💢ویژه نامه پانزدهمین اردوی تشکیلاتی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شاهرود
✅فصل بهشت...
✅در این شماره می خوانیم :
1⃣ معنای جهاد فرهنگی
2⃣ اهداف جهاد فرهنگی
3⃣ پیامی که باید رسانده شود؛ «پیام های جهاد فرهنگی»
4⃣ اصول پیام رسانی و تبلیغ
5⃣ فرصت های «جهاد فرهنگی در دانشگاه».
6⃣ اصولی که باید از وجود آن در عرصه «جهاد فرهنگی» مطلع باشیم.
7⃣ «تشکیلات» از معنا تا عمل.
8⃣ بایسته های اولیه و اصولی در «مدیریت فرهنگی»
9⃣ «ویژگی های مجاهد فرهنگی» چیست...؟!
✅برای دریافت نسخه الکترونیک این ویژه نامه به کانال نشریه بسیج دانشجویی، «مهاجر» بپیوندید...👇👇👇
@mosut
✅فصل بهشت...
✅در این شماره می خوانیم :
1⃣ معنای جهاد فرهنگی
2⃣ اهداف جهاد فرهنگی
3⃣ پیامی که باید رسانده شود؛ «پیام های جهاد فرهنگی»
4⃣ اصول پیام رسانی و تبلیغ
5⃣ فرصت های «جهاد فرهنگی در دانشگاه».
6⃣ اصولی که باید از وجود آن در عرصه «جهاد فرهنگی» مطلع باشیم.
7⃣ «تشکیلات» از معنا تا عمل.
8⃣ بایسته های اولیه و اصولی در «مدیریت فرهنگی»
9⃣ «ویژگی های مجاهد فرهنگی» چیست...؟!
✅برای دریافت نسخه الکترونیک این ویژه نامه به کانال نشریه بسیج دانشجویی، «مهاجر» بپیوندید...👇👇👇
@mosut
وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
#ال_عمران_104
#فارسی
بايد که از ميان شما گروهی باشند که به خير دعوت کنند و امر به معروف و نهی از منکر کنند اينان رستگارانند
#english
And from among you there should be a party who invite to good and enjoin what is right and forbid the wrong, and these it is that shall be successful.
#france
Que soit issue de vous une communauté qui appelle au bien, ordonne le convenable, et interdit le blâmable. Car ce seront eux qui réussiront.
#german
Aus euch soll eine Gemeinschaft (von Leuten) werden, die zum Guten aufrufen, gebieten, was recht ist, und verbieten, was verwerflich ist. Denen wird es wohl ergehen. 👇chanel ayenegari👇
👇 کانال آیه نگاری👇
@ayenegari
@ayenegari
@ayenegari
#ال_عمران_104
#فارسی
بايد که از ميان شما گروهی باشند که به خير دعوت کنند و امر به معروف و نهی از منکر کنند اينان رستگارانند
#english
And from among you there should be a party who invite to good and enjoin what is right and forbid the wrong, and these it is that shall be successful.
#france
Que soit issue de vous une communauté qui appelle au bien, ordonne le convenable, et interdit le blâmable. Car ce seront eux qui réussiront.
#german
Aus euch soll eine Gemeinschaft (von Leuten) werden, die zum Guten aufrufen, gebieten, was recht ist, und verbieten, was verwerflich ist. Denen wird es wohl ergehen. 👇chanel ayenegari👇
👇 کانال آیه نگاری👇
@ayenegari
@ayenegari
@ayenegari
روزی در یک مراسم مهمانی دست یک پسر بچه که در حال بازی بود در یک گلدان کوچک و بسیار گرانقیمت گیر کرد. هر کاری کرد، نتوانست دستش را از گلدان خارج کند. به ناچار پدرش را به کمک طلبید. اما پدرش هم هر چه تلاش کرد نتوانست دست پسرش را از گلدان خارج کنند. همه بزرگان حاضر در مراسم دور او جمع شده بودند و سعی در کمک به او را داشتند. در نهایت پدر راضی شد گلدان گران قیمت را بشکند تا دست کودک خود را آزاد کند. ناگهان فکری به سرش زد و به پسرش گفت: دستت را باز کن، انگشت هایت را به هم بچسبان و آنها را مثل دست من جمع کن. آن وقت دستت بیرون میآید. پسر گفت: می دانم اما نمی توانم این کار را بکنم. پدر که از این جواب پسرش شگفت زده شده بود پرسید: چرا نمی توانی؟ پسر گفت: اگر این کار را بکنم سکه ای که در مشتم است، بیرون می افتد.
شاید شما و همه حاضران در مهمانی به ساده لوحی آن پسر خندیدید اما واقعیت این است که اگر دقت کنیم می بینیم همه ما در زندگی به بعضی چیزهای کم ارزش چنان می چسبیم که ارزش دارایی های پر ارزشمان را فراموش کرده ایم. آن گلدان با ارزش و گرانقیمت نماد عمر ماست و آن سکه بی ارزش نماد زندگی مادی و بیهوده ماست و آن کودک نماد فکر کوتاه اکثر آدمهاست و آن مراسم مهمانی نماد دنیاست. بله همه ما برای مدت کوتاهی در دنیا مهمان هستیم و چنان غرق زندگی مادی و بیهوده در دنیا شده ایم که غافل از گذشت عمر گرانمایه ،پس تا زنده اید نسبت به خود سخاوتمندتر باشید. زیرا زمانی که وصیت نامه تان را مینویسید.میفهمید: تنها کسی که سهمی از داراییتان ندارد خودتان هستید.
شاید شما و همه حاضران در مهمانی به ساده لوحی آن پسر خندیدید اما واقعیت این است که اگر دقت کنیم می بینیم همه ما در زندگی به بعضی چیزهای کم ارزش چنان می چسبیم که ارزش دارایی های پر ارزشمان را فراموش کرده ایم. آن گلدان با ارزش و گرانقیمت نماد عمر ماست و آن سکه بی ارزش نماد زندگی مادی و بیهوده ماست و آن کودک نماد فکر کوتاه اکثر آدمهاست و آن مراسم مهمانی نماد دنیاست. بله همه ما برای مدت کوتاهی در دنیا مهمان هستیم و چنان غرق زندگی مادی و بیهوده در دنیا شده ایم که غافل از گذشت عمر گرانمایه ،پس تا زنده اید نسبت به خود سخاوتمندتر باشید. زیرا زمانی که وصیت نامه تان را مینویسید.میفهمید: تنها کسی که سهمی از داراییتان ندارد خودتان هستید.
Forwarded from 'اَسراء|Asra'
عکس های جوانی خود را به دیوار زده بود ،جوانی و عمری که برای من و تو گذاشته بود و حاصلش شده بود شیمیایی و بیماری این روزهایش.
🔹دیدار با جانبازان روستای ابر
@asraa_group
🔹دیدار با جانبازان روستای ابر
@asraa_group
Forwarded from 🇮🇷بسیج|Basijsut.ir🇮🇷
http://www.theguardian.com/film/2016/may/22/ken-loach-cannes-2016-palme-dor-win-i-daniel-blake
#کن_لوچ کارگردان بریتانیایی و برندهٔ نخلطلایی بهترین فیلم در جشنوارهٔ کن:
💢 «در دوران ناامیدی است که راستهای افراطی از اوضاع استفاده می کنند. در این شرایط باید اظهار کنیم که نه تنها دنیای دیگری با نظم #دیگری ممکن است، بلکه ضروری است. #نئولیبرالیسم برای ما فاجعه آفریدهاست»
✅#تمدنی_که_در_راه_است...
✅#نئولیبرال_های_وطنی
✅#تمدن_نوین_اسلامی
✅#بسیج_دانشجویی_دانشگاه_صنعتی_شاهرود
@basijsut
#کن_لوچ کارگردان بریتانیایی و برندهٔ نخلطلایی بهترین فیلم در جشنوارهٔ کن:
💢 «در دوران ناامیدی است که راستهای افراطی از اوضاع استفاده می کنند. در این شرایط باید اظهار کنیم که نه تنها دنیای دیگری با نظم #دیگری ممکن است، بلکه ضروری است. #نئولیبرالیسم برای ما فاجعه آفریدهاست»
✅#تمدنی_که_در_راه_است...
✅#نئولیبرال_های_وطنی
✅#تمدن_نوین_اسلامی
✅#بسیج_دانشجویی_دانشگاه_صنعتی_شاهرود
@basijsut
the Guardian
Ken Loach stuns at Cannes 2016 with Palme d'Or win for I, Daniel Blake
The 79-year-old Briton has triumphed at the Cannes film festival for the second time with his welfare state drama, as Andrea Arnold’s American Honey takes third prize and dark horses pick up awards across the board
Forwarded from 🇮🇷بسیج|Basijsut.ir🇮🇷
کانال های مطرح مذهبی فرهنگی دانشگاه صنعتی شاهرود
کانال رسمی بسیج: @basijsut
کانال رسمی هیات فاطمیون: @heyatfatemion
کانال نشریه مهاجر: @mosut
کانال گروه جهادی إسراء: @asraa_group
کانال رسمی بسیج: @basijsut
کانال رسمی هیات فاطمیون: @heyatfatemion
کانال نشریه مهاجر: @mosut
کانال گروه جهادی إسراء: @asraa_group
😁
من دکترا نمیخوانم!
📌از سال ۸۰ که مدرک لیسانسم را با معدلی بالا، از دانشگاه صنعتی شریف گرفتم تا سال ۱۳۸۴ باید دائماً جواب دوستانم را میدادم که چرا فوق لیسانس نمیگیری. دو باری هم کنکور شرکت کردم و با رتبه خوب در دانشگاه خودم قبول شدم اما نرفتم. سال ۸۶ که مدرک کارشناسی ارشد را از دانشگاه شریف گرفتم (با رتبه و معدل بالا) باز امروز، دوستان زیادی می پرسند که چرا ادامه تحصیل نمیدهی و دکترا نمیگیری…
پراکنده در جاهای مختلف جواب داده ام. اما گفتم یک پاسخ تفصیلی اینجا بنویسم…
▪️مقدمه اول:
یک واقعیت وجود دارد. نباید نظام آموزشی، به مسیر رشد و پرورش ما جهت بدهد، این ما هستیم که مسیر رشد خود را انتخاب و ترسیم میکنیم.
شاید سالها بعد، علاوه بر دکترا و پست دکترا، پست پست دکترا، پست پست پست دکترا و … هم در دانشگاه ها شکل گرفت. یعنی ما دیگر باید زندگی خود را تعطیل کنیم و تا دم مرگ به در دانشگاهها دخیل ببندیم؟
هر درجه تحصیلی معنا و مفهوم و کارکردی دارد.
اجازه بدهید که اول در مورد کارشناسی بگوییم.
خود کارشناسی یکی از ترجمه های غلط و طنز آمیز است. کارشناس کسی است که سالها تخصص و تجربه دارد. ما هر کسی که چهار سال در دانشگاه میچرخد و غذای ارزان میخورد و روی صندلی های سفت دانشگاه، مینشیند و اس ام اس بازی میکند و با تقلب در پایان ترم نمره ای می آورد، کارشناس مینامیم!
لیسانس واژه متفاوتی است. لیسانس یعنی مجوز. چیزی مثل جواز کسب!
من وقتی لیسانس مهندسی مکانیک گرفتم، یعنی میتوانم و مجازم با این دانش، امرار معاش کرده و حق دارم در مورد آن حوزه، تا حد دانشم اظهار نظر کنم.
من باید چند سال در آن حوزه کار کنم تا به یک «کارشناس» به معنای واقعی کلمه تبدیل شوم.
به همین دلیل، در عمده کشورهای دنیا، مردم رشته لیسانس خود را با نگرشی به بازار کار و نیازهای روز جامعه، انتخاب می کنند.
فوق لیسانس یا کارشناسی ارشد، برای کسانی است که میخواهند در یک حوزه خاص عمیقتر شوند. عموماً وقتی معنی پیدا میکند که کسی لیسانس خوانده و مدتی در آن حوزه کار کرده و سپس تصمیم میگیرد به دانش خودش در آن حوزه عمق دهد.
مثلاً من مکانیک خوانده ام، سالها در صنعت کار میکنم، میبینم حوزه کنترل و اتوماسیون حوزه جذابی است که دانش من در آن محدود است. به دانشگاه برمیگردم تا دانش خودم را در آن حوزه خاص ارتقاء دهم. طبیعی است کسی میتواند این مقطع را به پایان ببرد که معلومات خود را در حوزه ای با رعایت روش شناسی علمی، به نتایجی کاربردی تبدیل کرده و گزارشی از این فعالیت (تحت عنوان تز یا مقاله) ارائه نماید.
دکترا برای کسانی است که رسالت خود را تولید علم و پیشبرد مرز دانش جهان در یک حوزه تخصصی می دانند.
▪️مقدمه دوم:
اما در ایران تعریف متفاوتی در ذهن مردم است. همه فکر میکنند تا جایی که وقت و استعداد دارند باید این مقاطع را درست یکی پس از دیگری ادامه دهند!
کارکرد اصلی هم، نه دغدغه توسعه دانش و مهارت فردی است و نه پیشرفت علم. عمدتاً یک عنوان است.
این را از اینجا میفهمم که میبینم برخی دوستانم در دوره دکترا، درد دل میکنند که باید هر هفته یک مقاله بخوانند! این خود نشان میدهد که مقاله خواندن، یک «درد» است نه «غذایی برای یک روح گرسنه علم».
اما حالا دلایل من:
- ما در شرایط امروز کشور، در عمده رشته ها – نمیگویم همه. میگویم عمده – مصرف کننده دانش تولیدی جهان هستیم یا اگر هم نیستیم بی دلیل دست به تولید دانش زده ایم (فقط برای حفظ پرستیژ کشور و رتبه های علمی). ما هنوز یک مصرف کننده صحیح هم نیستیم. به همین دلیل مدرک کارشناسی هم، زیادتر از نیازمان است.
شاید به همین دلیل مسئولان امر، ده ها واحد درس عمومی را به مجموعه دروس دانشگاهی افزوده اند تا این چهار سال به هر حال به شکلی پر شود!
من کارخانه های بنز و بی ام و و برخی از برترین صنایع دنیا را از نزدیک میشناسم و بارها بازدید کرده ام. مرکز طراحی آنها پر از کسانی است که لیسانس (یا به قول آنها دیپلم مهندسی) دارند و یکی دو نفر دکتر هم برا ی پرستیژ به مدیریت برخی واحدها منصوب شده اند. من نمیفهمم اگر تولید بنز با لیسانس ممکن است چرا داشتن انبوهی فوق لیسانس و دکترا، به مونتاژ پژو منجر شده است!
- در بسیاری از حوزه ها ما هنوز Generalist هم نداریم پس چرا باید به دنبال Specialist برویم.
🔷🔹🔹به قلم «مهندس شبانعلی»
@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
من دکترا نمیخوانم!
📌از سال ۸۰ که مدرک لیسانسم را با معدلی بالا، از دانشگاه صنعتی شریف گرفتم تا سال ۱۳۸۴ باید دائماً جواب دوستانم را میدادم که چرا فوق لیسانس نمیگیری. دو باری هم کنکور شرکت کردم و با رتبه خوب در دانشگاه خودم قبول شدم اما نرفتم. سال ۸۶ که مدرک کارشناسی ارشد را از دانشگاه شریف گرفتم (با رتبه و معدل بالا) باز امروز، دوستان زیادی می پرسند که چرا ادامه تحصیل نمیدهی و دکترا نمیگیری…
پراکنده در جاهای مختلف جواب داده ام. اما گفتم یک پاسخ تفصیلی اینجا بنویسم…
▪️مقدمه اول:
یک واقعیت وجود دارد. نباید نظام آموزشی، به مسیر رشد و پرورش ما جهت بدهد، این ما هستیم که مسیر رشد خود را انتخاب و ترسیم میکنیم.
شاید سالها بعد، علاوه بر دکترا و پست دکترا، پست پست دکترا، پست پست پست دکترا و … هم در دانشگاه ها شکل گرفت. یعنی ما دیگر باید زندگی خود را تعطیل کنیم و تا دم مرگ به در دانشگاهها دخیل ببندیم؟
هر درجه تحصیلی معنا و مفهوم و کارکردی دارد.
اجازه بدهید که اول در مورد کارشناسی بگوییم.
خود کارشناسی یکی از ترجمه های غلط و طنز آمیز است. کارشناس کسی است که سالها تخصص و تجربه دارد. ما هر کسی که چهار سال در دانشگاه میچرخد و غذای ارزان میخورد و روی صندلی های سفت دانشگاه، مینشیند و اس ام اس بازی میکند و با تقلب در پایان ترم نمره ای می آورد، کارشناس مینامیم!
لیسانس واژه متفاوتی است. لیسانس یعنی مجوز. چیزی مثل جواز کسب!
من وقتی لیسانس مهندسی مکانیک گرفتم، یعنی میتوانم و مجازم با این دانش، امرار معاش کرده و حق دارم در مورد آن حوزه، تا حد دانشم اظهار نظر کنم.
من باید چند سال در آن حوزه کار کنم تا به یک «کارشناس» به معنای واقعی کلمه تبدیل شوم.
به همین دلیل، در عمده کشورهای دنیا، مردم رشته لیسانس خود را با نگرشی به بازار کار و نیازهای روز جامعه، انتخاب می کنند.
فوق لیسانس یا کارشناسی ارشد، برای کسانی است که میخواهند در یک حوزه خاص عمیقتر شوند. عموماً وقتی معنی پیدا میکند که کسی لیسانس خوانده و مدتی در آن حوزه کار کرده و سپس تصمیم میگیرد به دانش خودش در آن حوزه عمق دهد.
مثلاً من مکانیک خوانده ام، سالها در صنعت کار میکنم، میبینم حوزه کنترل و اتوماسیون حوزه جذابی است که دانش من در آن محدود است. به دانشگاه برمیگردم تا دانش خودم را در آن حوزه خاص ارتقاء دهم. طبیعی است کسی میتواند این مقطع را به پایان ببرد که معلومات خود را در حوزه ای با رعایت روش شناسی علمی، به نتایجی کاربردی تبدیل کرده و گزارشی از این فعالیت (تحت عنوان تز یا مقاله) ارائه نماید.
دکترا برای کسانی است که رسالت خود را تولید علم و پیشبرد مرز دانش جهان در یک حوزه تخصصی می دانند.
▪️مقدمه دوم:
اما در ایران تعریف متفاوتی در ذهن مردم است. همه فکر میکنند تا جایی که وقت و استعداد دارند باید این مقاطع را درست یکی پس از دیگری ادامه دهند!
کارکرد اصلی هم، نه دغدغه توسعه دانش و مهارت فردی است و نه پیشرفت علم. عمدتاً یک عنوان است.
این را از اینجا میفهمم که میبینم برخی دوستانم در دوره دکترا، درد دل میکنند که باید هر هفته یک مقاله بخوانند! این خود نشان میدهد که مقاله خواندن، یک «درد» است نه «غذایی برای یک روح گرسنه علم».
اما حالا دلایل من:
- ما در شرایط امروز کشور، در عمده رشته ها – نمیگویم همه. میگویم عمده – مصرف کننده دانش تولیدی جهان هستیم یا اگر هم نیستیم بی دلیل دست به تولید دانش زده ایم (فقط برای حفظ پرستیژ کشور و رتبه های علمی). ما هنوز یک مصرف کننده صحیح هم نیستیم. به همین دلیل مدرک کارشناسی هم، زیادتر از نیازمان است.
شاید به همین دلیل مسئولان امر، ده ها واحد درس عمومی را به مجموعه دروس دانشگاهی افزوده اند تا این چهار سال به هر حال به شکلی پر شود!
من کارخانه های بنز و بی ام و و برخی از برترین صنایع دنیا را از نزدیک میشناسم و بارها بازدید کرده ام. مرکز طراحی آنها پر از کسانی است که لیسانس (یا به قول آنها دیپلم مهندسی) دارند و یکی دو نفر دکتر هم برا ی پرستیژ به مدیریت برخی واحدها منصوب شده اند. من نمیفهمم اگر تولید بنز با لیسانس ممکن است چرا داشتن انبوهی فوق لیسانس و دکترا، به مونتاژ پژو منجر شده است!
- در بسیاری از حوزه ها ما هنوز Generalist هم نداریم پس چرا باید به دنبال Specialist برویم.
🔷🔹🔹به قلم «مهندس شبانعلی»
@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
#یادداشت
🔸🔸🔸خدا هم گفت🔸🔸🔸
🔸بعضیا میگن روزه بگیری کلیه هات بهتر کار می کنن، مغزت بهتر درک می کنه، معده ات خودشو ترمیم می کنه، بعضیام که خب میگن روزه بگیری، دلت صاف میشه، چشمات پاک میشه، اراده ت محکم میشه، زندگیت پر برکت میشه و ....
اما کم کم دارم می ترسم که روزه گرفتن ما برای همین چیزا بشه.
روزه برای سلامتی - غسل جنابت برای سلامتی - نماز برای سجده که سجده برای سلامتی - و...
و این یعنی اگر راهی پیدا شد که این سلامت بهتر کسب شود، احکام دینی عمرش به سر می رسد.
ولی بنظر شما این اشتباه نیست که احکام عبادی دینمان را به آثار مشهودش و آن آثار را به صحت جسمی تقلیل بدهیم؟
مگر نه این است که جن و انس را برای بندگی کردن (لیعبدون) آفرید؟
پس این دلایل و مستندات از سلامت روح و جسم را (هر چند صحیح و منطقی) دلیل حفظ دینداری مان نکنیم.
ما آفریده شده ایم تا بندگی کنیم.
روزه هم یکی از دهها دریچه ی رو به روشنایی درگاه حق.
و شاید بزرگترین دریچه...
ادامه دارد...
#مبین_الدین_مردانی
@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
🔸🔸🔸خدا هم گفت🔸🔸🔸
🔸بعضیا میگن روزه بگیری کلیه هات بهتر کار می کنن، مغزت بهتر درک می کنه، معده ات خودشو ترمیم می کنه، بعضیام که خب میگن روزه بگیری، دلت صاف میشه، چشمات پاک میشه، اراده ت محکم میشه، زندگیت پر برکت میشه و ....
اما کم کم دارم می ترسم که روزه گرفتن ما برای همین چیزا بشه.
روزه برای سلامتی - غسل جنابت برای سلامتی - نماز برای سجده که سجده برای سلامتی - و...
و این یعنی اگر راهی پیدا شد که این سلامت بهتر کسب شود، احکام دینی عمرش به سر می رسد.
ولی بنظر شما این اشتباه نیست که احکام عبادی دینمان را به آثار مشهودش و آن آثار را به صحت جسمی تقلیل بدهیم؟
مگر نه این است که جن و انس را برای بندگی کردن (لیعبدون) آفرید؟
پس این دلایل و مستندات از سلامت روح و جسم را (هر چند صحیح و منطقی) دلیل حفظ دینداری مان نکنیم.
ما آفریده شده ایم تا بندگی کنیم.
روزه هم یکی از دهها دریچه ی رو به روشنایی درگاه حق.
و شاید بزرگترین دریچه...
ادامه دارد...
#مبین_الدین_مردانی
@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
حقیقت روزه🔅
حقیقت روزه نه فقط امساک*در خوردن و آشامیدن و امثال آن هاست، بلکه امساک اعضاء و جوارح از جمیع بدیها و تجاوزات و امساک دل از غیر توجّه به خداست.
📚کتاب نورملکوت روزه ص۳۱
#نورملکوت_روزه #روزه #ماه_رمضان
ــــــــــــــ
*امساک:نگاه داشتن،خودداری
@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
حقیقت روزه نه فقط امساک*در خوردن و آشامیدن و امثال آن هاست، بلکه امساک اعضاء و جوارح از جمیع بدیها و تجاوزات و امساک دل از غیر توجّه به خداست.
📚کتاب نورملکوت روزه ص۳۱
#نورملکوت_روزه #روزه #ماه_رمضان
ــــــــــــــ
*امساک:نگاه داشتن،خودداری
@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
🔸خودم را گول نمیزنم!
یقین دارم.
مثل خورشید ظهر تابستان که نمیشود نورش را منکر شد؛
جمهوری اسلامی را نه دشمن خارجی و در یک جنگ نظامی مغلوب میکند،
و نه جریانات شبه روشنفکری غربزده دانشگاهی داخلی سرنگونش خواهد کرد.
و نه اپوزوسیون های حقیر هم وطن و هم زبان!
.
اگر به همین منوال جلو رود، جمهوری اسلامی را همان جریانی که در به وجود آوردنش نقش کلیدی داشته خواهد فروپاشاند!
.
عمامه به سرهایی که نفوذشان در خیلی جاها را میتوان دید!
از متحجرین منجمد الفکرشان تا آنگلوفیل و آمریکوفیل هایی که توهم روشنفکری و اسلام رحمانی دارند!
.
فروپاشی نه به معنای تغییر نام و عنوان جمهوری اسلامی، بلکه به معنی تغییر بنیادین روش ها و منش های اصیل انقلاب اسلامی و تبدیل شدن جمهوری اسلامی به یک سیستم لیبرالِ اباحه گرای در راستای جریان و اهداف استکبار جهانی!!!
.
انقلاب اسلامی رسول الله(ص) بیش از هزار و چهارصد سال پیش آغاز شده و در این دوران، حفظ و حراست و بسط و گسترشش را در قالب جمهوری اسلامی ایران به دست این مردم و در جغرافیای ایران داده است.
.
خودمان را گول نزنیم!
خدا برای حفظ دین و حق و حقیت، لَنگ من و تو نیست!
چک سفید امضاء هم به ایران و ایرانی جماعت برای پرچمداری اسلام ناب محمدی(ص) نداده!
خدا خوب بلد است دینش را حفظ کند، و این کلام حق را در قرآن هم آورده.
.
خودمان را گول نزنیم!
.
الناس علی دین ملوکهم...
.
و خدایا...
خودت برس به درد دل ولی و امام مسلمین، که نایب امام غایب از چشمان امثال من گنهکار است.
امامِ معصوم حی و حاضر...
.
.
پی نوشت: من انقلاب اسلامی را نرمافزار (مبانی نظری و تئوریک) و جمهوری اسلامی را سخت افزار (سیستم اجرایی این مبانی) میدانم.
متأسفانه در حال حاضر در بسیاری از شئون، سخت افزار موجود، توانایی اجرای قدرتمند نرم افزار را ندارد!
.
.
#مهدی_نیکخواه
@nikkhah_ir
@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
یقین دارم.
مثل خورشید ظهر تابستان که نمیشود نورش را منکر شد؛
جمهوری اسلامی را نه دشمن خارجی و در یک جنگ نظامی مغلوب میکند،
و نه جریانات شبه روشنفکری غربزده دانشگاهی داخلی سرنگونش خواهد کرد.
و نه اپوزوسیون های حقیر هم وطن و هم زبان!
.
اگر به همین منوال جلو رود، جمهوری اسلامی را همان جریانی که در به وجود آوردنش نقش کلیدی داشته خواهد فروپاشاند!
.
عمامه به سرهایی که نفوذشان در خیلی جاها را میتوان دید!
از متحجرین منجمد الفکرشان تا آنگلوفیل و آمریکوفیل هایی که توهم روشنفکری و اسلام رحمانی دارند!
.
فروپاشی نه به معنای تغییر نام و عنوان جمهوری اسلامی، بلکه به معنی تغییر بنیادین روش ها و منش های اصیل انقلاب اسلامی و تبدیل شدن جمهوری اسلامی به یک سیستم لیبرالِ اباحه گرای در راستای جریان و اهداف استکبار جهانی!!!
.
انقلاب اسلامی رسول الله(ص) بیش از هزار و چهارصد سال پیش آغاز شده و در این دوران، حفظ و حراست و بسط و گسترشش را در قالب جمهوری اسلامی ایران به دست این مردم و در جغرافیای ایران داده است.
.
خودمان را گول نزنیم!
خدا برای حفظ دین و حق و حقیت، لَنگ من و تو نیست!
چک سفید امضاء هم به ایران و ایرانی جماعت برای پرچمداری اسلام ناب محمدی(ص) نداده!
خدا خوب بلد است دینش را حفظ کند، و این کلام حق را در قرآن هم آورده.
.
خودمان را گول نزنیم!
.
الناس علی دین ملوکهم...
.
و خدایا...
خودت برس به درد دل ولی و امام مسلمین، که نایب امام غایب از چشمان امثال من گنهکار است.
امامِ معصوم حی و حاضر...
.
.
پی نوشت: من انقلاب اسلامی را نرمافزار (مبانی نظری و تئوریک) و جمهوری اسلامی را سخت افزار (سیستم اجرایی این مبانی) میدانم.
متأسفانه در حال حاضر در بسیاری از شئون، سخت افزار موجود، توانایی اجرای قدرتمند نرم افزار را ندارد!
.
.
#مهدی_نیکخواه
@nikkhah_ir
@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
🔶🔶🔶حق🔶🔶🔶
آن قدر غرق در دنیای تکنولوژی شدیم که مطمئنیم گوشی موبایل ما به ما چسبیده و هر جا که لازم داشته باشیم راحت از آن استفاده می کنیم. این برای یک قشر ضرر اندر ضرر است. آن قشری که از ترس اینکه مورد سوال واقع شوند کتاب می خواندند و حالا در کانال یک کتابسرا عضوند و خیالشان به همان دلیل ابتدای متن؛ راحت.
اینطوری همه ی ما حماله الکتب هایی می شویم که از هر کتاب به مثابه ی جرعه ای از دریا نوشیده ایم... تشنه تر شده ایم ولی تشنگی مان به سمت مطالعه سوق مان نداده...
به سمت کانال آن کتاب سوق داده شده ایم... اگر Join را زده باشیم...
و همه حالا فکر می کنیم کسی شده ایم برای خودمان (... وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلي شَيْءٍ ...) قسمتی از آیه هجدهم سوره مبارکه مجادله
و بعد به دنبال این ظن خودمان، هر کاری که بکنیم می شود بهترین کار دنیا در نظر ما (...وَهُم يَحسَبونَ أَنَّهُم يُحسِنونَ صُنعًا) آیه 104 سوره مبارکه کهف
#مبین_الدین_مردانی
https://telegram.me/mosut/290
آن قدر غرق در دنیای تکنولوژی شدیم که مطمئنیم گوشی موبایل ما به ما چسبیده و هر جا که لازم داشته باشیم راحت از آن استفاده می کنیم. این برای یک قشر ضرر اندر ضرر است. آن قشری که از ترس اینکه مورد سوال واقع شوند کتاب می خواندند و حالا در کانال یک کتابسرا عضوند و خیالشان به همان دلیل ابتدای متن؛ راحت.
اینطوری همه ی ما حماله الکتب هایی می شویم که از هر کتاب به مثابه ی جرعه ای از دریا نوشیده ایم... تشنه تر شده ایم ولی تشنگی مان به سمت مطالعه سوق مان نداده...
به سمت کانال آن کتاب سوق داده شده ایم... اگر Join را زده باشیم...
و همه حالا فکر می کنیم کسی شده ایم برای خودمان (... وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلي شَيْءٍ ...) قسمتی از آیه هجدهم سوره مبارکه مجادله
و بعد به دنبال این ظن خودمان، هر کاری که بکنیم می شود بهترین کار دنیا در نظر ما (...وَهُم يَحسَبونَ أَنَّهُم يُحسِنونَ صُنعًا) آیه 104 سوره مبارکه کهف
#مبین_الدین_مردانی
https://telegram.me/mosut/290
Telegram
دوهفته نامه مهاجر
@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
آقاجون، صبح های زود اذان می گفت. وضو که می گرفت، می ایستاد وسط حیاط، دست می گذاشت کنار گوشش. بلند می گفت: الله اکبر. تشدید روی «ل» الله را محکم می گفت و «بَر» را یک جوری غمگین و بریده ناله می زد که دل آدم کنده می شد.
بعد از دانشگاه که برگشته بودم توی آن خانه قدیمی، هر روز با صدای اذانش بیدار می شدم. وسط های اذان، صدای چوب مامان بزرگ می آمد که می کوبید روی دریچه کولر تا من - که توی طبقه بالا خوابیده بودم - بیدار شوم. من هم چند باری پاشنه پایم را می کوبیدم زمین یعنی که بیدارم ولی از جایم تکان نمی خوردم. دو دقیقه نشده، دوباره چوبش را می کوبید روی دریچه کولر. داد می زد: «همساده نماز.»
بیشتر وقت ها بلند می شدم، وضو می گرفتم و دو سوته نماز می خواندم. بعضی وقت ها تنبلی ام می آمد. می رفتم جلوی شیر آب، ادای وضو گرفتن در می آوردم، بر می گشتم بالا و صاف می رفتم توی تشک. بعد از چند هفته ، مامان بزرگ شروع کرد به بونه گیری: «مرد باید نماز صبح رو بلند بخونه. ببین آقاجونت چه نمازی می خونه.» «ولضالین.» الف ضالین را حسابی می کشید و بلافاصله پشت سرش می گفت: «بسم الله الرحمن الرحیم. قل...»
بازی عوض شده بود. با صدای چوب مامان بزرگ، می آمدم پایین، جلوی دستشویی، دست هایم را تا آرنج خیس می کردم، به پیشانی ام جوری آب می زدم که خوابم نپرد، با نوک انگشت مسح سر و پا می کشیدم و بعد پله ها را می دویدم تا بالا. توی اتاق بلند می گفتم «الله اکبر. بسم الله...» بعد می رفتم توی تشک. چند باری پیس پیس می کردم. ولضالین را می کشیدم و دوباره بسم الله. بعد سرم را می کردم زیر پتو. هوا خنک بود. انقدر دست هایم را ها می کردم تا خوابم ببرد. مامان بزرگ دوباره بونه گرفت که «صدای دولا راست شدنت نمی آد. نشسته نماز می خونی؟»
به بازی ام، یک قسمت دیگر اضافه شد. هر الله اکبری که می گفتم، دست هایم را توی هوا تکان می دادم که تلق تلق کند. بعد آرام پاشنه پایم را می کوبیدم زمین که مثلن سجده رفته ام. یک ماه نشده گیر داد «بعد از نماز تسبیحات بگو کارهات پیش بره.» یک جوری چشم هاش می لرزید که نمی توانستم نه بگویم. سی و چهار مرتبه می گفتم «اَلَک.» سی و سه بار یک کلمه گنگ که صدای «ح» اش در بیاید جای «الحمدلله» و بعد سی و سه بار دیگر «سوب. سوب» می کردم. بعد می خوابیدم. تا مدت ها نمازم این شکلی بود. با وضوی اختراعی، صداهایی که از خودم در می آوردم، دست و پایی که در هوا تکان می دادم و تسبیحاتی که کارهایم را پیش نمی برد.
دیشب دوباره خواب مامان بزرگ را دیدم. صبح زود بود. صدای اذان گفتن آقاجون از توی حیاط می آمد. داشتم الکی وضو می گرفتم که یک هو آمد پشت سرم. گفت: «قبول باشه ننه. سر نمازهات ما رو هم دعا کن.» کلی خجالت کشیدم. بعد صدای آقاجون آمد که ولضالین را می کشید. بعد خودم را دیدم که بچه شده ام، زیر پتو خوابیده ام و پیس پیس می کنم. از جا بلند شدم و دویدم پایین. توی پله ها داد زدم : «مامان بزرگ، می خوام یه اعترافی بکنم.» هیچ کس توی اتاق نبود. فقط انگار یکی همه قاب عکس ها را گردانده بود که نماز بخواند. از در و دیوار صدای تسبیحات می آمد....
#مرتضی_برزگر
@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
بعد از دانشگاه که برگشته بودم توی آن خانه قدیمی، هر روز با صدای اذانش بیدار می شدم. وسط های اذان، صدای چوب مامان بزرگ می آمد که می کوبید روی دریچه کولر تا من - که توی طبقه بالا خوابیده بودم - بیدار شوم. من هم چند باری پاشنه پایم را می کوبیدم زمین یعنی که بیدارم ولی از جایم تکان نمی خوردم. دو دقیقه نشده، دوباره چوبش را می کوبید روی دریچه کولر. داد می زد: «همساده نماز.»
بیشتر وقت ها بلند می شدم، وضو می گرفتم و دو سوته نماز می خواندم. بعضی وقت ها تنبلی ام می آمد. می رفتم جلوی شیر آب، ادای وضو گرفتن در می آوردم، بر می گشتم بالا و صاف می رفتم توی تشک. بعد از چند هفته ، مامان بزرگ شروع کرد به بونه گیری: «مرد باید نماز صبح رو بلند بخونه. ببین آقاجونت چه نمازی می خونه.» «ولضالین.» الف ضالین را حسابی می کشید و بلافاصله پشت سرش می گفت: «بسم الله الرحمن الرحیم. قل...»
بازی عوض شده بود. با صدای چوب مامان بزرگ، می آمدم پایین، جلوی دستشویی، دست هایم را تا آرنج خیس می کردم، به پیشانی ام جوری آب می زدم که خوابم نپرد، با نوک انگشت مسح سر و پا می کشیدم و بعد پله ها را می دویدم تا بالا. توی اتاق بلند می گفتم «الله اکبر. بسم الله...» بعد می رفتم توی تشک. چند باری پیس پیس می کردم. ولضالین را می کشیدم و دوباره بسم الله. بعد سرم را می کردم زیر پتو. هوا خنک بود. انقدر دست هایم را ها می کردم تا خوابم ببرد. مامان بزرگ دوباره بونه گرفت که «صدای دولا راست شدنت نمی آد. نشسته نماز می خونی؟»
به بازی ام، یک قسمت دیگر اضافه شد. هر الله اکبری که می گفتم، دست هایم را توی هوا تکان می دادم که تلق تلق کند. بعد آرام پاشنه پایم را می کوبیدم زمین که مثلن سجده رفته ام. یک ماه نشده گیر داد «بعد از نماز تسبیحات بگو کارهات پیش بره.» یک جوری چشم هاش می لرزید که نمی توانستم نه بگویم. سی و چهار مرتبه می گفتم «اَلَک.» سی و سه بار یک کلمه گنگ که صدای «ح» اش در بیاید جای «الحمدلله» و بعد سی و سه بار دیگر «سوب. سوب» می کردم. بعد می خوابیدم. تا مدت ها نمازم این شکلی بود. با وضوی اختراعی، صداهایی که از خودم در می آوردم، دست و پایی که در هوا تکان می دادم و تسبیحاتی که کارهایم را پیش نمی برد.
دیشب دوباره خواب مامان بزرگ را دیدم. صبح زود بود. صدای اذان گفتن آقاجون از توی حیاط می آمد. داشتم الکی وضو می گرفتم که یک هو آمد پشت سرم. گفت: «قبول باشه ننه. سر نمازهات ما رو هم دعا کن.» کلی خجالت کشیدم. بعد صدای آقاجون آمد که ولضالین را می کشید. بعد خودم را دیدم که بچه شده ام، زیر پتو خوابیده ام و پیس پیس می کنم. از جا بلند شدم و دویدم پایین. توی پله ها داد زدم : «مامان بزرگ، می خوام یه اعترافی بکنم.» هیچ کس توی اتاق نبود. فقط انگار یکی همه قاب عکس ها را گردانده بود که نماز بخواند. از در و دیوار صدای تسبیحات می آمد....
#مرتضی_برزگر
@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
♦️نمک شناسی
جمله نمک خوردن و نمک دان شکستن را همه مان شنیده ایم و نیک می دانیم محل استفاده اش کجاست. فردی را پروبال دهی و تیمارش کنی و لطفی در حقش داشته باشی و آن فرد در عوضش خیانتی ،بدی در حقت انجام دهد . این اصطلاح در گذشته خریدار زیاد داشته یعنی حرمت نمک را نگه می داشتند و هنوز نمک مثل خیلی چیزهای دیگر بی حرمت نبود.
در احوالات یعقوب لیث صفاری دلاور سیستانی آورده اند که شبی به خزانه شاه دستبرد زد و گروه مشغول جمع آوری خزانه و مایحتوایش بودند که از قضا یعقوب دست بر تکه شی سفیدی برده و آن را چشید و فهمید نمک است یارانش را فرمان داد که دست نگه دارید که ما نمک خور سفره شاه شدیم و از همان راه که آمده بودند بازگشتند و فردا روز شاه و درباریانش پس از مشاهده واقعه دستور به جستجوی دادند و القصه یعقوب عزیز شاه شد . خود روزی به شاهی رسید.بگذریم که در وضع کنونی جامع مان ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان جایش را به همین جمله جناب یعقوب لیث داده است .
سرگذشت ما با خدا هم همین است نان خدا را می خوریم و دستوارت یا بهتر بگویم وسوسه های شطان را عملی می کنیم . زیر بیرق چه کسی سینه می زنیم خدا داند. خوب است به این فکر کنیم که خدا مرام می گذارد و کاریمان ندارد بی چشم رویی نکنیم . نان و رزق خدا را خوردن و نمک خورده او شدن اما با شیطان بودن نامردی و نمک نشناسی نیست.؟!
#جواد_فایضی
@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
جمله نمک خوردن و نمک دان شکستن را همه مان شنیده ایم و نیک می دانیم محل استفاده اش کجاست. فردی را پروبال دهی و تیمارش کنی و لطفی در حقش داشته باشی و آن فرد در عوضش خیانتی ،بدی در حقت انجام دهد . این اصطلاح در گذشته خریدار زیاد داشته یعنی حرمت نمک را نگه می داشتند و هنوز نمک مثل خیلی چیزهای دیگر بی حرمت نبود.
در احوالات یعقوب لیث صفاری دلاور سیستانی آورده اند که شبی به خزانه شاه دستبرد زد و گروه مشغول جمع آوری خزانه و مایحتوایش بودند که از قضا یعقوب دست بر تکه شی سفیدی برده و آن را چشید و فهمید نمک است یارانش را فرمان داد که دست نگه دارید که ما نمک خور سفره شاه شدیم و از همان راه که آمده بودند بازگشتند و فردا روز شاه و درباریانش پس از مشاهده واقعه دستور به جستجوی دادند و القصه یعقوب عزیز شاه شد . خود روزی به شاهی رسید.بگذریم که در وضع کنونی جامع مان ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان جایش را به همین جمله جناب یعقوب لیث داده است .
سرگذشت ما با خدا هم همین است نان خدا را می خوریم و دستوارت یا بهتر بگویم وسوسه های شطان را عملی می کنیم . زیر بیرق چه کسی سینه می زنیم خدا داند. خوب است به این فکر کنیم که خدا مرام می گذارد و کاریمان ندارد بی چشم رویی نکنیم . نان و رزق خدا را خوردن و نمک خورده او شدن اما با شیطان بودن نامردی و نمک نشناسی نیست.؟!
#جواد_فایضی
@mosut
@basijsut
کانال مهاجر نقد ها و یادداشت های فرهنگی و اجتماعی شما را منعکس می کند...
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
ارسال مطالب:
mohajer.mag@chmail.ir
@basij_sut
@ali_lonbar
Forwarded from خبرگزاری فارس
استاد حمید سبزواری "پدر شعر انقلاب" و سراینده آثار مشهور و ماندنی دوران انقلاب و دفاع مقدس ساعاتی پیش درگذشت./فارس
@farsna
@farsna
