به بعد برای تشویق خانوادهها برای بچهدار شدن سخن به میان آورد. احمدینژاد با انتقاد از شعار دو بچه کافی است و گلایه از سکوت علما در رابطه با دو فرزندی بودن گفت: کشور ما قابلیت داشتن ۱۵۰ میلیون جمعیت را دارد . (مشروح: yon.ir/SnF3)
بعد از این سخنان موجی از اظهار نظرها در نقد رئیس جمهور و اتهام زنی باعنوان تلاش ایشان برای به زمین زدن کشور با طرح جمعیت ۱۵۰ میلیونی به راه افتاد که لیست مشروح سخنان چهرههای اصولگرا و اصلاح طلب را میتوانید در این لینک (yon.ir/TmJd ) ببینید.
جالب توجه اینکه بسیاری از این چهرهها بعد از سخنان رهبری یک شبه به مدافعان جمعیت ۱۵۰ میلیونی پیوستند.
این روزها به دلیل بالا گرفتن اعتراضات به رئیس جمهور کنونی در رابطه با حذف کلی سیاستهای جمعیت در برنامه ششم (yon.ir/02Vs) از میان چهرهها، صرفا به مرور نظرات آقای روحانی میپردازیم که گویای ریشههای فکری ایشان در مورد سیاستهای جمعیتی است که امروز در حذف سیاستهای جمعیتی از برنامه ششم تجلی یافته است.
به عنوان نمونه آقای روحانی در تاریخ ۲۰ دیماه در سمت رئیس مرکز مطالعات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت به جمع منتقدین جمعیت ۱۵۰ میلیونی پیوست و طی انتقادی تند به سخنان احمدینژاد با دفاع از ادامهٔ سیاستهای کنترل جمعیت گفت: «هر وقت مشکل بیکاری همین تعداد از جمعیت حل شد، دنبال افزایش جمعیت باشید.» وی تلویحا بارها در سخنانش اقدام احمدینژاد را خلاف سیاستهای کلان نظام و نظر رهبری برشمرد و گفت: «دولت حق ندارد در رابطه با سیاستهای کشور در رابطه با افزایش جمعیت تصمیمگیری کند.»
(مشروح: yon.ir/0k1o)
@b_rotoush
@maktubat
yon.ir/UWAU
یکی از جالبترین دیدارهای رهبر انقلاب با کارگزاران نظام متعلق به مرداد ماه سال ۹۱ در ضیافت افطاری ماه مبارک رمضان است که به دلیل اظهار نظر صریح ایشان در رابطه با تغییر سیاستهای کشور در موضوع جمعیت خبر ساز شد.
«جمعیت ۱۵۰ میلیونی را اولین بار امام مطرح کردند. ما در سال ۷۱ به همان مقاصدى که از تحدید نسل وجود داشت، رسیدیم. از سال ۷۱ به این طرف، باید سیاست را تغییر میدادیم؛ خطا کردیم، تغییر ندادیم. امروز باید این خطا را جبران کنیم.» (مشروح: yon.ir/4Bu3)
بعد از این اظهار نظر رهبر انقلاب بود که موجی از همایشها، مقالات و چاپ کتابها و سخنرانیها در مورد لزوم ازدیاد نسل در کشور به راه افتاد.
در چهارمین سالگرد سخنان رهبری، مروری میکنیم بر واکنشها و تبعات سهمگین سخن گفتن احمدینژاد دوسال پیش تر یعنی شش سال پیش در سال ۸۹ از جمعیت ۱۵۰ میلیونی.
رئیس جمهور سابق کشورمان برای اولین بار ۲۴ فروردین ۸۹ در یک برنامه تلویزیونی در شبکه یک از باز کردن یک شماره حساب برای متولدین سال ۸۹ به بعد برای تشویق خانوادهها برای بچهدار شدن سخن به میان آورد. احمدینژاد با انتقاد از شعار دو بچه کافی است و گلایه از سکوت علما در رابطه با دو فرزندی بودن گفت: کشور ما قابلیت داشتن ۱۵۰ میلیون جمعیت را دارد . (مشروح: yon.ir/SnF3)
بعد از این سخنان موجی از اظهار نظرها در نقد رئیس جمهور و اتهام زنی باعنوان تلاش ایشان برای به زمین زدن کشور با طرح جمعیت ۱۵۰ میلیونی به راه افتاد که لیست مشروح سخنان چهرههای اصولگرا و اصلاح طلب را میتوانید در این لینک (yon.ir/TmJd ) ببینید.
جالب توجه اینکه بسیاری از این چهرهها بعد از سخنان رهبری یک شبه به مدافعان جمعیت ۱۵۰ میلیونی پیوستند.
این روزها به دلیل بالا گرفتن اعتراضات به رئیس جمهور کنونی در رابطه با حذف کلی سیاستهای جمعیت در برنامه ششم (yon.ir/02Vs) از میان چهرهها، صرفا به مرور نظرات آقای روحانی میپردازیم که گویای ریشههای فکری ایشان در مورد سیاستهای جمعیتی است که امروز در حذف سیاستهای جمعیتی از برنامه ششم تجلی یافته است.
به عنوان نمونه آقای روحانی در تاریخ ۲۰ دیماه در سمت رئیس مرکز مطالعات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت به جمع منتقدین جمعیت ۱۵۰ میلیونی پیوست و طی انتقادی تند به سخنان احمدینژاد با دفاع از ادامهٔ سیاستهای کنترل جمعیت گفت: «هر وقت مشکل بیکاری همین تعداد از جمعیت حل شد، دنبال افزایش جمعیت باشید.» وی تلویحا بارها در سخنانش اقدام احمدینژاد را خلاف سیاستهای کلان نظام و نظر رهبری برشمرد و گفت: «دولت حق ندارد در رابطه با سیاستهای کشور در رابطه با افزایش جمعیت تصمیمگیری کند.»
(مشروح: yon.ir/0k1o)
@b_rotoush
@maktubat
Forwarded from مُهاجِر | Mosut
Forwarded from Deleted Account
یک سالگی در سکوت!
جشن بود.جشن تولّد! ولی نه از آن جشن ِتولّد های معمول. نه کیکی داشت ونه شمعی. خبری از رقص نور هم نبود. حتی ذوق آن دسته افرادی که همیشه وسط مجلس را با حرکات موزون گرم می کردند هم، کور شده بود. کادو ها هم همه یک مشت سوال بودند. رنگ رنگ و بزرگ. ما هم درهمین بحبحوحه ها، تنها توانستیم بگوییم:"تولدت مبارک ،برجام هنوز برجای!"
نویسنده :حمید عباسی نرمیق
جشن بود.جشن تولّد! ولی نه از آن جشن ِتولّد های معمول. نه کیکی داشت ونه شمعی. خبری از رقص نور هم نبود. حتی ذوق آن دسته افرادی که همیشه وسط مجلس را با حرکات موزون گرم می کردند هم، کور شده بود. کادو ها هم همه یک مشت سوال بودند. رنگ رنگ و بزرگ. ما هم درهمین بحبحوحه ها، تنها توانستیم بگوییم:"تولدت مبارک ،برجام هنوز برجای!"
نویسنده :حمید عباسی نرمیق
🔹🔸🔶کانال رسمی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شاهرود @basijsut 🔶🔸🔹
🔗کانال های دیگر:
🕌هیأت فاطمیون @heyatfatemion
✍🏼نشریه مهاجر @mosut
✊🏼گروه جهادی اسراء @asraa_group
📖کانون قرآن و عترت @k_e_quran_etrat
👈🏼ارتباط با ادمین: @Basij_sut
🔗کانال های دیگر:
🕌هیأت فاطمیون @heyatfatemion
✍🏼نشریه مهاجر @mosut
✊🏼گروه جهادی اسراء @asraa_group
📖کانون قرآن و عترت @k_e_quran_etrat
👈🏼ارتباط با ادمین: @Basij_sut
مادرها ، پدرها اشتباه می کنید!
بهترین کار سرجلسه کنکور خواب است?
چون #کنکور دیگر آن کنکور قدیم نیست خیلی حرفها را می شود در موردش زد
کنکور مقدمه سرکار گذاشتن جوانان این کشور است
عمده پسران یا از ترس سربازی جدی اش میگیرند یا برای اینکه پشت میز نشین یا صاحب شغل شوند رویش حساب باز می کنند
عمده دختران هم تنها راه نشان دادن توانمندیهایشان را در ورود به دانشگاه می بینند چون فکر می کنند غیر از دانشگاه در هیچ جای دیگری هیچ خبری از شغل و تحصیلات یا همسر خوب نیست
قرار است واقعی صحبت کنیم برای همین ممکن است بعضی ها ناراحت هم بشوند
کنکور مقدمه سرکار گذاشتن جوانان یک کشور است
کشوری که برای جوانان کار آفرین و فنی اش هیچ زمینه شغلی مهیا نکرده مجبور است چندسال الکی انان را به شکلی کاملا سرکاری در دانشگاه معطل نگه دارد
پسرانی که هنوز از سربازی فرار می کنند و دخترانی که به انچه فکرش را میکردند در دوره کارشناسی نرسیده اند، یک بار دیگر در کنکور کارشناسی ارشد سرکار گذاشته می شوند
کنکور دکتری هم برای کسانی است که باز بعد از 6,7 سال سرکاری مثلا تحصیل کردن دوست دارند باز سرکار گذاشته شوند
دختر و پسر ایرانی به 28 و 29 و 30 سالگی میرسند
بعد از چند مرحله کنکور(سرکار گذاشته شدن) خیلی از انان نه ازدواج کرده اند نه شغلی دارند . تقریبا 20 سالی هم از سن بلوغشان گذشته است. در این شرایط ناهنجاری ها طبیعی می شوند و عجیب نیست که کسی نمی پرسد چرا جامعه منفجر نمی شود. چون #کنکور ها همه چیز را طبیعی جلوه می دهند
کنکور ها در حالی که همه را سرکار گذاشته اند جز مدرکی که پشیزی در سیستم ارزش ندارد چیزی عاید امیدوارانشان نمی کنند و جوان همچنان "سرکار" است
خانواده ها سرکارند
دخترها سرکارند
پسرها سرکارند
و مادرها فکر می کنند گذشتن از سد کنکور همه خوشبختی است
مادرها ، پدرها اشتباه می کنید!
شاید واقعی ترین مواجهه با این کنکور همان کاری است که این دختر و پسر در تصویر زیر کرده اند: #خواب
#دختر
#پسر
#جوان
#خانواده
#شغل
#بلوغ
بهترین کار سرجلسه کنکور خواب است?
چون #کنکور دیگر آن کنکور قدیم نیست خیلی حرفها را می شود در موردش زد
کنکور مقدمه سرکار گذاشتن جوانان این کشور است
عمده پسران یا از ترس سربازی جدی اش میگیرند یا برای اینکه پشت میز نشین یا صاحب شغل شوند رویش حساب باز می کنند
عمده دختران هم تنها راه نشان دادن توانمندیهایشان را در ورود به دانشگاه می بینند چون فکر می کنند غیر از دانشگاه در هیچ جای دیگری هیچ خبری از شغل و تحصیلات یا همسر خوب نیست
قرار است واقعی صحبت کنیم برای همین ممکن است بعضی ها ناراحت هم بشوند
کنکور مقدمه سرکار گذاشتن جوانان یک کشور است
کشوری که برای جوانان کار آفرین و فنی اش هیچ زمینه شغلی مهیا نکرده مجبور است چندسال الکی انان را به شکلی کاملا سرکاری در دانشگاه معطل نگه دارد
پسرانی که هنوز از سربازی فرار می کنند و دخترانی که به انچه فکرش را میکردند در دوره کارشناسی نرسیده اند، یک بار دیگر در کنکور کارشناسی ارشد سرکار گذاشته می شوند
کنکور دکتری هم برای کسانی است که باز بعد از 6,7 سال سرکاری مثلا تحصیل کردن دوست دارند باز سرکار گذاشته شوند
دختر و پسر ایرانی به 28 و 29 و 30 سالگی میرسند
بعد از چند مرحله کنکور(سرکار گذاشته شدن) خیلی از انان نه ازدواج کرده اند نه شغلی دارند . تقریبا 20 سالی هم از سن بلوغشان گذشته است. در این شرایط ناهنجاری ها طبیعی می شوند و عجیب نیست که کسی نمی پرسد چرا جامعه منفجر نمی شود. چون #کنکور ها همه چیز را طبیعی جلوه می دهند
کنکور ها در حالی که همه را سرکار گذاشته اند جز مدرکی که پشیزی در سیستم ارزش ندارد چیزی عاید امیدوارانشان نمی کنند و جوان همچنان "سرکار" است
خانواده ها سرکارند
دخترها سرکارند
پسرها سرکارند
و مادرها فکر می کنند گذشتن از سد کنکور همه خوشبختی است
مادرها ، پدرها اشتباه می کنید!
شاید واقعی ترین مواجهه با این کنکور همان کاری است که این دختر و پسر در تصویر زیر کرده اند: #خواب
#دختر
#پسر
#جوان
#خانواده
#شغل
#بلوغ
💢 دست نوشته :
مادر بزرگ ادبیات مخصوص به خودش را داشت. به همبرگر می گفت همبرگرد، به سطل سلط، زبانش نمی چرخید به کبریت می گفت کربیت. برای احوال پرسی كه زنگ مى زد، می گفت زنگ زده ام حالت را بگیرم.
هیچوقت عادت نکردم به این جمله، بعد از شنیدنش لبخند می زدم، حالم خوب می شد. زنگ زده بود حالم را بگیرد ولی قصدش حال پرسیدن بود، برعکس بعضی از آدم ها كه تلفن می کنند، مسیج می دهند حالت را بپرسند ولی حالت را می گیرند.
دنیای عجیبی داریم ما آدم ها...
✍ مريم سميع زادگان
@mosut
مادر بزرگ ادبیات مخصوص به خودش را داشت. به همبرگر می گفت همبرگرد، به سطل سلط، زبانش نمی چرخید به کبریت می گفت کربیت. برای احوال پرسی كه زنگ مى زد، می گفت زنگ زده ام حالت را بگیرم.
هیچوقت عادت نکردم به این جمله، بعد از شنیدنش لبخند می زدم، حالم خوب می شد. زنگ زده بود حالم را بگیرد ولی قصدش حال پرسیدن بود، برعکس بعضی از آدم ها كه تلفن می کنند، مسیج می دهند حالت را بپرسند ولی حالت را می گیرند.
دنیای عجیبی داریم ما آدم ها...
✍ مريم سميع زادگان
@mosut
🔸کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
✅@basij_sut
✅@ali_lonbar
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
✅@basij_sut
✅@ali_lonbar
📝✍ #یادداشت_دانشجویی
💢 نقدی بر «جامعه شناسی خودمانیِ» حسنِ نراقی
🔹جدی ترین حرف ها و اندیشه های نویسنده در مقدمه ی کتاب می آید. چه آشکارا و چه در لایه های پنهان، نویسنده غایت کتاب و آرمان خودش را در پیشگفتار می آورد. برای پی بردن به هدف و مقصود کتاب، باید مقدمه را بادقت و عمیق مطالعه نمود.
🔹«جامعه شناسی خودمانی» حسن نراقی نیز مستثنی نبود. کتابی دارای سه مقدمه برای چاپ های مختلف. اصلی ترین اما آن یکی است که برای چاپ اول نوشته شده.
🔹«جامعه شناسی خودمانی» به نقد مهمترین افکار، گفتار و رفتار ملت ایران می پردازد که از نظر نگارنده کتاب، عوامل اصلی «این عقب ماندگی» ایران است. خصوصیاتی که از نظر نراقی ویژگی اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران است. خصوصیاتی که با آن ها خو گرفته ایم، تربیت شده ایم و تربیت می کنیم. نظر نراقی در «جامعه شناسی خودمانی» نظر در اخلاقیات و رفتار های خودمان برای پی بردن و پذیرفتن اشکالات شخصیتی مان است. و نیز پذیرفتن این انگاره های غلط رفتاری و شخصیتی، مرحله ابتدایی درمان از نظر وی است.
🔹این که متن کتاب تحلیلی نسبتا خوب و دقیق از شاخصه های رفتار اجتماعی ما ایرانیان به دست می دهد، مسئله من نیست. مسئله اصلی اینجاست که تمام این تحلیل ها وشناخت هایی که از معرفت موشکافانه نسبت به جامعه ایرانی خبر می دهد، به چه نیتی است؟! این نیت همان غایت مد نظر نویسنده برای نگارش کتاب است.
🔹نکته ای که با دقت در مقدمه نویسنده مشهود است. نگاه مادی نراقی به جهان و زندگی، به شناسایی و ارزیابی رفتار هایی از جامعه منجر شده که از نگاه اوعوامل عدم دست یابی ایران به توسعه ی غربی و رشد اقتصادی و جامعه ی مدرن است. نگاهی سطحی به مدرنیته که بدون در نظر گرفتن شرایط امکان رخ دادن و بسط توسعه و مدرنیته در ایران، تنها با شبیه سازی رفتاری و الگو برداری مردم ما، از مردم عالم مدرنیته، در صدد رسیدن به رشد اقتصادی و توسعه است. نگرشی که هرچند از «کشف حجاب» و «کلاه شاپوی» رضاخانی عمیق تر است، اما در نهایت تمام آنچه به دست خواهد داد، بیشتر از آن چیزی نخواهد بود که از مدرنیته عاید رضاخان شد.
🔹مدرنیته و توسعه، که میوه اش به اصطلاح رشد اقتصادی و رفاه (هرچند برای عده ای اندک که بر اکثریت حکم می رانند خواهد بود) است، پدیده ای زاییده ی رفتار و عملکرد مردم مغرب زمین نیست. مدرنیته یک طرح و پروژه است که سابقه طراحی آن به 3 هزار سال پیش می رسد که در جغرافیای خاص با زمینه های فلسفی معینی قابلیت ایجاد یافته؛ و نه صرفا یک پروسه و پیش آمدی که مطابق رفتار غربی ها رخ داده باشد. این نگاه عمیق ترین سطحی نگری به پروژه تجدد است.
🔹 نگاه مادی نراقی به جهان و اتفاقات آن، تحلیل خطی از سیر حرکت تاریخ به او داده است که مقصد و منتهای جریان همه ی عالم را به توسعه ی غربی محدود می داند و همه ی کشور ها را محکوم به طی مسیر مدرنیته می داند. هرچند خودش از تحلیل ریشه های این جریان عاجز مانده و نسخه ای که برای درمان جامعه ایرانی می پیچد، هرگز به مقصدی که انتظار آن را دارد رهنما نخواهد شد.
🔸اشکال اصلی کتاب؛ سهل انگاشتن مسیر دست یابی به مدرنیته است. اشکالی که گریبانگیر برنامه ریز ها و سیاستمدار های ما در سطح کلان نیز شده...
سهل انگاری بیش از اندازه سم مهلک طی این راه و سایر مناسبات عالم جدید است.
✅ هرچند که اصل این راه از نظر نگارنده این یادداشت غلط و پیمودنش جز ضرر و تباهی به بار نخواهد آورد.
✍ علی فیض اللهی
✅@mosut
✅@basijsut
🔸کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
✅@basij_sut
✅@ali_lonbar
💢 نقدی بر «جامعه شناسی خودمانیِ» حسنِ نراقی
🔹جدی ترین حرف ها و اندیشه های نویسنده در مقدمه ی کتاب می آید. چه آشکارا و چه در لایه های پنهان، نویسنده غایت کتاب و آرمان خودش را در پیشگفتار می آورد. برای پی بردن به هدف و مقصود کتاب، باید مقدمه را بادقت و عمیق مطالعه نمود.
🔹«جامعه شناسی خودمانی» حسن نراقی نیز مستثنی نبود. کتابی دارای سه مقدمه برای چاپ های مختلف. اصلی ترین اما آن یکی است که برای چاپ اول نوشته شده.
🔹«جامعه شناسی خودمانی» به نقد مهمترین افکار، گفتار و رفتار ملت ایران می پردازد که از نظر نگارنده کتاب، عوامل اصلی «این عقب ماندگی» ایران است. خصوصیاتی که از نظر نراقی ویژگی اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران است. خصوصیاتی که با آن ها خو گرفته ایم، تربیت شده ایم و تربیت می کنیم. نظر نراقی در «جامعه شناسی خودمانی» نظر در اخلاقیات و رفتار های خودمان برای پی بردن و پذیرفتن اشکالات شخصیتی مان است. و نیز پذیرفتن این انگاره های غلط رفتاری و شخصیتی، مرحله ابتدایی درمان از نظر وی است.
🔹این که متن کتاب تحلیلی نسبتا خوب و دقیق از شاخصه های رفتار اجتماعی ما ایرانیان به دست می دهد، مسئله من نیست. مسئله اصلی اینجاست که تمام این تحلیل ها وشناخت هایی که از معرفت موشکافانه نسبت به جامعه ایرانی خبر می دهد، به چه نیتی است؟! این نیت همان غایت مد نظر نویسنده برای نگارش کتاب است.
🔹نکته ای که با دقت در مقدمه نویسنده مشهود است. نگاه مادی نراقی به جهان و زندگی، به شناسایی و ارزیابی رفتار هایی از جامعه منجر شده که از نگاه اوعوامل عدم دست یابی ایران به توسعه ی غربی و رشد اقتصادی و جامعه ی مدرن است. نگاهی سطحی به مدرنیته که بدون در نظر گرفتن شرایط امکان رخ دادن و بسط توسعه و مدرنیته در ایران، تنها با شبیه سازی رفتاری و الگو برداری مردم ما، از مردم عالم مدرنیته، در صدد رسیدن به رشد اقتصادی و توسعه است. نگرشی که هرچند از «کشف حجاب» و «کلاه شاپوی» رضاخانی عمیق تر است، اما در نهایت تمام آنچه به دست خواهد داد، بیشتر از آن چیزی نخواهد بود که از مدرنیته عاید رضاخان شد.
🔹مدرنیته و توسعه، که میوه اش به اصطلاح رشد اقتصادی و رفاه (هرچند برای عده ای اندک که بر اکثریت حکم می رانند خواهد بود) است، پدیده ای زاییده ی رفتار و عملکرد مردم مغرب زمین نیست. مدرنیته یک طرح و پروژه است که سابقه طراحی آن به 3 هزار سال پیش می رسد که در جغرافیای خاص با زمینه های فلسفی معینی قابلیت ایجاد یافته؛ و نه صرفا یک پروسه و پیش آمدی که مطابق رفتار غربی ها رخ داده باشد. این نگاه عمیق ترین سطحی نگری به پروژه تجدد است.
🔹 نگاه مادی نراقی به جهان و اتفاقات آن، تحلیل خطی از سیر حرکت تاریخ به او داده است که مقصد و منتهای جریان همه ی عالم را به توسعه ی غربی محدود می داند و همه ی کشور ها را محکوم به طی مسیر مدرنیته می داند. هرچند خودش از تحلیل ریشه های این جریان عاجز مانده و نسخه ای که برای درمان جامعه ایرانی می پیچد، هرگز به مقصدی که انتظار آن را دارد رهنما نخواهد شد.
🔸اشکال اصلی کتاب؛ سهل انگاشتن مسیر دست یابی به مدرنیته است. اشکالی که گریبانگیر برنامه ریز ها و سیاستمدار های ما در سطح کلان نیز شده...
سهل انگاری بیش از اندازه سم مهلک طی این راه و سایر مناسبات عالم جدید است.
✅ هرچند که اصل این راه از نظر نگارنده این یادداشت غلط و پیمودنش جز ضرر و تباهی به بار نخواهد آورد.
✍ علی فیض اللهی
✅@mosut
✅@basijsut
🔸کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
✅@basij_sut
✅@ali_lonbar
📝✍ برای شبه انقلابیون همیشه خسارت زا...
-خواهر! این کتابها چیست که میفروشید؟
_برادر! من دیگر مارکسی نیستم اما این کتابها را نباید سوزاند و تبر زد. به درد محققان و دانشجویان میخورد.
-هیچ کتاب دیگری به درد محققان نمیخورد خواهر؟
_خوب نگاه نکردید. من مجموعه آثار استاد مطهری را هم میفروشم برادر. از این گذشته؛ من و شوهرم به قدر کافی در نظام قبلی سینجیم شدهایم. دیگر دوست نداریم که سینجیم بشویم. شما فقط اجازه دارید اعداممان بکنید. ما کتباً و در نهایتِ رضایت، این اجازه را به شما میدهیم.
-ولی ما چنین قصدی نداریم خواهر! قصد بیاحترامی به شما و همسرتان را هم نداریم. ما فقط وظیفهمان را انجام میدهیم.
_احتیاط کنید برادرها، احتیاط کنید. این نوع وظایف معمولاً از نقطهی خیر آغاز میشود، به شر شیطانی ختم. از آغازش بترسید تا به ختمش نرسید. از کناره بروید تا فرونروید برادرها.
-تا جاییکه بتوانیم همین کار را میکنیم خواهر، خدانگهدار!
_صبر کنید مطلبی را به عرضتان برسانم و بعد خدانگهداری کنید؛ سازمان امنیت را مصدق بنیان نهاد. مادهی پنج حکومت نظامی هم در دورهی او تثبیت شد و مصدق یک آزادیخواهِ بهتماممعنا بود. این تنها، «زمان» بود که آن سازمان و ماده را به چیزی یکپارچه جهنمی تبدیل کرد و مردم را به قیام علیه ابلیس برانگیخت. حالا شما! مردان جوان با ایمان، مراقب باشید در ساقط کردن حکومتی که به راستی مردمی است یا ما اینطور اعتقاد داریم، سهیم نشوید برادرها.
- سعی میکنیم خواهر!
📚👓 بریده از کتاب #یک_عاشقانه_آرام نوشته ی #نادر_ابراهیمی
✅ @mosut
✅ @basijsut
-خواهر! این کتابها چیست که میفروشید؟
_برادر! من دیگر مارکسی نیستم اما این کتابها را نباید سوزاند و تبر زد. به درد محققان و دانشجویان میخورد.
-هیچ کتاب دیگری به درد محققان نمیخورد خواهر؟
_خوب نگاه نکردید. من مجموعه آثار استاد مطهری را هم میفروشم برادر. از این گذشته؛ من و شوهرم به قدر کافی در نظام قبلی سینجیم شدهایم. دیگر دوست نداریم که سینجیم بشویم. شما فقط اجازه دارید اعداممان بکنید. ما کتباً و در نهایتِ رضایت، این اجازه را به شما میدهیم.
-ولی ما چنین قصدی نداریم خواهر! قصد بیاحترامی به شما و همسرتان را هم نداریم. ما فقط وظیفهمان را انجام میدهیم.
_احتیاط کنید برادرها، احتیاط کنید. این نوع وظایف معمولاً از نقطهی خیر آغاز میشود، به شر شیطانی ختم. از آغازش بترسید تا به ختمش نرسید. از کناره بروید تا فرونروید برادرها.
-تا جاییکه بتوانیم همین کار را میکنیم خواهر، خدانگهدار!
_صبر کنید مطلبی را به عرضتان برسانم و بعد خدانگهداری کنید؛ سازمان امنیت را مصدق بنیان نهاد. مادهی پنج حکومت نظامی هم در دورهی او تثبیت شد و مصدق یک آزادیخواهِ بهتماممعنا بود. این تنها، «زمان» بود که آن سازمان و ماده را به چیزی یکپارچه جهنمی تبدیل کرد و مردم را به قیام علیه ابلیس برانگیخت. حالا شما! مردان جوان با ایمان، مراقب باشید در ساقط کردن حکومتی که به راستی مردمی است یا ما اینطور اعتقاد داریم، سهیم نشوید برادرها.
- سعی میکنیم خواهر!
📚👓 بریده از کتاب #یک_عاشقانه_آرام نوشته ی #نادر_ابراهیمی
✅ @mosut
✅ @basijsut
📝✍ برای شبه انقلابیون همیشه خسارت زا...
💢از اوایل دههی هفتاد به اینسو، هرگاه امر دایر بر این شده که آبرویی از انقلابیون برود و انقلابیگری همچنان در معنای تحجر و ارتجاع و قشرینگری محبوس بمانَد، جماعتی خزیده در پوستینِ #حزبالله به میدان آمده و غباری بلند کرده و بساطی راه انداختهاند تا مطلوبِ #انقلابزدایان فراهم آید.
🔹 منظومهی رفتاری این جماعت در دو دههی گذشته در تمامی عرصهها، کارکردی دوسویه را نشان میدهد:
1. اشاعهی تصویری تحملناپذیر از هر چه انقلاب و انقلابیگری است
2. ایجاد انسجام در جریانهای تجدیدنظرطلب. و این هر دو، نیتمند بوده قطعاً.
🔹موضوع #حجاب از دستاویزهای دائمی اینهاست. تظاهر میکنند که دغدغهی دین و غیرت و ناموس دارند، اما هر چه در این باب کردهاند، جز خسارت نبوده. با وجود تندی و تیزیِ جهتگیریشان، نهتنها هیچ گلی به سرِ حجاب و ناموس و غیرت نزدهاند، که هر چه بیشتر به تحقیر انقلاب و انقلابیگری پرداخته و قوام یافتنِ ناراستیها را موجب شدهاند.
✍ روح الله رشیدی
✅ @mosut
✅ @basijsut
💢از اوایل دههی هفتاد به اینسو، هرگاه امر دایر بر این شده که آبرویی از انقلابیون برود و انقلابیگری همچنان در معنای تحجر و ارتجاع و قشرینگری محبوس بمانَد، جماعتی خزیده در پوستینِ #حزبالله به میدان آمده و غباری بلند کرده و بساطی راه انداختهاند تا مطلوبِ #انقلابزدایان فراهم آید.
🔹 منظومهی رفتاری این جماعت در دو دههی گذشته در تمامی عرصهها، کارکردی دوسویه را نشان میدهد:
1. اشاعهی تصویری تحملناپذیر از هر چه انقلاب و انقلابیگری است
2. ایجاد انسجام در جریانهای تجدیدنظرطلب. و این هر دو، نیتمند بوده قطعاً.
🔹موضوع #حجاب از دستاویزهای دائمی اینهاست. تظاهر میکنند که دغدغهی دین و غیرت و ناموس دارند، اما هر چه در این باب کردهاند، جز خسارت نبوده. با وجود تندی و تیزیِ جهتگیریشان، نهتنها هیچ گلی به سرِ حجاب و ناموس و غیرت نزدهاند، که هر چه بیشتر به تحقیر انقلاب و انقلابیگری پرداخته و قوام یافتنِ ناراستیها را موجب شدهاند.
✍ روح الله رشیدی
✅ @mosut
✅ @basijsut
📝✍ #یادداشت_دانشجویی
💢 بشنو از دوست چون حکایت میکند .
فقط در حد چند دقیقه از" فضای مجازی" انتقاد میکند .
🔹امروز صبح بود؛
که اخبار ساعت 7 اعلام کرد :
بیش تر کاربران تلگرام ایرانی هستن؛
این خبر منو کنجکاو کرد"
چرا ؟؟؟؟؟ما؟؟؟؟
شاید به خاطر این که آمار بیکاری در ایران زیاده!!!!!!!!
نه شاید به خاطر اینکه همیشه تو صحنه هستیم.
🔸تا به حال دقت کردید چند ساعت تو فضا هستید .
آره ؛
فضا؟؟؟؟؟؟
نه او فضایی که یه مدت با قرص ایکس یا قرص های روان گردان میرفتیم .
فضایی که همشه توش گمنام هستیم.
فضایی که شاید خیلی عمرمون رو صرف آن کردیم .
تلف شد عمر من،اما مجازی
هدرشد زندگی در شهر بازی!
🔹فضایی که با یه لایک شروع میشه با کامنت هم تموم میشه.
زمن ارسال کامنت ازتوهم لایک
تو بودی عاشق بولگاری ونایک!
فضایی که برای تنفس نیاز به کپسول اکسیژنه؛
فضایی که مثل هوای تهران کثیف و آلوده است!!!
یا حتی شلوغیش از محور هراز سنگین تره !!!!!
شاید یه روز با فیلتر این مسیر رو یه طرفه کنن!!
آره !!
تو این فضا خیلی سریع با یه چالش سیاه سفید معروف میشه!
معروف نه از نوع والیبالیش از نوع مجازیش!!!
🔸خوش به حال لیلی و مجنون که این فضا رو نداشتن؛
اگه بود چی میشد !!!!
بیچاره " نظامی" باید مینوشت:
یارب تو مرا به تلگرام لیلی!
هر لحظه بده زیاده میلی!
از تعداد لایک های من آنچه هست برجای !
بستان و به تعداد لایک های لیلی افزای!
🔹یادش بخیر!!
انقدر تو هندسه بمون گفتن یه خط در فضا چه حالتی دارد !!!!!
تازه فهمیدم هندسه کجا بدرد میخوره !!!
یا خط ما اعتباریه!!!
یا خط مون دائمی هست!!!
این خط ها مهم نیست ؛مهم همراهمونه که همیشه اوله!!!
ولی یادمون نره!!!
این فضا!!!!!
فضای دوستی و مهربونی مون رو خیلی ساده !!!
از همه مون ؛گرفته !!!
آره ؛'
از همه مون !!!!
شاید دیگه؛
"فضای مجازی بشه فضای "حقیقی "ما؛
🔸به قول مولانا :
هر کسی که دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
ما به هر جمعیتی نالان شدیم
جزء فالورای اینستا گرامش شدیم
در نیابد حال بنده را هیچ کسی
پس سخن کوتاه باید والسلام.
✍مهدی صالح آبادی
✅ @mosut
✅ @basijsut
🔹کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما دا منعکس می کند...
🔶🔸🔶🔸🔶🔸🔶🔸🔶
ارسال مطالب:
✅ @basij_sut
✅ @ali_lonbar
💢 بشنو از دوست چون حکایت میکند .
فقط در حد چند دقیقه از" فضای مجازی" انتقاد میکند .
🔹امروز صبح بود؛
که اخبار ساعت 7 اعلام کرد :
بیش تر کاربران تلگرام ایرانی هستن؛
این خبر منو کنجکاو کرد"
چرا ؟؟؟؟؟ما؟؟؟؟
شاید به خاطر این که آمار بیکاری در ایران زیاده!!!!!!!!
نه شاید به خاطر اینکه همیشه تو صحنه هستیم.
🔸تا به حال دقت کردید چند ساعت تو فضا هستید .
آره ؛
فضا؟؟؟؟؟؟
نه او فضایی که یه مدت با قرص ایکس یا قرص های روان گردان میرفتیم .
فضایی که همشه توش گمنام هستیم.
فضایی که شاید خیلی عمرمون رو صرف آن کردیم .
تلف شد عمر من،اما مجازی
هدرشد زندگی در شهر بازی!
🔹فضایی که با یه لایک شروع میشه با کامنت هم تموم میشه.
زمن ارسال کامنت ازتوهم لایک
تو بودی عاشق بولگاری ونایک!
فضایی که برای تنفس نیاز به کپسول اکسیژنه؛
فضایی که مثل هوای تهران کثیف و آلوده است!!!
یا حتی شلوغیش از محور هراز سنگین تره !!!!!
شاید یه روز با فیلتر این مسیر رو یه طرفه کنن!!
آره !!
تو این فضا خیلی سریع با یه چالش سیاه سفید معروف میشه!
معروف نه از نوع والیبالیش از نوع مجازیش!!!
🔸خوش به حال لیلی و مجنون که این فضا رو نداشتن؛
اگه بود چی میشد !!!!
بیچاره " نظامی" باید مینوشت:
یارب تو مرا به تلگرام لیلی!
هر لحظه بده زیاده میلی!
از تعداد لایک های من آنچه هست برجای !
بستان و به تعداد لایک های لیلی افزای!
🔹یادش بخیر!!
انقدر تو هندسه بمون گفتن یه خط در فضا چه حالتی دارد !!!!!
تازه فهمیدم هندسه کجا بدرد میخوره !!!
یا خط ما اعتباریه!!!
یا خط مون دائمی هست!!!
این خط ها مهم نیست ؛مهم همراهمونه که همیشه اوله!!!
ولی یادمون نره!!!
این فضا!!!!!
فضای دوستی و مهربونی مون رو خیلی ساده !!!
از همه مون ؛گرفته !!!
آره ؛'
از همه مون !!!!
شاید دیگه؛
"فضای مجازی بشه فضای "حقیقی "ما؛
🔸به قول مولانا :
هر کسی که دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
ما به هر جمعیتی نالان شدیم
جزء فالورای اینستا گرامش شدیم
در نیابد حال بنده را هیچ کسی
پس سخن کوتاه باید والسلام.
✍مهدی صالح آبادی
✅ @mosut
✅ @basijsut
🔹کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما دا منعکس می کند...
🔶🔸🔶🔸🔶🔸🔶🔸🔶
ارسال مطالب:
✅ @basij_sut
✅ @ali_lonbar
اقتصاد مقاومتی به سبک آمریکایی/ جنبش گونی پوشی در آمریکا
بعد از سقوط بورس آمریکا در سال 1929بزرگترین بحران اقتصادی جهان شکل گرفت. وقوع این بحران باعث شد که مردم دست به صرفه جویی بزنند و از خرید کردن بیش از حد بپرهیزند.
این صرفه جویی در حوزه ی پوشاک دارای جلوه متفاوتی بود به طوری که مردم سعی کردند از پارچه های گونی مواد غذایی، دستمال سفره، پرده، لباس و چیزهای دیگر درست کنند.
رواج این رویه در بین مردم کارخانه دارهای آمریکایی ترغیب کرد تا برای تشویق مردم به خرید دست به ابتکاری جالب بزنند.
آن ها از آن پس مواد غذایی را در گونی های طرح دار عرضه کردند که تبدیل به لباس های بسیار زیبا می شد که البته مورد استقبال کم نظیر مردم نیز واقع شد.
جالب است بدانید شعار تبلیغاتی شرکت آرد کانزاس در آن سال ها این بود: از ما آرد بخرید تا بهترین نان و زیباترین لباس ها را درست کنید.
پ ن 1: از نظر حضرت آقا دو عنصر بسیار مهم در فعالیت فرهنگی (یا هر فعالیت دیگری) باعث موفقیت در اون فعالیت میشه؛ اول کار و دوم ابتکار.
پ ن 2: هر زمان که مردم ما به این سطح از قناعت و کارخانه های ما به این سطح از ابتکار و خلاقیت برسند قطعا اقتصاد کشور شکوفا خواهد شد و دیگر نیازی نخواهد بود که مسئولین کشور برای چندرغاز دست به دامن آمریکا بشوند.
http://l1l.ir/ay0
بعد از سقوط بورس آمریکا در سال 1929بزرگترین بحران اقتصادی جهان شکل گرفت. وقوع این بحران باعث شد که مردم دست به صرفه جویی بزنند و از خرید کردن بیش از حد بپرهیزند.
این صرفه جویی در حوزه ی پوشاک دارای جلوه متفاوتی بود به طوری که مردم سعی کردند از پارچه های گونی مواد غذایی، دستمال سفره، پرده، لباس و چیزهای دیگر درست کنند.
رواج این رویه در بین مردم کارخانه دارهای آمریکایی ترغیب کرد تا برای تشویق مردم به خرید دست به ابتکاری جالب بزنند.
آن ها از آن پس مواد غذایی را در گونی های طرح دار عرضه کردند که تبدیل به لباس های بسیار زیبا می شد که البته مورد استقبال کم نظیر مردم نیز واقع شد.
جالب است بدانید شعار تبلیغاتی شرکت آرد کانزاس در آن سال ها این بود: از ما آرد بخرید تا بهترین نان و زیباترین لباس ها را درست کنید.
پ ن 1: از نظر حضرت آقا دو عنصر بسیار مهم در فعالیت فرهنگی (یا هر فعالیت دیگری) باعث موفقیت در اون فعالیت میشه؛ اول کار و دوم ابتکار.
پ ن 2: هر زمان که مردم ما به این سطح از قناعت و کارخانه های ما به این سطح از ابتکار و خلاقیت برسند قطعا اقتصاد کشور شکوفا خواهد شد و دیگر نیازی نخواهد بود که مسئولین کشور برای چندرغاز دست به دامن آمریکا بشوند.
http://l1l.ir/ay0
