Forwarded from آهدمیزاد|دیوچه
«... به نظرم نتوانم از این کتاب بگذرم. کتابخریدن مرا خانهخراب کرد و نمیگذارد در امور مالیّهٔ خودم ترتیبی بدهم. جلوگیری خودم را هم ندارم. ... .»
- یادداشتهای روزانهٔ محمدعلی فروغی
- یادداشتهای روزانهٔ محمدعلی فروغی
👎3🐳3❤1
•• مرده را زنده کردم، بیمار را شفا دادم، ولی احمق را نتوانستم | عیسی علیه السلام.
▫️امام صادق علیه السلام:
عیسی بن مریم (ع) گفت: بیماران را درمان کردم و آنان را به اذن خدا شفا دادم، و نابینا و پیس را به اذن خدا بهبود بخشیدم، و مردگان را درمان کردم و به اذن خدا زندهشان نمودم؛ ولی احمق را درمان کردم و نتوانستم او را مداوا کنم.
گفته شد: ای روحالله! احمق کیست؟ فرمود: آنکه شیفتهٔ رأی و نفس خویش است، و همهٔ برتری را از آنِ خود میبیند نه بر ضد خود، و همهٔ حق را برای خود واجب میداند و هیچ حقی را بر خود واجب نمیشمارد؛ این است احمقی که درمانی برای او نیست.
البحار؛ ۱۴ / ۳۲۳.
▫️امام صادق علیه السلام:
عیسی بن مریم (ع) گفت: بیماران را درمان کردم و آنان را به اذن خدا شفا دادم، و نابینا و پیس را به اذن خدا بهبود بخشیدم، و مردگان را درمان کردم و به اذن خدا زندهشان نمودم؛ ولی احمق را درمان کردم و نتوانستم او را مداوا کنم.
گفته شد: ای روحالله! احمق کیست؟ فرمود: آنکه شیفتهٔ رأی و نفس خویش است، و همهٔ برتری را از آنِ خود میبیند نه بر ضد خود، و همهٔ حق را برای خود واجب میداند و هیچ حقی را بر خود واجب نمیشمارد؛ این است احمقی که درمانی برای او نیست.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:
إِنَّ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ع قَالَ دَاوَيْتُ الْمَرْضَى فَشَفَيْتُهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أَبْرَأْتُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَالَجْتُ الْمَوْتَى فَأَحْيَيْتُهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَالَجْتُ الْأَحْمَقَ فَلَمْ أَقْدِرْ عَلَى إِصْلَاحِهِ فَقِيلَ يَا رُوحَ اللَّهِ وَ مَا الْأَحْمَقُ قَالَ الْمُعْجَبُ بِرَأْيِهِ وَ نَفْسِهِ الَّذِي يَرَى الْفَضْلَ كُلَّهُ لَهُ لَا عَلَيْهِ وَ يُوجِبُ الْحَقَّ كُلَّهُ لِنَفْسِهِ وَ لَا يُوجِبُ عَلَيْهَا حَقّاً فَذَلِكَ الْأَحْمَقُ الَّذِي لَا حِيلَةَ فِي مُدَاوَاتِه
البحار؛ ۱۴ / ۳۲۳.
❤8👍3
آپـیـرون²
آنچنان در وضعیت "سگ میزنه و شغال میرقصه" ای هستیم، که این وسط، این آقا هم اومده فردا را اول ماه رمضان اعلان کرده :))) پن: نه ببین! اینم خوانش خودش رو از اسلام داره.
حال که چنین است، بنده هم فردا رو عید فطر اعلام میکنم
❤5🐳2
Forwarded from 🇮🇷محندث بیصواد🇵🇸 (Hosein Moghaddam)
نتیجه مشاهده بیش از 100 کیس واقعی توسط بنده
جوک ساختن و شوخی با پیامبران شما را کم کم بی غیرت می کند نسبت به همه چیز
جوک ساختن و شوخی با پیامبران شما را کم کم بی غیرت می کند نسبت به همه چیز
👍9❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مُردن مگر کاری اختیاری است؟ که برای طرف دست میزنید و تشویقش میکنید؟
🐳7
♦️ و در اين آيه دلالتى است بر اينكه مريم علیهاالسلام محدثه بوده، يعنى از كسانى بوده كه ملائكه با او سخن مىگفتهاند، و آن جناب سخنان اين هاتفان غيبى را مىشنيده است، آيه شريفه: " فَأَرْسَلْنٰا إِلَيْهٰا رُوحَنٰا فَتَمَثَّلَ لَهٰا بَشَراً سَوِيًّا" هم با آيات بعدش كه در سوره مريم واقع شده، بر اين معنا دلالت دارد [...]
♦️ پس" اصطفاء مريم "همان تقبل او است عبادت خداى را، و تطهيرش عبارت است از مصونيتش به عصمت خداى تعالى از گناهان، پس آن جناب، هم اصطفاء شده است و هم معصوم.
تفسیر شریف المیزان؛
❤4👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در چند روز گذشته که این صوت را شنیدم، تا حد زیادی آشفته شدم، مترصد فرصتی بودم تا تحقیق مطلب را به نحوی بیان کنم، که علاوه بر اینکه ترویج چنین افرادِ پرحرف و گزافهگویی (= الف.فاء) نشود،
شبهه و توهین او نیز به ساحت قُدسی رسول خدا بی پاسخ نباشد.
باتوجه به اینکه دیده ام، عده ای از شما در صفحات منسوب به این شخص، در اینستگرام یا تلگرام عضو هستید و عده ای هم خوشبخاته نام او را تابحال نشنیده اید، تصمیم گرفتم، صوتش را بدون ذکر نامش منتشر کنم و بعد پاسخ بدهم؛
پن:
البته قبل از اینکه پیام را در تلگرام بصورت عمومی نشر بدهم، حرفم را در کامنت کانال تلگرامش درج کردم، ولی طبیعتا پیام حذف شد و اکانتم بلاک شد.
شبهه و توهین او نیز به ساحت قُدسی رسول خدا بی پاسخ نباشد.
باتوجه به اینکه دیده ام، عده ای از شما در صفحات منسوب به این شخص، در اینستگرام یا تلگرام عضو هستید و عده ای هم خوشبخاته نام او را تابحال نشنیده اید، تصمیم گرفتم، صوتش را بدون ذکر نامش منتشر کنم و بعد پاسخ بدهم؛
پن:
البته قبل از اینکه پیام را در تلگرام بصورت عمومی نشر بدهم، حرفم را در کامنت کانال تلگرامش درج کردم، ولی طبیعتا پیام حذف شد و اکانتم بلاک شد.
❤1
آپـیـرون²
در چند روز گذشته که این صوت را شنیدم، تا حد زیادی آشفته شدم، مترصد فرصتی بودم تا تحقیق مطلب را به نحوی بیان کنم، که علاوه بر اینکه ترویج چنین افرادِ پرحرف و گزافهگویی (= الف.فاء) نشود، شبهه و توهین او نیز به ساحت قُدسی رسول خدا بی پاسخ نباشد. باتوجه به اینکه…
👈🏻 ادعا می کند:
پیامبر مکرم اسلام، توسط یک یهودی سحر شده است.
دلیل:
(1) روایاتی وجود دارد،
(2) مبانی انسان شناختیاش (!) اجازه چنین واقعهای را میدهد.
اما هر دو دلیل در کاملاً مخدوش و نادرست است:
اولاً،
روایاتی که در این زمینه وجود دارد، غالب آنها در منابع اهل سنت ذکر شده است، و از آنجا به برخی منابع نامعتبر شیعه، که نویسندگان ضعیفی داشتهاند، رسوب پیدا کرده است.
همان دو روایتی که در منابع شیعه است، در یک کتاب نامعتبر وارد شده که نویسندگان آن مجهول الحال اند. و نمی توان آندو را مرجعی در انتقال حدیث از پیشینیان به نسل بعد قبول کرد.
ضمن اینکه راوی این روایات، عائشه (!) است که بخاری (ح5765) و مسلم (ح2189) آن را نقل کرده اند.
وضعیت این حدیث در کتب شیعه به مراتب بدتر است، کتابی که این حدیث در آن آمده، هیچ یک از عالمان متقدم شیعه، از آن کتاب روایتی ذکر نکرده اند، و اصل نسخۀ این کتاب، سالیانِ سال موجود نبوده، تا اینکه در زمان علامه مجلسی، توسط محدث بحرانی پیدا شده است (با این وجود، این دو بزرگوار هم به آن اهتمام و اعتناء نداشته اند)
ادعای دیگر آقای الف.فاء، این بود که برهان انسان شناختی می توان بر امکان آن اقامه کرد.
ارزش این جمله، در حد جملات موهومی است که کودکان در کلاس های جملهسازی درست می کنند،
چرا که اگر مبنای متکلمین را بپذیریم، سحر شدن پیامبر اسلام، ممتنع بالغیر است، یعنی بواسطۀ تحقق حقیقت نبوت، یا امامت، یا خلافت در ذوات مقدس معصومین، عارض شدن سحر بر ایشان غیرممکن است.
شیخ طوسی، در تفسیر التبیان (ج1/ص384) به محذورات آن اشاره کرده است.
و اگر از مبنای متکلمان فراتر رویم، و مطابق مبانی حکماء گام برداریم، از آنجایی که هویت این ذوات، تماماً نوریَّت و عاقل بودن، به معنای تام آن است، عارض شدن و غلبه سحر بر ذوات معصومین امتناع ذاتی دارد.
شخص مورد اشاره میگوید: خود رسول خدا اجازه داده است (!) اما این سخن در غایت سخافت است، چون این کلام در وِزان آن است که بگوییم: آیا خدا می تواند کاری کند که قدرت و دانستنِ خودش را محدود کند؟
به دیگر سخن، پیامبر اکرم که عقل اول، و نور اول است، خلاف مقتضای ذات خودش عمل کرده است و اجازه داده تخییلات و توهمات بر ذهنش شریفش غلبه کند.
ادعای سحر شدن نبی مکرم اسلام، اساسا به معنای انکار وحی و قرآن کریم است، ازینرو خداوند در کتابش، در آیات متعددی این تهمت بزرگ را همواره از فرستادۀ خودش دور ساخته است:
♦️ الاسراء 47: (اذ یقول الظالمون إن تتبعون الا رجلاً مسحورا)
♦️ الفرقان 8: (او قال الظالمون ان تتبعون الا رجلاً مسحوراً.)
پیامبر مکرم اسلام، توسط یک یهودی سحر شده است.
دلیل:
(1) روایاتی وجود دارد،
(2) مبانی انسان شناختیاش (!) اجازه چنین واقعهای را میدهد.
اما هر دو دلیل در کاملاً مخدوش و نادرست است:
اولاً،
روایاتی که در این زمینه وجود دارد، غالب آنها در منابع اهل سنت ذکر شده است، و از آنجا به برخی منابع نامعتبر شیعه، که نویسندگان ضعیفی داشتهاند، رسوب پیدا کرده است.
همان دو روایتی که در منابع شیعه است، در یک کتاب نامعتبر وارد شده که نویسندگان آن مجهول الحال اند. و نمی توان آندو را مرجعی در انتقال حدیث از پیشینیان به نسل بعد قبول کرد.
ضمن اینکه راوی این روایات، عائشه (!) است که بخاری (ح5765) و مسلم (ح2189) آن را نقل کرده اند.
وضعیت این حدیث در کتب شیعه به مراتب بدتر است، کتابی که این حدیث در آن آمده، هیچ یک از عالمان متقدم شیعه، از آن کتاب روایتی ذکر نکرده اند، و اصل نسخۀ این کتاب، سالیانِ سال موجود نبوده، تا اینکه در زمان علامه مجلسی، توسط محدث بحرانی پیدا شده است (با این وجود، این دو بزرگوار هم به آن اهتمام و اعتناء نداشته اند)
ادعای دیگر آقای الف.فاء، این بود که برهان انسان شناختی می توان بر امکان آن اقامه کرد.
ارزش این جمله، در حد جملات موهومی است که کودکان در کلاس های جملهسازی درست می کنند،
چرا که اگر مبنای متکلمین را بپذیریم، سحر شدن پیامبر اسلام، ممتنع بالغیر است، یعنی بواسطۀ تحقق حقیقت نبوت، یا امامت، یا خلافت در ذوات مقدس معصومین، عارض شدن سحر بر ایشان غیرممکن است.
شیخ طوسی، در تفسیر التبیان (ج1/ص384) به محذورات آن اشاره کرده است.
و اگر از مبنای متکلمان فراتر رویم، و مطابق مبانی حکماء گام برداریم، از آنجایی که هویت این ذوات، تماماً نوریَّت و عاقل بودن، به معنای تام آن است، عارض شدن و غلبه سحر بر ذوات معصومین امتناع ذاتی دارد.
شخص مورد اشاره میگوید: خود رسول خدا اجازه داده است (!) اما این سخن در غایت سخافت است، چون این کلام در وِزان آن است که بگوییم: آیا خدا می تواند کاری کند که قدرت و دانستنِ خودش را محدود کند؟
به دیگر سخن، پیامبر اکرم که عقل اول، و نور اول است، خلاف مقتضای ذات خودش عمل کرده است و اجازه داده تخییلات و توهمات بر ذهنش شریفش غلبه کند.
ادعای سحر شدن نبی مکرم اسلام، اساسا به معنای انکار وحی و قرآن کریم است، ازینرو خداوند در کتابش، در آیات متعددی این تهمت بزرگ را همواره از فرستادۀ خودش دور ساخته است:
♦️ الاسراء 47: (اذ یقول الظالمون إن تتبعون الا رجلاً مسحورا)
♦️ الفرقان 8: (او قال الظالمون ان تتبعون الا رجلاً مسحوراً.)
❤5
محمد مهدی فاطمی صدر
مصلحت یله از شریعت، طاغوت است؛ لنگهی عدالت یله از شریعت؛ و معنویت و معیشت و امنیت و عقلانیت و طریقت یلهی از شریعت...
نام مجمع تشخیص مصلحت نظام، روی خودش هست: مجمع تشخیص مصلحت نظام، و نه مجمع تثبیت مصالح اسلام. غالب اعضایش هم که انتخاب میشوند آنچنان نسبتی با اسلام ندارند، و بخاطر دور زدن قوانین اسلام در آنجا هستند.
زیاد خودتون رو اذیت نکنید، زندگیتون رو هم معطل سیاستمدارها نکنید، دنبال یک امر نامتغیر و ثابت بگردید که ارزش عمر گذاشتن داشته باشد...
زیاد خودتون رو اذیت نکنید، زندگیتون رو هم معطل سیاستمدارها نکنید، دنبال یک امر نامتغیر و ثابت بگردید که ارزش عمر گذاشتن داشته باشد...
❤11👍5👎4
خبرفوری
به این روایت شریف توجه کنید، و تامل کنید، که چقدر به برخی از این گناهان، خودمان و جامعهمان دچار هستند و چقدر برای ما عادی شده است، با این وجود همینقدر که خداوند عذاب نفرستاده، به ما لطف کرده است:
۲۴-حضرت عبد العظيم حسنی گويد: امام محمد تقی عليه السّلام فرمود: از پدرم شنيدم كه فرمود:
عمرو بن عبيد خدمت امام صادق عليه السّلام رسيد، و چون سلام كرد و نشست، اين آيه را خواند كه: «كسانی كه از گناهان كبيره و از هرزگیها كنار میكشند(نجم/۳۲)» سپس دم فرو بست. پس امام صادق عليه السّلام به او فرمود:
چه چيزی تو را خاموش كرد؟ گفت: من میخواهم گناهان كبيره را از روی قرآن خدای عزّ و جلّ بشناسم.
امام فرمود:
آری، ای عمرو. ۱- بزرگترين گناهان كبيره: شرك به خداست. خداوند میفرمايد:«هركس به خدا شرم ورزد خدا بهشت را بر او حرام گرداند(مائده/۷۲)»
۲-سپس نااميدی از رحمت خداست، زيرا خدای عزّ و جلّ میفرمايد: «به راستی كه رحمت خدا جز مردمی كه كافر باشند مأيوس و نااميد نشوند(يوسف/۷۸)».
۳- ايمنی از مكر و عقوبت خداوند، زيرا خدای عزّ و جلّ میفرمايد:«از مكر خدا ايمن نگردد جز مردم زيانكار(اعراف/۹۹)».
۴-عاق والدين و ناسپاسی حق پدر و مادر-زيرا خدای سبحانه، عاق والدين را جبار و شقی معرفی كرده است. اشاره است به قول خدای تعالی در حكايت از عيسی عليه السّلام: «و نيكی به مادرم و خدا مرا جبار و شقی نسازد(مريم/۳۲)».
۵-قتل نفسی كه خدا او را محترم ساخته، جز به قانون حق الهی، زيرا خدای عزّ و جلّ میفرمايد: «(هركس مؤمنی را عمدا بكشد) سزای او دوزخ است و در آن جاويدان بماند (و خدا بر او خشم كند و او را لعنت نمايد و برای او عذابی بزرگ فراهم سازد و ظاهر آيه اين است كه تعمّد در برابر خطا است كه در آيۀ قبل حكم آن را بيان كرده است)(نساء/۹۳)».
۶-متّهم كردن زن محصنه به زنا. زيرا خداوند عزّ و جلّ میفرمايد: «به راستی آنها كه به زنان پاكدامن و مؤمنه نسبت زنا دهند در دنيا و آخرت لعنت شوند و برای آنها كيفر بزرگی است(نور/۲۳)».
۷-خوردن مال يتيم، زيرا خدای عزّ و جلّ میفرمايد: «آن كسانیكه مال يتيمان را به ناحق و از روی ستم میخورند به راستی شكمهای خود را پر از آتش میكنند و محققا در دوزخ آتش میگيرند و شعلهور میشوند(نساء /۱۰)»
۸-فرار از جبهۀ جهاد-زيرا خدای عزّ و جلّ میفرمايد:«هركس در روز نبرد،پشت به آنها(يعنی دشمنان اسلام)نمايد جز برای اينكه قصد تغيير وضع جنگ داشته باشد يا برای پيوستن به دسته ديگر از جنگجويان و كمك به آنها باشد محققا به خشم خدا گرفتار شده و جای او دوزخ است و چه بد سرانجامی است(انفال/۱۶)».
۹-خوردن ربا-زيرا خدای عزّ و جلّ میفرمايد:«آن كسانیكه ربا را میخورند مانند كسی است كه شيطان به جنون آشفتهاش میكند و برمیخيزد(بقره/۲۷۷)» (يعنی مانند ديوانگان در قيامت از گور برمیخيزد).
۱۰-سحر و جادو، زيرا خدای عزّ و جلّ میفرمايد: «(و پيروی كردند آنچه شياطين در ملك سليمان تلاوت میكردند سليمان كفر نورزيد ولی شياطين كفر ورزيدند و به مردم سحر و جادو را آموختند و آن چه را كه به آن دو فرشته به نام هاروت و ماروت نازل شد به كسی نياموختند تا اينكه به او گفتند همانا ما برای امتحان هستيم مبادا كافر شوی و از آنها آموختند آنچه را كه به وسيلۀ آن ميان مرد و همسرش جدائی میانداختند و آنها به احدی زيان نمیرساندند جز به اذن خدا میآموختند آنچه را به آنها زيان میزد و سودشان نمیداد)و به حقيقت دانستند هر آنكس كه خريدار سحر و جادوست در آخرت بهرهای ندارد(بقره/۱۰۲)».
۱۱-زنا كردن. زيرا خدای عزّ و جلّ میفرمايد:«(و آن كسانیكه با خدا معبود ديگری را نمیخوانند و نمیكشند كسی را كه خدا حرام كرده جز به حق و زنا نمیكنند) و هركس اين كار كند سزای گناه خود خواهد ديد عذابش در قيامت دوچندان باشد و به خواری در آن عذاب جاويدان بماند(فرقان/۶۹)».
۱۲- سوگند دروغ در راه نابكاری و تبهكاری- ، زيرا خدای عزّ و جلّ میفرمايد:«آنها كه پيمان با خدا و سوگندهای خود را به بهای اندكی بفروشند برای آنان در سرای ديگر بهرهای نيست(آل عمران/۷۷)».
۱۳-غلول، زيرا خدای عزّ و جلّ میفرمايد: «هركس از غنيمت دزدی كند روز قيامت او را با آنچه دزديده به عرصۀ محشر آورند(آل عمران/۱۶۱)».
۱۴-منع زكات واجب. زيرا خدای عزّ و جلّ میفرمايد: «آيا كسانیكه گرويدند به راستی بسياری از احبار (يهود) و رهبانان (نصاری) هرآينه مال مردم را به مفت میخوردند و آنها را از راه خدا باز میداشتند و كسانیكه طلا و نقره (ثروت را) گنج میكنند و در راه خدا انفاق نمیكنند آنها را به عذابی دردناك بشارت ده روزی بيايد كه آنها را در آتش دوزخ وارد كنند و پيشانی و پهلو و پشت آنان را داغ نمايند) و به آنها بگويند اين است آنچه را
👍3
خبرفوری
كه برای خود گنج كرديد سپس بچشيد عذابی را كه خود برای خويش آماده ساختيد (توبه/۳۵)».
۱۵ و ۱۶-گواهی به ناحق و كتمان گواهی به حق، زيرا خدا میفرمايد: «هركس آن گواهی را كتمان كند راستش اين است كه دلش گنهكار است(بقره/۲۸۳)».
۱۷-شرب خمر، زيرا خداوند از آن نهی كرده چنانچه از پرستش بتها نهی كرده و فرموده است:«ای اهل ايمان شراب و قمار و بتپرستی و تيرها شما و گروبندی (كه رسم جاهليت بود) همه اينها پليدند و از عمل شيطان است از آن دوری كنيد تا رستگار شويد(مائده/۹۰)».
۱۸ و ۱۹-ترك نماز عمدا يا ترك آنچه كه خدا (برای نماز) واجب كرده است، زيرا رسول خدا صلّی اللّه عليه و آله فرمود: هركس عمدا نماز را ترك كند،از تعهّد خدا و تعهد رسول خدا صلّی اللّه عليه و آله بيزار است.
۲۰ و ۲۱- عهد شكنی و قطع رحم، زيرا خدای عزّ و جلّ میفرمايد: «(آن كسانی كه پيمان خدا را میشكنند و قطع رحم میكنند آنچه خدا به وصل آن فرمان داده و در زمين فساد میكنند) آنانند كه برايشان لعنت و برای آنهاست زشتی خانۀ آخرت (رعد/۲۵)».
گويد: عمرو از خانۀ امام عليه السّلام بيرون آمد در حالی كه با صدای بلند میگريست و میگفت:«هركس به رأی خود فتوی دهد و با شما در علم فضل مبارزه كند نابود است».
الکافی ۲/۲۸۵
👍4
Forwarded from 🇮🇷هِرمِسوف👾
البته این جامعه به عذاب دچار شده عملا
انگار که تعقل رو از این جامعه گرفتن
مسئولانی از جنس خودشون(عافیت طلب، فاقد قوه عقل و توانایی درس گرفتن از تجربه و...) برشون حاکم شدن.
انگار که تعقل رو از این جامعه گرفتن
مسئولانی از جنس خودشون(عافیت طلب، فاقد قوه عقل و توانایی درس گرفتن از تجربه و...) برشون حاکم شدن.
👍11