morientes tuning
66 subscribers
323 photos
134 videos
15 files
25 links
Download Telegram
دانا، نادان را می شناسد چرا که خود زمانی نادان بوده است، اما نادان، دانا را نمی شناسد چرا که هرگز دانا نبوده است!
@morientestuning
افلاطون
96 سال پیش درآخرین روزنبردحماسی مردم خوی باقشون ارمنی به فرماندهی آندرانیک ارامنه موفق به شکستن بخشی ازدیواردفاعی خوی شدند
دراین زمان تعدادی ازمدافعین شهردرمحل نفوذارامنه دست به عقب نشینی زدند
دراین هنگام یک زن درحالی که تپانچه ای دردست داشت وبه سوی دشمن شلیک میکردواردمعرکه شدوبرای جلوگیری ازعقب نشینی مدافعین شهر روسری ازسربرگرفت وفریادزدمن به جای شمامی جنگم 🌸❤️🌸
واین سخن ،مدافعین درحال عقب نشینی رابازگرداندوموجب نجات وسپس پیروزی خویی های مدافع شهر گردید

نام این زن قهرمان🌸 #بالا_زر_خانیم 🌸بود

تصنیف معروف توركی 🔫" الده تاپانچا ،بالا زرخانیم. گله رم دالینجا بالا زرخانیم " 🔫 به یادآن شیرزن آزربایجانی سروده شده است.
يك پروفسور فرانسوی در جشن بازنشستگی اش در دانشگاه سوربن فرانسه چنین گفت :
من عمرم را وقف ادبیات فارسی ایرانی کردم و برای اینکه به شما اساتید و روشنفکران جهان توضیح دهم که این ادبیات عجیب چیست ، چاره ای ندارم جز اینکه به مقایسه بپردازم و بگویم که ادبیات فارسی بر چهار ستون اصلی استوار است :

🍀 فردوسی ، سعدی ، حافظ و مولانا .

🍇 فردوسی ، هم سنگ و همتای هومر یونانی است و برتر از او .

🍇 سعدی ، آناتول فرانس فیلسوف را به یاد ما می آورد و داناتر از او .

🍀 حافظ با گوته ی آلمانى قابل قیاس است ، که او خود را ، شاگرد حافظ و زنده به نسیمی که از جهان او به مشامش رسیده ، میشمارد .

🍀 اما مولانا ، در جهان هیچ چهره ای را نیافتم ، که بتوانم مولانا را به او تشبیه کنم ، او یگانه است و یگانه باقی خواهد ماند ، او فقط شاعر نیست ، بلکه بیشتر جامعه شناس است و روانشناسی کامل ، که ذات بشر و خداوند را دقیق می شناسد ، قدر او را بدانید و به وسیله ی او خود و خدا را بشناسید .

من اگر تا پایان عمرم دیگر حرفی نزنم ، همین شعر برای همیشه کافی است :

باران که شدى مپرس ، اين خانه کيست

سقف حرم و مسجد و ميخانه يکيست

باران که شدى ، پياله ها را نشمار

جام و قدح و کاسه و پيمانه يکيست

باران ! تو که از پيش خدا مى آیی !

توضيح بده عاقل و فرزانه يکيست ؟

بر درگه او چونکه بيفتند به خاک

شير و شتر و پلنگ و پروانه يکيست

با سوره ى دل ، اگر خدا را خواندى

حمد و فلق و نعره ى مستانه يکيست

از قدرت حق ، هر چه گرفتند به کار

در خلقت حق ، رستم و موریانه يکيست

گر درک کنى ، خودت خدا را بينى

درکش نکنى ، کعبه و میخانه یکیست
وجه تسميه مناطق تهران :

منيريه: منيرالسلطنه (مادر كامران ميرزا نايب السلطنه)
كامرانيه: كامران ميرزا نايب السلطنه اميركبير
آجودانيه: آقا رضا آجودان مخصوص اقبال السلطنه عكاسباشى
اختياريه: غلامحسين غفارى صاحب اختيار وزير مخصوص امين خلوت وزير دربار اعظم
اميريه: اميركبير كامران ميرزا نايب السلطنه
فرمانيه: عبدالحسين ميرزا فرمان فرما
يوسف آباد: ميرزا يوسف آشتيانى صدراعظم مستوفى الممالك
سليمانيه (اصفهانك): امير سليمان خان قاجار اسكندرلوى قوانلو خازن السلطنه (پسر دوم عليرضا خان قاجار عضد الملك وزير حضور همايون نايب السلطنه)
امين آباد (ابتداى جاده ورامين): ميرزا اسماعيل خان امين الملك (پسر آقا ابراهيم آبدار امين السلطان اول)
على آباد (رحمان آباد: روبروى كاخ نياوران ابتداى كاشانك): حاجى محمدعلى خان امين السلطنه (آخرين صندوقدار ناصرالدين شاه)
محموديه: ميرزا محمود خان علامير احتشام السلطنه (دومين رئيس مجلس شوراى ملى)
اقدسيه: امين اقدس (از همسران ناصرالدين شاه)
مسعوديه: مسعود ميرزا يمين الدوله ظل السلطان
مجيديه: سلطان عبدالمجيد ميرزا عين الدوله صدراعظم اتابك اعظم
جلاليه: سلطان حسين ميرزا جلال الدوله (از پسران مسعود ميرزا ظل السلطان)
داووديه: ميرزا داوود خان خواجه نورى (از پسران ميرزا آقاخان نورى اعتماد الدوله صدراعظم)
حكيميه (در شرق تهرانپارس): ميرزا علينقى حكيم الممالك والى مشاور السلطان
جمشيديه (خيابان و پارك): جمشيد خان دَوِلّو قاجار مستشار اعظم (مهندس جمشيد دولو قاجار، برادر امير هوشنگ دولو قاجار آصف السلطنه سوم و پسر محمد ولى خان دولو قاجار آصف السلطنه دوم حاجب الدوله)
جواديه: جواد فرد دانش (مشهور به جواد آقا بزرگ) مالك بسيارى از زمين هاى اين محله.
احتسابيه (شمال شرق تهران): محمدتقى خان احتساب الملك (پسر عبدالعلى خان اديب الملك پسر حاجى على خان مقّدم مراغه اى اعتماد السلطنه حاجب الدوله)
عباس آباد: ملّا عباس ايروانى صدراعظم (حاجى ميرزا آقاسى)
یکبار کارتر در سخنرانی در ژاپن جوکی گفت که باعث شد همه به‌شدت بخندند.
او از مترجم پرسيد چگونه توانسته مضمون جوک را به‌این خوبی منتقل کند!
مترجم گفت"من گفتم رییس جمهور جوك گفت،همه بخندید"
آسودن در پناه كمالِ خالي از كم‌وكاستْ حسرت اويي است كه رنجِ كارهايي گزيده برخود هموار مي‌كند. و مگر آيا فنا و نيستي صورتي از كمال نيست؟
صد رحمت به کفن دزد اولی

آورده اند که کفن‌دزدی در بستر مرگ افتاده بود. پسر خویش را فراخواند. پسر به نزد پدر رفت گفت: «ای پدر امرت چیست؟»

پدر گفت: «پسرم من تمام عمر به کفن‌دزدی مشغول بودم و همواره نفرین خلقی به دنبالم بود. اکنون که در بستر مرگم و فرشته مرگ را نزدیک حس می‌کنم، بار این نفرین بیش از پیش بر دوشم سنگینی می‌کند. از تو می‌خواهم بعد از مرگم چنان کنی که خلایق مرا دعا کنند و از خدای یکتا مغفرت مرا خواهند.»

پسر گفت: «ای پدر چنان کنم که می‌خواهی و از این پس مرد و زن را به دعایت مشغول سازم.»

پدر همان دم جان به جان آفرین تسلیم کرد. از فردا پسر شغل پدر پیشه کرد با این تفاوت که کفن از مردگان خلایق می‌دزدید و چوبی در شکم آن مردگان فرو می‌نمود و از آن پس خلایق می‌گفتند: «صد رحمت به کفن دزد اولی که فقط می‌دزدید و چنین بر مردگان ما روا نمی‌داشت.»
جرم جهنمیان سکس و مشروب بود,
و پاداش بهشتیان سکس و مشروب

آیندگان ما به سادگی ما میخندند...
ﺗﻮ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟
ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﻢ !
ﻓﺮﻕ ﺣﻮﺭﯼ ﺑﺎ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﭼﻴﺴﺖ ؟
ﻳﮑﯽ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﯼ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﺑﻨﺪﻩ ﯼ ﺧﺪﺍ ...
ﺧﺪﺍﻳﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭘﻴﺮﻭﺍﻧﺶ ﺣﻮﺭﯼ ﺭﺷﻮﻩ ﻣﻴﺪﻫﺪ ﻭ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﮐﻪ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ !
ﮐﺪﺍﻡ ﯾﮏ ﺑﯿﮕﻨﺎﻫﻨﺪ؟
ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻧﺎﭼﺎﺭﯼ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺷﮑﻤﺶ ﺭﺍ ﺳﯿﺮ ﻣﯿﮑﻨﺪ ؛،؛
ﯾﺎ ﺣﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻟﺬﺕ ﺗﻨﺶ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ﺍﺳﺖ؟
ﺗﻮ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ؟
ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ !

"صادق هدایت
هشدار ميراندا چيست

🎥 حتما در فيلمهاى هاليوودي مشاهده كرده ايد كه پليس هنگام دستگيرى متهم عبارت زير را بيان ميكند:

“You have the right to remain silent. Anything you say can and will be used against you in a court of law. You have the right to an attorney. If you cannot afford an attorney, one will be provided for you. Do you understand the rights I have just read to you?”

👈ترجمه: شما حق دارید سکوت كنيد. هر چه بگویید در دادگاه علیه شما استفاده خواهد شد.شما حق دارید كه وكيل داشته باشيد، اگر توانايي اختیار وکیل ندارید یک وکیل به صورت رایگان برای شما منصوب خواهد شد.آیا حقوقی را که برای شما قرائت شد متوجه شدید؟


💠اما ماجرا چيست؟
در سال۱۹۶۳ارنستو ميراندا به جرم قتل و تجاوز دستگير شد و دادستان فقط با تکيه بر اقرار او پس از دستگيری، ميراندا را محکوم کرد. ولی سه سال بعد ديوان عالی اين حکم را باطل اعلام کرد. به اين دليل که پيش از گرفتن اقرار به متهم توضيح داده نشده بود که: الف: می توانی با استفاده از حق سكوت به پرسشهای پليس پاسخ ندهی. ب: می توانی درخواست وکيل کنی و در صورت عدم بضاعت مخارج آن را از دولت بگيری. از آن پس پليس آمريكا موظف شد که پس از دستگيری هر فردِ مظنون، هشدار ميراندا را با صداي بلند براي او بيان كند. در غير اينصورت اقرار متهم در دادگاه معتبر شناخته نخواهد شد و حتي ميتواند منجر به آزادي متهم شود

هشدار میراندا حقي قانونی است كه مطابق آن شخص بازداشت شده ميتواند تا زمان حضور وكيلش به هيچ پرسشي از جانب پليس پاسخ ندهد. همچنين وي حق دارد در تمام مراحل دادرسي وكيلي براي خود داشته باشد
محمد رضا عطاری:
روسیه و آمریکا ، ایران و عربستان را قدم به قدم به یک جنگ و درگیری نظامی تمام عیار و احیانا طولانی مدت هدایت می کنند.
نبود خردمندی در عربستان و تعصبات کور منطقه ای، نژادی و مذهبی بعلاوه غرور ناشی از دلارهای نفتی و توسعه ی بزک شده و سطحی ناشی از آن، همراه با کلیدداری اماکن مذهبی و همچنین دنباله روی شیوخ کوچک منطقه و تلقی همراهی کشورهای سنی متعصب باعث فرورفتن بیشتر در باتلاقی است که قدرتهای جهانی به عربستان دیکته می کنند.
از طرف دیگر ضرورت های نظام ایدوئولوژیک و معنوی ایران و همچنین ضرورت های حاکمیتی و حفظ اقتدار و امنیت کشور، عقب نشینی و یا میزان تحمل سیاست های جنون آمیز و هجومی عربستان را محدود می کند که نزدیک شدن و شکستن این محدودیت لاجرم به تقابل می انجامد.
نظام مغرور عربستان جهت تنبیه ایران و روسیه تولید نفت خود را دیوانه وار افزایش می دهد و روسیه به عنوان یک تولید کننده عمده نفتی قطعا بدنبال حذف این ابزار گردن کلفتی از عربستان خواهد بود . و این راه حل از طریق درگیری نظامی مستقیم ایران و عربستان بدست خواهد آمد . در این امتداد استفاده از پایگاه هوایی نوژه شاید یک همکاری استراتژیک محسوب شود اما تحریک بیشتر عربستان هم از پیامدهایی است که برنامه ریزان کرملین قطعا آن را در محاسبات خود وارد کرده اند.
هرمونی قدرت غرب نیز این درگیری را به نفع خود ارزیابی می کند. چه آنکه با تخریب زیرساخت های عربستان وابستگی این کشور پادشاهی به غرب فزونی خواهد یافت و در عین حال از میزان تهدید احتمالی اسرائیل کاسته خواهد شد ، در عین اینکه اسرائیل با فرصت طلبی و سو‌ء استفاده از فضای موجود هم سیاست های داخلی خود را سهل تر دنبال خواهد کرد و هم با چنین تقابلی راس دشمنی اعراب را به سمت ایران منحرف کرده و خود را به عنوان یک دوست و حتی هم پیمان اعراب جا خواهد زد.

با ایجاد جنگی دوباره ایران نیز با نابودی زیر ساخت ها و سرمایه های ملی خود قدرت مانور و چنگ اندازی بر روی منافع غرب را از دست خواهد داد و یا حداقل با کاستی قابل توجه مواجه خواهد شد.
از نظر روسیه ایران هیچگاه یک متحد استراتژیک نبوده است و روسیه همیشه ایران را به عنوان یک کارت بازی دیده است. و در این بازی استفاده از کارت ایران، بزرگترین و ستیزه جو ترین رقیب نفتی خود را حداقل تا مدتی از دور رقابت خارج خواهد کرد. اگر چه همچون نگاه غرب به عربستان ، تضعیف ایران را موجب وابستگی بیشتر این کشور به خود ارزیابی می کند.
به هر حال اگر عقلانیت دو کشور ایران و عربستان (و نه حتی یک کشور) از تقابلی که متاسفانه اجتناب ناپذیر می نمایاند جلوگیری نکنند منطقه در آتش جنگی دیگر خواهد سوخت.
دکتر محمد هادی صادقی
چه شد که عربستان اینقدر گستاخ شد؟ پاسخ اقتصاددانان

🔹در فاصله 2003 تا 2013 (در دوره که احمدی نژاد رئیس جمهور ایران بود) در اقتصاد عربستان چند تحول مهم رخ داده:

🔹تولیدناخالص داخلی واقعی آن از 400 میلیارد دلار به 800 میلیارد دلار افزایش یافته است (در کل تقریبا تولید ناخالص داخلی ایران در حدود 450 میلیارد دلار ثابت مانده با توجه به رشدهای منفی سال های 90 و 91)

🔹در این فاصله در عربستان 4/4 میلیون شغل ایجاد شد. (در ایران فقط 14 هزار شغل ایجاد شد!)

🔹درآمد ماهانه خانوار از 2100 دلار به 3600 افزایش یافته است (در ایران این رقم در این دوره تقریبا ثابت بوده)

🔹عربستان از رتبه 36 جهان به 19 جهان ارتقا یافته و در زمره 20 اقتصاد بزرگ قرار گرفته است (ایران از رتبه 17 الی 19 به 19 الی 21 رسیده است)

🔹در این فاصله عربستان 300 میلیارد دلار جذب سرمایه گذاری خارجی داشته است یعنی سالی 30 میلیارد دلار (ایران در بهترین سال تنها 5/4 میلیارد دلار جذب سرمایه گذاری خارجی داشته و در کل شاید حدود 30 میلیارد دلار)

🔹🔹این ها ریشه های اقتصادی گستاخی و توهم آل سعود است!

تلخیص آمار عربستان از علی سرزعیم
از صفحه فیس بوک محمدرضا ستوده ( روزنامه‌نگار و طنزنویس)

با اینکه می دانم با نوشتن این مطلب همین چهار فرصت شغلی بالقوه را در روزنامه های اصلاح طلب از دست می دهم اما عیبی ندارد، گاهی باید یک حرفایی را زد.
بگذارید این یادداشت را اینگونه شروع کنم. روز 17 مرداد(روز خبرنگار) با یکی از دوستان به دفتر آقای خاتمی واقع در خیابان جماران رفتیم. مِلکی با حدود 2 هزار متر مساحت و یک عمارت درباری در وسط آن. به همراه استخر و متعلقات دیگر. از دوستم پرسیدم: آقای خاتمی این دفتر را از کجا آورده؟

اینجا را خریده است؟

گفت: نه. احتمالاً بیت امام اینجا را در اختیارش گذاشته اند.

گفتم: بیت امام از کجا آورده که در اختیار ایشان گذاشته؟

و او دیگر چیزی نگفت!

این مطلب تا اینجا شبیه یادداشت های آقای حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان شد ولی عجله نکنید چون شبیه تر هم می شود!

من نمی فهمم آقای خاتمی برنامه اش برای ما و مملکت چیست. حالا ما و مملکت هیچ، برنامه ایشان برای خودشان چیست؟

جریان اصلاحات قرار است دقیقاً چه چیزی را اصلاح کند؟

کسی از شما شنیده که اصلاح طلبان دقیقاً برنامه شان به طور مصداقی برای آینده کشور چیست؟
حالا که اینقدر زور می زنند تا به هر خواری و خفتی که شده در صحنه سیاسی باقی بمانند دقیقاً برنامه شان برای ما و کشور چیست؟

قرار است سیستم آبیاری کشاورزی را اصلاح کنند؟ زاینده رود را احیا کنند؟ قانون اساسی را اصلاح کنند؟ قرار است داریوش و ابی در برج میلاد کنسرت بدهند؟ قرار است اصلاحات تلاش کند تا 15 سال دیگر شورای نگهبان غلامحسین کرباسچی را تایید صلاحیت کند؟ قرار است چمن ورزشگاه شیرودی ترمیم شود؟

دقیقاً کجا را می خواهند اصلاح کنند؟

من نمی دانم در این چهار سالی که آقای روحانی آمده اتوبان تهران-شمال چند متر پیشرفت داشته است ولی این را می دانم که ایشان یک کنسرت در مشهد نمی تواند برگزار کند.

آقای روحانی...اگر احساس می کنید به خاطر آن 19 میلیون رایی که مردم ایران و مشهد به شما داده اند، باید در مشهد کنسرت برگزار شود، با دستور مستقیم خودتان مجوز یک کنسرت در مشهد صادر کنید و خودتان هم در آن شرکت کنید، اگر هم نمی خواهید هزینه کنید، کلاً سکوت کنید و حرفی نزنید اعصاب ما را هم به هم نریزید.

من حق را به آقای علم الهدی می دهم. وقتی شما نسبت به مشهد احساس مسئولیت نمی کنید یک نفر باید مسئولیت این شهر را به عهده بگیرد. نمی شود که یک استان بدون متولی اداره شود. باز هم خدا پدرآقای علم الهدی را بیامرزد که بی مسئولیتی شما را نسبت به مردم مشهد جبران می کنند و بار شما را به دوش می کشند.

اما برگردیم به بحث برنامه اصلاح طلبان برای آینده کشور. من از این لحاظ برای اصولگرایان احترام بیشتری قائلم. چون حداقل برنامه ی آنها این است که به کشور آسیب بزنند ولی اصلاح طلبان همین برنامه را هم ندارند!

واقعیتش این است که من احساس می کنم اصلاح طلبان و در راس شان آقای خاتمی خودشان هم نمی دانند دقیقاً می خواهند چه کار کنند و چه باید بکنند ولی از آنجایی که شغل شان سیاستمدار بودن است می خواهند به هر ضرب و زوری در صحنه باشند، خیلی هم دغدغه آزادی و دموکراسی ندارند وگرنه رهبر اوپوزوسیون و لیدر اصلاحات یک مملکت صبح تا شب در یک باغ مصادره ای نمی نشست و برای ازدواج های منتهی به طلاق خطبه عقد نمی خواند!

من در سیره ی رهبران آزادی خواهی مثل گاندی و ماندلا هرگز ندیدم که در کنار مبارزه سیاسی، خطبه عقد هم بخوانند.

راستش اول از همه باید تکلیف آن باغی که شما آن را دفتر کارتان کرده اید مشخص شود بعد برویم سر اصلاحات در مملکت!

من نه طرفدار سبز هستم نه هیچ رنگ دیگری. به میرحسین موسوی هم رای ندادم.

چون تجربه نشان داده که نباید رنگی شد.

ولی مرد مومن...قبل از انتخابات 88 شما و آقای هاشمی آن بنده خدا(میرحسین موسوی) را انداختید جلو، علم حمایت تان را بلند کردید، گفتید: برو ما پشتت هستیم. بعد که همه چیز خراب شد هر کدام تان یک سوراخی پیدا کردید و متواری شدید. پیرمرد بیچاره ماند و حوضش...

دریغ از ذره ای تلاش از روی معرفت، جهت حل شدن مشکل این بنده ی خدا.

یا تاکتیک تان خیلی پیچیده است که من نمی فهمم یا اصلاً تاکتیکی وجود ندارد که من بخواهم بفهمم!

یک عده ای را فرستادید در مجلس.

آقای بهروز نعمتی که دنبال جبران هزینه هایی است که برای انتخابات کرده.آقای کواکبیان هم با آن پیام تاریخ شان در رسای عباس کیارستمی و طعم گیلاس، دست خود و ضریب هوشی اش را برای همه رو شد. دختر آقای صفدر حسینی هم سهمش را از سفره انقلاب برداشت. شما هم که در نیاوران پشت هم سیگار می کشید، خطبه عقد می خوانید و همچنان گفتگوی تمدن ها را تئوریزه می کنید. آقای هاشمی هم وقتی پسرش را می خواهند ببرند زندان در گوشش قرآن می خواند.
پدرجان! اگر پسر شما گناهکار است باید پدرش را در بیاورند، چرا در گوشش قرآن می خوانی و او را بیگناه جلوه می دهی؟ اگر بیگناه است بیخود سکوت می کنید و چیزی نمی گویید و بی گناهی اش را اثبات نمی کنید.

همگی در منطقه نیاوران دور هم جمع شده اید، بچه هایتان را هم فرستاده اید آن ور، خودتان هم آخر عمرتان را با هوای شمیرانات میگذرانید. حالا اگر فرصتی هم برای اصلاح پیش آمد که آمد اگر هم نیامد طوری نیست به هر حال اصلاحات یک پروسه ی طولانی مدت است!

فقط یک سوال اساسی باقی می ماند و آن اینکه؛ من یک روزنامه نگار و طنزنویس هستم که دو ماه پیش شغلم را از من گرفتند و الان 12 هزار تومن بیشتر برایم باقی نمانده. آقایان موسوی لاری، ابطحی و عبدالله نوری که سال های سال است از کار بیکار شده اند از کجا در می آورند می خورند؟

هزینه زندگی همه این عزیزان با آقای مرعشی است؟!

من از هر سَمتی وارد این موضوع می شوم به این نتیجه می رسم که ما تقریباً گیر آورده شده ایم.

من فرض را بر این می گیرم که همه ی این چیزهایی که گفتم غیرکارشناسی و غیرعلمی است. اما لطفاً یک لحظه بی خیال تئوری گفتمان اصلاحات شوید و یک سوال من را پاسخ دهید:

برنامه ی دقیق عملیاتی شما برای اصلاحات در آینده به طور مصداقی چیست؟
وقتی دنیا به فکر تسخیر فضــــــــــــا بود،
ما به این میاندیشیدیم که
انگشتر عقیق در کدام انگشت، ثواب بیشتری دارد...
این جغرافیا نیست که جهان سومی بودن را تعیین میکند....!!!
آدمها هستند که آن را میسازند!
جهان سوم جا نیست، شخص است.
جهان سوم منم،
جهان سوم تویی،
جهان سوم طرز تفکر ماست،
نه آن مرزهایی که داخلش زندگی میکنیم!
جهان سوم جاییست که درآمد یک دعانویس
از یک برنامه نویس بیشتر است.
جهان سوم جاییست که مردمش جهان سومی فکر میکنند
جاییکه میزان خرید یکسال کتاب برابر با یک روز لوازم آرایش است
جهان سوم جاییست که در آن مردم به ظاهر خود بیشتر از شعور اهمیت میدهند.
جهان سوم جایی است که بسیاری از مردمانش با يک "استخاره" هدف تعيين ميکنند!
و با يک "عطسه" از هدف خود دست ميکشند!
اینجا ایران است...
ملتی طلسم شده!
مغز بر باد رفته، که تا کربلا پای پیاده راه میروند!
اما از روی پل عابر پیاده رد نمیشوند...
خودروسازان کشورمان هر چند در دوره‌های زمانی مشخص، از حمایت‌های بی‌دریغ دولت برخوردار بودند؛ اما در سال‌هایی نیز مجبور به پیروی از برنامه‌هایی شدند که دولت به آنها دیکته می‌کرد. به‌عنوان مثال احداث سایت تولید خودرو در برخی کشورها هیچ گاه سودده و اقتصادی نبود و تنها بر اساس برنامه‌ریزی دولت در برخی کشورهای دوست صورت گرفت. بر این اساس اگر‌چه دولت از خودروسازان حمایت‌های مالی و تعرفه‌ای می‌کرد، اما در برخی مواقع تولید‌کنندگان را مجبور به سرمایه‌گذاری در اموری می‌کرد که ضرر و زیان آن برای خودروسازان قطعی و واضح به‌نظر می‌رسید.

در این زمینه می‌توان به سرمایه‌گذاری تولید‌کنندگان در کشورهایی همچون ونزوئلا، سوریه، بلاروس، سنگال، مصر و جمهوری آذربایجان اشاره کرد، سرمایه‌گذاری که در اغلب موارد جز انباشت ضرر و زیان، رهاورد دیگری برای خودروسازان کشورمان نداشت. در همین حین حتی برخی از این کشورها نسبت به پرداخت بدهی خود به خودروسازان کوتاهی کردند. در هر صورت دولت در هیچ دوره‌ای حاضر به جبران ضرر و زیان خودروسازان در این زمینه نشد هر چند که ظاهرا این روزها باز هم مشوق تولید‌کنندگان کشورمان برای همکاری با کشورهای همسایه شده است.در این بین طبق اخبار رسیده، تولید خودروهای ایرانی در برخی کشورها قرار است با سرمایه‌گذاری طرف خارجی صورت بگیرد و خودروسازان کشورمان قراراست که تنها به انتقال تکنولوژی و قطعات بپردازند این در شرایطی است که با وضعیت موجود به‌نظر می‌رسد که درصورت بدعهدی این کشورها، خودروسازان داخلی کمتر با ضرر و زیان مواجه شوند.

منبع : دنیای اقتصاد
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﭘﻨﺪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭﺗﻮﻥ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ





.
.
.
.





ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﮐﺎﺭ ی انجام بدید
ﮐﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﮐﺎﺭ ﻧﮑﺮﺩﻧﺘﻮﻥ ﺭﻭ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﺑدن
از صفحه جناب محمد بابایی (وبلاگ نویس):
چند وقت پیش شبکه‌های خبری گزارشی منتشر کردند که حکایت از یک نابرابری بی‌رحمانه در جهان داشت. یک درصد جهانیان 99 درصد ثروت جهان را دارند. می‌گویند این نابرابری ماهیت اقتصاد سرمایه‌داری است. اما گفته می‌شود که مسکو پایتخت میلیاردرهای جهان است. شهری که اقتصاد آن در دنیای واقعی سرمایه‌داری نه سر پیاز است و نه ته پیاز.

به راستی ایران و مشخصاً شهر تهران در کجای این نابرابری ایستاده است؟ جواب را باید از اهل فن پرسید. آنها هم اغلب می‌گویند در این اقتصاد غیرشفاف اظهارنظر دقیق کار دشواری است.

در این نوشته از مشاهدات کاملاً عادی خودم از دارائی طبقات متوسط و ثروت ثروتمند تهران و همینطور از چرخه اقتصاد و سیستم بانکی کشور مثالهائی زده‌ام که به راحتی برای هر شخص کنجکاوی قابل دسترسی است. اگر روزی پرده برافتد و معلوم شود که بخش بزرگی از آن یک درصدی‌ها در همین تهران ما زندگی می‌کرده‌اند، من شخصاً تعجب نخواهم کرد. تا نظر دوستان چه باشد.👇
خیابان بورلی هیلز لس‌آنجلس محل زندگی اعیان و اشراف و ستارگان هالیود و موسیقی راک و پاپ است. قیمت خانه‌های بزرگ این منطقه از دهها میلیون دلار شروع می‌شود و در مورادی به بیش از صد میلیون دلار می‌رسد. بسیاری از حانه‌های بی‌نهایت مجلل و بسیار بزرگ و بعضاً با هزاران متر زمین تورنتو زیر پنجاه میلیون دلار قیمت دارد. دو طرف تنگه بسفر در استانبول از زیباترین مناطق جهان است که چشم‌انداز بسیار دلبرائی هم دارد. کاخهای زیادی در اطراف تنگه ساخته شده که از جمله گرانترین خانه‌های جهان است و بعضاً دهها میلیون دلار قیمت دارند.

اما هیچکدام از این ارقام برای ثروتمندان و ویلاداران تهران عدد شگفت‌انگیزی نیست. در خیابان عسلک لواسان قیمت ویلا و زمین سر به آسمان می‌ساید و بین‌المللی‌ترین شهرهای جهان در مقابل این منطقه به غایت بومی حرفی برای گفتن ندارد.
🔴 علی دایی: تبلیغ خیارشور که نیست ؛ زیاد پخشش نکنید!
........................................
علی دایی را این‌روزها روی بیلبوردهای شهر و در تبلیغات تلویزیونی می‌بینید. او بی‌شک بیزنس‌من‌ترین چهره ورزش یا حتی اصلا سلبریتی ایران است. بالاتر از همه هنرپیشه‌ها، چهره‌های اجتماعی و ورزشی‌ها.

* او حالا یک بیزنس‌من موفق است. خیلی موفق‌تر از یک مربی فوتبال. علی دایی که روزگاری رفته بود به شریف که یک مهندس معمولی شریف شود، سر از فوتبال در آورد و حالا یک مولتی‌میلیاردر است.

🔸برند دایی در مسکن

* حتما شده به گوشه و کنار ایران بروید و در مناطق خیلی شیک بشنوید فلان ملک برای علی دایی است. دایی اسمش برند شده بود. مثلا او از طالقان تا شمال و کیش ، املاکی دارد که همه را خیلی پایین‌تر از قیمت واقعی‌شان خریده است

* یکی از دوستانش می‌گوید:«علی کلی ملک دارد که آنها را خیلی پایین‌تر از قیمت واقعی و به اصرار مالکین‌شان خریده است. چون مالکان می‌دانند وقتی علی جایی ملکی داشته باشد. ارزش کل آن محل بالا می‌رود. مثلا ملک متری 10 میلیون تومانی را به علی می‌دهند 2 میلیون و نام علی باعث می‌شود باقی‌اش را متری 15 میلیون تومان بفروشند.»

* ویلاهای دایی در منطقه چیلک شمال یا واحدهای تجاری و مسکونی‌اش در جزیره کیش را از این دست سرمایه‌گذاری‌ها می‌دانند. حتی مثلا او در خیلی از مجتمع‌های تجاری بزرگ و جدید در تهران، اولین فروشگاه‌ها را افتتاح می‌کند. از مدرن الهیه تا الماس ارتش یا ارگ تهران و کلی جای دیگر.

🔸مونوپل برندهای معتبر پوشاک ورزشی!

* برندهای رسمی آدیداس، نایکی، ریبوک، لوتو و ... اصلا بهترین‌های پوشاک ورزشی دنیا، هرچه هستند و به ایران می‌آیند ، قبل از همه نمایندگی اول‌شان می‌‌رسد به علی دایی.

* الان دایی آدیداس را از نمایندگی ادیب‌اسپورت گرفته و فروشگاه معروف منیریه‌اش شده نمایندگی آدیداس. در فروشگاه یوسف‌آباد ریبوک و لوتو دارد. در ارگ تجریش انحصارا ریبوک کار می‌کند و به تازگی در الماس بزرگراه ارتش نمایندگی نایکی راه انداخته است.

🔸علی دایی و برند غذا!

* اینکه علی دایی چقدر از غذا سر در می‌آورد را تقریبا همه موافقند می‌شود درباره‌اش گفت هیچ. او اما صاحب یک برند است. برند غذایی فرانسوی در ایران. کجا؟ یک طبقه کامل از ارگ تجاری تجریش. یکی از دوستانش برند غذایی avenue را وارد کرده و با آن تجارت می‎کند.

🔸تجارت سنگ‌های زینتی

* آنهایی که علی دایی را می‌شناسند،می‌دانند علاقه‌ای ویژه به سنگ‌های قیمتی دارد. گالری جواهر همسرش در مجتمع مدرن الهیه ، اولین نمایش رسمی از حضور برند دایی در تجارت جواهرات و سنگ‌های قیمتی است. او بزودی شعبه دوم این تجارتش را در مجتمع الماس کریم‌خان هم افتتاح می‌کند.

🔸روی بیلبوردها

* علی دایی حالا به خیابان‌ها آمده است. او با الماس کریم‌خان از بیزنس جدیدش رونمایی کرده است. یکی از دوستان دایی این پروژه ساخته شده توسط شهرداری را که هزاران میلیارد ارزش دارد، به جای طلبش برداشته و از دایی خواسته تا شریکش باشد در راه نقد کردن این سرمایه. دایی حالا بخشی از این پروژه را در اختیار دارد.

* او برای این پروژه وارد پروسه‌ای شده است که حالا برایش از نامش در تبلیغات بیلبوردی هزینه می‌کند.

* دایی که حالا در پنت‌هاوس گرانقیمتش در یکی از برج های معروف تهران زندگی می‌کند، بهتر از هر فوتبالیست و سلبریتی دیگری توانسته از نامش پول بسازد. او که به درستی می‌داند، برند نام دایی ، برند تولید خیارشور نیست و می‌داند چطور نقدش کند.

* چندی قبل وقتی قرار به پخش تیزرهایش از تلویزیون شد به مشاوران تبلیغاتی اش تاکید کرده بود این تصاویر بیشتر از روزی یک بار در بهترین تایم پخش تلویزیونی روی آنتن نرود و گفته بود:«این تبلیغ، تبلیغ خیارشور نیست که زیاد پخش شود!»