آپـیـرون²
397 subscribers
80 photos
27 videos
2 files
15 links
Download Telegram
این چند فراز که جناب ابوحمزه‌ثمالی از حضرت زین‌العابدین نقل کرده، چقدر بیم‌دهنده و چقدر آموزنده و چقدر زیباست؛
هربار که می‌شنوم، یا می‌خوانم، یا از ذهنم به مناسبتی گذر می‌کند، می‌بینم چقدر گرفتاریم: نه حقوق الهی را رعایت میکنیم، نه صادقیم، نه شاکریم. علاوه برآن غافلیم و با غافلان معاشرت میکنیم، جاهلیم و از مجالس علم و علماء دوریم، و کارمان هم شده هرزه‌گویی و هرزشنوی، و در نتیجه اثراتش هم گریبانمان را گرفته است و اسیر شدیم، شاید عذاب استدراج و امهال ما همین است، امروز یک چیز می‌گوییم و می‌خندیم، فردا چیز بدتری می‌گوییم و می‌خندیم و بدون اینکه ملتفت شویم حرکت قهقرایی را پی‌گرفته ایم.

• (۱) سَیِّدِی لَعَلَّکَ عَنْ بَابِکَ طَرَدْتَنِی وَ عَنْ خِدْمَتِکَ نحَّیْتَنِی؛
• (۲) أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُسْتَخِفّا بِحَقِّکَ فَأَقْصَیْتَنِی؛
• (۳) أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُعْرِضا عَنْکَ فَقَلَیْتَنِی؛
• (۴) أَوْ لَعَلَّکَ وَجَدْتَنِی فِی مَقَامِ الْکَاذِبِینَ فَرَفَضْتَنِی؛
• (۵) أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی غَیْرَ شَاکِرٍ لِنَعْمَائِکَ فَحَرَمْتَنِی؛
• (۶) أَوْ لَعَلَّکَ فَقَدْتَنِی مِنْ مَجَالِسِ الْعُلَمَاءِ فَخَذَلْتَنِی؛
• (۷) أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی فِی الْغَافِلِینَ فَمِنْ رَحْمَتِکَ آیَسْتَنِی؛
• (۸) أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی آلِفَ مَجَالِسِ الْبَطَّالِینَ فَبَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ خَلَّیْتَنِی؛
• (۹) أَوْ لَعَلَّکَ لَمْ تُحِبَّ أَنْ تَسْمَعَ دُعَائِی فَبَاعَدْتَنِی؛
• (۱۰) أَوْ لَعَلَّکَ بِجُرْمِی وَ جَرِیرَتِی کَافَیْتَنِی؛
• (۱۱) أَوْ لَعَلَّکَ بِقِلَّةِ حَیَائِی مِنْکَ جَازَیْتَنِی.


ترجمه:

۱. سرور من شاید مرا از درگاهت رانده‏ای، و از خدمتت دور نموده‏ای.
۲. یا مرا دیده‏ای که حقّت را سبک‏می‏شمارم پس از پیشگاهت دورم ساختی.
۳. یا شاید مرا روی‏گردان از خود مشاهده کردی، پس مرا مورد خشم قرار دادی.
۴. یا شاید مرا در جایگاه دروغگویان یافتی،پس به دورم انداختی.
۵. یا شاید مرا نسبت به نعمت‌هایت ناسپاس دیدی، پس محرومم نمودی.
۶. یا شاید مرا از همنشینی عالمان غایب یافتی، پس خوارم نمودی.
۷. یا شاید مرا در گروه غافلان دیدی، پس از رحمتت‏ ناامیدم کردی.
۸. یا شاید مرا انس یافته با مجالس بیکاره‏ها دیدی، پس مرا به آنان واگذاشتی.
۹. یا شاید دوست نداشتی دعایم را بشنوی، پس دورم نمودی.
۱۰. یا شاید به خاطر جرم و جنایتم کیفرم نمودی.
۱۱. یا شاید برای کمی‏حیایم از تو، مجازاتم نمودی.

6👍3
لعنت به آنکه پایه‌گذار سقیفه شد. مئة مرة.
👍14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کانال مزخرف و بیهوده ای است.
👍10👎8
Channel photo updated
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
00:37 یحیی سنوار در این فیلمی که گردان قسام از او منتشر کرده، شعر زیبایی را میخواند:
و للحريةِ الحمراءِ بابٌ
بكلِّ يدٍ مُضرَّجةٍ يُدقُّ

برای آزادی سرخ دری است،
که با هر دست آغشته‌به‌خونی کوبیده می‌شود!
10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لابه‌لای اوراق و سطور کتاب‌های تاریخ و افسانه‌ها دنبال اسطورهٔ زن نگردید،
اسطورهٔ زن همین‌جاست.
11👎2
۱. بينما كنت أسير في البادية، إذ مررت بحجر مكتوب عليه هذا البيت:
أيا معشر العشاق بالله خبِّروا
إذا حل عشق بالفتى كيف يصنعُ؟
وقتی در بیابان راه می رفتم به سنگی برخوردم که روی آن این بیت نوشته شده بود:
ای دوستان خدا بگویید که
اگر یک جوان عاشق شود چگونه باید رفتار کند؟



۲. فكتبت تحته البيت التالي:
يداري هواه ثم يكتم سرَّه
ويخشع في كل الأمور ويخضعُ
پس این بیت را نوشتم:
با هواخواهی او مدارا می‌کند، سپس آن را مخفی نگه می‌دارد
و در هر کاری فروتن و مطیع می‌شود



۳. ثم يقول: عدت في اليوم التالي فوجدت مكتوبا تحته هذا البيت:
وكيف يداري والهوى قاتل الفتى
وفي كل يوم قلبه يتقطعُ
سپس گفت: روز بعد برگشتم و این بیت را دیدم که زیر آن نوشته شده بود:
چگونه مدارا کند و حال آنکه عشق قاتل جوان است؟
و هر روز قلبش را تکه‌تکه می‌کند



۴. فكتبت تحته البيت التالي:
إذا لم يجد صبرًا لكتمان سرِّه
فليس له شيء سوى الموت ينفعُ
پس بیت زیر را نوشتم:
اگر توان کتمان راز خود را نداشته باشد
چاره‌ای جز مرگ ندارد



۵. يقول الأصمعي: فعدت في اليوم الثالث، فوجدت شابًّا ملقىً تحت ذلك الحجر ميتًا، ومكتوبٌ تحته هذان البيتان:
اصمعی گفت: روز سوم برگشتم و در زیر آن سنگ جوان مرده‌ای یافتم که این دو بیت را زیر آن سنگ نوشته بود:



۶. سمعنا أطعنا ثم متنا فبلِّغوا
سلامي إلى من كان بالوصل يمنعُ
هنيئًا لأرباب النعيم نعيمهمْ
وللعاشق المسكين ما يتجرعُ
شنیدیم و اطاعت کردیم، سپس مردیم، پس برسانید
سلام من را به کسی که مانع وصال شد
سعادتِ سعادتمندان گورایشان باد!
و سهم عاشق بیچاره همان چیزی است که آن‌را میچشد.
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این فیلم خیلی زیاد سورئاله
رهبر انقلاب با علی خامنه‌ای و روح‌الله خمینی و بهشتی و مطهری دیدار میکنه:)))))
8
گل مخر،
گل را مخور،
گل را مجو...

زانکه گل خوار است
دائم زرد رو
اقبال لاهوری » رموز بیخودی » خطاب به مخدرات اسلام:

ای ردایت پردهٔ ناموس ما
تاب تو سرمایهٔ فانوس ما

طینت پاک تو ما را رحمت است
قوت دین و اساس ملت است

کودک ما چون لب از شیر تو شست
لااله آموختی او را نخست

می تراشد مهر تو اطوار ما
فکر ما گفتار ما کردار ما

برق ما کو در سحابت آرمید
بر جبل رخشید و در صحرا تپید

ای امین نعمت آئین حق
در نفسهای تو سوز دین حق

دور حاضر تر فروش و پر فن است
کاروانش نقد دین را رهزن است

کور و یزدان ناشناس ادراک او
ناکسان زنجیری پیچاک او

چشم او بیباک و ناپرواستی
پنجهٔ مژگان او گیراستی

صید او آزاد خواند خویش را
کشتهٔ او زنده داند خویش را

آب بند نخل جمعیت توئی
حافظ سرمایهٔ ملت توئی

از سر سود و زیان سودا مزن
گام جز بر جادهٔ آبا مزن

هوشیار از دستبرد روزگار
گیر فرزندان خود را در کنار

این چمن زادان که پر نگشاده اند
ز آشیان خویش دور افتاده اند

فطرت تو جذبه ها دارد بلند
چشم هوش از اسوهٔ زهرا مبند

تا حسینی شاخ تو بار آورد
موسم پیشین بگلزار آورد
3
آپـیـرون²
Video
سخنرانی آقای سیدصادق شیرازی در جوانی که میگه: باور به دموکراسی یعنی کفر؛ هرکس بداند دموکراسی چیست و بدان باورمند باشه، کافره...
😁3👍1
آن دو قتیلِ فی اللهِ فی سبیل الله،
آن دو شیر بیشهٔ تحقیق،
آن دو شجاع و صفدر و صدیق،
آن دو غرقهٔ دریای مواج جهاد و معرفت،
کارشان، کاری عجیب و مرامشان، مروتی رفیع بود: گردن‌شِکنیِ گردن‌کشان با سه فتح بزرگ از ۱۹۹۷ تا ۲۰۲۴...
19
و چون افعال ارادی انسانی منقسم است به دو قسم: خیرات و شرور؛ اجتماعات نیز منقسم باشد بدین دو قسم: یکی آنچه سبب آن از قبیل خیرات بود، و دیگر آنچه سبب آن از قبیل شرور بود؛ و اول را مدینه فاضله خوانند، و دوم را مدینه غیر فاضله.
و مدینه فاضله یک نوع بیش نبود، [... و آن] اجتماع قومی بود که همت‌های ایشان بر اقتنای خیرات و ازالت شرور مقدر بود، [...] و اهل مدینه فاضله، اگرچه مختلف باشند در اقاصی عالم، [اما] به حقیقت متفق باشند؛ چه دلهای ایشان با یکدیگر راست بود، و به محبت یکدیگر متحلی باشند، و مانند یک شخص باشند در تألف و تودد، چنانکه شارع، علیه السلام، گوید: المسلمون ید واحده علی من سواهم.


📜 خواجه نصیرالدین طوسی » اخلاق ناصری » مقالت سیم در سیاست مدن » فصل سیّم
7
Forwarded from با بخت در عتابم و با روزگار هم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از سریال معاویه، که وارد کردن ضربات چاقوی جناب ابولولو بر شکم عمر بن خطاب را به تصویر کشیده:
12
دست مکش به موی او مات مشو به روی او
تا نکشد به خون دل دامن دیدهٔ تو را
تشبیه حب اهل‌بیت به باران هم جالب بود برام:

ای پسر نعمان! خدا محبت ما -اهل بيت- را از آسمان، از خزينه‌هاى زير عرش، كه چون خزانه‌ها و معادن طلا و نقره است، فرود آرد
،و جز به اندازۀ معين نازل نكند، و جز به بهترين خلق عطا نفرمايد، اين خزائن ابرهاى بارانى را ماند كه چون خدا خواهد بنده‌اى را كه دوست دارد بدان ممتاز كند، دستور دهد تا بسان ابر ببارد، و
جنين را در شكم مادر شاداب سازد.

يَا اِبْنَ اَلنُّعْمَانِ إِنَّ حُبَّنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ يُنْزِلُهُ اَللَّهُ مِنَ اَلسَّمَاءِ مِنْ خَزَائِنَ تَحْتَ اَلْعَرْشِ كَخَزَائِنِ اَلذَّهَبِ وَ اَلْفِضَّةِ وَ لاَ يُنْزِلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ وَ لاَ يُعْطِيهِ إِلاَّ خَيْرَ اَلْخَلْقِ وَ إِنَّ لَهُ غَمَامَةً كَغَمَامَةِ اَلْقَطْرِ فَإِذَا أَرَادَ اَللَّهُ أَنْ يَخُصَّ بِهِ مَنْ أَحَبَّ مِنْ خَلْقِهِ أَذِنَ لِتِلْكَ اَلْغَمَامَةِ فَتَهَطَّلَتْ كَمَا تَهَطَّلَتِ اَلسَّحَابُ فَتُصِيبُ اَلْجَنِينَ فِي بَطْنِ أُمِّهِ.

6
یونس بن عبدالرحمن از اصحاب ‎#امام_رضا (ع) بود،
مردم کم بدی او را نمی‌گفتند،
تهمت زندیق‌بودن و نسبت خلاف عفت به پدر و مادرش می‌دادند؛
وقتی او را از این تهمتها باخبر کردند، جواب داد:
«هرکس بهره‌ای از [محبت] ‎#امیرالمومنین ع را دارد، او را حلال کردم»

پ‌ن:
بیایید در این شب‌ها، بخاطر حضرت امیر علیه‌السلام، هرکس که محبت او را در دل دارد، حلال کنیم تا باشد خدا هم از ما درگذرد...
12