morientes tuning
66 subscribers
323 photos
134 videos
15 files
25 links
Download Telegram
اما استاکس‌نت یک عملکرد دیگر نیز از خود باقی گذاشت. این اتفاق بد این بود که سانتریفوژها از اتاق کنترل فرمان نمی‌گرفتند. در واقع استاکس‌نت باعث شده بود هر قدر مهندسان دکمه های قرمز  خاموش/روشن (ON/OF) را  فشار می‌دادند تا سانتریفوژها را خاموش و از مدار خارج کنند پاسخی نمی‌گرفتند و دکمه‌های خاموش/روشن شدن سیستم هم از کار افتاده بود.

وقتی مرکز غنی‌سازی مدرنی مانند نطنز از کنترل خارج شود احتمالا تنها راهکار باقی مانده برای از مدار خارج‌کردن سانتریفوژها قبل از منفجر‌شدن همان کاری است که وقتی وسایل برقی خراب می‌شوند به فکر هر کسی می‌رسد و آن قطع برق دستگاه است.

اما بدترین اتفاق در نطنز
آموس یادلین رئیس اسبق اطلاعات ارتش اسراییل در مورد استاکس‌نت و آنچه در نطنز رخ داد می‌گوید که شاید مهم‌ترین کاری که ممکن است شما بتوانید علیه دشمن خود انجام دهید این است که ردی از حمله شما باقی نماند و دشمن شما تا مدت‌ها متوجه این واقعیت نشود که مورد حمله قرار گرفته است و بدون بلندشدن هیچ دودی همه تاسیسات‌اش سوخته است.

اولی هینونن معاون فنلاندی اسبق دبیرکل آژانس نیز در مستند Zero Day در مورد ویروس استاکس‌نت می گوید کارشناسان آژانس که در سال ۲۰۰۹ برای بازدیدهای ادواری از نطنز به منطقه اعزام شدند شاهد بودند که همهچیز به هم ریخته است . بسیاری از سانتریفوژها در نطنز پیاده شده بودند و قطعات در حال نصبشدن یا پیاده‌شدن در همه‌جا دیده می‌شدند.

در واقع نفوذ به مرکز غنی‌سازی اورانیوم نطنز و از کار انداختن آن در سال ۲۰۰۹، مهم‌ترین نمونه از عملکرد جنگ‌های سایبری مدرن است. این تجربه از سوی مهم‌ترین دوایر اطلاعاتی آمریکا ٬ اسراییل ٬ و انگلیس برنامه‌ریزی شد وبه نتیجه رسید. یعنی عصری آغاز شد که با توسل به تکنولوژی‌های فوق مدرن می‌توان با ویروس از راه دور به تاسیسات دیگر کشورها حمله کرد. کارخانه ها و پالایشگاه‌ها و حتی سیستم آب و برق و مترو را از کار انداخت بدون اینکه ردی از شما باقی بماند؛ بدون اینکه دشمن شما متوجه شود مورد حمله قرار گرفته است.
.
مستند Zero Days به کارگردانی آلکس گیبنی که به بررسی چگونگی روند ساخته شدن استاکس‌نت پرداخته است حاوی اطلاعات مهم و پی‌گیری‌های علمی دقیق از تحولاتی است که منجر به هک شدن نطنز گردید. این روند پس از آن بارها در تاسیسات نفتی و پالایشگاهی ایران تکرار و با آتش سوزی های بزرگ در تاسیسات زیر بنایی ایران تجربه شد. مصاحبه با ۱۹ کارشناس از اسراییل٬ آمریکا٬ روسیه  و نیز چندین کارشناس سیستم و متخصص ضد ویروس مجموعه‌ای استثنایی را ساخته است از انچه در اطراف ایران می گذرد.
‏شما همین الان با ساطور دست راستتو از آرنج قطع کن 😰💪🔪

بعد برو خونه مادربزرگت.👵

درجا بهت چای نبات میده☕️

و در کمال تعجب میبینی دستت دوباره جوونه زد، در اومد😊
دوتا خانم با هم ۱۵سال زندان بودن
حکم آزادی یکیشون اومد
موقعی که داشت وسایلاشو جمع میکرد رو به دوستش کرد و گفت:
.
.
.
.
اقدس حالا بقیشو اومدی بیرون برات تعریف میکنم😶😐
ﻗﺎﺿﯽ: ﺍﺳﻢ؟
ﺑﺮﺗﻮﻟﺖ ﺑﺮﺷﺖ : ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﺪ !
ﻗﺎﺿﯽ: ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﻢ ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ .
ﺑﺮﺷﺖ: ﺧﺐ . ﻣﻦ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﺮﺗﻮﻟﺖ ﺑﺮﺷﺖ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺤﺎﮐﻤﻪ
ﻣﯽ ‌ ﮐﻨﯿﺪ !
ﺩﯾﮕﻪ ﭼﺮﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺳﻤﻢ ﺭﻭ ﺑﮕﻢ؟ !
ﻗﺎﺿﯽ: ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺳﻢ ﺗﺎﻥ ﺭﻭ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ . ﺍﺳﻢ؟
... ﺑﺮﺷﺖ: ﻣﻦ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻢ . ﺑﺮﺷﺖ ﻫﺴﺘﻢ .
ﻗﺎﺿﯽ: ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ؟
ﺑﺮﺷﺖ : ﺑﻠﻪ !
ﻗﺎﺿﯽ: ﺑﺎ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ؟
ﺑﺮﺷﺖ: ﺑﺎ ﯾﮏ ﺯﻥ!!
‏[ ﺧﻨﺪﻩ ﺣﻀﺎﺭ ﺩﺭ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ‏]
ﻗﺎﺿﯽ: ﺷﻤﺎ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺭﺍ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ؟
ﺑﺮﺷﺖ: ﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ .
ﻗﺎﺿﯽ: ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻣﯽ ‌ ﮔﻮﯾﯿﺪ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻩﺍﯾﺪ؟
ﺑﺮﺷﺖ: ﭼﻮﻥ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺑﺎ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻩﺍﻡ !
ﻗﺎﺿﯽ: ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩﺍﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﺪ؟
ﺑﺮﺷﺖ: ﺑﻠﻪ !
ﻗﺎﺿﯽ: ﭼﻪ ﮐﺴﯽ؟
ﺑﺮﺷﺖ: ﻫﻤﺴﺮ ﻣﻦ !! ﺍﻭ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ !
‏[ ﺧﻨﺪﻩ ﺣﻀﺎﺭ ﺩﺭ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ‏]

ﻣﺤﺎﮐﻤﻪ ﺁﺯﺍﺩﯾﺨﻮﺍﻫﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻓﺸﺎﺀ ﻭﺗﻤﺴﺨﺮ
ﺩﯾﮑﺘﺎﺗﻮﺭﻫﺎ ...

''ﺑﺮﺗﻮﻟﺖ ﺑﺮﺷﺖ'' 1956
#اخلاق #گزیده_کتاب

یک کشتی باری_مسافربری در جایی کنار سواحل نیوفاندلاند بر اثر طوفان غرق شد. دو قایق نجات موفق شدند قبل از غرق شدن کشتی مسافران را از محل دور کنند. خیلی زود در یکی از قایق‌ها که جمعیت بیش از حدی در آن سوار شده بود، آب جمع شد. معاون اول ناخدا که مسئول هدایت قایق بود تشخیص داد که اگر بار قایق را کم نکنند غرق خواهند شد. نظر او این بود که تنها راه کم کردن بار آن است که تعدادی از مسافران را به دریا بیندازد. او استدلال کرد که سه خدمه کشتی برای گرداندن این قایق نجات بزرگ لازمند، زنان و کودکان را باید نجات دهیم و زوج ها را نباید از هم جدا کنیم. بقیه را می‌توانیم فدا کنیم. معاون ناخدا و خدمه سیزده نفر را به دریا انداختند. دیگر آب وارد قایق نمی‌شد و چند ساعت بعد سرنشینان نجات پیدا کردند. معاون ناخدا را بعدا محاکمه کردند و به جرم قتل‌های متعدد به زندان ابد محکوم کردند. آیا کار معاون ناخدا اخلاقا صحیح بود؟
سوال اصلی‌ای که معما پیش می‌کشد آن است که آیا اخلاقا صحیح است در شرایط اضطراری جان عده‌ای را برای نجات جان عده‌ای دیگر قربانی کنیم؟
معما سوال مرتبط و به همین اندازه دشوار دیگری را نیز پیش می‌کشد: اگر اساسا کسی در مواقع اضطراری حق داشته باشد در مورد جان افراد تصمیم بگیرد، آن فرد چه کسی است؟ معمای قایق نجات تجسم دشوارترین گونه معماست که انسان ناگزیر از مواجهه با آن است. ما موجودات محدودی هستیم با قدرت و دانش محدود، بنابراین گاه در موقعیتی که گزینه‌هایمان بسیار محدودند دچار بلاتکلیفی اخلاقی می‌شویم. در این مواقع هر انتخابی که بکنیم به نظر اشتباه می‌آید. نمی‌توانیم به نحوی معقول معمایی را که با آن مواجه شده‌ایم حل کنیم، اما با وجود این باید کاری کرد.

#دان_مک_نیون
ترجمه: #ادیب_فروتن
کتاب:اخلاق خلاق
نشر:ققنوس
جزييات محرمانه جديدي از قرارداد خريد ايرباس رونمایی شد:
١- خريدار حق تغيير چراغهاي عقب هواپيماي A380 و فروش آنها تحت عنوان مدل B380، A390 ، و غيره را ندارد.
٢- توليد هرگونه وانت A380 ، A380 صندوق دار، و غيره ممنوع است.
٣- خريدار اجازه حذف بعضي آپشن هاي هواپيما مانند ترمز، پنجره هاي طبقه دوم، حمام و جكوزي طبقه دوم، آپشن هاي مربوط به اتوپايلوت و ... و فروختن هواپيما با قيمت كمتر به اشخاص حقيقي و حقوقي را ندارد.
٤- باز كردن كولر هواپيما و فروش مجدد آنها به شركت هواپيمايي با
قيمت بالاتر ممنوع است.
٥- جدا كردن طبقه دوم هواپيما، اضافه كردن چرخ و بال به آن طبقه و فروش آن به عنوان هواپيماي مدل جديد ممنوع است.
٦- تمام قطعات و سيستمهاي ايرباس توسط شركت مربوطه قبلا طراحي و ساخته شده اند.
خريدار اجازه ندارد هيچيك از اجزاي هواپيما را بعنوان اختراع جديد وطني! در اداره ثبت اختراعات ثبت كند.
بديهي است كه ثبت كل هواپيما بعنوان كشف جديد! هم ممنوع است.
٧- شركت سازنده هيچگونه مسووليتي را در قبال هرگونه دستكاري سيستم سوخت هواپيما از جمله دوگانه سوز كردن آن نمي پذيرد.
٨- تعويض موتور هواپيما و كارگذاشتن موتور توپولوف در بدنه A380 و فروش آن تحت عنوان مدل RD كاملا ممنوع است.
٩- به همين منوال، تعبيه موتور A380 در بدنه توپولوف و فروش آن بعنوان توپولوف ايرباسي ممنوع است.
پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره .
مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد.

پسرک پرسید: «خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟»
زن پاسخ داد: «کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد.»

پسرک گفت: «خانم، من این کار را با نصف قیمتی که به او می دهید انجام خواهم داد.»

زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.
پسرک بیشتر اصرارکرد و پیشنهاد داد:
«خانم،من پیاده رو وجدول جلوی خانه را هم برایتان جارو
می کنم. دراین صورت امروزشمازیباترین چمن را درکل شهرخواهید داشت»
مجددا زن پاسخش منفی بود.
پسرک درحالی که لبخندی برلب داشت،گوشی راگذاشت.مغازه دارکه به صحبت های اوگوش داده بود،
گفت:«پسر از رفتارت خوشم آمد؛به خاطراینکه روحیه خاص وخوبی داری دوست دارم کاری به توبدهم»

پسرجواب داد:
«نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم. من همان کسی هستم که برای این خانم کارمی کند.

چه خوب است گاهی عملکردمان را بسنجیم!
از مردم جهان خواستند که در مورد "کمبود غذا در سایر کشور ها " نظر بدهند ..؟!

ولی کسی نظر نداد



چون مردم آفریقا نمیدانستند " غذا " چیست !
مردم آسیا نمیدانستند "نظر" چیست !
مردم اروپا نمیدانستند "کمبود" چیست !
و مردم آمریکا نمیدانستند "سایر
کشورها" چیست !
این زیباترین متنیه که تو زندگیم خوندم!
اگر در مورد برخی اصطلاحات سیاسی اطلاعی ندارید این مطلب طنز خیلی می تونه کمک کنه به درک بعضی از مفاهیم.🐄😃 :

1.سوسیالیسم: دو گاو دارید. یکی را نگه می دارید. دیگری را به همسایه خود می دهید.

2.کمونیسم: دو گاو دارید. دولت هردوی آن ها را می گیرد تا شما و همسایه تان را در شیرش شریک کند.

3.فاشیسم: دو گاو دارید. شیر را به دولت می دهید. دولت آن را به شما می فروشد.

4.کاپیتالیسم: دو گاو دارید. هر دوی آن ها را می دوشید. شیرها را به زمین می ریزید تا قیمت ها همچنان بالا بماند.

5.نازیسم: دو گاو دارید. دولت به سوی شما تیراندازی می کند و هر دو گاو را می گیرد.

6.آنارشیسم: دو گاو دارید. گاوها شما را می کشند و همدیگر را می دوشند.

7.سادیسم: دو گاو دارید. به هر دوی آن ها تیر اندازی می کنید و خودتان را در میان ظرف شیر ها می اندازید.

8.آپارتاید: دو گاو دارید. شیر گاو سیاه را به گاو سفید می دهید ولی گاو سفید را نمی دوشید.

9.دولت مرفه: دو گاو دارید. آن ها را می دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می دهید.

10بوروکراسی: دو گاو دارید. برای تهیه شناسنامه آن ها 17 فرم را در 3 نسخه پر می کنید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید.

11.سازمان ملل: دو گاو دارید. فرانسه شما را از دوشیدن آن ها و آمریکا و انگلیس گاو ها را از شیر دادن به شما وتو می کنند. نیوزلند رأی ممتنع می دهد.

12.ایده آلیسم: دو گاو دارید، ازدواج می کنید. همسر شما آن ها را می دوشد.

13.رئالیسم: دو گاو دارید. ازدواج می کنید. اما هنوز خودتان آن ها را می دوشید.

14.متحجریسم: دو گاو دارید. زشت است گاو را بدوشید.

15.فمینیسم: دو گاو دارید. حق ندارید گاو ماده را بدوشید.

16.پلورالیسم: دو گاو نر و ماده دارید هر کدام را بدوشید فرقی نمی کند.

17.لیبرالیسم: دو گاو دارید. آن ها را نمی دوشید چون آزادیشان محدود می شود.

18.دموکراسی مطلق: دو گاو دارید. از همسایه ها رأی می گیرید که آن ها را بدوشید یا نه.
موهای سفیدی که لابه لای موهایمان داریم
تاوان حرفهاییست که نمی توانیم بزنیم ولی به همه می گوییم ارثیست !

اگر عقل امروزم را داشتم کارهای دیروزم را نمی کردم ولی اگر کارهای دیروزم را نمیکردم عقل و تجربه امروزم را نداشتم !
از آنچه بر سرتان گذشته نهراسید حتی فرار هم نکنید
بلکه دوستش بدارید زیرا همان گذشته بود که امروز شما را ساخته است....
ﮐﻼﻩ ﻗﺮﻣﺰﻱ : ﺁﻗﺎﻱ ﻣﺮﺟﻲ،ﭼﻲ ﺷﺪ ﺷﻤﺎ ﮐﭽﻞ
ﺷﺪﻱ؟
ﻣﺠﺮﻱ: ﺍﺯ ﺑﺲ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ
ﮐﻼﻩ ﻗﺮﻣﺰﻱ : ﺍﮔﻪ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﺴﺮﻋﻤﻪ
ﺯﺍ ﺟﺎﻥ ﺑﺎﻳﺪ ﻋﻴﻦ ﻧﺎﺭﮔﻴﻞ ﻣﻴﺸﺪ !
ﻣﺠﺮﻱ: ﭘﺴﺮﻋﻤﻪ ﻫﻢ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪ ﺍﮔﻪ ﺯﻳﺎﺩ
ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻪ ﮐﭽﻞ ﻣﻴﺸﻪ
ﮐﻼﻩ ﻗﺮﻣﺰﻱ : ﻳﻨﻲ ﻣﻨﻢ ﺑﺨﻮﺍﻡ ﻭﺍﺱ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻥ
ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﮐﭽﻞ ﻣﻴﺸﻢ؟
ﻣﺠﺮﻱ: ﺁﺭﻩ ﻭﻟﻲ ﺍﻳﻨﻮ ﺑﻬﻮﻧﻪ ﻧﮑﻦ ﻭﺍﺱ ﺩﺭﺱ
ﻧﺨﻮﻧﺪﻥ،ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻪ ﺷﺪﻱ ﻣﻴﺮﻱ ﻣﻮ ﻣﻴﮑﺎﺭﻱ
ﮐﻼﻩ ﻗﺮﻣﺰﻱ : ﺷﻤﺎ ﮐﻪ 20 ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﺑﺎﻳﺪ ﺧﺮﺝ
ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻡ ﮐﻨﻲ 20ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻫﻢ ﺧﺮﺝ
ﮐﺎﺷﺖ ﻣﻮ ﻣﻴﺸﻪ 40 ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ،ﺧﺐ 30 ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﺑﺪﻩ
ﺗﺮﮎ ﺗﺤﺼﻴﻞ ﻣﻴﮑﻨﻢ ﻣﻴﺮﻡ ﻣﺪﺭﮎ ﺑﺨﺮﻡ ﺩﻳﮕﻪ !!
ﻣﺠﺮﻱ: ﻓﮑﺮ ﻣﻴﮑﻨﻲ ﺑﺎ ﻣﺪﺭﮎ ﺗﻘﻠﺒﻲ ﺑﻬﺖ ﮐﺎﺭ
ﻣﻴﺪﻥ !؟
ﮐﻼﻩ ﻗﺮﻣﺰﻱ : ﻣﮕﻪ ﺑﺎ ﻣﺪﺭﮎ ﺍﺻﻞ ﻣﻴﺪﻥ ! ؟
@morientestuning
مصیبت از زمانی آغاز شد که آغُلِ گوسفندان را از طویله‌ی بزها جدا کردند. گله هنوز مُلتفت نشده بود که کُلاهی به چه گشادی بر سرش رفته و وقتی هم فهمید که دیگر دیر شده بود. تا آمد سربجنبانند و کِرُّ و فِرّی به راه بیاندازند، ناگهان دیدند که جا تَر است و بچه نیست! سرانجام، عَربَده‌کِشی‌ها و اَرّه‌گوزهای ناشتایی که از سرِ بی‌تدبیری در گوشِ فلک فرو کرده بودند، کار دست‌شان داد. شریک شدن با دزد، عاقبتش همین است. تا چشم‌شان هم کور شود. حالا بگو خر بیاورند و باقالی بار کنند. الکی که نیست. یارو جارو کشید و بُرد. حالا گله ماند با چشمانی به گشادی وزغ که دو دستی بر سر و کله‌ی خود می‌کوبد و کاسه‌ی چه‌کنم چه‌کنم به دست گرفته و همچنان با وقاحت از هر چَپَر چُلاغی انتظار دارد تا با بازی کردن نقش منجی، گند دیروز را برای‌شان ماست‌مالی کند.

یکی نیست بگوید آخر پدرآمرزیده، نعل پیدا کرده‌ای و پی اسبش می‌گردی؟ اگر می‌خواهی به عمقِ سرخوشی و حماقتِ خود پی ببری، بیل بردار و خودت را بِکَن. این حماقت به‌اندازه‌ای عمیق است که هرچه بیشتر به کند و کاو خود ادامه دهی -به سبیل چرب و چیل حضرت نیچه قسم- نهایتا به نفت خواهی رسید. که آن‌ هم برای تو نیست. باور نداری؟ پس کلنگ بردار و بکن.

بهمن انصاری
بهمن‌ماه ۱۳۹۵
@morientestuning
موسیقی زیبای برنامه دیدنیها
آهنگساز آن Joel Fajerman موسیقیدان فرانسوی است و این آهنگ بخشی از آلبوم Inventions of Life است که برای یک مجموعه مستند تلویزیونی در مورد طبیعت ساخته شده است .
@morientestuning
جام جهانی1990 ایتالیا
@morientestuning
▪️عبارتی که شامل تمام 26 حرف انگلیسی باشد اصطلاحا "pangram" نامیده می­شود.

▫️این جمله دارای تمامی 26 حرف انگلیسی است:
The quick brown fox jumps over the lazy dog.
این جمله معمولا برای تست سرعت تایپیست ها یا اطمینان از سالم بودن تمام دکمه های کیبورد استفاده می­شود.
@morientestuning
Forwarded from morientes tuning
شرلوک هلمز، کارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه های شب هلمز بیدار شد و آسمان را نگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت: "نگاهی به بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟" واتسون گفت:"میلیون ها ستاره می بینم".هلمز گفت: "چه نتیجه ای می گیری؟"...

واتسون گفت: "از لحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم. از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیرم که زهره در برج مشتری ست، پس باید اوایل تابستان باشد. از لحاظ فیزیکی نتیجه می گیرم که مریخ در محاذات قطب است، پس باید ساعت حدود سه نیمه شب باشد ".

شرلوک هلمز قدری فکر کرد و گفت: "واتسون! تو احمقی بیش نیستی! نتیجه ی اول و مهمی که باید بگیری این است که چادر ما را دزدیده اند ...
🌍راز حمام شیخ بهایی چه بود؟

@morientestuning
ساختمان حمام شیخ بهایی مربوط به دوره صفوی - قاجار است و در تاریخ 29 تیر 1377 با شمارهٔ ثبت 2063 به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
این حمام با استفاده از یک سیستم پیچیده مهندسی به مدت طولانی تنها با یک شمع روشن می شده است.
درباره چگونگی گرم شدن این حمام به کمک شمع شایعات فراوانی وجود دارد، اما تنها نظریه قابل قبول درباره این حمام این است که یک سیستم سفالینه لوله کشی زیرزمینی در حد فاصل آبریزگاه مسجد جامع و این حمام وجود داشته که با ...روش مکش طبیعی، گازهایی مانند متان و اکسیدهای گوگردی را به مشعل خزینه حمام هدایت می کرده و این گازها به عنوان منبع گرما در مشعل خزینه می سوخته است. این احتمال وجود دارد که این گازها به طور مستقیم از مواد زاید دفع شده در خود حمام جمع آوری می شده است.در جریان مرمت خانه شیخ بهایی که در نزدیکی گرمابه قرار دارد در کف زمین تنپوشه های سفالی و چاه های مرتبطی پیدا شده که احتمال دارد مربوط به طراحی حمام باشد.همچنین با مطالعات باستان شناسی در این منطقه مشخص شد که فاضلاب شهر اصفهان توسط لوله های جمع آوری فاضلاب وارد خزینه حمام می شده است.در واقع شیخ بهایی طبق محاسباتی دقیقی خزینه حمام را به گونه ای طراحی کرده بود که فاضلاب این مکان تبدیل به گاز متان شود.
همچنین بخشی از لجن های ته نشین شده در این مکان برای تولید بیوگاز مورد استفاده قرار می گرفت، بدین شکل که شیخ بهایی با محاسباتی حجم لجن مورد نیاز برای تولید بیوگاز را مشخص کرده بود و گاز تولید شده به وسیله شعله هایی مخزن آب حمام را گرم می کرد. بنابراین آب این حمام با سیستم «دم و گاز» یعنی به کمک گاز متان فاضلاب مسجد جامع و چکیدن روغن عصارخانه شیخ بهایی (عصارخانه محلی برای تهیه روغن از دانه های روغن بوده است) در مجاورت حمام روشن می شده است.
@morientestuning
🔸چگونه یک شمع می‌تواند یک مخزن آب را گرم کند؟
در سال‌های اخیر یک مخترع مشهدی پس از ۳۰۰ سال با شبیه سازی حمام شیخ بهایی به راز این موضوع پی برد.
علی‌اصغر برهمند، رئیس انجمن مخترعان خراسان رضوی و طراح شبیه سازی حمام شیخ بهایی مدعی شد که منبع آب این گرمابه از طلا بوده و با توجه به این که طلا رساناترین فلز انتقال گرما است، با حرارت کم انرژی زیادی تولید و آب منبع گرم می‌شده است.
در طرح شبیه سازی شده به علت دسترسی نداشتن به طلا از مس استفاده شده که در حمام منازل هم قابل استفاده است و موجب صرفه جویی ۳۰ درصدی در مصرف سوخت می‌شود.

🔸دلیل خاموش شدن شمع حمام چیست؟
گرماخانه شیخ بهایی دارای دو سربینه است که سربینه بزرگ متعلق به مردان و سربینه کوچک متعلق به زنان است و دارای استخر و تعدادی خزینه و آب انبار هست.
در ارتباط با این حمام نکته مهم این است که آب دیگ‌های آن تا اواسط دوره پهلوی با شعله‌ شمع به جوش می‌آمده است اما اکنون این سیستم کارآیی ندارد که دلایل مختلفی برای این امر ذکر شده است.
اما یکی از مشهورترین دلایل ذکر شده برای خاموشی شعله شمع این حمام این است که تعدادی از محققان خارجی در زمان صفویه و قاجار برای پی بردن به راز شمع، بخشی از سازه‌ اصلی را تخریب و پس از آن شمع خاموش شده است.
شیخ بهایی از بزرگ ترین دانشمندان عصر صفوی است که در علوم فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر داشت و مجموعه تالیفاتی که از او بر جای مانده در حدود ۸۸ کتاب و رساله است.
@morientestuning
@morientestuning
همه عشقى چون رومئو و ژوليت
میخواهند بدون اينكه بدانند اين عشق
٣روز دوام داشت وجان ٦ نفرو گرفت
همديگرو يافتن هنر نيست هنر اين است
كه همديگرو گم نكنيم
@morientestuning
‏انسانهای اولیه سرما رو سالها نفرین کردند ولی گرم نشدند، چون چاره ش کشف آتش بود
@morientestuning