دل من در سر آن زلف سيه مضطرب است


مرغ در دام چو افتاد تپيدن گيرد

#امیر_یمین_الدین_نزل_آبادی

#دال
من چو نقد دل و جان را بنهادم پيشش


او ز لب يک دو سه بوسه به گروگان بـنهاد

#بولدوز

#میم
از مژه خنجر مده, غمزۀ خونريز را


شانه مزن هر طرف, زلف دلاويز را

#یوسف_شاه_خطاط

#الف
دل زارم كه جا در زلف آن نامهربان دارد


گر از سودا پريشان حال باشد, جای آن دارد

#خواجه_یوسف(ولدخواجه‌ركن‌الدّين‌مهنه‌ای)

#دال
خورشيد فلک چو ماه تابان تو نيست


چشمی به جهان نيست كه حيران تو نيست

#یعقوب_میرزا_استاجلو

دلم به حقۀ لعل تو مايل افتاده ست


چو آتشيست كه در خانۀ دل افتاده ست

#محمد_یوسف_کشمیری

#دال
ماها, تويی كه در بر ِ آتش رخان دهر


حسـنت ز روی لطف چو آب است در شراب

#ابوسعید_سعادت_بن_مسعود [سعد]سلمان

#میم
درآی با من یارا, به كام اگر ياری


وگرنه رو به سلامت, نه بر سر كاری

#ابوعلی_سرخسی

#دال
درون سينۀ من نه دل حزين من است


گره شده ز غمت آه آتشين من است

#ابوالمفاخر_رازی

#دال
جهان را زندگی در روی اقبال تو می بينم


كه از روی حقيقت صورت اقبال را جانی

#سید_ابوعلی_بن_حسین_مروزی

#جیم
من مسکين ز سودای تو شبها بی خور و خوابم


گرم باور نمی داری, خيالت هم خبر دارد

#مجدالدین_شرف

#میم
بيگانه شدم ز صبر و از شادی


تا عشق تو گشت آشنای من

#سلطان_علاءالدین_اتسز

می دهم جان كه توام در بر خودگیری و خود


ِدر برت باشم چون جان من آن تو بود

#اثیرالدین_اومانی

#میم
به جان تو كه پرستيدن تو كيش من است


به كيش عشق پرستش رواست جانان را

#شهاب_الدین_ادیب_صابر

گر مهمان من آيد به جان و دل روا بـاشد


كه من‌خواهم شدن فردا به‌بوسی چند‌مهمانش

#ادیب_ششتری

#گاف
گر دل ز مهر شستی و سـير آمدی ز من


بس تو دلم ربودی با من سپار, دل

#محمد_ازهری_مروی

#گاف
با رخ چون ماه تو, ماه ندارد خطر


با لب چون نوش تو, قدر ندارد شكر

#اسماعیل_بن_ابراهیم_غزنوی

رخ تو هست چو خورشيد و هرکه درخورشيد


نگه كند, به زمان چشم او پر آب شود

#تاج_الدین_اسماعیل_باخرزی

خوشدل به وعده های توام, گرچه خود مرا


حاصل ز وعدۀ تو بجز انتظار نيست

#امین_الدین_دادا

گرچه اقرار است ما را با سر زلفش به كفر


می كنم اقرار و نتوانم به انکار آمدن

#ابن_تاج_گیل

#گاف
ديوان عشق بر ورق جان نوشتنی ست


تقرير آن اگرچه به كاغذ نوشته نيست

#ابن_قطب

#دال