morientes tuning
66 subscribers
323 photos
134 videos
15 files
25 links
Download Telegram
‌‏پیکسار۱۹۹۵:اگه اسباب‌بازیها احساسات داشتن چی؟
‌‏پیکسار۲۰۰۶:اگه ماشین ها احساسات داشتن چی؟
‌‏پیکسار۲۰۰۷:اگه موش ها احساسات داشتن چی؟
‌‏پیکسار۲۰۱۵:اگه احساسات،احساسات داشتن چی؟
‌‏پیکسار۲۰۰۷:اگه مرده ها احساسات داشتن چی؟
پیکسار۲۰۲۰:اگه آدما احساسات داشته باشن چی؟
@morientestuning
⚛️چرا خودکفایی «استقلال» را کم می‌کند؟!
@morientestuning
🖊امیر ناظمی (هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی)

ما نسل عادت کرده به جشن‌های خودکفایی بودیم؛ از خودکفایی گندم تا پیکان! برای ما بدیهی بود که برای حفظ استقلال باید از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را تولید کنیم. ما تازه سال‌های انتهای دهه‌ی ۷۰ بود که فهمیدیم خودکفایی در همه‌ی امور امکان‌پذیر نیست. با خودکفایی خداحافظی کردیم، هم ما مردم، هم آن سیاستمدارها؛ چون فکر می‌کردیم نمی‌شود! نه اینکه راه حل خوبی نیست!

بعد شروع شد به تهیه فهرستی از کالاهای استراتژیک که فکر می‌کردند باید در آن‌ها خودکفا شویم. گندم در این فهرست بود به اسم امنیت غذایی؛ یا بنزین و خودرو بخاطر سهم اشتغال بالا. ما از ترس تحریم، از ترس کابوس جنگ با عراق، ما به هزار دلیل دنبال استقلال از طریق خودکفایی بودیم.

برای من گذشت و گذشت تا در مدل‌سازی‌ها رسیدم به مفهوم «استقلال»! از دید منی که بزرگ‌شده در این دوره‌ها بودم، استقلال یعنی «کمترین میزان تاثیرپذیری از دیگران» یعنی هرچقدر کسی نتواند بر تصمیمات من اثر بگذارد من مستقل‌تر هستم؛ یعنی اگر آمریکا و اروپا روی فعالیت‌های من اثر نگذارند من استقلال بیشتری دارم.
@morientestuning
اما از دید کتاب‌ها و مدلسازی‌هایی که داشتم در دانشگاه تدریس می‌کردم، «استقلال» از «نسبت وابستگی دیگران به من به وابستگی من به آن‌ها» به دست می‌آمد؛ یا برابر بود با «نسبت تاثیراتی که من بر دیگران می‌گذارم به مجموع تاثیراتی که میگذارم و می‌پذیرم».

در این تعریف اگر من کشوری باشم که دیگران به من وابسته نیستند؛ من مستقل نیستم! و البته قدرت هم ندارم!

البته در مدل‌سازی‌های پیچیده‌تر، هم تعریف «استقلال» و هم تعریف «قدرت» پیچیده‌تر می‌شدند، اما در همه‌ی آن‌ها مدام نقش تاثیرگذاری‌ها در تعریف «استقلال» بیشتر می‌شد!

از دید مدلسازی‌های جدید، بازیگری که در یک سیستم «استقلال» داشت، بازیگری بود که باید تاثیرگذار می‌بود، وگرنه هر چقدر هم تاثیرپذیری‌اش را از سایرین کم می‌کرد، مستقل نمی‌شد.

⭕️استقلال و تحریم‌ها
بسیار نوشته شده که چرا اینقدر ما راحت تحریم می‌شویم؟ پاسخ اما دقیقا برمی‌گردد به دلیل همین درک نادرستی است که از مفهوم استقلال داریم.

بازیگر مستقل یا دارای قدرت، قابل حذف شدن از سیستم نیست. یعنی کشوری که ۱۰۰ میلیارد دلار وارد می‌کند و ۱۰۰ میلیارد صادر می‌کند؛ خیلی قوی‌تر از کشوری است که نه وارداتی دارد و نه صادراتی! کشور اول را نمی‌شود از جهان حذف کرد و دومی را می‌شود!
@morientestuning
بگذارید چند واقعیت ببینیم:
1️⃣ما ایرانی‌ها فکر می‌کنیم چون سالیانه حدود ۳ میلیارد یورو از آلمان واردات داشته‌ایم؛ خیلی شریک جذابی برای آلمانی‌ها هستیم؛ اما یادمان می‌رود که صادرات آلمانی‌ها حدود ۱۳۵۰ میلیارد است و این یعنی سهم ما حدود ۰.۰۰۲ است! یعنی قابل صرف نظر!

2️⃣سهم ایران در چند سال گذشته کمتر از ۰.۰۰۱ از کل صادرات چین بوده است و سهم ایران در واردات این کشور نیز کمتر از ۰.۰۰۹! یعنی سهم ما تقریبا در اقتصاد چین آن‌قدر ناچیز است، که می‌شود درنظر نگرفت!

این‌ها واقعیت‌هایی هستند که معنایش متاسفانه در همان تفاوت فهم‌مان از مفهوم استقلال نشات گرفته است. ما موفق شده‌ایم تاثیری‌پذیری خود را از دیگران کم کنیم؛ اما ما به سادگی در معادلات جهانی نادیده گرفته می‌شویم؛ چون تاثیرگذاریمان هم به اندازه‌ی تاثیر‌پذیری‌مان ناچیز است!

⭕️تغییر دیدگاه
وقتی به شاخص‌های جهانی دقت می‌کنیم، در بسیاری از این شاخص‌ها «واردات» یک معیار مطلوب است! بله واردات اگر در صنایع پیشرفته و کالاهای سرمایه‌ای باشد، و اگر همراه با صادرات بالا باشد، یک معیار خیلی خوب است. ما هنوز افتخار می‌کنیم به کاهش واردات بدون آن‌که توجه کنیم به سایر جنبه‌ها!

ما بیش از هر چیز نیاز داریم تا به بازتعریف مفاهیمی اقدام کنیم، که میراث دنیای ماقبل جهانی‌شدن است! ما نیاز داریم تا دوباره در خصوص بسیاری از چیزهایی که بدیهی می‌دانیم، فکر کنیم!

ما اگر واردات بالا و صادرات بالا داشتیم، هرچند تفاضلش همین مقدار اکنون بود، حتما بیش از وضعیت فعلی‌مان تاثیرگذار بودیم و این یعنی به راحتی قابل صرف نظر کردن نبودیم! یعنی به راحتی نمی‌شد با یک امضا تحریم‌مان کرد!

در دنیای امروز، هیچ رابطه‌ای یک‌طرفه نیست. نمی‌شود تنها تاثیرگذار بود و هیچ وابستگی نداشت. مهم آن است که بیش از آن که وابسته به دیگران باشیم، آن‌ها به ما وابسته باشند.

دستیابی به استقلال تنها از طریق این توازن ایجاد می‌شود؛ وگرنه اگر به هیچکس وابسته نباشیم و دیگران هم به ما وابسته نباشند؛ همگی برای حذف شدنمان توافق دارند!
@morientestuning
یعنی حتی اگر خودکفایی امکان‌پذیر هم باشد، قدرت و استقلال ما را افزایش که نمی‌دهد، بلکه کاهش می‌دهد!
اطلاعاتی که پیام‌رسان‌های خارجی از گوشی شما ذخیره و جمع‌آوری می‌کنند.
@morientestuning
فیس بوک از خودتون بهتر شمارو می‌شناسه
تلگرام هم فقط اسمو شمارتونو می‌دونه 👌

داخلی ها هم ک درجریان تیک سوم هستید
حتی اسم همسایه طبقه بالایی هم بلدن😑
(مقداری به اعتبار و کیفیت مسنجر سیگنال شک و شبهه بود که با اومدن خبر فیلترش برطرف شد، قطعا اپ مفیدی بوده که فیلتر شد!)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی از فیلمسازی صحبت میکنیم ...
@morientestuning
صحنه بدون کات سریال کیدینگ (kidding) با بازی جیم کری
رفتگر ، نیمه‌شب سرد زمستان جلوی خانه‌ مان را جارو زده است.
با تکبر تمام از پیش رویش عبور می‌کنیم و مبادا بوی آشغال بگیریم.
قدر زحمتی که او، نانوا، رانندهٔ تاکسی و... کشیده‌اند تا امروز روز قشنگی باشد را نمی‌دانیم.
@morientestuning
🔹 در عوض، اتاقمان پوشیده از پوسترهای سلبریتی‌هاییست که به‌دنبال عشرت خویشند و صفحه شبکه اجتماعی که در آن عضو هستیم نیز پر از اخبار آنهاست.

🔹 ‏شغل یک سلبریتی ایجاد سرگرمی است. مسئولیتی که هزاران ابزار مهیج دیگر نیز توان انجامش را دارند. سلبریتی یک موجودیت تجملی و غیرضروری دارد، بر خلاف بیشتر نیروهای کار در جامعه.

🔹 یک سلبریتی نه دانشمند است و نه فیلسوف، اما سخنش در میان عوام از این دو دسته خریداران بیشتری دارد!
@morientestuning
🔹 ‏ما به عنوان خشت‌های دیوار اجتماع، در ساختن یک سلبریتی نقش داریم. در بذل اعتماد به نفس، در ایجاد اشتهار، در کسب ثروت و در افزایش نفوذ برای او حائز اهمیتیم.

🔹 به همین قرینه در برابر اشاعهٔ ابتذال نیز مسئولیم.

🔹 کاش بدانیم که نباید خالص‌ترین ارادت‌ها را به پای کم‌ارج‌ترین‌ها بریزیم.
" پرندۀ امید "
@morientestuning
✍️ امید پرنده ای است
که بر شاخۀ درخت روح فرود می آید
و نغمه های بی کلام می خواند
و هیچ گاه از خواندن باز نمی ایستد ..
آوایش، در بادهای سخت، خوش به گوش
می‌رسد ..

و چه طوفان سهمگینی است؛
آن که بتواند این پرندۀ کوچک را رمیده کند
پرنده‌ای که چه بسیار دلها را گرم کرده است.

من درسردترین سرزمینها آواز اورا شنیده‌ام
و در غریب ترین دریاها ...
اما هیچ گاه حتی در منتهای گرسنگی
از من درخواست خرده نانی نکرده است
@morientestuning
"امیلی دیکنسون"
فورد کرون ویکتوریا معادل سمند در ایران است!
@morientestuning
این خودرو در نقش پلیس، تاکسی و انواع خودرو های خدماتی آمریکا ظاهر میشود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زمانی میتوانیم به آینده کشور خوشبین باشیم، که کودکانمان را اینگونه تربیت کنیم.
@morientestuning
morientes tuning
اندر عجایب پرچم نروژ همین بس که میشه توش پرچم 6 تا کشور دیگه رو بدست آورد! @morientestuning
کشورهای نوردیک به منطقه ای فرهنگی و جغرافیایی در اروپای شمالی و اقیانوس اطلس شمالی گفته می‌شود. این منطقه شامل کشورهای دانمارک، فنلاند، ایسلند، نروژ و سوئد و همچنین قلمروهای خودمختار الند، گرینلند، سوالبار و فاروئه را شامل می‌گردد. معمولاً اسکاندیناوی به صورت هم‌معنی با نوردیک به‌کار برده می‌شود، در حالیکه اسکاندیناوی تنها شامل سه کشور دانمارک، نروژ و سوئد می‌شود.
کشورهای نوردیک، تاریخ، آداب و رسوم مشترک و جوامع بسیار مشابه به هم دارند که از جمله سیستم‌های سیاسی آنها و مدل نوردیک را می‌توان نام برد.
@morientestuning
پرچم این کشور ها بدلیل مناسبات نزدیک سیاسی و پیوند زبانی بسیار به یکدیگر نزدیک می باشد و تقریباً مردمان این مناطق خود را یک ملت می دانند.
🇩🇰🇮🇸🇫🇮🇳🇴🇸🇪🇦🇽🇫🇴
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه خونه ای هست که صاحب خونه اش آمریکاست
یه کارخونه ای که صاحبش کاناداست
یه کوچه ای هست که نصفشون لندنن
یه خیابون دراز که تهش معلوم نیست کجاست
یک شهری هست که همهشون مسافرند
چمدوناشون رو بستن و همیشه حاضرند
کلاسهای چینی و روسیشون ترک نمیشه
دیگه فکراشون رو کردند میخوان حتماً برن
@morientestuning
تو بذار وقتی غروب شد برو
اگه جنگ تموم شد برو
بذار آژیر رو که کشیدند کبوترها که پریدند وقتی همه ترسیدند…
تو بذار آبها که از آسیاب افتاد برو
اصلاً بذار بعد از انتخابات برو
اوضاع که خوبِ خوب شد
همه جا بزن و بکوب شد…
هر وقت زیر پات خالی شد برو
زندگیت که پوچ و توخالی شد برو...
گروه بُمرانی
🔴 ﭼﺮﺍ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻣﺘﻌﺼﺐ ﻣﯽﺗﺮﺳﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﺶ ﺷﮏ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﺪ ؟

ﭼﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ: چگونه ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻭل‌های ﮐﻒ ﭘﺎﯾﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻩﺍﻡ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟!
ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻡﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺵ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ : ترس از تغییر!
@morientestuning
برتراند راسل
‏یکی که اینطور درکت کنه
@morientestuning
✳️ پارک ممنوع
@morientestuning
در برخی خیابان‌های آمریکا تابلوهای پارک کردن شبیه یک معادله ریاضی است و اگر با دقت نخوانید می‌توانید جریمه شوید.
تصویر پیوست قوانین پارک کردن در یک خیابان است:
- توقف و پارک کردن در روزهای دوشنبه تا جمعه بین ساعت ۷ تا ۹:۳۰ صبح و بین ۴ تا ۶:۳۰ عصر ممنوع.
- پارک کردن در سمت چپ خیابان ممنوع، به جز روزهای سه شنبه از ۷ صبح تا ۷ شب برای ماشین‌هایی که مجوز دارند.
- پارک کردن در سمت راست خیابان در روزهای دوشنبه تا جمعه بین ۹:۳۰ صبح تا ۴ عصر برای ماشین‌های بدون مجوز، فقط ۲ ساعت مجاز است.
- از ابتدای ماه مارچ تا پایان ماه اکتبر، در روزهای دوشنبه پارک کردن برای ماشین‌های بدون مجوز ممنوع است.
Forwarded from اتچ بات
مهران کریمی ناصری ،پناهنده ایرانی که برای 17 سال در فرودگاه شارل دوگل پاریس زندگی کرد .
@morientestuning
مهران کریمی ناصری، متولد مسجدسلیمان ایران و معروف به "سر آلفرد مهران"، یک پناهنده ایرانی است که به مدت حدود 17 سال در ترمینال فرودگاه شارل دوگل پاریس زندگی ‌کرد. "مهران کریمی"به عشق یافتن پدرش به انگلستان می‌رود و مدارک شناسایی‌اش را نابود می‌کند تا در آن‌جا پناهندگی بگیرد. انگلیسی‌ها او را به‌خاطر نداشتن مدارک شناسایی به بلژیک و بلژیکی‌ها او را دوباره به انگلستان بازمی‌گردانند. در این رفت‌وآمدها "مهران ناصری" از فرودگاه شارل دوگل پاریس سر در می‌آورد. این بار اما از آن‌جا که فاقد مدارک شناسایی بوده فرانسوی‌ها نمی‌توانند او را به کشوری که از آن آمده‌ بود برگردانند و از آن زمان وی در ترمینال فرودگاه می‌ماند.
@morientestuning
در سال1999 میلادی یک وکیل فرانسوی موفق می‌شود برای او اجازه ی اقامت بگیرد اما او با این استدلال که «من مهران کریمی ناصری نیستم، بلکه سر آلفرد مهران هستم و ایرانی هم نیستم!» از امضای مدارک سر بازمی‌زند و از آن تاریخ تا سال 2006 میلادی ساکن سالن فرودگاه می شود و نهایتا به‌خاطر ابتلا به بیماری به بیمارستان منتقل می‌شود. وی در این مدت به مطالعه و نوشتن می پرداخت و خدمه ی فرودگاه و هواپیمایی غذا و روزنامه برایش تهیه می کردند. از سال 2008 "مهران کریمی ناصری" در یک مرکز بی خانمان ها در پاریس زندگی می کند.
@morientestuning
فیلم "ترمینال" به کارگردانی "استیون اسپیلبرگ "و بازی "تام هنکس" بر اساس داستان زندگی "مهران کریمی ناصری" ساخته شده است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 یک کشتی پرنده غول‌پیکر که میراث اتحاد جمهوری شوروی سوسیالیستی است، از دریای خزر بیرون کشیده شد. این جنگ‌افزار بسیار خاص که "هیولای کاسپین" نامیده می‌شود، قرار است به جاذبه گردشگری تبدیل شود.
ماموران سازمان سیا در دهه ۶۰ به عکس‌های هوایی این "هیولا" دست یافته بودند.
@morientestuning
طراحان اتحاد جماهیر شوروی سابق سال ۱۹۶۴ طراحی و ساخت این پرنده آبی را در ابعادی آغاز کردند که تا آن زمان سابقه و نمونه نداشت.تنها نمونه ساخته شده آن سال ۱۹۸۰ در دریای خزر سقوط کرد و غرق شد.
@morientestuning
سرانجام "هیولای خزر" از آب سر برکشید تا حدود ۱۰۰ کیلومتر دورتر، در شهر دربند Derbend به نمایش گذاشته شود.
انسان نهایتا چند سال عمر می‌کند؟
@morientestuning
🔹روزنامه «گاردین» مدعی شده است که بر اساس تحقیقات انجام‌شده، دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند که آخرین محدوده طبیعی زندگی انسان، ۱۵۰ سال است و زندگی بیش از آن، ممکن نیست.
محققان با استفاده از ابزاری به نام "DOSI" که سن، بیماری و سبک زندگی را بررسی می‌کند میزان "تاب آوری" فرد را مشخص می‌کنند که نشان دهنده‌ی توانایی بهبود پس از آسیب یا بیماری است.
دکتر تیم پیرکوف (Tim Pyrkov) محقق اصلی این مقاله از شرکت بیوتکنولوژی "Gero" مستقر در سنگاپور می‌گوید: محاسبه‌ی میزان تاب آوری براساس فعالیت‌های فیزیکی در اپلیکیشن "GeroSense" نشان می‌دهد که بدن انسان در حدود سن ۱۲۰ تا ۱۵۰ سالگی تاب آوری خود را به طور کامل از دست می‌دهد.
محققان معتقدند در آینده با دستکاری ژنتیکی و محدود کردن کالری و دارو ممکن است بتوانیم طول عمر را بیش از این افزایش دهیم. با این حال این افزایش محدودیت خود را دارد و حداکثر سن انسان می‌تواند ۱۵۰ سال باشد.
@morientestuning
این یافته ها در مجله Nature Communications منتشر شده است.
چرا دیگر جوراب سوراخ را نمی‌دوزیم؟
@morientestuning
▪️فردین علیخواه| جامعه‌شناس
این روزها جوراب‌های سوراخ به‌ندرت ترمیم می‌شوند. ممکن است بعضی‌اوقات جوراب‌هایی ببینیم که فرسوده باشند ولی به‌ندرت با جوراب‌های ترمیم‌شده برخورد می‌کنیم. این وضعیت برخلاف دو یا سه دهه قبل است که دیدن افرادی با جوراب‌های وصله‌پینه شده چندان دشوار نبود. حتی در مواردی رنگ نخ‌ترمیم جوراب با رنگ جوراب در تضاد بود و فرد اصراری هم نداشت تا آن تفاوتِ رنگ را از چشم دیگران پنهان سازد. به نظر می‌رسد که در سال‌های اخیر جوراب‌ها، به‌محض سوراخ شدن به سمت سطل زباله پرتاب می‌شوند. چرا؟

نکته آن است که گاهی اوقات تغییرات کوچک در زندگی روزمره، حاصل تغییرات بزرگ‌تری است و برخی از جامعه شناسان مانند جورج زیمل تلاش کردند تا با تحلیل مسائلِ شاید پیش‌پاافتاده، این ایده را به‌خوبی نشان دهند. بر این اساس، پرسش آن است که زمینه‌های اجتماعی وقوع این تغییر کوچک؛ یعنی کاهش محسوس جوراب‌های سوراخِ ترمیم‌شده چیست؟ در ادامه به چند مورد اشاره می‌کنم:
@morientestuning
برخی از جامعه شناسان یکی از ویژگی‌های زندگی جدید را شتاب اجتماعی آن می‌دانند. همه ما این احساس را داریم که زمان بسیار سریع می‌گذرد. گاهی اوقات یادمان نیست که برای مثال نوروز سال‌های مختلف چه تفاوتی باهم داشته‌اند و کی آمده‌اند و کی رفته‌اند. حتی زمانی که با آرامش روی مبل نشسته‌ایم هم احساس می‌کنیم که زمان به‌سرعت می‌گذرد. وجود چنین حال و هوایی، دوختن جوراب سوراخ را امری دشوار می‌سازد. وصله‌پینه کردن؛ حوصله، خیال، زمان و روان آرام می‌خواهد. سرعت تند زندگی با سرعت کند دوختن جورابِ سوراخ تناسبی ندارد.

این روزها کم‌کم داریم برای انجام هر کاری به لمس دگمه‌های تلفن همراه، لمس دگمه‌های شیک دستگاه‌های هوشمند دیجیتال خانه و یا مراجعه به صفحه یک استارت آپ برای دریافت خدمات عادت می‌کنیم. دوختن جوراب سوراخ در چارچوب این شرایط نمی‌گنجد و تااندازه‌ای قدیمی، از مد افتاده و سنتی به نظر می‌آید. گویی کسی که جوراب سوراخ را ترمیم می‌کند از عصر خود فرسنگ‌ها عقب‌افتاده است.

درگذشته عمدتاً این زنان و به‌طور خاص مادران خانواده بودند که در چارچوب وظایف خانه‌داری جوراب‌های سوراخ سایر اعضای خانواده را می‌دوختند. این روزها اشتغال زنان در بیرون از خانه افزایش‌یافته است و وقت برای آنان تبدیل به کالایی کمیاب شده است. به‌غیراز این تغییر، حتی زنان خانه‌دار هم به دنبال فرصت‌های فراغتیِ خاص خود هستند و وقت چندانی برای اموری مانند دوختن جوراب سوراخ ندارند. البته اتفاق دیگری هم افتاده است. دوختن جوراب سوراخ به‌تدریج جزو وظایف فردی تلقی می‌شود. هر کس دوست دارد خودش بدوزد، در غیر این صورت کسی برای او این کار را انجام نخواهد داد.

در دهه اخیر پرستیژ اجتماعی بسیار مهم شده است. ما دوست داریم که در چشم دیگران بدرخشیم و با وسایل و کالایی که مصرف می‌کنیم ازنظر وجهه اجتماعی؛ خوب جلوه کنیم. « باکلاس بودن» تعبیری عمومی از این وضعیت است. این روزها هویت عمدتاً از طریق مصرف ساخته‌وپرداخته می‌شود. تعریف دیگران از من بر اساس آن چیزهایی است که مصرف می‌کنم. اگر دیگران متوجه شوند که جورابِ سوراخِ ترمیم‌شده پوشیده‌ایم وجهه اجتماعی‌مان خدشه‌دار خواهد شد.
@morientestuning
در سال‌های اخیر احساس شخصی افراد نسبت به خودشان مهم شده است و بسیاری دوست دارند که حس خوبی از خودشان داشته باشند، وقتی به خودشان نگاه می‌کنند اعتماد بنفس بگیرند و از ظاهر خودشان رضایت داشته باشند. جوراب سوراخِ ترمیم‌شده این احساس را به آن‌ها نمی‌دهد. شاید هیچ‌چیز مانند جوراب سوراخ دوخته‌شده به فرد احساس شلخته پوشی ندهد و موجب نارضایتی او از تصویر خودش نشود.

هیچ جای بدن مانند دیدن جوراب سوراخ یا جوراب سوراخ ترمیم‌شده احساس فقیر بودن را به فرد منتقل نکند. برخی فقط با دیدن جوراب سوراخشان است که احساس می‌کنند آدم درمانده‌ای هستند! نکته دیگر آن است که این روزها افراد به‌سختی می‌پذیرند که جزو فقرا هستند. بیشتر افراد خود را(حداقل به لحاظ ذهنی) جزو طبقه متوسط می‌دانند. افراد معمولاً از دیدن پدیده‌هایی که به آن‌ها این پیام را بدهد که جزو قشر فقیر جامعه هستند فرار می‌کنند.

در سال‌های اخیر اتفاقی دیگر نیز افتاده است که برخی از آن با عنوان زیبایی‌شناختی شدن زندگی روزمره یاد می‌کنند. یعنی آنکه ما در همه‌چیز و همه‌جا، نظیر غذا، لباس، چیدمان داخلی خانه به دنبال معیارهای زیبایی‌شناختی می‌گردیم. ما دوست داریم پاهایمان نیز قشنگ به نظر آیند. این روزها افراد تلاش می‌کنند تا جوراب‌هایشان هم تأمین‌کننده معیارهای زیبائی‌شناختی‌شان باشد.
@morientestuning
سخن پایانی: این مطلب را سال گذشته نوشتم. با این اقتصاد بحران‌زده و این شیوه مدیریت اقتصادی، بعید نیست که پس‌ازاین شاهد افزایش جوراب‌های سوراخ باشیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مقایسه سرعت شناگران المپیک با فاصله زمانی 84 سال
@morientestuning
morientes tuning
نتایج کامل ۱۱ دوره انتخابات ریاست جمهوری ⭕️ نخستین دوره انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ 5 بهمن 1358 برگزار شد. 1️⃣ #ابوالحسن_بنی_صدر 10،709،330 رای 2️⃣ سید احمد مدنی 2،224،554 رای 3️⃣ حسن حبیبی 674،859 رای 4️⃣ داریوش فروهر 133،478 رای 5️⃣ صادق…
ریشِ پیشینیان!
حسین دهباشی
ح.روحانی از امروز ‐علاوه بر آنچه خود در این مخروبه‌ای خراب کرده‐ مستحق بر سر ریختن خاک همه‌ی خاک‌‌بازی‌های بعدی‌ها است و تا سال‌ها هر خطایی ‐ولو نامربوط‐ را میراث او خواهند خواند.
@morientestuning
این تداومِ سنّتِ سیاهِ سیاست‌بازانِ اینجایی است تا هرکه آمد، محاسن را به خود ببندد و معایب را به ریش پیشینیان!

روحانی همه‌ی ناتوانی‌ها، بی‌عُرضگی‌ها، تنبلی‌ها، خوش‌خیالی‌ها، فسادها، بی‌سوادی‌ها و گل‌کاری‌هایِ دولت‌اش را -در نهایتِ ناراستی- به میراثِ باقی‌مانده از دولتِ آقای احمدی‌نژاد نسبت می‌داد، آقای احمدی‌نژاد همه‌ی این‌ها را به دولتِ آقای خاتمی، آقای خاتمی به دولتِ آقای هاشمی، آقای هاشمی به دولتِ آقای موسوی، آقای موسوی به دولتِ بنی‌صدر و دولتِ معزولِ قبلی و قبلی به قبل‌تری و... نخ‌اش را اگر رها نمی‌کردی، می‌رسید به عصرِ هخامنشیان. و حالا چون چیزی که عوض دارد گله ندارد، دولت آقای رییسی نیز هرجا گیر کند بر سرِ میراث روحانی می‌شکند تا باز که بیاید و کاسه و کوزه‌هایش را بر گردن این‌یکی بشکند!