This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
00:37 یحیی سنوار در این فیلمی که گردان قسام از او منتشر کرده، شعر زیبایی را میخواند:
و للحريةِ الحمراءِ بابٌ
بكلِّ يدٍ مُضرَّجةٍ يُدقُّ
برای آزادی سرخ دری است،
که با هر دست آغشتهبهخونی کوبیده میشود!
❤10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لابهلای اوراق و سطور کتابهای تاریخ و افسانهها دنبال اسطورهٔ زن نگردید،
اسطورهٔ زن همینجاست.
اسطورهٔ زن همینجاست.
❤11👎2
۱. بينما كنت أسير في البادية، إذ مررت بحجر مكتوب عليه هذا البيت:
أيا معشر العشاق بالله خبِّروا
إذا حل عشق بالفتى كيف يصنعُ؟
۲. فكتبت تحته البيت التالي:
يداري هواه ثم يكتم سرَّه
ويخشع في كل الأمور ويخضعُ
۳. ثم يقول: عدت في اليوم التالي فوجدت مكتوبا تحته هذا البيت:
وكيف يداري والهوى قاتل الفتى
وفي كل يوم قلبه يتقطعُ
۴. فكتبت تحته البيت التالي:
إذا لم يجد صبرًا لكتمان سرِّه
فليس له شيء سوى الموت ينفعُ
۵. يقول الأصمعي: فعدت في اليوم الثالث، فوجدت شابًّا ملقىً تحت ذلك الحجر ميتًا، ومكتوبٌ تحته هذان البيتان:
۶. سمعنا أطعنا ثم متنا فبلِّغوا
سلامي إلى من كان بالوصل يمنعُ
هنيئًا لأرباب النعيم نعيمهمْ
وللعاشق المسكين ما يتجرعُ
أيا معشر العشاق بالله خبِّروا
إذا حل عشق بالفتى كيف يصنعُ؟
وقتی در بیابان راه می رفتم به سنگی برخوردم که روی آن این بیت نوشته شده بود:
ای دوستان خدا بگویید که
اگر یک جوان عاشق شود چگونه باید رفتار کند؟
۲. فكتبت تحته البيت التالي:
يداري هواه ثم يكتم سرَّه
ويخشع في كل الأمور ويخضعُ
پس این بیت را نوشتم:
با هواخواهی او مدارا میکند، سپس آن را مخفی نگه میدارد
و در هر کاری فروتن و مطیع میشود
۳. ثم يقول: عدت في اليوم التالي فوجدت مكتوبا تحته هذا البيت:
وكيف يداري والهوى قاتل الفتى
وفي كل يوم قلبه يتقطعُ
سپس گفت: روز بعد برگشتم و این بیت را دیدم که زیر آن نوشته شده بود:
چگونه مدارا کند و حال آنکه عشق قاتل جوان است؟
و هر روز قلبش را تکهتکه میکند
۴. فكتبت تحته البيت التالي:
إذا لم يجد صبرًا لكتمان سرِّه
فليس له شيء سوى الموت ينفعُ
پس بیت زیر را نوشتم:
اگر توان کتمان راز خود را نداشته باشد
چارهای جز مرگ ندارد
۵. يقول الأصمعي: فعدت في اليوم الثالث، فوجدت شابًّا ملقىً تحت ذلك الحجر ميتًا، ومكتوبٌ تحته هذان البيتان:
اصمعی گفت: روز سوم برگشتم و در زیر آن سنگ جوان مردهای یافتم که این دو بیت را زیر آن سنگ نوشته بود:
۶. سمعنا أطعنا ثم متنا فبلِّغوا
سلامي إلى من كان بالوصل يمنعُ
هنيئًا لأرباب النعيم نعيمهمْ
وللعاشق المسكين ما يتجرعُ
شنیدیم و اطاعت کردیم، سپس مردیم، پس برسانید
سلام من را به کسی که مانع وصال شد
سعادتِ سعادتمندان گورایشان باد!
و سهم عاشق بیچاره همان چیزی است که آنرا میچشد.
❤4
Forwarded from 🇮🇷هِرمِسوف👾
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این فیلم خیلی زیاد سورئاله
رهبر انقلاب با علی خامنهای و روحالله خمینی و بهشتی و مطهری دیدار میکنه:)))))
رهبر انقلاب با علی خامنهای و روحالله خمینی و بهشتی و مطهری دیدار میکنه:)))))
❤8
اقبال لاهوری » رموز بیخودی » خطاب به مخدرات اسلام:
ای ردایت پردهٔ ناموس ما
تاب تو سرمایهٔ فانوس ما
طینت پاک تو ما را رحمت است
قوت دین و اساس ملت است
کودک ما چون لب از شیر تو شست
لااله آموختی او را نخست
می تراشد مهر تو اطوار ما
فکر ما گفتار ما کردار ما
برق ما کو در سحابت آرمید
بر جبل رخشید و در صحرا تپید
ای امین نعمت آئین حق
در نفسهای تو سوز دین حق
دور حاضر تر فروش و پر فن است
کاروانش نقد دین را رهزن است
کور و یزدان ناشناس ادراک او
ناکسان زنجیری پیچاک او
چشم او بیباک و ناپرواستی
پنجهٔ مژگان او گیراستی
صید او آزاد خواند خویش را
کشتهٔ او زنده داند خویش را
آب بند نخل جمعیت توئی
حافظ سرمایهٔ ملت توئی
از سر سود و زیان سودا مزن
گام جز بر جادهٔ آبا مزن
هوشیار از دستبرد روزگار
گیر فرزندان خود را در کنار
این چمن زادان که پر نگشاده اند
ز آشیان خویش دور افتاده اند
فطرت تو جذبه ها دارد بلند
چشم هوش از اسوهٔ زهرا مبند
تا حسینی شاخ تو بار آورد
موسم پیشین بگلزار آورد
❤3
آپـیـرون²
Video
سخنرانی آقای سیدصادق شیرازی در جوانی که میگه: باور به دموکراسی یعنی کفر؛ هرکس بداند دموکراسی چیست و بدان باورمند باشه، کافره...
😁3👍1
و چون افعال ارادی انسانی منقسم است به دو قسم: خیرات و شرور؛ اجتماعات نیز منقسم باشد بدین دو قسم: یکی آنچه سبب آن از قبیل خیرات بود، و دیگر آنچه سبب آن از قبیل شرور بود؛ و اول را مدینه فاضله خوانند، و دوم را مدینه غیر فاضله.
و مدینه فاضله یک نوع بیش نبود، [... و آن] اجتماع قومی بود که همتهای ایشان بر اقتنای خیرات و ازالت شرور مقدر بود، [...] و اهل مدینه فاضله، اگرچه مختلف باشند در اقاصی عالم، [اما] به حقیقت متفق باشند؛ چه دلهای ایشان با یکدیگر راست بود، و به محبت یکدیگر متحلی باشند، و مانند یک شخص باشند در تألف و تودد، چنانکه شارع، علیه السلام، گوید: المسلمون ید واحده علی من سواهم.
و مدینه فاضله یک نوع بیش نبود، [... و آن] اجتماع قومی بود که همتهای ایشان بر اقتنای خیرات و ازالت شرور مقدر بود، [...] و اهل مدینه فاضله، اگرچه مختلف باشند در اقاصی عالم، [اما] به حقیقت متفق باشند؛ چه دلهای ایشان با یکدیگر راست بود، و به محبت یکدیگر متحلی باشند، و مانند یک شخص باشند در تألف و تودد، چنانکه شارع، علیه السلام، گوید: المسلمون ید واحده علی من سواهم.
📜 خواجه نصیرالدین طوسی » اخلاق ناصری » مقالت سیم در سیاست مدن » فصل سیّم
❤7
Forwarded from با بخت در عتابم و با روزگار هم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از سریال معاویه، که وارد کردن ضربات چاقوی جناب ابولولو بر شکم عمر بن خطاب را به تصویر کشیده:
❤12
تشبیه حب اهلبیت به باران هم جالب بود برام:
ای پسر نعمان! خدا محبت ما -اهل بيت- را از آسمان، از خزينههاى زير عرش، كه چون خزانهها و معادن طلا و نقره است، فرود آرد
،و جز به اندازۀ معين نازل نكند، و جز به بهترين خلق عطا نفرمايد، اين خزائن ابرهاى بارانى را ماند كه چون خدا خواهد بندهاى را كه دوست دارد بدان ممتاز كند، دستور دهد تا بسان ابر ببارد، و
جنين را در شكم مادر شاداب سازد.
يَا اِبْنَ اَلنُّعْمَانِ إِنَّ حُبَّنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ يُنْزِلُهُ اَللَّهُ مِنَ اَلسَّمَاءِ مِنْ خَزَائِنَ تَحْتَ اَلْعَرْشِ كَخَزَائِنِ اَلذَّهَبِ وَ اَلْفِضَّةِ وَ لاَ يُنْزِلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ وَ لاَ يُعْطِيهِ إِلاَّ خَيْرَ اَلْخَلْقِ وَ إِنَّ لَهُ غَمَامَةً كَغَمَامَةِ اَلْقَطْرِ فَإِذَا أَرَادَ اَللَّهُ أَنْ يَخُصَّ بِهِ مَنْ أَحَبَّ مِنْ خَلْقِهِ أَذِنَ لِتِلْكَ اَلْغَمَامَةِ فَتَهَطَّلَتْ كَمَا تَهَطَّلَتِ اَلسَّحَابُ فَتُصِيبُ اَلْجَنِينَ فِي بَطْنِ أُمِّهِ.
❤6
یونس بن عبدالرحمن از اصحاب #امام_رضا (ع) بود،
مردم کم بدی او را نمیگفتند،
تهمت زندیقبودن و نسبت خلاف عفت به پدر و مادرش میدادند؛
وقتی او را از این تهمتها باخبر کردند، جواب داد:
«هرکس بهرهای از [محبت] #امیرالمومنین ع را دارد، او را حلال کردم»
پن:
بیایید در این شبها، بخاطر حضرت امیر علیهالسلام، هرکس که محبت او را در دل دارد، حلال کنیم تا باشد خدا هم از ما درگذرد...
مردم کم بدی او را نمیگفتند،
تهمت زندیقبودن و نسبت خلاف عفت به پدر و مادرش میدادند؛
وقتی او را از این تهمتها باخبر کردند، جواب داد:
«هرکس بهرهای از [محبت] #امیرالمومنین ع را دارد، او را حلال کردم»
پن:
بیایید در این شبها، بخاطر حضرت امیر علیهالسلام، هرکس که محبت او را در دل دارد، حلال کنیم تا باشد خدا هم از ما درگذرد...
❤12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ره میخانه و مسجد کدام است؟!
که هر دو بر من مسکین حرام است...
که هر دو بر من مسکین حرام است...
❤4
این روایت نبوی شریف جای تأمل داشت:
شاید چون همه گمان میکنیم تمام عقل را دارا هستیم.
این آیه شریفه هم، همین را میرسونه؛ چیزی که بالا میره از سنخ عقیده و باوره و آنچه که باعث شتاب صعودی میشه عمله:
یعنی اصالت با عقله، و عمل کمککار!
• تفسیر آیه را از المیزان بخوانید:
رسولخدا صلّى اللّٰه عليه و آله فرمود:اما آنچنان که ما بر جاگذاشتنِ صدقهٔ جاریه بعد از مرگ تاکید میکنیم، به رسیدن ب عقل کامل پیش از مرگ، توجه نمیکنم،
اى على!
هرگاه بندگان به وسيلۀ عمل نيک به پروردگارشان تقرّب مىجويند،
تو با عقلت تقرّب بجو تا از آنان پيشى بگيرى.
شاید چون همه گمان میکنیم تمام عقل را دارا هستیم.
این آیه شریفه هم، همین را میرسونه؛ چیزی که بالا میره از سنخ عقیده و باوره و آنچه که باعث شتاب صعودی میشه عمله:
إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ (فاطر: ۱۰)
ترجمه: حقايق پاك [چون عقايد و انديشههاى صحيح] به سوى او بالا مىرود و عمل شايستۀ آن را بالا مىبرد.
یعنی اصالت با عقله، و عمل کمککار!
• تفسیر آیه را از المیزان بخوانید:
روشن مىشود كه مراد از آن [= کلمه] صرف لفظ نيست،
بلكه لفظ بدان جهت كه معنايى طيب دارد منظور است،
پس در نتيجه مراد از اين كلم طيب، عقايد حقى مىشود كه انسان اعتقاد به آن را زير بناى اعمال خود قرار دهد، و قدر يقينى از چنين عقايدى كلمه توحيد است، كه برگشت ساير اعتقادات حق نيز به آن است، و اين كلمه توحيد همان است كه آيه "أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اَللّٰهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهٰا ثٰابِتٌ وَ فَرْعُهٰا فِي اَلسَّمٰاءِ تُؤْتِي أُكُلَهٰا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهٰا" متضمن آن است. و اينكه اعتقاد را قول و كلمه خوانده، بدين جهت است كه اين استعمال در عرب شايع بوده است.
صعود كردن" كلم طيب "به سوى خداى تعالى، عبارت است از تقرب آن به سوى خدا، چون چيزى كه به درگاه خدا تقرب يابد، اعتلا يافته، براى اينكه خدا على اعلى و رفيع الدرجات است، و چون اعتقاد، قائم به معتقدش مىباشد، در نتيجه تقرب اعتقاد به خدا، تقرب معتقد نيز هست.
پس معلوم شد كه عمل از فروع علم و آثار آن است، آثارى كه هيچ گاه از آن جدا شدنى نيست
❤8
