حسرت دیدار جانان می كشد آخر مرا


آه ازين حسرت كه هجران می كشد آخر مرا

#مولانا_خواری_تبریزی

به تيغ هـجر جدا باد بند بند رقيب


كه سنگ تفرقه او در ميان ما انداخت

#مولانا_خواری

صد جان به ملک عشق به يک جو نمی خرند


ای دل, دکان ببند كه بازار در شكست

#خواجگی_قزوینی_بیانی

#صاد
جان می دهم به تحفه و منت به جان


نهم ای باد اگر به یار رسانی پيام

#مولانا_خوشی

#جیم
قبلۀ دل گشت طاق ابرويش در دین عشق


هست فيض دايمی زين روی در دنبال او

#مولانا_دایمی

#قاف
شب که از سوز درون چون شمع می افروختم


ديگران روی تومی ديدند ومن می سوختم

#درویش_دهکی_قزوینی

#شین
به باغ دل چو نهال قد تو پيدا شد


فغان ز خلق برآمد كه فتنه بر پا شد

#مولانا_دعایی

وقت گل آمد و اسباب طرب نيست مرا


باده ناياب و ز كس روی طلب نيست مرا

#مولانا_دوست_اسفزاری

#واو
كار ما باشد پريشان همچو زلف يار ما


هيچ كس بيرون نمی‌آرد سری از کار ما

#مولانا_سلطان_علی_دوایی

#کاف
ز تيغ يار هر چاکی مرا نقشی‌ست در سينه


عزيزان نقش تيغ يار دارد سينۀ چاکم

#دیوانه_نیشابوری

در عشق تو انگشت نمای زن و مردم


هر لحظه فزون است ز سودای تو دردم

#دیوانه‌ی_عشق

#دال
مرا چون شمع می دارد همه شب گریه پا در گل


میان آتش و آبم ز سیل اشک و سوز دل

#مولانا_ذهنی_اورتوخانی

#میم
به رنگ ديگر امروزم نصيحت می كندناصح


مبادا دل زدسـتش برده باشد دلربای من

#میر_محمد_امین_ذوقی

شب روم بر بام آن مه، گوش بر روزن نهم


شیشه بردارم به جایش دیدۀ روشن نهم

#مولانا_ذهنی_تبریزی

#شین
جايی كه بود سجده گه جبهۀ عاشق


خورشيد ازان جا چو گل زرد برآيد


#مولانا_ذوقی_اردستانی

#چیم
نه رخ است آن, که زهره و قمر است


نه لب است آن, كه سر به سر شكر است

#خواجه_رشیدالدین_محمد_وطواط

#نون
به زلف مشکی جانا, به چهره دیبايی


چو تو نباشد دانم كسـی به زيبايی

#خواجه_رشیدالدین_محمد_وطواط

حال شبهای مرا همچو منی داند و بس


تو چه دانی که شب سوختگان چون گذرد

#رضی_الدین_نیشابوری

هميشه چشم من مانده ست اندر تاب روی او


ازان در تاب خورشيدش همی دارم كه نم دارد

#رضی_الدین_نیشابوری

هم جان به هزار دل گرفتار تو است


هم دل به هزار جان خريدار تو است

#شيخ_رضی_الدين_علی_لالاء_غزنوی

چشمم چو برآن عارض گلگون افتاد


عشق رخت از طاقتم افزون افتاد

#رفیع_الدین_ابهری