دل وسوسه ميكرد بسی بهر شكايت


صد شکر كه ما وسوسه دل نشـنيديم

#مولانا_بهرامی_همدانی

#دال
تا رخ خوب تو غايب شده از پيش ِ نظر


ميرود دم به دم از ديدۀ ترخون جگر

#بهرام_بیگ

#ت
هشياری ام افتاده به فردای قیامت


زان باده كه از دست تو نوشيده ام امروز

#شيخ_بهاءالدين_محمد_عاملی

#ه
به جلوه گاه جمالت ز شرم و ذوق تـماشا


فرو رود به زمين آفتاب و باز برآید

#مولانا_بهاری

#ب
هرگز نگهی سويم نفكند, ولی چشمش


از هر سر مژگانی پنهان طلبی دارد

#شيخ_عـبدالسلام_پیامی

#ه
خوشا رنجا, خوشا دردا, خوشا عشق


کسی كو را نباشد, نيست انسان

#تاج_الدين_زيزه

#خ
درا به دیده كه پيش ِ نظر ز شوق [رخت]


ز دیده تا سر مژگان هزار فرسنگ است


#آقا_تقی_بن_آقا_ملك_معرف_صـفاهانی

#دال
دلم چو عهد تو و خاطرم چو طرۀ توست


چه سان به اين دل و خاطر, دل از تو بردارم؟

#تقی_الدين_محمد_بن_معين_الدين

#دال
چوکامم بيتو گردد تلخ, شيرين سازم از مرگش



كه صد ره این حيات از كندن جان تلختر باشد

#تقی_الدين_محمد_بن_معين_الدين

#چ
ای در گِل سودای تو, محكم شده پای دلم


دست غم تو فتنه ها, در هر ديار انگيخته

#جلال_الدين_فريدون_عكاشه

#الف
تو را چه غم که هزاران به جای من داری؟


مراست غم كه به عالم كسی به جای تو نـيست

#مولانا_جلال_الدين_محمد_رومی

#ت
ای شمع امشب از سر بالین من مرو


یکشب چه شد بروی توام گر سحر شود

#مولانا_جاروبی

#الف
دلم اسير تو بوده ست و هست و خواهد بود


نشان تیر تو بوده ست و هست [و] خواهد بود

#مولانا_جانی

#دال
به جستجوی تو شب را به روز می آرم


خيال بين كه به شب آفتاب ميجويم

#جلال_عـضد

#ب
حاش لله كه مرا مهر تو از دل برود


يا خود از خاطرم آن شكل و شمايل برود

#شيخ_جمال_الدين_الحلی

#ح
با آن كه سيل اشكم بگرفت عالمی را


از ديده نقش خالش, هـرگز نگشت زايل

#ابوالفتح_سـلطان_ابراهيم_مـيرزا_جاهی

#ب
از دوزخ هجر او, در دل شرری دارم


در جنت وصـل او, خندان جگری دارم

#درویش_جاوید

#الف
ز مشک خال سياهی كه بر رخ يار است


بنفشه ای ست كه بر روی گل نمودار است

#مولانا_چاکری

#ز
چنان بـه كشتن عشاق داشت میل تمام


كه نيمكشت رها كرد از شتاب مرا

#چاقشوردوز_قزوینی

#چ
سر به بالين چو نهم, غير دو چشم تر من


نيست یاری كه دمی گريه كند بر سر من

#مولانا_جرمی

#سین
در هر دلی كه عشق گذر كرد, در زمان


گر خاک بود, خاصيت كيميا گرفت

#مولانا_جشنی_لوهوری

#دال