هميشه چشم من مانده ست اندر تاب روی او


ازان در تاب خورشيدش همی دارم كه نم دارد

#رضی_الدین_نیشابوری

هم جان به هزار دل گرفتار تو است


هم دل به هزار جان خريدار تو است

#شيخ_رضی_الدين_علی_لالاء_غزنوی

چشمم چو برآن عارض گلگون افتاد


عشق رخت از طاقتم افزون افتاد

#رفیع_الدین_ابهری

مرا شكست سر زلف تو كه سـرتاسر


همه گره گره است و همه شكن شكن است

#رکن_الدین_دعوی_دار

#میم
چشم بد از تو دور كه در چشم روزگار


از عكس چهرۀ تو گلستان ديگر است

#حکیم_ابوبکر_بن_محمد_علی_روحانی

صبر ازان خواهم همی تاعشق او پوشم به صبر


خواب ازان خواهم‌همی تاروی او بينم به خواب

#ابوجعفر_عبدالله_ابوالحسن_محمد_رودکی

#صاد
مي بده ساقي به من چندان كه لايعقل شوم


كز خيال او مبادا لحـظه ای غافل شـوم

#مولانا_رئیس

#میم
فروغ روی تو را ديده ای كند ادراک


كه لوح خاطرش از نقش غير گردد پاک

#خواجه_رکن_الدین_صاین_سمنانی

گلستان رخت را آب از جوی جگر دادم


نهد زان رو سزای ديدۀ من در كنار من

#مولانا_رسمی

#گاف
از حال خود آگه نيم,ليک اين قَدردانم كه تو


هر گاه در دل بگذری,اشكم ز دامان بگذرد

#مولانا_رشکی_همدانی

#الف
كنون كه صبح رخت شد ز شام زلف پدید


عجب نباشد اگر فيض صبح يابد شام

#مولانا_رضایی_معلم

#کاف
راندی از ناز و نکردی بـه تلافی نگهی


كشتی و بر سر خاكم نفسی ننشستی

#خواجه_محمد_رضایی

به گاه گريه ام طفل خيال او گريزان است


نمی آيدبه چشمم, زانكه می ترسد درآب افتد

#رونقی_همدانی

از خواب خوش, آب ديـده را پل بستم


چندان كه خيالت به سلامت بگذشت

#زین_الدین_سجزی_سیستانی

#الف
نخواهی كرد باور خارخار سـينۀ چاكم


مگر روزی كه گيرد دامنت خار سر خاكم

#مولانا_زلالی

#نون
بخت اگر درخواب يک شب همدم یارم کند


دل تپد از شوق چندانی که بیدارم کند

#زاری_گیلانی

چند چند اين همه هنگامه به خون ریختنم؟


گر تو جان می طلبی,حاجت اين غوغا نيست

#مولانا_زاری_کمانچۀ_شیرازی

1
ساقي به طرف باغ ببين جام لاله را


پر كن به ياد آن لب مـيگون پياله را

#مولانا_زاهدی

#سین
لب تو كرده چنان عام, رسمِ احیا را


كه می دهد به اجل منصب مسيحا را

#مولانا_زکی_همدانی

#لام
ليلی عذاری می رسد دامن كشان در خون من


ديگر ندانم چون شود حال دل مجنون من

#زلالی_خراسانی

#لام
گر به دريای خضِر غوطه خورم چون ماهی


آنچنان زنده بـه عشقم كه لبی تر نكنم

#مولانا_محمد_زمانی

#گاف