Forwarded from ☫ مفردمذکرغائب ☫
استفتاء عجیب این دختر از آقای مکارم شیرازی رو بخونید.
🔗https://old.makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=844&mid=263724
+ آقای مکارم: دوربین مخفیه؟
🔗https://old.makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=844&mid=263724
+ آقای مکارم: دوربین مخفیه؟
🐳13👍6
Forwarded from آهدمیزاد|دیوچه
«... به نظرم نتوانم از این کتاب بگذرم. کتابخریدن مرا خانهخراب کرد و نمیگذارد در امور مالیّهٔ خودم ترتیبی بدهم. جلوگیری خودم را هم ندارم. ... .»
- یادداشتهای روزانهٔ محمدعلی فروغی
- یادداشتهای روزانهٔ محمدعلی فروغی
👎3🐳3❤1
•• مرده را زنده کردم، بیمار را شفا دادم، ولی احمق را نتوانستم | عیسی علیه السلام.
▫️امام صادق علیه السلام:
عیسی بن مریم (ع) گفت: بیماران را درمان کردم و آنان را به اذن خدا شفا دادم، و نابینا و پیس را به اذن خدا بهبود بخشیدم، و مردگان را درمان کردم و به اذن خدا زندهشان نمودم؛ ولی احمق را درمان کردم و نتوانستم او را مداوا کنم.
گفته شد: ای روحالله! احمق کیست؟ فرمود: آنکه شیفتهٔ رأی و نفس خویش است، و همهٔ برتری را از آنِ خود میبیند نه بر ضد خود، و همهٔ حق را برای خود واجب میداند و هیچ حقی را بر خود واجب نمیشمارد؛ این است احمقی که درمانی برای او نیست.
البحار؛ ۱۴ / ۳۲۳.
▫️امام صادق علیه السلام:
عیسی بن مریم (ع) گفت: بیماران را درمان کردم و آنان را به اذن خدا شفا دادم، و نابینا و پیس را به اذن خدا بهبود بخشیدم، و مردگان را درمان کردم و به اذن خدا زندهشان نمودم؛ ولی احمق را درمان کردم و نتوانستم او را مداوا کنم.
گفته شد: ای روحالله! احمق کیست؟ فرمود: آنکه شیفتهٔ رأی و نفس خویش است، و همهٔ برتری را از آنِ خود میبیند نه بر ضد خود، و همهٔ حق را برای خود واجب میداند و هیچ حقی را بر خود واجب نمیشمارد؛ این است احمقی که درمانی برای او نیست.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:
إِنَّ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ع قَالَ دَاوَيْتُ الْمَرْضَى فَشَفَيْتُهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أَبْرَأْتُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَالَجْتُ الْمَوْتَى فَأَحْيَيْتُهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَالَجْتُ الْأَحْمَقَ فَلَمْ أَقْدِرْ عَلَى إِصْلَاحِهِ فَقِيلَ يَا رُوحَ اللَّهِ وَ مَا الْأَحْمَقُ قَالَ الْمُعْجَبُ بِرَأْيِهِ وَ نَفْسِهِ الَّذِي يَرَى الْفَضْلَ كُلَّهُ لَهُ لَا عَلَيْهِ وَ يُوجِبُ الْحَقَّ كُلَّهُ لِنَفْسِهِ وَ لَا يُوجِبُ عَلَيْهَا حَقّاً فَذَلِكَ الْأَحْمَقُ الَّذِي لَا حِيلَةَ فِي مُدَاوَاتِه
البحار؛ ۱۴ / ۳۲۳.
❤8👍3
آپـیـرون²
آنچنان در وضعیت "سگ میزنه و شغال میرقصه" ای هستیم، که این وسط، این آقا هم اومده فردا را اول ماه رمضان اعلان کرده :))) پن: نه ببین! اینم خوانش خودش رو از اسلام داره.
حال که چنین است، بنده هم فردا رو عید فطر اعلام میکنم
❤5🐳2
Forwarded from 🇮🇷محندث بیصواد🇵🇸 (Hosein Moghaddam)
نتیجه مشاهده بیش از 100 کیس واقعی توسط بنده
جوک ساختن و شوخی با پیامبران شما را کم کم بی غیرت می کند نسبت به همه چیز
جوک ساختن و شوخی با پیامبران شما را کم کم بی غیرت می کند نسبت به همه چیز
👍9❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مُردن مگر کاری اختیاری است؟ که برای طرف دست میزنید و تشویقش میکنید؟
🐳7
♦️ و در اين آيه دلالتى است بر اينكه مريم علیهاالسلام محدثه بوده، يعنى از كسانى بوده كه ملائكه با او سخن مىگفتهاند، و آن جناب سخنان اين هاتفان غيبى را مىشنيده است، آيه شريفه: " فَأَرْسَلْنٰا إِلَيْهٰا رُوحَنٰا فَتَمَثَّلَ لَهٰا بَشَراً سَوِيًّا" هم با آيات بعدش كه در سوره مريم واقع شده، بر اين معنا دلالت دارد [...]
♦️ پس" اصطفاء مريم "همان تقبل او است عبادت خداى را، و تطهيرش عبارت است از مصونيتش به عصمت خداى تعالى از گناهان، پس آن جناب، هم اصطفاء شده است و هم معصوم.
تفسیر شریف المیزان؛
❤4👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در چند روز گذشته که این صوت را شنیدم، تا حد زیادی آشفته شدم، مترصد فرصتی بودم تا تحقیق مطلب را به نحوی بیان کنم، که علاوه بر اینکه ترویج چنین افرادِ پرحرف و گزافهگویی (= الف.فاء) نشود،
شبهه و توهین او نیز به ساحت قُدسی رسول خدا بی پاسخ نباشد.
باتوجه به اینکه دیده ام، عده ای از شما در صفحات منسوب به این شخص، در اینستگرام یا تلگرام عضو هستید و عده ای هم خوشبخاته نام او را تابحال نشنیده اید، تصمیم گرفتم، صوتش را بدون ذکر نامش منتشر کنم و بعد پاسخ بدهم؛
پن:
البته قبل از اینکه پیام را در تلگرام بصورت عمومی نشر بدهم، حرفم را در کامنت کانال تلگرامش درج کردم، ولی طبیعتا پیام حذف شد و اکانتم بلاک شد.
شبهه و توهین او نیز به ساحت قُدسی رسول خدا بی پاسخ نباشد.
باتوجه به اینکه دیده ام، عده ای از شما در صفحات منسوب به این شخص، در اینستگرام یا تلگرام عضو هستید و عده ای هم خوشبخاته نام او را تابحال نشنیده اید، تصمیم گرفتم، صوتش را بدون ذکر نامش منتشر کنم و بعد پاسخ بدهم؛
پن:
البته قبل از اینکه پیام را در تلگرام بصورت عمومی نشر بدهم، حرفم را در کامنت کانال تلگرامش درج کردم، ولی طبیعتا پیام حذف شد و اکانتم بلاک شد.
❤1
آپـیـرون²
در چند روز گذشته که این صوت را شنیدم، تا حد زیادی آشفته شدم، مترصد فرصتی بودم تا تحقیق مطلب را به نحوی بیان کنم، که علاوه بر اینکه ترویج چنین افرادِ پرحرف و گزافهگویی (= الف.فاء) نشود، شبهه و توهین او نیز به ساحت قُدسی رسول خدا بی پاسخ نباشد. باتوجه به اینکه…
👈🏻 ادعا می کند:
پیامبر مکرم اسلام، توسط یک یهودی سحر شده است.
دلیل:
(1) روایاتی وجود دارد،
(2) مبانی انسان شناختیاش (!) اجازه چنین واقعهای را میدهد.
اما هر دو دلیل در کاملاً مخدوش و نادرست است:
اولاً،
روایاتی که در این زمینه وجود دارد، غالب آنها در منابع اهل سنت ذکر شده است، و از آنجا به برخی منابع نامعتبر شیعه، که نویسندگان ضعیفی داشتهاند، رسوب پیدا کرده است.
همان دو روایتی که در منابع شیعه است، در یک کتاب نامعتبر وارد شده که نویسندگان آن مجهول الحال اند. و نمی توان آندو را مرجعی در انتقال حدیث از پیشینیان به نسل بعد قبول کرد.
ضمن اینکه راوی این روایات، عائشه (!) است که بخاری (ح5765) و مسلم (ح2189) آن را نقل کرده اند.
وضعیت این حدیث در کتب شیعه به مراتب بدتر است، کتابی که این حدیث در آن آمده، هیچ یک از عالمان متقدم شیعه، از آن کتاب روایتی ذکر نکرده اند، و اصل نسخۀ این کتاب، سالیانِ سال موجود نبوده، تا اینکه در زمان علامه مجلسی، توسط محدث بحرانی پیدا شده است (با این وجود، این دو بزرگوار هم به آن اهتمام و اعتناء نداشته اند)
ادعای دیگر آقای الف.فاء، این بود که برهان انسان شناختی می توان بر امکان آن اقامه کرد.
ارزش این جمله، در حد جملات موهومی است که کودکان در کلاس های جملهسازی درست می کنند،
چرا که اگر مبنای متکلمین را بپذیریم، سحر شدن پیامبر اسلام، ممتنع بالغیر است، یعنی بواسطۀ تحقق حقیقت نبوت، یا امامت، یا خلافت در ذوات مقدس معصومین، عارض شدن سحر بر ایشان غیرممکن است.
شیخ طوسی، در تفسیر التبیان (ج1/ص384) به محذورات آن اشاره کرده است.
و اگر از مبنای متکلمان فراتر رویم، و مطابق مبانی حکماء گام برداریم، از آنجایی که هویت این ذوات، تماماً نوریَّت و عاقل بودن، به معنای تام آن است، عارض شدن و غلبه سحر بر ذوات معصومین امتناع ذاتی دارد.
شخص مورد اشاره میگوید: خود رسول خدا اجازه داده است (!) اما این سخن در غایت سخافت است، چون این کلام در وِزان آن است که بگوییم: آیا خدا می تواند کاری کند که قدرت و دانستنِ خودش را محدود کند؟
به دیگر سخن، پیامبر اکرم که عقل اول، و نور اول است، خلاف مقتضای ذات خودش عمل کرده است و اجازه داده تخییلات و توهمات بر ذهنش شریفش غلبه کند.
ادعای سحر شدن نبی مکرم اسلام، اساسا به معنای انکار وحی و قرآن کریم است، ازینرو خداوند در کتابش، در آیات متعددی این تهمت بزرگ را همواره از فرستادۀ خودش دور ساخته است:
♦️ الاسراء 47: (اذ یقول الظالمون إن تتبعون الا رجلاً مسحورا)
♦️ الفرقان 8: (او قال الظالمون ان تتبعون الا رجلاً مسحوراً.)
پیامبر مکرم اسلام، توسط یک یهودی سحر شده است.
دلیل:
(1) روایاتی وجود دارد،
(2) مبانی انسان شناختیاش (!) اجازه چنین واقعهای را میدهد.
اما هر دو دلیل در کاملاً مخدوش و نادرست است:
اولاً،
روایاتی که در این زمینه وجود دارد، غالب آنها در منابع اهل سنت ذکر شده است، و از آنجا به برخی منابع نامعتبر شیعه، که نویسندگان ضعیفی داشتهاند، رسوب پیدا کرده است.
همان دو روایتی که در منابع شیعه است، در یک کتاب نامعتبر وارد شده که نویسندگان آن مجهول الحال اند. و نمی توان آندو را مرجعی در انتقال حدیث از پیشینیان به نسل بعد قبول کرد.
ضمن اینکه راوی این روایات، عائشه (!) است که بخاری (ح5765) و مسلم (ح2189) آن را نقل کرده اند.
وضعیت این حدیث در کتب شیعه به مراتب بدتر است، کتابی که این حدیث در آن آمده، هیچ یک از عالمان متقدم شیعه، از آن کتاب روایتی ذکر نکرده اند، و اصل نسخۀ این کتاب، سالیانِ سال موجود نبوده، تا اینکه در زمان علامه مجلسی، توسط محدث بحرانی پیدا شده است (با این وجود، این دو بزرگوار هم به آن اهتمام و اعتناء نداشته اند)
ادعای دیگر آقای الف.فاء، این بود که برهان انسان شناختی می توان بر امکان آن اقامه کرد.
ارزش این جمله، در حد جملات موهومی است که کودکان در کلاس های جملهسازی درست می کنند،
چرا که اگر مبنای متکلمین را بپذیریم، سحر شدن پیامبر اسلام، ممتنع بالغیر است، یعنی بواسطۀ تحقق حقیقت نبوت، یا امامت، یا خلافت در ذوات مقدس معصومین، عارض شدن سحر بر ایشان غیرممکن است.
شیخ طوسی، در تفسیر التبیان (ج1/ص384) به محذورات آن اشاره کرده است.
و اگر از مبنای متکلمان فراتر رویم، و مطابق مبانی حکماء گام برداریم، از آنجایی که هویت این ذوات، تماماً نوریَّت و عاقل بودن، به معنای تام آن است، عارض شدن و غلبه سحر بر ذوات معصومین امتناع ذاتی دارد.
شخص مورد اشاره میگوید: خود رسول خدا اجازه داده است (!) اما این سخن در غایت سخافت است، چون این کلام در وِزان آن است که بگوییم: آیا خدا می تواند کاری کند که قدرت و دانستنِ خودش را محدود کند؟
به دیگر سخن، پیامبر اکرم که عقل اول، و نور اول است، خلاف مقتضای ذات خودش عمل کرده است و اجازه داده تخییلات و توهمات بر ذهنش شریفش غلبه کند.
ادعای سحر شدن نبی مکرم اسلام، اساسا به معنای انکار وحی و قرآن کریم است، ازینرو خداوند در کتابش، در آیات متعددی این تهمت بزرگ را همواره از فرستادۀ خودش دور ساخته است:
♦️ الاسراء 47: (اذ یقول الظالمون إن تتبعون الا رجلاً مسحورا)
♦️ الفرقان 8: (او قال الظالمون ان تتبعون الا رجلاً مسحوراً.)
❤5
محمد مهدی فاطمی صدر
مصلحت یله از شریعت، طاغوت است؛ لنگهی عدالت یله از شریعت؛ و معنویت و معیشت و امنیت و عقلانیت و طریقت یلهی از شریعت...
نام مجمع تشخیص مصلحت نظام، روی خودش هست: مجمع تشخیص مصلحت نظام، و نه مجمع تثبیت مصالح اسلام. غالب اعضایش هم که انتخاب میشوند آنچنان نسبتی با اسلام ندارند، و بخاطر دور زدن قوانین اسلام در آنجا هستند.
زیاد خودتون رو اذیت نکنید، زندگیتون رو هم معطل سیاستمدارها نکنید، دنبال یک امر نامتغیر و ثابت بگردید که ارزش عمر گذاشتن داشته باشد...
زیاد خودتون رو اذیت نکنید، زندگیتون رو هم معطل سیاستمدارها نکنید، دنبال یک امر نامتغیر و ثابت بگردید که ارزش عمر گذاشتن داشته باشد...
❤11👍5👎4