من مسکين ز سودای تو شبها بی خور و خوابم


گرم باور نمی داری, خيالت هم خبر دارد

#مجدالدین_شرف

#میم
بيگانه شدم ز صبر و از شادی


تا عشق تو گشت آشنای من

#سلطان_علاءالدین_اتسز

می دهم جان كه توام در بر خودگیری و خود


ِدر برت باشم چون جان من آن تو بود

#اثیرالدین_اومانی

#میم
به جان تو كه پرستيدن تو كيش من است


به كيش عشق پرستش رواست جانان را

#شهاب_الدین_ادیب_صابر

گر مهمان من آيد به جان و دل روا بـاشد


كه من‌خواهم شدن فردا به‌بوسی چند‌مهمانش

#ادیب_ششتری

#گاف
گر دل ز مهر شستی و سـير آمدی ز من


بس تو دلم ربودی با من سپار, دل

#محمد_ازهری_مروی

#گاف
با رخ چون ماه تو, ماه ندارد خطر


با لب چون نوش تو, قدر ندارد شكر

#اسماعیل_بن_ابراهیم_غزنوی

رخ تو هست چو خورشيد و هرکه درخورشيد


نگه كند, به زمان چشم او پر آب شود

#تاج_الدین_اسماعیل_باخرزی

خوشدل به وعده های توام, گرچه خود مرا


حاصل ز وعدۀ تو بجز انتظار نيست

#امین_الدین_دادا

گرچه اقرار است ما را با سر زلفش به كفر


می كنم اقرار و نتوانم به انکار آمدن

#ابن_تاج_گیل

#گاف
ديوان عشق بر ورق جان نوشتنی ست


تقرير آن اگرچه به كاغذ نوشته نيست

#ابن_قطب

#دال
گر غم دنيا و دين, در دل اغيار هست


غير غم عشق يار, در دل مشتاق نيست

#سلطان_ابوسعید_خان

#گاف
در كوی كه باشم كه از كوی تو باشد؟


در روی كه بينم كه به از روی تو باشد؟

#میرزا_ابراهیم_بدخشانی

#دال
چنان دیوانۀ عشقم كه دشمن نيز نتواند


که گیرد زلف و اندازد كمند اندر گلوی من

#میرابوالبقا

بر جمالت همچنان من عاشق زارم هنوز


ناله ای كز دست عشقت داشتم, دارم هنوز

#مولانا_ابلهی

آن كه برگشت و جفا كرد و به هيچم بفروخت


به همه عالمش از من نتوانند خريد

#شیخ_جلال_الدین_آذری

چو در خوابم درآيی, بخت بداز بهر محرومی


مرابيدار می‌سازدكه‌يار آمد,چه‌خواب‌است‌اين؟

#خواجه_آصفی

نگويی چشم خود بسـتم برای دفـع آزارش


خيال دوست اين جا بود, پوشيدم ز اغيارش

#خواجه_اقضل_الدین_محمد_کرمانی

#نون
هر كسی را خانه شبها از چراغی روشن است


شام ما را نور, دور از شمع آن رخسار نیست

#میر_سراج_الدین_اصیلی

گهی از تاب آن رخ سوزم و گه زآتش هجران


به هر وجهی مرا سوزد, اگر پنهان اگر پيدا

#میر_افضل_خواب_بین

#گاف
می كنم دیوانگی تا بر سرم غوغا شـود


شايد از بهر تماشا آن پری پيدا شود

#مولانا_افسری

#میم