مُهاجِر | Mosut
141 subscribers
511 photos
46 videos
57 files
79 links
📰| کانال رسمی نشریهٔ دانشجـوییِ مُهـٰاجِـر
🏢| دانشـگاه صنعتی شاهــرود

⛯روابـِط عُمـومی: @RBsj_sut
Download Telegram
http://www.theguardian.com/film/2016/may/22/ken-loach-cannes-2016-palme-dor-win-i-daniel-blake


#کن_لوچ کارگردان بریتانیایی و برندهٔ نخل‌طلایی بهترین فیلم در جشنوارهٔ کن:


💢 «در دوران ناامیدی است که راست‌های افراطی از اوضاع استفاده می کنند. در این شرایط باید اظهار کنیم که نه تنها دنیای دیگری با نظم #دیگری ممکن است، بلکه ضروری است. #نئولیبرالیسم برای ما فاجعه آفریده‌است»

#تمدنی_که_در_راه_است...
#نئولیبرال_های_وطنی
#تمدن_نوین_اسلامی
#بسیج_دانشجویی_دانشگاه_صنعتی_شاهرود

@basijsut
Channel photo updated
کانال های مطرح مذهبی فرهنگی دانشگاه صنعتی شاهرود

کانال رسمی بسیج: @basijsut
کانال رسمی هیات فاطمیون: @heyatfatemion
کانال نشریه مهاجر: @mosut
کانال گروه جهادی إسراء: @asraa_group
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😁
من دکترا نمی‌خوانم!



📌از سال ۸۰ که مدرک لیسانسم را با معدلی بالا، از دانشگاه صنعتی شریف گرفتم تا سال ۱۳۸۴ باید دائماً جواب دوستانم را میدادم که چرا فوق لیسانس نمیگیری. دو باری هم کنکور شرکت کردم و با رتبه خوب در دانشگاه خودم قبول شدم اما نرفتم. سال ۸۶ که مدرک کارشناسی ارشد را از دانشگاه شریف گرفتم (با رتبه و معدل بالا) باز امروز، دوستان زیادی می پرسند که چرا ادامه تحصیل نمیدهی و دکترا نمیگیری…
پراکنده در جاهای مختلف جواب داده ام. اما گفتم یک پاسخ تفصیلی اینجا بنویسم…
▪️مقدمه اول:
یک واقعیت وجود دارد. نباید نظام آموزشی، به مسیر رشد و پرورش ما جهت بدهد، این ما هستیم که مسیر رشد خود را انتخاب و ترسیم میکنیم.
شاید سالها بعد، علاوه بر دکترا و پست دکترا، پست پست دکترا، پست پست پست دکترا و … هم در دانشگاه ها شکل گرفت. یعنی ما دیگر باید زندگی خود را تعطیل کنیم و تا دم مرگ به در دانشگاهها دخیل ببندیم؟
هر درجه تحصیلی معنا و مفهوم و کارکردی دارد.
اجازه بدهید که اول در مورد کارشناسی بگوییم.
خود کارشناسی یکی از ترجمه های غلط و طنز آمیز است. کارشناس کسی است که سالها تخصص و تجربه دارد. ما هر کسی که چهار سال در دانشگاه میچرخد و غذای ارزان میخورد و روی صندلی های سفت دانشگاه، مینشیند و اس ام اس بازی میکند و با تقلب در پایان ترم نمره ای می آورد، کارشناس مینامیم!
لیسانس واژه متفاوتی است. لیسانس یعنی مجوز. چیزی مثل جواز کسب!
من وقتی لیسانس مهندسی مکانیک گرفتم، یعنی میتوانم و مجازم با این دانش، امرار معاش کرده و حق دارم در مورد آن حوزه، تا حد دانشم اظهار نظر کنم.
من باید چند سال در آن حوزه کار کنم تا به یک «کارشناس» به معنای واقعی کلمه تبدیل شوم.
به همین دلیل، در عمده کشورهای دنیا، مردم رشته لیسانس خود را با نگرشی به بازار کار و نیازهای روز جامعه، انتخاب می کنند.
فوق لیسانس یا کارشناسی ارشد، برای کسانی است که میخواهند در یک حوزه خاص عمیقتر شوند. عموماً وقتی معنی پیدا میکند که کسی لیسانس خوانده و مدتی در آن حوزه کار کرده و سپس تصمیم میگیرد به دانش خودش در آن حوزه عمق دهد.
مثلاً من مکانیک خوانده ام، سالها در صنعت کار میکنم، میبینم حوزه کنترل و اتوماسیون حوزه جذابی است که دانش من در آن محدود است. به دانشگاه برمیگردم تا دانش خودم را در آن حوزه خاص ارتقاء دهم. طبیعی است کسی میتواند این مقطع را به پایان ببرد که معلومات خود را در حوزه ای با رعایت روش شناسی علمی، به نتایجی کاربردی تبدیل کرده و گزارشی از این فعالیت (تحت عنوان تز یا مقاله) ارائه نماید.
دکترا برای کسانی است که رسالت خود را تولید علم و پیشبرد مرز دانش جهان در یک حوزه تخصصی می دانند.

▪️مقدمه دوم:
اما در ایران تعریف متفاوتی در ذهن مردم است. همه فکر میکنند تا جایی که وقت و استعداد دارند باید این مقاطع را درست یکی پس از دیگری ادامه دهند!
کارکرد اصلی هم، نه دغدغه توسعه دانش و مهارت فردی است و نه پیشرفت علم. عمدتاً یک عنوان است.
این را از اینجا میفهمم که میبینم برخی دوستانم در دوره دکترا، درد دل میکنند که باید هر هفته یک مقاله بخوانند! این خود نشان میدهد که مقاله خواندن، یک «درد» است نه «غذایی برای یک روح گرسنه علم».
اما حالا دلایل من:
- ما در شرایط امروز کشور، در عمده رشته ها – نمیگویم همه. میگویم عمده – مصرف کننده دانش تولیدی جهان هستیم یا اگر هم نیستیم بی دلیل دست به تولید دانش زده ایم (فقط برای حفظ پرستیژ کشور و رتبه های علمی). ما هنوز یک مصرف کننده صحیح هم نیستیم. به همین دلیل مدرک کارشناسی هم، زیادتر از نیازمان است.
شاید به همین دلیل مسئولان امر، ده ها واحد درس عمومی را به مجموعه دروس دانشگاهی افزوده اند تا این چهار سال به هر حال به شکلی پر شود!
من کارخانه های بنز و بی ام و و برخی از برترین صنایع دنیا را از نزدیک میشناسم و بارها بازدید کرده ام. مرکز طراحی آنها پر از کسانی است که لیسانس (یا به قول آنها دیپلم مهندسی) دارند و یکی دو نفر دکتر هم برا ی پرستیژ به مدیریت برخی واحدها منصوب شده اند. من نمیفهمم اگر تولید بنز با لیسانس ممکن است چرا داشتن انبوهی فوق لیسانس و دکترا، به مونتاژ پژو منجر شده است!
- در بسیاری از حوزه ها ما هنوز Generalist هم نداریم پس چرا باید به دنبال Specialist برویم.



🔷🔹🔹به قلم «مهندس شبانعلی»

@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
#یادداشت

🔸🔸🔸خدا هم گفت🔸🔸🔸

🔸بعضیا میگن روزه بگیری کلیه هات بهتر کار می کنن، مغزت بهتر درک می کنه، معده ات خودشو ترمیم می کنه، بعضیام که خب میگن روزه بگیری، دلت صاف میشه، چشمات پاک میشه، اراده ت محکم میشه، زندگیت پر برکت میشه و ....


اما کم کم دارم می ترسم که روزه گرفتن ما برای همین چیزا بشه.
روزه برای سلامتی - غسل جنابت برای سلامتی - نماز برای سجده که سجده برای سلامتی - و...

و این یعنی اگر راهی پیدا شد که این سلامت بهتر کسب شود، احکام دینی عمرش به سر می رسد.

ولی بنظر شما این اشتباه نیست که احکام عبادی دینمان را به آثار مشهودش و آن آثار را به صحت جسمی تقلیل بدهیم؟

مگر نه این است که جن و انس را برای بندگی کردن (لیعبدون) آفرید؟
پس این دلایل و مستندات از سلامت روح و جسم را (هر چند صحیح و منطقی) دلیل حفظ دینداری مان نکنیم.

ما آفریده شده ایم تا بندگی کنیم.
روزه هم یکی از دهها دریچه ی رو به روشنایی درگاه حق.

و شاید بزرگترین دریچه...

ادامه دارد...

#مبین_الدین_مردانی

@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
حقیقت روزه🔅

حقیقت روزه نه فقط امساک*در خوردن و آشامیدن و امثال آن هاست، بلکه امساک اعضاء و جوارح از جمیع بدیها و تجاوزات و امساک دل از غیر توجّه به خداست.

📚کتاب نورملکوت روزه ص۳۱
#نورملکوت_روزه #روزه #ماه_رمضان
ــــــــــــــ
*امساک:نگاه داشتن،خودداری

@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
🔸خودم را گول نمی‌زنم!

یقین دارم.
مثل خورشید ظهر تابستان که نمی‌شود نورش را منکر شد؛
جمهوری اسلامی را نه دشمن خارجی و در یک جنگ نظامی مغلوب می‌کند،
و نه جریانات شبه روشنفکری غربزده دانشگاهی داخلی سرنگونش خواهد کرد.
و نه اپوزوسیون های حقیر هم وطن و هم زبان!
.
اگر به همین منوال جلو رود، جمهوری اسلامی را همان جریانی که در به وجود آوردنش نقش کلیدی داشته خواهد فروپاشاند!
.
عمامه به سرهایی که نفوذشان در خیلی جاها را می‌توان دید!
از متحجرین منجمد الفکرشان تا آنگلوفیل و آمریکوفیل هایی که توهم روشنفکری و اسلام رحمانی دارند!
.
فروپاشی نه به معنای تغییر نام و عنوان جمهوری اسلامی، بلکه به معنی تغییر بنیادین روش ها و منش های اصیل انقلاب اسلامی و تبدیل شدن جمهوری اسلامی به یک سیستم لیبرالِ اباحه گرای در راستای جریان و اهداف استکبار جهانی!!!
.
انقلاب اسلامی رسول الله(ص) بیش از هزار و چهارصد سال پیش آغاز شده و در این دوران، حفظ و حراست و بسط و گسترشش را در قالب جمهوری اسلامی ایران به دست این مردم و در جغرافیای ایران داده است.
.
خودمان را گول نزنیم!
خدا برای حفظ دین و حق و حقیت، لَنگ من و تو نیست!
چک سفید امضاء هم به ایران و ایرانی جماعت برای پرچمداری اسلام ناب محمدی(ص) نداده!
خدا خوب بلد است دینش را حفظ کند، و این کلام حق را در قرآن هم آورده.
.
خودمان را گول نزنیم!
.
الناس علی دین ملوکهم...
.
و خدایا...
خودت برس به درد دل ولی و امام مسلمین، که نایب امام غایب از چشمان امثال من گنهکار است.
امامِ معصوم حی و حاضر...
.
.

پی نوشت: من انقلاب اسلامی را نرم‌افزار (مبانی نظری و تئوریک) و جمهوری اسلامی را سخت افزار (سیستم اجرایی این مبانی) میدانم.
متأسفانه در حال حاضر در بسیاری از شئون، سخت افزار موجود، توانایی اجرای قدرتمند نرم افزار را ندارد!
.
.
#مهدی_نیکخواه
@nikkhah_ir
@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
🔶🔶🔶حق🔶🔶🔶

آن قدر غرق در دنیای تکنولوژی شدیم که مطمئنیم گوشی موبایل ما به ما چسبیده و هر جا که لازم داشته باشیم راحت از آن استفاده می کنیم. این برای یک قشر ضرر اندر ضرر است. آن قشری که از ترس اینکه مورد سوال واقع شوند کتاب می خواندند و حالا در کانال یک کتابسرا عضوند و خیالشان به همان دلیل ابتدای متن؛ راحت.

اینطوری همه ی ما حماله الکتب هایی می شویم که از هر کتاب به مثابه ی جرعه ای از دریا نوشیده ایم... تشنه تر شده ایم ولی تشنگی مان به سمت مطالعه سوق مان نداده...
به سمت کانال آن کتاب سوق داده شده ایم... اگر Join را زده باشیم...

و همه حالا فکر می کنیم کسی شده ایم برای خودمان (... وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلي‏ شَيْ‏ءٍ ...) قسمتی از آیه هجدهم سوره مبارکه مجادله

و بعد به دنبال این ظن خودمان، هر کاری که بکنیم می شود بهترین کار دنیا در نظر ما (...وَهُم يَحسَبونَ أَنَّهُم يُحسِنونَ صُنعًا) آیه 104 سوره مبارکه کهف

#مبین_الدین_مردانی
https://telegram.me/mosut/290
آقاجون، صبح های زود اذان می گفت. وضو که می گرفت، می ایستاد وسط حیاط، دست می گذاشت کنار گوشش. بلند می گفت: الله اکبر. تشدید روی «ل» الله را محکم می گفت و «بَر» را یک جوری غمگین و بریده ناله می زد که دل آدم کنده می شد.
بعد از دانشگاه که برگشته بودم توی آن خانه قدیمی، هر روز با صدای اذانش بیدار می شدم. وسط های اذان، صدای چوب مامان بزرگ می آمد که می کوبید روی دریچه کولر تا من - که توی طبقه بالا خوابیده بودم - بیدار شوم. من هم چند باری پاشنه پایم را می کوبیدم زمین یعنی که بیدارم ولی از جایم تکان نمی خوردم. دو دقیقه نشده، دوباره چوبش را می کوبید روی دریچه کولر. داد می زد: «همساده نماز.»
بیشتر وقت ها بلند می شدم، وضو می گرفتم و دو سوته نماز می خواندم. بعضی وقت ها تنبلی ام می آمد. می رفتم جلوی شیر آب، ادای وضو گرفتن در می آوردم، بر می گشتم بالا و صاف می رفتم توی تشک. بعد از چند هفته ، مامان بزرگ شروع کرد به بونه گیری: «مرد باید نماز صبح رو بلند بخونه. ببین آقاجونت چه نمازی می خونه.» «ولضالین.» الف ضالین را حسابی می کشید و بلافاصله پشت سرش می گفت: «بسم الله الرحمن الرحیم. قل...»
بازی عوض شده بود. با صدای چوب مامان بزرگ، می آمدم پایین، جلوی دستشویی، دست هایم را تا آرنج خیس می کردم، به پیشانی ام جوری آب می زدم که خوابم نپرد، با نوک انگشت مسح سر و پا می کشیدم و بعد پله ها را می دویدم تا بالا. توی اتاق بلند می گفتم «الله اکبر. بسم الله...» بعد می رفتم توی تشک. چند باری پیس پیس می کردم. ولضالین را می کشیدم و دوباره بسم الله. بعد سرم را می کردم زیر پتو. هوا خنک بود. انقدر دست هایم را ها می کردم تا خوابم ببرد. مامان بزرگ دوباره بونه گرفت که «صدای دولا راست شدنت نمی آد. نشسته نماز می خونی؟»
به بازی ام، یک قسمت دیگر اضافه شد. هر الله اکبری که می گفتم، دست هایم را توی هوا تکان می دادم که تلق تلق کند. بعد آرام پاشنه پایم را می کوبیدم زمین که مثلن سجده رفته ام. یک ماه نشده گیر داد «بعد از نماز تسبیحات بگو کارهات پیش بره.» یک جوری چشم هاش می لرزید که نمی توانستم نه بگویم. سی و چهار مرتبه می گفتم «اَلَک.» سی و سه بار یک کلمه گنگ که صدای «ح» اش در بیاید جای «الحمدلله» و بعد سی و سه بار دیگر «سوب. سوب» می کردم. بعد می خوابیدم. تا مدت ها نمازم این شکلی بود. با وضوی اختراعی، صداهایی که از خودم در می آوردم، دست و پایی که در هوا تکان می دادم و تسبیحاتی که کارهایم را پیش نمی برد.
دیشب دوباره خواب مامان بزرگ را دیدم. صبح زود بود. صدای اذان گفتن آقاجون از توی حیاط می آمد. داشتم الکی وضو می گرفتم که یک هو آمد پشت سرم. گفت: «قبول باشه ننه. سر نمازهات ما رو هم دعا کن.» کلی خجالت کشیدم. بعد صدای آقاجون آمد که ولضالین را می کشید. بعد خودم را دیدم که بچه شده ام، زیر پتو خوابیده ام و پیس پیس می کنم. از جا بلند شدم و دویدم پایین. توی پله ها داد زدم : «مامان بزرگ، می خوام یه اعترافی بکنم.» هیچ کس توی اتاق نبود. فقط انگار یکی همه قاب عکس ها را گردانده بود که نماز بخواند. از در و دیوار صدای تسبیحات می آمد....

#مرتضی_برزگر
@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
♦️نمک شناسی
جمله نمک خوردن و نمک دان شکستن را همه مان شنیده ایم و نیک می دانیم محل استفاده اش کجاست. فردی را پروبال دهی و تیمارش کنی و لطفی در حقش داشته باشی و آن فرد در عوضش خیانتی ،بدی در حقت انجام دهد . این اصطلاح در گذشته خریدار زیاد داشته یعنی حرمت نمک را نگه می داشتند و هنوز نمک مثل خیلی چیزهای دیگر بی حرمت نبود.
در احوالات یعقوب لیث صفاری دلاور سیستانی آورده اند که شبی به خزانه شاه دستبرد زد و گروه مشغول جمع آوری خزانه و مایحتوایش بودند که از قضا یعقوب دست بر تکه شی سفیدی برده و آن را چشید و فهمید نمک است یارانش را فرمان داد که دست نگه دارید که ما نمک خور سفره شاه شدیم و از همان راه که آمده بودند بازگشتند و فردا روز شاه و درباریانش پس از مشاهده واقعه دستور به جستجوی دادند و القصه یعقوب عزیز شاه شد . خود روزی به شاهی رسید.بگذریم که در وضع کنونی جامع مان ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان جایش را به همین جمله جناب یعقوب لیث داده است .
سرگذشت ما با خدا هم همین است نان خدا را می خوریم و دستوارت یا بهتر بگویم وسوسه های شطان را عملی می کنیم . زیر بیرق چه کسی سینه می زنیم خدا داند. خوب است به این فکر کنیم که خدا مرام می گذارد و کاریمان ندارد بی چشم رویی نکنیم . نان و رزق خدا را خوردن و نمک خورده او شدن اما با شیطان بودن نامردی و نمک نشناسی نیست.؟!
#جواد_فایضی
@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
استاد حمید سبزواری "پدر شعر انقلاب" و سراینده آثار مشهور و ماندنی دوران انقلاب و دفاع مقدس ساعاتی پیش درگذشت./فارس
@farsna
حمید سبزواری کیست؟

🔹حمید سبزواری، زادهٔ ۱۳۰۴ در سبزوار، شاعری است از نسل دیروز. پدرش، «عبدالوهاب»، پیشه‌ور ساده‌ای بود که قریحهٔ شعری داشت. جدش، ملا محمدصادق ممتحنی، شاعری مردمی بود که «مجرم» تخلص می‌کرد.
🔹پدر و مادر حمید، شاید اولین اساتید وی بودند. او جامع المقدمات را نزد میرزا حبیب جوینی خوانده‌بود. حاج آقا محمدعلی محمدی نیز از دیگر استادان وی بود.
🔹وی در نوجوانی شاهد فرهنگ‌ستیزی، خشونت و سرکوب احساسات مذهبی مردم توسط رضا شاه پهلوی بود. چهارده‌ساله بود که سرودن شعر را آغاز کرد. حمید جوان در آن سال‌ها به هر حزب و گروهی که فکر می‌کرد حامل حقیقت یا حامی محرومانند سری می‌زد، اما به‌سرعت درمی‌یافت که آن سراب‌ها هیچ‌گاه نمی‌توانند عطش عدالت‌خواهی و شوق استقلال‌جویی او را سیراب کنند، و سرخورده کنار می‌کشید.
🔹استاد حمید سبزواری بر اثر کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ متواری و مخفی شد. لیکن بعداً خود را به شهربانی سبزوار معرفی کرد و چهار سال در وضعیت بلاتکلیفی و تعلیق طی کرد تا سرانجام تبرئه شد.
🔹مهمترین فعالیت سبزواری، شاعری است. شعر حمید، شناسنامهٔ زمانمند انقلاب است، زیرا کمتر حادثه یا رویدادی است که انعکاس آن در شعر او نباشد.
🔹سبزواری ابتدا به شغل معلمی مشغول بود. بعد از حوادث مرداد ۱۳۳۲ از آموزش و پرورش اخراج و سپس کارمند بانک بازرگانی (بانک تجارت پس از انقلاب) در تهران شد و سپس به شاعری روی آورد.
🔹سبزواری دارای مدال درجه یک هنر در رشته ادبیات است و اولین شاعری می‌یاشد که کتاب شعرش با عنوان(سرود درد) در سال 1375 کتاب سال شناخته شد.
🔹برخی از آثار استاد حمید سبزواری عبارتند از: سرود درد، سرود سپیده، سرود دیگر، کاروان سپیده، یاد یاران، گزیده ادبیات معاصر

وقت است تا بار سفر بر باره بندیم
دل بر عبور از سد خار و خاره بندیم
از هر کران، بانک رحیل اید به گوشم
بانک جرس برخاست، وای من، خموشم

"روحش شاد و یادش گرامی باد."
@Farsna
#اطاعت_از_رهبری
#شهید_بهشتی
ما طلبه‌ها وقتي پاي درس آقاي بروجردي بوديم، كه آن موقع مرجع تقليد عام بود، و وقتي پاي درس امام بوديم درباره مسايل علمي كه بحث مي‌شد امام و استاد حرفي مي‌زد و ما شروع مي‌كرديم به اشكال كردن و انتقاد كردن ما اشكال مي‌كرديم و مرجع فتوي مي‌داد اما در مقام رهبري موضوع فرق مي‌كرد و درس فقهي بود، ما هم با جوش و خروش شروع مي‌كرديم به ان قلت قلت كردن، بعد هم به فتواي مرجع عمل مي‌كرديم، ولو با اين ان قلت قلت ما جور درنمي‌آمد ما اينها را با هم ياد گرفته بوديم هم حريت، هم انتقاد، هم ان قلت قلت و هم تعبد به فتوي، در زمينه رهبري هم، همين طور هم حريت، هم انتقاد و هم تذكر و نصيحت، و هم آخر سر اين كه از آقا مي‌پرسيديم بالاخره تصميم شما چيست؟ و ايشان هم مي‌گفتند ما هم عمل مي‌كرديم ولو اين كه برخلاف نظر خودمان بود
ماه‌ها پيش، در حضور آقاي بني‌صدر و آقاي بازرگان با امام بر سر مسايل اداره جمهوري اسلامي بحث كرديم خيلي آزادتر، اين را خود آقاي بازرگان هم مي‌گفتند
ايشان مي‌گفتند فقط شما هستيد كه مي‌بينم با صراحت و قاطعيت در جلسات شور با امام مباحثه مي‌كنيد اين را خودشان هم مي‌گفتند ما هنوز همان رابطه طلبگي‌مان را با امام حفظ كرده‌ايم اما در پايان مباحثه وقتي ايشان تصميمي مي‌گرفتند، ما ديگر با ايمان آن را اجرا مي‌كرديم، ولو اين تصميم برخلاف ان قلت قلتهايي بود كه در همان جلسه با ايشان مي‌كرديم چنيدن بار اين پيش آمد در حضور آن برادران چندين بار، ولي قبلاً كه حضور امام مي‌رسيديم خيلي بيشتر
خوب دقت كنيد كه النصيحه الائمه الامسلمين واجب است اما بعد از تذكر دلسوزانة متعهدانه و تذكر صريح و بي‌پرده، اما همراه با ادب و همراه با اين آمادگي كه ما تذكرمان را مي‌دهيم، شما جمع‌بندي كنيد، وقتي جمع‌بندي كرديد، ما همان را اجرا مي‌كنيم ولو برخلاف تذكر ما باشد اين تربيت اسلامي است و همان‌طور كه در رابطه با فرد صدق مي‌كند در رابطه با تشكيلات و حزب هم صادق است آن تشكيلاتي مي‌توانست پس از پيروزي، اين انقلاب عظيم را با سرعت بيشتر در جهت اصليش جلو ببرد كه در طول امامت باشد نه در عرض آن.
(به نقل از کتاب خاطرات ماندگار صفحه 55)
#علی_سمیعی
@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
#رهبری
#نشریات
من از شما میخواهم که نسبت به این حکم کلّی «دین‌گریزی» در مطبوعات حتماً تجدید نظر کنید؛ یعنی به این خیال که مخاطبتان را از دست میدهید، از دینی کردن مطالب روزنامه‌ی خودتان صرف‌نظر نکنید. بله، آن را به شکل صحیح، به شکل زیبا، به شکل مطلوب درآورید. این بسته به سلیقه‌ی شماست. اگر از من میپرسید چه کار کنیم، ممکن است من اصلاً ندانم چه کار باید بکنید؛ اما واقعاً ببینید چه کار میتوانید بکنید که نشریه‌تان مخاطب خودش را پیدا کند. با عبارات خوب، با موضوع گزینىِ دینىِ خوب، میتوانید به هدف خود برسید. از کارهای تکراری، از نقشهای تکراری، از شعارهای تکرارىِ دینی که هیچ مفهوم و معنایی هم برای مخاطبش ندارد، پرهیز کنید. شما میتوانید چیزهای خوبی به مردم و به جوانان بدهید. به نظر من، یکی از کارهایی که همه‌ی شما برادران و خواهران، خوب و بجا میتوانید دنبال کنید -و شاید وظیفه است که در مطبوعات خودتان دنبال کنید- این است که جوانان را با نماز مأنوس کنید. هرطور میتوانید؛ هر کس هرگونه بلد است؛ سعیتان این باشد. نماز چیز خیلی خوبی است. هرکس میانه‌اش با نماز خوب باشد، بلاشک صلاح و تداوم صلاحش تضمین شده است. خوب بودن میانه با نماز این است که نماز برایش دلنشین باشد؛ و این نمیشود مگر با توجه به مفاهیم نماز و فهمیدن نماز. یکی از کارهای مهم شما باید این باشد که نماز را برای مخاطبان خودتان معنا کنید. فقط هم نمیگویم که ترجمه‌ی نماز را از اوّل تا آخر در یک شماره بنویسید؛ نه. نکته‌ای را از نماز بگیرید -مثلاً رکوع، قنوت، راز و نیاز، اهدنا الصّراط المستقیم(۴۲۹)- و روی آن کار کنید. انسان وقتی که شصت ساله هم میشود، از این شصت سال، شاید مثلاً پنجاه سالش را نماز خوانده باشد؛ اما تازه میبیند که در نمازش چیزهای جدید پیدا کرده است! نماز با همین ظاهرِ کوچکِ کوتاه، دریای خیلی وسیعی است. سعی کنید به قدر توانتان، نکته‌ای از هزاران نکته در این باره را در نشریه‌ی خود تبیین کنید.
(جلسه پرسش و پاسخ با مدیران مسئول و سردبیران نشریات دانشجویی اسفند 77)
@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
Forwarded from 'اَسراء|Asra'
🔹درپی درگذشت برادردوست عزیزمان آقای مصطفی بختیاری، مراسم یادبودی جهت شادی روح آن مرحوم برگزارمی گردد
🔸یکشنبه۲۳ خرداد - ساعت ۱۹:۳۰
🔸مسجد دانشگاه صنعتی
🔹همراه با سفره افطار

🔴 لطفا اطلاع رسانی کنید
🔷🔷عامل شكست امام حسن(ع)نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود🔷🔷
خدا را شكر مى‌كنیم كه ملت ما بیدار است. خدا را شكر مى‌كنیم كه جوانان ما بیدارند. خدا را شكر مى‌كنیم كه شما دانشجویان بیدارید.
اما دانشجویان! بیدار بمانید. دانشجو باید احساس سیاسى داشته باشد، درك سیاسى داشته باشد، تحلیل سیاسى داشته باشد.
بنده در قضایاى تاریخ اسلام این مطلب را مكررا گفته‌ام كه، چیزى كه امام حسن مجتبى علیه‌السلام را شكست داد، نبودن تحلیل سیاسى در مردم بود. مردم، تحلیل سیاسى نداشتند.
چیزى كه فتنه‌ خوارج را به‌وجود آورد و امیرالمۆمنین علیه‌السلام را آن‌طور زیر فشار قرار داد و قدرتمندترین آدم تاریخ را آن‌گونه مظلوم كرد، نبودن تحلیل سیاسى در مردم بود والا همه‌ى مردم كه بى‌دین نبودند. تحلیل سیاسى نداشتند. یك شایعه دشمن مى‌انداخت؛ فورا این شایعه همه جا پخش مى‌شد و همه آن را قبول مى‌كردند.
بیانات حضرت امام خامنه ای در دیدار با دانشجویان و دانش آموزان به مناسبت 13 ابان ماه روز ملی مبارزه با استکبار(12/8//72)
گفتند اذان وقت غزلخوانی من شد
افطار طرب­ناک لبم نام حسن شد. #میلاد_امام_کریمان_مبارک
Forwarded from مکتوبات
نمی دانم قبل از بحرین کشور دیگری هم دست به این کار زده است یا خیر، اگر نه، این بدعتی که حکومت بحرین به آن دست زده بسیار عجیب و برای سایر جوامع منطقه خاورمیانه نیز می تواند یک تهدید و خطر واقعی باشد.

بحرین رهبران و فعالان مخالف این حکومت را "سلب تابعیت" می کند. یعنی خیلی راحت و آسان خود را از منتقدین و معترضینش خلاص می کند.

یک دادگاه نمادین تشکیل می دهند و رای صادر می کنند که فلانی و فلانی از امروز بحرینی نیستند! تمام شد رفت! امروز هم شیخ عیسی رهبر جامعه شیعه این کشور را - اکثر جمعیت این کشور کوچک شیعه مذهب هستند - سلب تابعیت کردند.

اگر کشورهای حامی بحرین به ویژه دولتهای غربی در برابر این اقدام سکوت کنند و با سکوت خود به بحرین چراغ سبز بدهند، این بدعت می تواند به آسانی به جوامع دیگر غیر دمکراتیک خاورمیانه هم سرایت کند و از حالت بدعت، به یک روند عادی تبدیل شود.

مسلما از دولت عربستان سعودی نمی توان انتظاری داشت، اما با توجه به نزدیکی بسیار زیاد دولت بحرین به دولتهایی مثل انگلیس و امریکا، حتما از این دولتها انتظار می رود تا کاری کنند.

#بحرين
#فرهمند_علیپور
@MAKTUBAT