حتی تاریکترین نقطه زندگی میتواند در آینده نقطه قوت زندگی یک نفر محسوب شود و همان نقطه سیاه، رنگ بگیرد و به یکی از زیباترین تابلوهای پر نقشونگار زندگی وی تبدیل شود! باور کنید.
آلن هیوز
#جمله_درمانی
☘ @mosut
آلن هیوز
#جمله_درمانی
☘ @mosut
در یک تقسیم کار حرفه ای
حجاب
دراویش
دختران خیابان انقلاب
ری استارت
و ...
را طرح میکنند
تا
کسی از
#قیمت_دلار
نپرسد...
@channel_HARF
حجاب
دراویش
دختران خیابان انقلاب
ری استارت
و ...
را طرح میکنند
تا
کسی از
#قیمت_دلار
نپرسد...
@channel_HARF
📝📝📝
بسم الله.
کراش یابی؛ توهم؛ امنیت روانی و سایر قضایا
کم و زیاد؛ دور و نزدیک با افکار و اندیشه هایی درگیر بوده ایم که ذهن ما را به خود مشغول کرده و ساعت ها و روز های خود را با فکر کردن راجع به آن مساله سپری کرده ایم.
مقدمه ای کوتاه و شاید خارج از حوصله خواهران و برادران خود عرض میکنم و درنهایت اصل قصه.
ابعاد وجودی انسان از ۴ ساحت تشکیل شده است. حس؛ خیال؛ عقل و قلب. همه نیز مخلوق خداوند و از الزامات رشد و تعالی انسان. هرکدام از این ۴ ساحت در سطح و موقعیت خاص خود و درکنار دیگر ساحات باید بکار گرفته شود تا با انسانی متوازن و امیدوار به رشد و تکامل مواجه باشیم.
حس مشخصا ۵ جزء است. شنوایی بویایی دیداری چشایی و لامسه. ارتباط برقرار کردن و ادراک از طریق حس زمان بر و طولانی است چرا که در احساس وابستگی جسمانی داریم و ارتباطات نیازمند منتقل شدن از مولکول ها و سلول ها هستند .
خیال اما نیرویی است که «معانی جزئی و غیر حسی مانند علاقه به فرزند یا تمایل به جنس مخالف و یا مخاطب خاص» را درک میکند. این علاقه و تمایل از امور حسی و کلی نیست و حواس ظاهری و «عقل» نمیتوانند آن را درک کنند.
در بهره مندی از قوه خیال؛ وابستگی جسمانی حذف شده و ادراک سرعت بسیاربالایی می گیرد. به نحوی که حضور جسمانی شما تا شهر مشهد قریب به ۶ ساعت طول می کشد اما با قوه خیال کمتر از آنی خود را در شهر مشهد متصور می شوید. همین ویژگی عاملی است که تعیین چارچوب و محدودیت برای سیر و بهره مندی از این قوه با دشواری های جدی مواجه باشد؛ مگر با تربیت کردن این قوه و رعایت حدود و مرز ها.
عقل نیز که تقریبا معرف حضور همه دوستان می باشد! و نیازی به معرفی نیست. البته عقل با فکر متفاوت بوده و قوه سنجش درست و غلط افکار را عقل می خوانند.
اما ساحت چهارم که مهمترین بخش وجود انسان است ساحت قلب است. قلب حرم خداست و محل عرفان و شهود. انسان کامل در معنای اصیل خود با سه پای احساس و خیال و عقل پا در سرزمین قلب می گذارد و از این زمین حاصلخیز روی به آسمان خواهد داشت. تجربه های اصیل معنوی و روحانی بشر در ساخت قلب رخ می دهند و عرفا از قلب پرباری سرشار بوده اند.
تمام هنرمندی تمدن مادی غرب تمرکز و توجه بیش از حد مجاز بر قوه تخیل بشری است. تبدیل انسان از موجودی که به تناسب هم احساسات دارد و هم تخیلات و هم عقلانیت و در نقطه آرمانی خود به شهود در عرصه قلب می رسد؛ به موجودی که هنرمندی اش در پرورش شبه قهرمان هایی است که جز در تخیلات سینمایی و داستانی فضای ظهور و بروز ندارند.
اما سخن اصلی.
یک انسان معتدل و سالم هر یک از چهار ساحت را به اندازه و وزن صحیحش ضریب می دهد و برایش اهمیت قائل است.
نکته اینجاست که تربیت بدون مبنا و منطق عقلانی در هر یک از این ۴ ساحت؛ مقدمات خروج از احوال انسانی را فراهم می سازد.
مثلا اتکای بیش از حد بر احساسات پنج گانه به اثبات گرایی تجربی (پوزیتیویسم) خواهد انجامید که مایه ای از انحراف بشر مدرن است.
حال فرو رفتن در قوه وهم و خیال و پر و بال دادن بیش از حد؛ آن هم در زمینه ای که در تیتر سخن عرض شد جز تبدیل ما به انسان متوهم چیزی نخواهد داشت.
برداشت های کاملا بدون مبنا و منطق از رفتار های عادی دیگران و انتساب مفهومِ پاک؛ مقدس و متعالی عشق به آن رفتار(صاحب آن رفتار) فارغ از وجود حداقل شناختی فی مابین. وصف این انسان را جز متوهم خیالپرداز چه می توان دانست؟!
یک نفر عاشق چای ریختن مخاطب خاصش در بوفه می شود؛ دیگری همزمانی کلاس تربیت بدنی خودش و آزمایشگاه کراشش را عامل و دلیل می داند!
توهم روی توهم!
انباشت این احساسات و تمایلات وتخیلات بدون منطق و عقلانیت اما به همین نیمچه کنش مجازی در کانال تلگرامی کذا و توییتر ختم نخواهد شد. این مساله عامل زدود امنیت روانی شخص خواهد بود. حین مطالعه؛ کلاس درس؛ ورزش و مع الاسف باید گفت حتی در رخت خواب؛ اوهام خودساخته دست از افکار و اندیشه ها نخواهد شست.
باید فکری کرد و البته هرکس برای خود و منفعت شخصی خود. که معصوم فرمود اعوذ بالله من نفس لایشبع.
پناه می برم به خدا از نفسی که سیری ناپذیر است.
این آبی که به امید رفع عطش می نوشیم؛ جز آب دریا نیست.
به قول آن دیگر ترانه سرا که «عطش می زاید این باده!». عشقی که آرامش بخش نباشد و هر دم عطش را افزون کند؛ با کدام معادله ی منطقی مورد پذیرش است؟!
تیزی کلام این برادرتان را به رسالت نقد و کرامت خود ببخشایید که دیدن کژی ها و دم برنیاوردن از اخلاق و انسانیت به دور است.
به امید آرامش و نشاط و خوشبختی برای یکایک انسان های روی زمین.
به قول جناب صائب تبریزی:
خبر ز عشق حقیقی ندارد آن غافل؛
که زندگیش به عشق مجاز می گذرد...
#علی_فیض_اللهی✍
#یادداشت 📝
مهاجر نقدها و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌱 @mosut
بسم الله.
کراش یابی؛ توهم؛ امنیت روانی و سایر قضایا
کم و زیاد؛ دور و نزدیک با افکار و اندیشه هایی درگیر بوده ایم که ذهن ما را به خود مشغول کرده و ساعت ها و روز های خود را با فکر کردن راجع به آن مساله سپری کرده ایم.
مقدمه ای کوتاه و شاید خارج از حوصله خواهران و برادران خود عرض میکنم و درنهایت اصل قصه.
ابعاد وجودی انسان از ۴ ساحت تشکیل شده است. حس؛ خیال؛ عقل و قلب. همه نیز مخلوق خداوند و از الزامات رشد و تعالی انسان. هرکدام از این ۴ ساحت در سطح و موقعیت خاص خود و درکنار دیگر ساحات باید بکار گرفته شود تا با انسانی متوازن و امیدوار به رشد و تکامل مواجه باشیم.
حس مشخصا ۵ جزء است. شنوایی بویایی دیداری چشایی و لامسه. ارتباط برقرار کردن و ادراک از طریق حس زمان بر و طولانی است چرا که در احساس وابستگی جسمانی داریم و ارتباطات نیازمند منتقل شدن از مولکول ها و سلول ها هستند .
خیال اما نیرویی است که «معانی جزئی و غیر حسی مانند علاقه به فرزند یا تمایل به جنس مخالف و یا مخاطب خاص» را درک میکند. این علاقه و تمایل از امور حسی و کلی نیست و حواس ظاهری و «عقل» نمیتوانند آن را درک کنند.
در بهره مندی از قوه خیال؛ وابستگی جسمانی حذف شده و ادراک سرعت بسیاربالایی می گیرد. به نحوی که حضور جسمانی شما تا شهر مشهد قریب به ۶ ساعت طول می کشد اما با قوه خیال کمتر از آنی خود را در شهر مشهد متصور می شوید. همین ویژگی عاملی است که تعیین چارچوب و محدودیت برای سیر و بهره مندی از این قوه با دشواری های جدی مواجه باشد؛ مگر با تربیت کردن این قوه و رعایت حدود و مرز ها.
عقل نیز که تقریبا معرف حضور همه دوستان می باشد! و نیازی به معرفی نیست. البته عقل با فکر متفاوت بوده و قوه سنجش درست و غلط افکار را عقل می خوانند.
اما ساحت چهارم که مهمترین بخش وجود انسان است ساحت قلب است. قلب حرم خداست و محل عرفان و شهود. انسان کامل در معنای اصیل خود با سه پای احساس و خیال و عقل پا در سرزمین قلب می گذارد و از این زمین حاصلخیز روی به آسمان خواهد داشت. تجربه های اصیل معنوی و روحانی بشر در ساخت قلب رخ می دهند و عرفا از قلب پرباری سرشار بوده اند.
تمام هنرمندی تمدن مادی غرب تمرکز و توجه بیش از حد مجاز بر قوه تخیل بشری است. تبدیل انسان از موجودی که به تناسب هم احساسات دارد و هم تخیلات و هم عقلانیت و در نقطه آرمانی خود به شهود در عرصه قلب می رسد؛ به موجودی که هنرمندی اش در پرورش شبه قهرمان هایی است که جز در تخیلات سینمایی و داستانی فضای ظهور و بروز ندارند.
اما سخن اصلی.
یک انسان معتدل و سالم هر یک از چهار ساحت را به اندازه و وزن صحیحش ضریب می دهد و برایش اهمیت قائل است.
نکته اینجاست که تربیت بدون مبنا و منطق عقلانی در هر یک از این ۴ ساحت؛ مقدمات خروج از احوال انسانی را فراهم می سازد.
مثلا اتکای بیش از حد بر احساسات پنج گانه به اثبات گرایی تجربی (پوزیتیویسم) خواهد انجامید که مایه ای از انحراف بشر مدرن است.
حال فرو رفتن در قوه وهم و خیال و پر و بال دادن بیش از حد؛ آن هم در زمینه ای که در تیتر سخن عرض شد جز تبدیل ما به انسان متوهم چیزی نخواهد داشت.
برداشت های کاملا بدون مبنا و منطق از رفتار های عادی دیگران و انتساب مفهومِ پاک؛ مقدس و متعالی عشق به آن رفتار(صاحب آن رفتار) فارغ از وجود حداقل شناختی فی مابین. وصف این انسان را جز متوهم خیالپرداز چه می توان دانست؟!
یک نفر عاشق چای ریختن مخاطب خاصش در بوفه می شود؛ دیگری همزمانی کلاس تربیت بدنی خودش و آزمایشگاه کراشش را عامل و دلیل می داند!
توهم روی توهم!
انباشت این احساسات و تمایلات وتخیلات بدون منطق و عقلانیت اما به همین نیمچه کنش مجازی در کانال تلگرامی کذا و توییتر ختم نخواهد شد. این مساله عامل زدود امنیت روانی شخص خواهد بود. حین مطالعه؛ کلاس درس؛ ورزش و مع الاسف باید گفت حتی در رخت خواب؛ اوهام خودساخته دست از افکار و اندیشه ها نخواهد شست.
باید فکری کرد و البته هرکس برای خود و منفعت شخصی خود. که معصوم فرمود اعوذ بالله من نفس لایشبع.
پناه می برم به خدا از نفسی که سیری ناپذیر است.
این آبی که به امید رفع عطش می نوشیم؛ جز آب دریا نیست.
به قول آن دیگر ترانه سرا که «عطش می زاید این باده!». عشقی که آرامش بخش نباشد و هر دم عطش را افزون کند؛ با کدام معادله ی منطقی مورد پذیرش است؟!
تیزی کلام این برادرتان را به رسالت نقد و کرامت خود ببخشایید که دیدن کژی ها و دم برنیاوردن از اخلاق و انسانیت به دور است.
به امید آرامش و نشاط و خوشبختی برای یکایک انسان های روی زمین.
به قول جناب صائب تبریزی:
خبر ز عشق حقیقی ندارد آن غافل؛
که زندگیش به عشق مجاز می گذرد...
#علی_فیض_اللهی✍
#یادداشت 📝
مهاجر نقدها و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌱 @mosut
خب بالاخره بعد از مدت ها اژده ها وارد مِشه و دست به قَلَم مِره...
راست مِگَن وختی بعد از سالها برمِگِردی، همه چی ثانیه ای عِوض رِفته ، اصلا مو وختی وارد دانیشگاه رِفتوم با خیلی چیزا غیریبِگی مِکِردوم ، چیزای زیادی تاسیس رِفته بود و از کار ایفتیده بود ... مثلا یکی از کلنگی ترین و به اصطلاح خودشان فعال ترین موارد تاسیسی، همی کانال کراش یابیه که مِگن همه باهاش حال مُکُنن و هر ۱۴۰۰ ثانیه هم هِی رای گیری مُکُنه که مثلا بِگه همه موافقن با حضور ما!
مثلا مِری اونجه مِگی مو روی یَگ دختر مو فرفریه قد خوردو که با جورابای لیمویی گُل مَنگُلی تو دانیشکده که از ای وَر به او وَر مُدُوه کراش دِروم ،ای الهی که گلای جوراباته آب بُدوم یَگ نیم نگاهیَم به ما بنداز دلربا!
اگه موره دوس دِشته بشی از رو ای هشتک مِتِنی بِشنِسی👇
#سکینه_و_دیگر_هیچ
#دانشکده_لتِرتِرماسیک_یَگ_خر_ترم
خدا وِکیلی ای کانالا رِ از کوجیتان دَر میارِن... از همینجه باید خِدمت سرپرست کل ای کانالا عرض کنُم که:
تکی بوخودا... اگه جفت بودی حتما مِبَستُمِت به گاریه مش مَمّد!
وخه خودته جمع کن یَرِگه، تو حیطه استحفاظیه مو دِری با روان ای بِچه هایی که دلشان به یَگ اَخکوک کال مِره بازی مُکُنی...
خا جونومَّرگا شما مِگه از دنیای واقعی خیری دیدِن که تو دنیای #مجازی دنبال کراش یابیِن؟!
مو از نهاد رهبری و مشاوره و بسیج دانیشگاه گله دِروم که بِرِچی خودتانه درست به دانیشجوها معرفی نُمُکُنِن تا بِدِنَن قسمتی از کار شمایَم رسوندن ای چوغوکای عاشق به هم دِگه یه ها؟
(یکی بیه جِواب مو ره بِده)
و عاجزانه از هر دختر یا پسری که عاشِق مِره، خواستاروم که اگه خِجالت مِکِشه پا پیش بِزِره نهاد رهبری بهتر از هر کانال دِگِه ای مِتِنه کمکت کُنه، تاااازه باکولاس تَرَم هست. به او عزیزایی هم که چِشمشان دنبال هوس بازیه باید بوگوم که شما بهتره چشماته بُکُنی تو آستینِت تا اوقذَر فِرِکانسش حال ماره بَد نوکونه😏
چند وخ پیشایَم فهمیدُم یکی دو نفر رو مو کراش دِرَن😕 خا لامصبا مگه از خودتان خواهر مادر نِدِرِن😒
کلام آخر ای که: با این کراش بازیاتان آبرو خیلیا مِره و خیلیا انگشت نِما مِرَن... نِکُنِن ای کاراتارنه😑
والسلام.
#یازان_کارزان✍
#یادداشت 📝
مهاجر نقدها و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌱 @mosut
راست مِگَن وختی بعد از سالها برمِگِردی، همه چی ثانیه ای عِوض رِفته ، اصلا مو وختی وارد دانیشگاه رِفتوم با خیلی چیزا غیریبِگی مِکِردوم ، چیزای زیادی تاسیس رِفته بود و از کار ایفتیده بود ... مثلا یکی از کلنگی ترین و به اصطلاح خودشان فعال ترین موارد تاسیسی، همی کانال کراش یابیه که مِگن همه باهاش حال مُکُنن و هر ۱۴۰۰ ثانیه هم هِی رای گیری مُکُنه که مثلا بِگه همه موافقن با حضور ما!
مثلا مِری اونجه مِگی مو روی یَگ دختر مو فرفریه قد خوردو که با جورابای لیمویی گُل مَنگُلی تو دانیشکده که از ای وَر به او وَر مُدُوه کراش دِروم ،ای الهی که گلای جوراباته آب بُدوم یَگ نیم نگاهیَم به ما بنداز دلربا!
اگه موره دوس دِشته بشی از رو ای هشتک مِتِنی بِشنِسی👇
#سکینه_و_دیگر_هیچ
#دانشکده_لتِرتِرماسیک_یَگ_خر_ترم
خدا وِکیلی ای کانالا رِ از کوجیتان دَر میارِن... از همینجه باید خِدمت سرپرست کل ای کانالا عرض کنُم که:
تکی بوخودا... اگه جفت بودی حتما مِبَستُمِت به گاریه مش مَمّد!
وخه خودته جمع کن یَرِگه، تو حیطه استحفاظیه مو دِری با روان ای بِچه هایی که دلشان به یَگ اَخکوک کال مِره بازی مُکُنی...
خا جونومَّرگا شما مِگه از دنیای واقعی خیری دیدِن که تو دنیای #مجازی دنبال کراش یابیِن؟!
مو از نهاد رهبری و مشاوره و بسیج دانیشگاه گله دِروم که بِرِچی خودتانه درست به دانیشجوها معرفی نُمُکُنِن تا بِدِنَن قسمتی از کار شمایَم رسوندن ای چوغوکای عاشق به هم دِگه یه ها؟
(یکی بیه جِواب مو ره بِده)
و عاجزانه از هر دختر یا پسری که عاشِق مِره، خواستاروم که اگه خِجالت مِکِشه پا پیش بِزِره نهاد رهبری بهتر از هر کانال دِگِه ای مِتِنه کمکت کُنه، تاااازه باکولاس تَرَم هست. به او عزیزایی هم که چِشمشان دنبال هوس بازیه باید بوگوم که شما بهتره چشماته بُکُنی تو آستینِت تا اوقذَر فِرِکانسش حال ماره بَد نوکونه😏
چند وخ پیشایَم فهمیدُم یکی دو نفر رو مو کراش دِرَن😕 خا لامصبا مگه از خودتان خواهر مادر نِدِرِن😒
کلام آخر ای که: با این کراش بازیاتان آبرو خیلیا مِره و خیلیا انگشت نِما مِرَن... نِکُنِن ای کاراتارنه😑
والسلام.
#یازان_کارزان✍
#یادداشت 📝
مهاجر نقدها و یادداشت های دانشجویی شما را منتشر می کند.
🌱 @mosut
✅ سعی کن همین کارهای عادی وسیله قرب تو باشد!
🔶 استاد علی صفایی حائری
سعى كن كه لذّتها و خوردنها و خوابيدنها و شادىها و رنجهاى تو، در برنامه تو باشد و روى حساب و نقشه باشد تا همين كارهاى عادى، با اين انگيزه و هدف، باعث حركت و وسيله قرب تو باشد...
...و اين خيلى مهم است كه شغل ما، نقش ما باشد. خوردن، خوابيدن، دوستى، دشمنى، تحصيل و تمام شغلهاى اجرايى ما، نقش تربيتى و سازندگى و نقش اهداف ما و نشان خدا را با خود داشته باشند و با اسم الله و نام و نشان خدا همراه باشند.
📚 نامههاى بلوغ
🌿 @mosut
🔶 استاد علی صفایی حائری
سعى كن كه لذّتها و خوردنها و خوابيدنها و شادىها و رنجهاى تو، در برنامه تو باشد و روى حساب و نقشه باشد تا همين كارهاى عادى، با اين انگيزه و هدف، باعث حركت و وسيله قرب تو باشد...
...و اين خيلى مهم است كه شغل ما، نقش ما باشد. خوردن، خوابيدن، دوستى، دشمنى، تحصيل و تمام شغلهاى اجرايى ما، نقش تربيتى و سازندگى و نقش اهداف ما و نشان خدا را با خود داشته باشند و با اسم الله و نام و نشان خدا همراه باشند.
📚 نامههاى بلوغ
🌿 @mosut
بسم ا...
📌 ملاک جایزه گرفتن نیست ملاک صدور فرهنگ است.
جشنواره فجر تمام شد از جایزه دادن ها از اشکها از تعارف ها بگیر تا رقص کلمات ابراهیم ،همه تمام شد .
به یاد آوردم آقای اصغر فرهادی را هنگامی که جایزه اسکار را در یافت کردند چه نقد های تندی به ایشان و چه طرفداری های چالش برانگیزی حتی از طرف آقای رییس جمهور.
به این فکر می کردم مایه ی افتخار چیست؟
ملاک ،جایزه گرفتن در یک جشنواره بزرگ بین المللی است یا ساخت فیلمی از ارزشهای یک کشور حتی اگر جایزه نگیرد نمی خواهم از کسی طرفداری کنم یا بر کسی بشورم حرف نقد خودمان است .موضوع این است ما به چه چیزی افتخار میکنیم وقتی آقای رییس جمهور از یک کارگردان تعریف میکند صرفا به خاطر ان است که در فلان جشنواره یا فلان ژورنال جایزه گرفته است یا به این خاطر که یک شخص توانسته با هنرش معرف فرهنگ غنی یک کشور باشد .به این فکر میکردم که اگر یک دختر رقاصه در بالاترین سطح جهان جایزه بگیرد باز هم ملاک ما از افتخار جایزه گرفتن است !!یعنی آن وقت هم آقای رییس جمهور به این فرد تبریک میگوید، یعنی این فرد فقط به خاطر جایزه گرفتن در یک جشنواره بین المللی می شود الگوی دختران ما از جمله دختر ریس جهور ما، و قطعا این واضح است.
متاسفانه بعضی هنوز درمانده به اجنبی هستند، ما حتی در بالاترین سطح دولتمان هنوز یاد نگرفته ایم که باید فرهنگمان را صادر کنیم باید ارزشهایمان را بشناسیم و بشناسانیم نه اینکه مرعوب غربی ها بشویم
✏️#محسن_قرائی
#یادداشت_هفتگی
🌱@mosut
📌 ملاک جایزه گرفتن نیست ملاک صدور فرهنگ است.
جشنواره فجر تمام شد از جایزه دادن ها از اشکها از تعارف ها بگیر تا رقص کلمات ابراهیم ،همه تمام شد .
به یاد آوردم آقای اصغر فرهادی را هنگامی که جایزه اسکار را در یافت کردند چه نقد های تندی به ایشان و چه طرفداری های چالش برانگیزی حتی از طرف آقای رییس جمهور.
به این فکر می کردم مایه ی افتخار چیست؟
ملاک ،جایزه گرفتن در یک جشنواره بزرگ بین المللی است یا ساخت فیلمی از ارزشهای یک کشور حتی اگر جایزه نگیرد نمی خواهم از کسی طرفداری کنم یا بر کسی بشورم حرف نقد خودمان است .موضوع این است ما به چه چیزی افتخار میکنیم وقتی آقای رییس جمهور از یک کارگردان تعریف میکند صرفا به خاطر ان است که در فلان جشنواره یا فلان ژورنال جایزه گرفته است یا به این خاطر که یک شخص توانسته با هنرش معرف فرهنگ غنی یک کشور باشد .به این فکر میکردم که اگر یک دختر رقاصه در بالاترین سطح جهان جایزه بگیرد باز هم ملاک ما از افتخار جایزه گرفتن است !!یعنی آن وقت هم آقای رییس جمهور به این فرد تبریک میگوید، یعنی این فرد فقط به خاطر جایزه گرفتن در یک جشنواره بین المللی می شود الگوی دختران ما از جمله دختر ریس جهور ما، و قطعا این واضح است.
متاسفانه بعضی هنوز درمانده به اجنبی هستند، ما حتی در بالاترین سطح دولتمان هنوز یاد نگرفته ایم که باید فرهنگمان را صادر کنیم باید ارزشهایمان را بشناسیم و بشناسانیم نه اینکه مرعوب غربی ها بشویم
✏️#محسن_قرائی
#یادداشت_هفتگی
🌱@mosut
▪️فاطمه جان بیا! بیا که سخت در اشتیاق دیدار تو میسوزم، بیا، بیا که دنیا جاي تو نیست و بهشت بیتو بهشت نیست.
💬کشتی پهلو گرفته
🔺شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س) تسلیت باد
🌱 @mosut
💬کشتی پهلو گرفته
🔺شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س) تسلیت باد
🌱 @mosut
بسم ا...
#درد_دل_دانشجویی
#یادداشت_ارشد
چند شب پیش با دوستان ارشد نشسته بودیم خنده و شادی به راه بود خدارو شکر.
در بین حرفهاشان اما موضوعی توجهم را جلب کرد ...
یکی از دوستان گویا برای پایان نامه اش نیاز به آزمایش های متعدد واستفاده از آزمایشگاه داشت و گله می کرد از تعطیل بودن آزمایشگاه در روز های پنج شنبه .وقتی پرسیدم که تعطیلی چه مشکلی برایتان پیش می آورد گفت: برای نتیجه گیری از ازمایشگاه مجبوریم ازمایشهایمان را دوروز قبل انجام دهیم تا به تعطیلی نخوریم یعنی برای انجام هر آزمایش حدود 20 تا 30 ساعتی زمان لازم داریم . گفتم چرا در خواست نمیکنید که روزهای پنج شنبه هم اجازه استفاده از آزمایشگاه به شما داده شود ؟شروع کرد به نالیدن از بودجه نداشتن گروه اموزشی تا بهانه هایی که مدیر گروه و مراجع بالاتر دانشگاه می اوردند.
او می گفت که تقریبا روز های چهارشنبه و شنبه را به بطالت میگذراند و به خاطر راه دورش امکان رفت و امد برایش میسر نیست(سردر گمی مطلق) گفتم: بقیه دانشجو ها چیکار می کنند؟ گفت: آنها هم یا مثل من سردر گمند یاداده آزمایش ها را دستکاری می کنند تا زودتر جواب بگیرند و از دانشگاه خلاص شوند .از هزینه های آزمایشهایشان که پرسیدم دیگر از دولتی بودن دانشگاهمان هم خجالت کشیدم .
(انگار شعار دانشگاه کار آفرین که اقای دکتر ورد زبانشان است، بیشتر شباهت دارد به دانشگاه پول افرین )
و البته گفت که اگر پروژه مورد قبول اساتید واقع شود مبلغ پرداخت شده بر گرداننده می شود .
(یعنی این امکان نیست که هزینه های ازمایشگاه به حساب دانشجو وارد شده تا زمان فارغ التحصیلی تسویه کند!؟)
امروز سخت عصبانی بودم و حسابی دلم پر بود اما دیگر حرفی با مسولین دانشگاه ندارم.
این بار حرفم با اساتید گران قدر دانشگاه است:
اساتید محترم همان مقدار که برای دانشجویان استاد هستید و وبه آنها علم می آموزید همان قدر برایشان پدر 😞 باشید کمی هم سرک بکشید به مشکلات دانشجویتان بسیاری از همین دانشجویانی که شما به عناوین مختلف با انها ارتباط دارید مشکلات فراوانی دارند ، مشکلاتی که شاید بدست شما خیلی راحت تر از مسولین حل شود.
پ.ن: #بنی_آدم
#یادداشت_هفتگی
#محسن_قرائی
نشریه دانشجویی مهاجر👇
🌱 @mosut
#درد_دل_دانشجویی
#یادداشت_ارشد
چند شب پیش با دوستان ارشد نشسته بودیم خنده و شادی به راه بود خدارو شکر.
در بین حرفهاشان اما موضوعی توجهم را جلب کرد ...
یکی از دوستان گویا برای پایان نامه اش نیاز به آزمایش های متعدد واستفاده از آزمایشگاه داشت و گله می کرد از تعطیل بودن آزمایشگاه در روز های پنج شنبه .وقتی پرسیدم که تعطیلی چه مشکلی برایتان پیش می آورد گفت: برای نتیجه گیری از ازمایشگاه مجبوریم ازمایشهایمان را دوروز قبل انجام دهیم تا به تعطیلی نخوریم یعنی برای انجام هر آزمایش حدود 20 تا 30 ساعتی زمان لازم داریم . گفتم چرا در خواست نمیکنید که روزهای پنج شنبه هم اجازه استفاده از آزمایشگاه به شما داده شود ؟شروع کرد به نالیدن از بودجه نداشتن گروه اموزشی تا بهانه هایی که مدیر گروه و مراجع بالاتر دانشگاه می اوردند.
او می گفت که تقریبا روز های چهارشنبه و شنبه را به بطالت میگذراند و به خاطر راه دورش امکان رفت و امد برایش میسر نیست(سردر گمی مطلق) گفتم: بقیه دانشجو ها چیکار می کنند؟ گفت: آنها هم یا مثل من سردر گمند یاداده آزمایش ها را دستکاری می کنند تا زودتر جواب بگیرند و از دانشگاه خلاص شوند .از هزینه های آزمایشهایشان که پرسیدم دیگر از دولتی بودن دانشگاهمان هم خجالت کشیدم .
(انگار شعار دانشگاه کار آفرین که اقای دکتر ورد زبانشان است، بیشتر شباهت دارد به دانشگاه پول افرین )
و البته گفت که اگر پروژه مورد قبول اساتید واقع شود مبلغ پرداخت شده بر گرداننده می شود .
(یعنی این امکان نیست که هزینه های ازمایشگاه به حساب دانشجو وارد شده تا زمان فارغ التحصیلی تسویه کند!؟)
امروز سخت عصبانی بودم و حسابی دلم پر بود اما دیگر حرفی با مسولین دانشگاه ندارم.
این بار حرفم با اساتید گران قدر دانشگاه است:
اساتید محترم همان مقدار که برای دانشجویان استاد هستید و وبه آنها علم می آموزید همان قدر برایشان پدر 😞 باشید کمی هم سرک بکشید به مشکلات دانشجویتان بسیاری از همین دانشجویانی که شما به عناوین مختلف با انها ارتباط دارید مشکلات فراوانی دارند ، مشکلاتی که شاید بدست شما خیلی راحت تر از مسولین حل شود.
پ.ن: #بنی_آدم
#یادداشت_هفتگی
#محسن_قرائی
نشریه دانشجویی مهاجر👇
🌱 @mosut
Forwarded from ریش سفیدا | Rishsefida
#کار_عار_نیست !
#قسمت_اول
🔶 یکی از گروههای دوستان قدیمی در تلگرام،
یکی پیام داده بود که:
سلام دوستان اگر دنبال کار پاره وقت هستید به من پیام بدید. یه کار خوب با درآمد خوب دارم.
بقیه اعضای گروه نوشته بودند که نتورکه دیگه ؟! یکی دیگر از دوستان نوشته بود که نه، الان دوران نتورک دیگه گذشته، احتمالا استارتاپه!
یکی دیگر از دوستان خیلی کوتاه و منطقی نوشته بود که رفیق ای کاش حوزه و حدود کار رو میگفتی. صرف اینکه یه کار با درآمد خوبه که طرف ازش سر در نیاره و با کارش حال نکنه، معلومه با چه انگیزهای میاد وچجوری کار میکنه.
من بعدش در فکر رفتم که کسی که همچنین پیامی میده و عملا برای بیزینس و کار خودش جذب انجام میدهد، چطور با خودش فکر کرده و به این موضوع بی توجه بوده است.
بعد یکی دیگر از دوستان در جوابش نوشته بود که کار کردن که عار نیست!
🔹 بیایید یک بار دیگر کلمات این جمله آخر را بررسی کنیم: کار، عار نیست❗
🔶 بیایید با خود صادق باشیم و روی مفهومی که در ذهنمان از این دو کلمه داریم، عمیقتر فکر کنیم. شاید عدهای اسم این را فلسفه و فلسفیدن بگذارند. اسم آن برایم مهم نیست. من یک چیز را میفهمم و آن این که “عقل تنها ترازوی مورد قبول همه است” که برای اثبات یا رد حرفها و تصمیمات وجود دارد. عمیقا معتقدم اگر ما و مردم دنیا در عمل به این موضوع قائل بودیم، الان شرایط این نبود. اصلا فکر میکنم تفاوت بین کشورها در توسعه یافتگی، مردم، سیاستمداران و بخصوص روشنفکران و نخبگان آن جامعه، در استفاده از این ترازوست.
ولی متاسفانه در جامعه ما بیش ار آن که گوش بشنود و چشم ببیند، تصمیمگیری میکند.
گویی صرفا با ورودیهایی که از تلویزیون و شبکههای اجتماعی و حتی کتابها میبینیم و میشنویم تصمیم میگیریم، خلوت نمیکنیم و به نوشتههای همان کتاب “فکر” نمیکنیم.
#کار_عار_نیست
#پویا_شیخ_حسنی✍
🆔 @Rishsefida
#قسمت_اول
🔶 یکی از گروههای دوستان قدیمی در تلگرام،
یکی پیام داده بود که:
سلام دوستان اگر دنبال کار پاره وقت هستید به من پیام بدید. یه کار خوب با درآمد خوب دارم.
بقیه اعضای گروه نوشته بودند که نتورکه دیگه ؟! یکی دیگر از دوستان نوشته بود که نه، الان دوران نتورک دیگه گذشته، احتمالا استارتاپه!
یکی دیگر از دوستان خیلی کوتاه و منطقی نوشته بود که رفیق ای کاش حوزه و حدود کار رو میگفتی. صرف اینکه یه کار با درآمد خوبه که طرف ازش سر در نیاره و با کارش حال نکنه، معلومه با چه انگیزهای میاد وچجوری کار میکنه.
من بعدش در فکر رفتم که کسی که همچنین پیامی میده و عملا برای بیزینس و کار خودش جذب انجام میدهد، چطور با خودش فکر کرده و به این موضوع بی توجه بوده است.
بعد یکی دیگر از دوستان در جوابش نوشته بود که کار کردن که عار نیست!
🔹 بیایید یک بار دیگر کلمات این جمله آخر را بررسی کنیم: کار، عار نیست❗
🔶 بیایید با خود صادق باشیم و روی مفهومی که در ذهنمان از این دو کلمه داریم، عمیقتر فکر کنیم. شاید عدهای اسم این را فلسفه و فلسفیدن بگذارند. اسم آن برایم مهم نیست. من یک چیز را میفهمم و آن این که “عقل تنها ترازوی مورد قبول همه است” که برای اثبات یا رد حرفها و تصمیمات وجود دارد. عمیقا معتقدم اگر ما و مردم دنیا در عمل به این موضوع قائل بودیم، الان شرایط این نبود. اصلا فکر میکنم تفاوت بین کشورها در توسعه یافتگی، مردم، سیاستمداران و بخصوص روشنفکران و نخبگان آن جامعه، در استفاده از این ترازوست.
ولی متاسفانه در جامعه ما بیش ار آن که گوش بشنود و چشم ببیند، تصمیمگیری میکند.
گویی صرفا با ورودیهایی که از تلویزیون و شبکههای اجتماعی و حتی کتابها میبینیم و میشنویم تصمیم میگیریم، خلوت نمیکنیم و به نوشتههای همان کتاب “فکر” نمیکنیم.
#کار_عار_نیست
#پویا_شیخ_حسنی✍
🆔 @Rishsefida
Forwarded from مُهاجِر | Mosut
110.pdf
1.2 MB
✅ رياضت
🔶 استاد علی صفایی حائری
وقتی به باغ می رفتم
و سیب ها را آونگ می دیدم
و به یاد مرتاض ها می افتادم.
که با پا آونگ می شدند.
به سیبها گفتم.
در انتظار چه نشسته اید؟؟
........ اما از آنها جوابی نیامد
تا آن روز...
دیدم درخت ها، پژمرده اند.
سیب ها در جعبه ها نشسته اند.
می خواهند، به «شهر» بیایند.
یک سیب سرخ، از جعبه پایین آمد. جلوی پای من ایستاد.
و به من گفت.
ما به یک شاخه، و به چند برگ قانع شده بودیم.
از شاخه دست نمی کشیدیم.
آنها که از شاخه، دست کشیدند، پلاسیده، ریختند.
ما این ریاضت آسمانی را به جان خریدیم.
تا امروز...
باغبان آمد سیب را برداشت...
قطره های شیری سیب،
در شیار لب هایش می دوید...
اردیبهشت ۴۹
📚 و با او، با نگاه فریاد می کردیم(مجموعه اشعار)
🌿 @mosut
🔶 استاد علی صفایی حائری
وقتی به باغ می رفتم
و سیب ها را آونگ می دیدم
و به یاد مرتاض ها می افتادم.
که با پا آونگ می شدند.
به سیبها گفتم.
در انتظار چه نشسته اید؟؟
........ اما از آنها جوابی نیامد
تا آن روز...
دیدم درخت ها، پژمرده اند.
سیب ها در جعبه ها نشسته اند.
می خواهند، به «شهر» بیایند.
یک سیب سرخ، از جعبه پایین آمد. جلوی پای من ایستاد.
و به من گفت.
ما به یک شاخه، و به چند برگ قانع شده بودیم.
از شاخه دست نمی کشیدیم.
آنها که از شاخه، دست کشیدند، پلاسیده، ریختند.
ما این ریاضت آسمانی را به جان خریدیم.
تا امروز...
باغبان آمد سیب را برداشت...
قطره های شیری سیب،
در شیار لب هایش می دوید...
اردیبهشت ۴۹
📚 و با او، با نگاه فریاد می کردیم(مجموعه اشعار)
🌿 @mosut
Forwarded from مُهاجِر | Mosut
110.pdf
1.2 MB