✳️ پارک ممنوع
@morientestuning
در برخی خیابانهای آمریکا تابلوهای پارک کردن شبیه یک معادله ریاضی است و اگر با دقت نخوانید میتوانید جریمه شوید.
تصویر پیوست قوانین پارک کردن در یک خیابان است:
- توقف و پارک کردن در روزهای دوشنبه تا جمعه بین ساعت ۷ تا ۹:۳۰ صبح و بین ۴ تا ۶:۳۰ عصر ممنوع.
- پارک کردن در سمت چپ خیابان ممنوع، به جز روزهای سه شنبه از ۷ صبح تا ۷ شب برای ماشینهایی که مجوز دارند.
- پارک کردن در سمت راست خیابان در روزهای دوشنبه تا جمعه بین ۹:۳۰ صبح تا ۴ عصر برای ماشینهای بدون مجوز، فقط ۲ ساعت مجاز است.
- از ابتدای ماه مارچ تا پایان ماه اکتبر، در روزهای دوشنبه پارک کردن برای ماشینهای بدون مجوز ممنوع است.
@morientestuning
در برخی خیابانهای آمریکا تابلوهای پارک کردن شبیه یک معادله ریاضی است و اگر با دقت نخوانید میتوانید جریمه شوید.
تصویر پیوست قوانین پارک کردن در یک خیابان است:
- توقف و پارک کردن در روزهای دوشنبه تا جمعه بین ساعت ۷ تا ۹:۳۰ صبح و بین ۴ تا ۶:۳۰ عصر ممنوع.
- پارک کردن در سمت چپ خیابان ممنوع، به جز روزهای سه شنبه از ۷ صبح تا ۷ شب برای ماشینهایی که مجوز دارند.
- پارک کردن در سمت راست خیابان در روزهای دوشنبه تا جمعه بین ۹:۳۰ صبح تا ۴ عصر برای ماشینهای بدون مجوز، فقط ۲ ساعت مجاز است.
- از ابتدای ماه مارچ تا پایان ماه اکتبر، در روزهای دوشنبه پارک کردن برای ماشینهای بدون مجوز ممنوع است.
Forwarded from اتچ بات
مهران کریمی ناصری ،پناهنده ایرانی که برای 17 سال در فرودگاه شارل دوگل پاریس زندگی کرد .
@morientestuning
مهران کریمی ناصری، متولد مسجدسلیمان ایران و معروف به "سر آلفرد مهران"، یک پناهنده ایرانی است که به مدت حدود 17 سال در ترمینال فرودگاه شارل دوگل پاریس زندگی کرد. "مهران کریمی"به عشق یافتن پدرش به انگلستان میرود و مدارک شناساییاش را نابود میکند تا در آنجا پناهندگی بگیرد. انگلیسیها او را بهخاطر نداشتن مدارک شناسایی به بلژیک و بلژیکیها او را دوباره به انگلستان بازمیگردانند. در این رفتوآمدها "مهران ناصری" از فرودگاه شارل دوگل پاریس سر در میآورد. این بار اما از آنجا که فاقد مدارک شناسایی بوده فرانسویها نمیتوانند او را به کشوری که از آن آمده بود برگردانند و از آن زمان وی در ترمینال فرودگاه میماند.
@morientestuning
در سال1999 میلادی یک وکیل فرانسوی موفق میشود برای او اجازه ی اقامت بگیرد اما او با این استدلال که «من مهران کریمی ناصری نیستم، بلکه سر آلفرد مهران هستم و ایرانی هم نیستم!» از امضای مدارک سر بازمیزند و از آن تاریخ تا سال 2006 میلادی ساکن سالن فرودگاه می شود و نهایتا بهخاطر ابتلا به بیماری به بیمارستان منتقل میشود. وی در این مدت به مطالعه و نوشتن می پرداخت و خدمه ی فرودگاه و هواپیمایی غذا و روزنامه برایش تهیه می کردند. از سال 2008 "مهران کریمی ناصری" در یک مرکز بی خانمان ها در پاریس زندگی می کند.
@morientestuning
فیلم "ترمینال" به کارگردانی "استیون اسپیلبرگ "و بازی "تام هنکس" بر اساس داستان زندگی "مهران کریمی ناصری" ساخته شده است.
@morientestuning
مهران کریمی ناصری، متولد مسجدسلیمان ایران و معروف به "سر آلفرد مهران"، یک پناهنده ایرانی است که به مدت حدود 17 سال در ترمینال فرودگاه شارل دوگل پاریس زندگی کرد. "مهران کریمی"به عشق یافتن پدرش به انگلستان میرود و مدارک شناساییاش را نابود میکند تا در آنجا پناهندگی بگیرد. انگلیسیها او را بهخاطر نداشتن مدارک شناسایی به بلژیک و بلژیکیها او را دوباره به انگلستان بازمیگردانند. در این رفتوآمدها "مهران ناصری" از فرودگاه شارل دوگل پاریس سر در میآورد. این بار اما از آنجا که فاقد مدارک شناسایی بوده فرانسویها نمیتوانند او را به کشوری که از آن آمده بود برگردانند و از آن زمان وی در ترمینال فرودگاه میماند.
@morientestuning
در سال1999 میلادی یک وکیل فرانسوی موفق میشود برای او اجازه ی اقامت بگیرد اما او با این استدلال که «من مهران کریمی ناصری نیستم، بلکه سر آلفرد مهران هستم و ایرانی هم نیستم!» از امضای مدارک سر بازمیزند و از آن تاریخ تا سال 2006 میلادی ساکن سالن فرودگاه می شود و نهایتا بهخاطر ابتلا به بیماری به بیمارستان منتقل میشود. وی در این مدت به مطالعه و نوشتن می پرداخت و خدمه ی فرودگاه و هواپیمایی غذا و روزنامه برایش تهیه می کردند. از سال 2008 "مهران کریمی ناصری" در یک مرکز بی خانمان ها در پاریس زندگی می کند.
@morientestuning
فیلم "ترمینال" به کارگردانی "استیون اسپیلبرگ "و بازی "تام هنکس" بر اساس داستان زندگی "مهران کریمی ناصری" ساخته شده است.
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 یک کشتی پرنده غولپیکر که میراث اتحاد جمهوری شوروی سوسیالیستی است، از دریای خزر بیرون کشیده شد. این جنگافزار بسیار خاص که "هیولای کاسپین" نامیده میشود، قرار است به جاذبه گردشگری تبدیل شود.
ماموران سازمان سیا در دهه ۶۰ به عکسهای هوایی این "هیولا" دست یافته بودند.
@morientestuning
طراحان اتحاد جماهیر شوروی سابق سال ۱۹۶۴ طراحی و ساخت این پرنده آبی را در ابعادی آغاز کردند که تا آن زمان سابقه و نمونه نداشت.تنها نمونه ساخته شده آن سال ۱۹۸۰ در دریای خزر سقوط کرد و غرق شد.
@morientestuning
سرانجام "هیولای خزر" از آب سر برکشید تا حدود ۱۰۰ کیلومتر دورتر، در شهر دربند Derbend به نمایش گذاشته شود.
ماموران سازمان سیا در دهه ۶۰ به عکسهای هوایی این "هیولا" دست یافته بودند.
@morientestuning
طراحان اتحاد جماهیر شوروی سابق سال ۱۹۶۴ طراحی و ساخت این پرنده آبی را در ابعادی آغاز کردند که تا آن زمان سابقه و نمونه نداشت.تنها نمونه ساخته شده آن سال ۱۹۸۰ در دریای خزر سقوط کرد و غرق شد.
@morientestuning
سرانجام "هیولای خزر" از آب سر برکشید تا حدود ۱۰۰ کیلومتر دورتر، در شهر دربند Derbend به نمایش گذاشته شود.
✅انسان نهایتا چند سال عمر میکند؟
@morientestuning
🔹روزنامه «گاردین» مدعی شده است که بر اساس تحقیقات انجامشده، دانشمندان به این نتیجه رسیدهاند که آخرین محدوده طبیعی زندگی انسان، ۱۵۰ سال است و زندگی بیش از آن، ممکن نیست.
محققان با استفاده از ابزاری به نام "DOSI" که سن، بیماری و سبک زندگی را بررسی میکند میزان "تاب آوری" فرد را مشخص میکنند که نشان دهندهی توانایی بهبود پس از آسیب یا بیماری است.
دکتر تیم پیرکوف (Tim Pyrkov) محقق اصلی این مقاله از شرکت بیوتکنولوژی "Gero" مستقر در سنگاپور میگوید: محاسبهی میزان تاب آوری براساس فعالیتهای فیزیکی در اپلیکیشن "GeroSense" نشان میدهد که بدن انسان در حدود سن ۱۲۰ تا ۱۵۰ سالگی تاب آوری خود را به طور کامل از دست میدهد.
محققان معتقدند در آینده با دستکاری ژنتیکی و محدود کردن کالری و دارو ممکن است بتوانیم طول عمر را بیش از این افزایش دهیم. با این حال این افزایش محدودیت خود را دارد و حداکثر سن انسان میتواند ۱۵۰ سال باشد.
@morientestuning
این یافته ها در مجله Nature Communications منتشر شده است.
@morientestuning
🔹روزنامه «گاردین» مدعی شده است که بر اساس تحقیقات انجامشده، دانشمندان به این نتیجه رسیدهاند که آخرین محدوده طبیعی زندگی انسان، ۱۵۰ سال است و زندگی بیش از آن، ممکن نیست.
محققان با استفاده از ابزاری به نام "DOSI" که سن، بیماری و سبک زندگی را بررسی میکند میزان "تاب آوری" فرد را مشخص میکنند که نشان دهندهی توانایی بهبود پس از آسیب یا بیماری است.
دکتر تیم پیرکوف (Tim Pyrkov) محقق اصلی این مقاله از شرکت بیوتکنولوژی "Gero" مستقر در سنگاپور میگوید: محاسبهی میزان تاب آوری براساس فعالیتهای فیزیکی در اپلیکیشن "GeroSense" نشان میدهد که بدن انسان در حدود سن ۱۲۰ تا ۱۵۰ سالگی تاب آوری خود را به طور کامل از دست میدهد.
محققان معتقدند در آینده با دستکاری ژنتیکی و محدود کردن کالری و دارو ممکن است بتوانیم طول عمر را بیش از این افزایش دهیم. با این حال این افزایش محدودیت خود را دارد و حداکثر سن انسان میتواند ۱۵۰ سال باشد.
@morientestuning
این یافته ها در مجله Nature Communications منتشر شده است.
چرا دیگر جوراب سوراخ را نمیدوزیم؟
@morientestuning
▪️فردین علیخواه| جامعهشناس
این روزها جورابهای سوراخ بهندرت ترمیم میشوند. ممکن است بعضیاوقات جورابهایی ببینیم که فرسوده باشند ولی بهندرت با جورابهای ترمیمشده برخورد میکنیم. این وضعیت برخلاف دو یا سه دهه قبل است که دیدن افرادی با جورابهای وصلهپینه شده چندان دشوار نبود. حتی در مواردی رنگ نخترمیم جوراب با رنگ جوراب در تضاد بود و فرد اصراری هم نداشت تا آن تفاوتِ رنگ را از چشم دیگران پنهان سازد. به نظر میرسد که در سالهای اخیر جورابها، بهمحض سوراخ شدن به سمت سطل زباله پرتاب میشوند. چرا؟
نکته آن است که گاهی اوقات تغییرات کوچک در زندگی روزمره، حاصل تغییرات بزرگتری است و برخی از جامعه شناسان مانند جورج زیمل تلاش کردند تا با تحلیل مسائلِ شاید پیشپاافتاده، این ایده را بهخوبی نشان دهند. بر این اساس، پرسش آن است که زمینههای اجتماعی وقوع این تغییر کوچک؛ یعنی کاهش محسوس جورابهای سوراخِ ترمیمشده چیست؟ در ادامه به چند مورد اشاره میکنم:
@morientestuning
برخی از جامعه شناسان یکی از ویژگیهای زندگی جدید را شتاب اجتماعی آن میدانند. همه ما این احساس را داریم که زمان بسیار سریع میگذرد. گاهی اوقات یادمان نیست که برای مثال نوروز سالهای مختلف چه تفاوتی باهم داشتهاند و کی آمدهاند و کی رفتهاند. حتی زمانی که با آرامش روی مبل نشستهایم هم احساس میکنیم که زمان بهسرعت میگذرد. وجود چنین حال و هوایی، دوختن جوراب سوراخ را امری دشوار میسازد. وصلهپینه کردن؛ حوصله، خیال، زمان و روان آرام میخواهد. سرعت تند زندگی با سرعت کند دوختن جورابِ سوراخ تناسبی ندارد.
این روزها کمکم داریم برای انجام هر کاری به لمس دگمههای تلفن همراه، لمس دگمههای شیک دستگاههای هوشمند دیجیتال خانه و یا مراجعه به صفحه یک استارت آپ برای دریافت خدمات عادت میکنیم. دوختن جوراب سوراخ در چارچوب این شرایط نمیگنجد و تااندازهای قدیمی، از مد افتاده و سنتی به نظر میآید. گویی کسی که جوراب سوراخ را ترمیم میکند از عصر خود فرسنگها عقبافتاده است.
درگذشته عمدتاً این زنان و بهطور خاص مادران خانواده بودند که در چارچوب وظایف خانهداری جورابهای سوراخ سایر اعضای خانواده را میدوختند. این روزها اشتغال زنان در بیرون از خانه افزایشیافته است و وقت برای آنان تبدیل به کالایی کمیاب شده است. بهغیراز این تغییر، حتی زنان خانهدار هم به دنبال فرصتهای فراغتیِ خاص خود هستند و وقت چندانی برای اموری مانند دوختن جوراب سوراخ ندارند. البته اتفاق دیگری هم افتاده است. دوختن جوراب سوراخ بهتدریج جزو وظایف فردی تلقی میشود. هر کس دوست دارد خودش بدوزد، در غیر این صورت کسی برای او این کار را انجام نخواهد داد.
در دهه اخیر پرستیژ اجتماعی بسیار مهم شده است. ما دوست داریم که در چشم دیگران بدرخشیم و با وسایل و کالایی که مصرف میکنیم ازنظر وجهه اجتماعی؛ خوب جلوه کنیم. « باکلاس بودن» تعبیری عمومی از این وضعیت است. این روزها هویت عمدتاً از طریق مصرف ساختهوپرداخته میشود. تعریف دیگران از من بر اساس آن چیزهایی است که مصرف میکنم. اگر دیگران متوجه شوند که جورابِ سوراخِ ترمیمشده پوشیدهایم وجهه اجتماعیمان خدشهدار خواهد شد.
@morientestuning
در سالهای اخیر احساس شخصی افراد نسبت به خودشان مهم شده است و بسیاری دوست دارند که حس خوبی از خودشان داشته باشند، وقتی به خودشان نگاه میکنند اعتماد بنفس بگیرند و از ظاهر خودشان رضایت داشته باشند. جوراب سوراخِ ترمیمشده این احساس را به آنها نمیدهد. شاید هیچچیز مانند جوراب سوراخ دوختهشده به فرد احساس شلخته پوشی ندهد و موجب نارضایتی او از تصویر خودش نشود.
هیچ جای بدن مانند دیدن جوراب سوراخ یا جوراب سوراخ ترمیمشده احساس فقیر بودن را به فرد منتقل نکند. برخی فقط با دیدن جوراب سوراخشان است که احساس میکنند آدم درماندهای هستند! نکته دیگر آن است که این روزها افراد بهسختی میپذیرند که جزو فقرا هستند. بیشتر افراد خود را(حداقل به لحاظ ذهنی) جزو طبقه متوسط میدانند. افراد معمولاً از دیدن پدیدههایی که به آنها این پیام را بدهد که جزو قشر فقیر جامعه هستند فرار میکنند.
در سالهای اخیر اتفاقی دیگر نیز افتاده است که برخی از آن با عنوان زیباییشناختی شدن زندگی روزمره یاد میکنند. یعنی آنکه ما در همهچیز و همهجا، نظیر غذا، لباس، چیدمان داخلی خانه به دنبال معیارهای زیباییشناختی میگردیم. ما دوست داریم پاهایمان نیز قشنگ به نظر آیند. این روزها افراد تلاش میکنند تا جورابهایشان هم تأمینکننده معیارهای زیبائیشناختیشان باشد.
@morientestuning
سخن پایانی: این مطلب را سال گذشته نوشتم. با این اقتصاد بحرانزده و این شیوه مدیریت اقتصادی، بعید نیست که پسازاین شاهد افزایش جورابهای سوراخ باشیم
@morientestuning
▪️فردین علیخواه| جامعهشناس
این روزها جورابهای سوراخ بهندرت ترمیم میشوند. ممکن است بعضیاوقات جورابهایی ببینیم که فرسوده باشند ولی بهندرت با جورابهای ترمیمشده برخورد میکنیم. این وضعیت برخلاف دو یا سه دهه قبل است که دیدن افرادی با جورابهای وصلهپینه شده چندان دشوار نبود. حتی در مواردی رنگ نخترمیم جوراب با رنگ جوراب در تضاد بود و فرد اصراری هم نداشت تا آن تفاوتِ رنگ را از چشم دیگران پنهان سازد. به نظر میرسد که در سالهای اخیر جورابها، بهمحض سوراخ شدن به سمت سطل زباله پرتاب میشوند. چرا؟
نکته آن است که گاهی اوقات تغییرات کوچک در زندگی روزمره، حاصل تغییرات بزرگتری است و برخی از جامعه شناسان مانند جورج زیمل تلاش کردند تا با تحلیل مسائلِ شاید پیشپاافتاده، این ایده را بهخوبی نشان دهند. بر این اساس، پرسش آن است که زمینههای اجتماعی وقوع این تغییر کوچک؛ یعنی کاهش محسوس جورابهای سوراخِ ترمیمشده چیست؟ در ادامه به چند مورد اشاره میکنم:
@morientestuning
برخی از جامعه شناسان یکی از ویژگیهای زندگی جدید را شتاب اجتماعی آن میدانند. همه ما این احساس را داریم که زمان بسیار سریع میگذرد. گاهی اوقات یادمان نیست که برای مثال نوروز سالهای مختلف چه تفاوتی باهم داشتهاند و کی آمدهاند و کی رفتهاند. حتی زمانی که با آرامش روی مبل نشستهایم هم احساس میکنیم که زمان بهسرعت میگذرد. وجود چنین حال و هوایی، دوختن جوراب سوراخ را امری دشوار میسازد. وصلهپینه کردن؛ حوصله، خیال، زمان و روان آرام میخواهد. سرعت تند زندگی با سرعت کند دوختن جورابِ سوراخ تناسبی ندارد.
این روزها کمکم داریم برای انجام هر کاری به لمس دگمههای تلفن همراه، لمس دگمههای شیک دستگاههای هوشمند دیجیتال خانه و یا مراجعه به صفحه یک استارت آپ برای دریافت خدمات عادت میکنیم. دوختن جوراب سوراخ در چارچوب این شرایط نمیگنجد و تااندازهای قدیمی، از مد افتاده و سنتی به نظر میآید. گویی کسی که جوراب سوراخ را ترمیم میکند از عصر خود فرسنگها عقبافتاده است.
درگذشته عمدتاً این زنان و بهطور خاص مادران خانواده بودند که در چارچوب وظایف خانهداری جورابهای سوراخ سایر اعضای خانواده را میدوختند. این روزها اشتغال زنان در بیرون از خانه افزایشیافته است و وقت برای آنان تبدیل به کالایی کمیاب شده است. بهغیراز این تغییر، حتی زنان خانهدار هم به دنبال فرصتهای فراغتیِ خاص خود هستند و وقت چندانی برای اموری مانند دوختن جوراب سوراخ ندارند. البته اتفاق دیگری هم افتاده است. دوختن جوراب سوراخ بهتدریج جزو وظایف فردی تلقی میشود. هر کس دوست دارد خودش بدوزد، در غیر این صورت کسی برای او این کار را انجام نخواهد داد.
در دهه اخیر پرستیژ اجتماعی بسیار مهم شده است. ما دوست داریم که در چشم دیگران بدرخشیم و با وسایل و کالایی که مصرف میکنیم ازنظر وجهه اجتماعی؛ خوب جلوه کنیم. « باکلاس بودن» تعبیری عمومی از این وضعیت است. این روزها هویت عمدتاً از طریق مصرف ساختهوپرداخته میشود. تعریف دیگران از من بر اساس آن چیزهایی است که مصرف میکنم. اگر دیگران متوجه شوند که جورابِ سوراخِ ترمیمشده پوشیدهایم وجهه اجتماعیمان خدشهدار خواهد شد.
@morientestuning
در سالهای اخیر احساس شخصی افراد نسبت به خودشان مهم شده است و بسیاری دوست دارند که حس خوبی از خودشان داشته باشند، وقتی به خودشان نگاه میکنند اعتماد بنفس بگیرند و از ظاهر خودشان رضایت داشته باشند. جوراب سوراخِ ترمیمشده این احساس را به آنها نمیدهد. شاید هیچچیز مانند جوراب سوراخ دوختهشده به فرد احساس شلخته پوشی ندهد و موجب نارضایتی او از تصویر خودش نشود.
هیچ جای بدن مانند دیدن جوراب سوراخ یا جوراب سوراخ ترمیمشده احساس فقیر بودن را به فرد منتقل نکند. برخی فقط با دیدن جوراب سوراخشان است که احساس میکنند آدم درماندهای هستند! نکته دیگر آن است که این روزها افراد بهسختی میپذیرند که جزو فقرا هستند. بیشتر افراد خود را(حداقل به لحاظ ذهنی) جزو طبقه متوسط میدانند. افراد معمولاً از دیدن پدیدههایی که به آنها این پیام را بدهد که جزو قشر فقیر جامعه هستند فرار میکنند.
در سالهای اخیر اتفاقی دیگر نیز افتاده است که برخی از آن با عنوان زیباییشناختی شدن زندگی روزمره یاد میکنند. یعنی آنکه ما در همهچیز و همهجا، نظیر غذا، لباس، چیدمان داخلی خانه به دنبال معیارهای زیباییشناختی میگردیم. ما دوست داریم پاهایمان نیز قشنگ به نظر آیند. این روزها افراد تلاش میکنند تا جورابهایشان هم تأمینکننده معیارهای زیبائیشناختیشان باشد.
@morientestuning
سخن پایانی: این مطلب را سال گذشته نوشتم. با این اقتصاد بحرانزده و این شیوه مدیریت اقتصادی، بعید نیست که پسازاین شاهد افزایش جورابهای سوراخ باشیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مقایسه سرعت شناگران المپیک با فاصله زمانی 84 سال
@morientestuning
@morientestuning
morientes tuning
✅ نتایج کامل ۱۱ دوره انتخابات ریاست جمهوری ⭕️ نخستین دوره انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ 5 بهمن 1358 برگزار شد. 1️⃣ #ابوالحسن_بنی_صدر 10،709،330 رای 2️⃣ سید احمد مدنی 2،224،554 رای 3️⃣ حسن حبیبی 674،859 رای 4️⃣ داریوش فروهر 133،478 رای 5️⃣ صادق…
ریشِ پیشینیان!
✍ حسین دهباشی
ح.روحانی از امروز ‐علاوه بر آنچه خود در این مخروبهای خراب کرده‐ مستحق بر سر ریختن خاک همهی خاکبازیهای بعدیها است و تا سالها هر خطایی ‐ولو نامربوط‐ را میراث او خواهند خواند.
@morientestuning
این تداومِ سنّتِ سیاهِ سیاستبازانِ اینجایی است تا هرکه آمد، محاسن را به خود ببندد و معایب را به ریش پیشینیان!
روحانی همهی ناتوانیها، بیعُرضگیها، تنبلیها، خوشخیالیها، فسادها، بیسوادیها و گلکاریهایِ دولتاش را -در نهایتِ ناراستی- به میراثِ باقیمانده از دولتِ آقای احمدینژاد نسبت میداد، آقای احمدینژاد همهی اینها را به دولتِ آقای خاتمی، آقای خاتمی به دولتِ آقای هاشمی، آقای هاشمی به دولتِ آقای موسوی، آقای موسوی به دولتِ بنیصدر و دولتِ معزولِ قبلی و قبلی به قبلتری و... نخاش را اگر رها نمیکردی، میرسید به عصرِ هخامنشیان. و حالا چون چیزی که عوض دارد گله ندارد، دولت آقای رییسی نیز هرجا گیر کند بر سرِ میراث روحانی میشکند تا باز که بیاید و کاسه و کوزههایش را بر گردن اینیکی بشکند!
✍ حسین دهباشی
ح.روحانی از امروز ‐علاوه بر آنچه خود در این مخروبهای خراب کرده‐ مستحق بر سر ریختن خاک همهی خاکبازیهای بعدیها است و تا سالها هر خطایی ‐ولو نامربوط‐ را میراث او خواهند خواند.
@morientestuning
این تداومِ سنّتِ سیاهِ سیاستبازانِ اینجایی است تا هرکه آمد، محاسن را به خود ببندد و معایب را به ریش پیشینیان!
روحانی همهی ناتوانیها، بیعُرضگیها، تنبلیها، خوشخیالیها، فسادها، بیسوادیها و گلکاریهایِ دولتاش را -در نهایتِ ناراستی- به میراثِ باقیمانده از دولتِ آقای احمدینژاد نسبت میداد، آقای احمدینژاد همهی اینها را به دولتِ آقای خاتمی، آقای خاتمی به دولتِ آقای هاشمی، آقای هاشمی به دولتِ آقای موسوی، آقای موسوی به دولتِ بنیصدر و دولتِ معزولِ قبلی و قبلی به قبلتری و... نخاش را اگر رها نمیکردی، میرسید به عصرِ هخامنشیان. و حالا چون چیزی که عوض دارد گله ندارد، دولت آقای رییسی نیز هرجا گیر کند بر سرِ میراث روحانی میشکند تا باز که بیاید و کاسه و کوزههایش را بر گردن اینیکی بشکند!
morientes tuning
🎥گزارش خبرنگار راشاتودى از فرود بمب افکن هسته ای مافوق صوت توپولف160 وزارت دفاع روسیه (ملقب به "قوی سفید") با پرواز مسافت 10،000کیلومتر بدون توقف در فرودگاه كاراكاس ونزوئلا. @morientestuning
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥تبلیغ فوقالعاده دیدنی هواپیمایی امارات از روی بلندترین ساختمان جهان
@morientestuning
بعد از انتشار تبلیغ 30ثانیه ای در بالای برج خلیفه که میلیونها بار مورد بازدید قرارگرفت،پرسشها و ابهامات مخاطبان مبنی بر واقعی بودن یا استفاده از پرده سبز مخصوص فیلمبرداری جلوه های ویژه،هواپیمایی امارات را به انتشار پشت صحنه فیلم تبلیغاتی واداشت تا قرار گیری مهماندار هواپیمایی بر روی مرتفع ترین نقطه بلندترین برج دنیا(828متر)را شفاف سازی کند.
@morientestuning
برای این تبلیغ، برنامهریزی، تمرین و آزمایشهای بسیاری انجام شده و پروتکل های ایمنی شدیدی رعایت شده است. فیلمبرداری از طلوع خورشید آغاز شده و تیم فیلمبرداری قبل از طلوع خورشید شروع به بالا رفتن از برج کردند و فیلمبرداری با پهپاد انجام گرفته است.
@morientestuning
بعد از انتشار تبلیغ 30ثانیه ای در بالای برج خلیفه که میلیونها بار مورد بازدید قرارگرفت،پرسشها و ابهامات مخاطبان مبنی بر واقعی بودن یا استفاده از پرده سبز مخصوص فیلمبرداری جلوه های ویژه،هواپیمایی امارات را به انتشار پشت صحنه فیلم تبلیغاتی واداشت تا قرار گیری مهماندار هواپیمایی بر روی مرتفع ترین نقطه بلندترین برج دنیا(828متر)را شفاف سازی کند.
@morientestuning
برای این تبلیغ، برنامهریزی، تمرین و آزمایشهای بسیاری انجام شده و پروتکل های ایمنی شدیدی رعایت شده است. فیلمبرداری از طلوع خورشید آغاز شده و تیم فیلمبرداری قبل از طلوع خورشید شروع به بالا رفتن از برج کردند و فیلمبرداری با پهپاد انجام گرفته است.
من آدم حساسی نیستم...
وقتی خانهی والدینم را ترک کردم گریه نکردم
وقتی گربهام مُرد گریه نکردم
وقتی در ناسا کار پیدا کردم گریه نکردم
و حتی وقتی روی ماه پا گذاشتم گریه نکردم!
@morientestuning
اما وقتی از روی ماه به زمین نگاه کردم بغضم گرفت...
با تردید با پرچمی که بنا بود روی ماه نصب کنم بازی میکردم.
از آن فاصله رنگ و نژاد و ملیتی نبود
ما بودیم و یک خانه گرد آبی.
با خودم گفتم انسانها برای چه میجنگند؟!
انگشت شصتم را به سمت زمین گرفتم و کره زمین با آن عظمت پشت انگشت شستم پنهان شد و من با تمام وجود اشک ریختم!"
@morientestuning
نیل آرمسترانگ، فضانورد آمریکایی، نخستین انسانی است که قدم روی کره ماه گذاشت و کره زمین را از فضا دید؛ آرمسترانگ سال 2012 میلادی درگذشت.
وقتی خانهی والدینم را ترک کردم گریه نکردم
وقتی گربهام مُرد گریه نکردم
وقتی در ناسا کار پیدا کردم گریه نکردم
و حتی وقتی روی ماه پا گذاشتم گریه نکردم!
@morientestuning
اما وقتی از روی ماه به زمین نگاه کردم بغضم گرفت...
با تردید با پرچمی که بنا بود روی ماه نصب کنم بازی میکردم.
از آن فاصله رنگ و نژاد و ملیتی نبود
ما بودیم و یک خانه گرد آبی.
با خودم گفتم انسانها برای چه میجنگند؟!
انگشت شصتم را به سمت زمین گرفتم و کره زمین با آن عظمت پشت انگشت شستم پنهان شد و من با تمام وجود اشک ریختم!"
@morientestuning
نیل آرمسترانگ، فضانورد آمریکایی، نخستین انسانی است که قدم روی کره ماه گذاشت و کره زمین را از فضا دید؛ آرمسترانگ سال 2012 میلادی درگذشت.
ایران، چین و آلمان/ علیرضا عابدین
@morientestuning
در پژوهشی به بررسی و تحلیل داستانهای کتاب فارسی کلاس اول در ایران و مقایسهٔ آن با داستانهای کتاب زبان کلاس اول در دو کشور شرقی و غربی یعنی چین، بعنوان نمایندهٔ فرهنگ جمعگرا و آلمان، بعنوان نمایندهٔ فرهنگ فردگرا پرداخته شد. به این منظور کلیهٔ داستانهای کتاب فارسی اول ابتدایی در ایران، شامل ۵١ داستان منتشر شده در سال ١٣٩١، همچنین ۴۴ داستان از داستانهای کتاب کلاس اول چین و ٢۶ داستان از مجموعه چهار کتاب کلاس اول آلمان به عنوان نمونهٔ پژوهشی انتخاب شدند. در این پژوهش، تحلیل روانشناختی با استفاده از یکی از معتبرترین آزمونهای فرافکن تحلیلی یعنی «آزمون اندریافت موضوع» که یکی از مناسبترین آزمونها برای تحلیل داستان است انجام گرفت تا مشخص شود چه موضوعاتی در قالب تم اصلی داستانها قرار دارند و چه نیازها و فشارهای محیطی توسط کتابهای درسی به کودکان القاء میشود، و تفاوت میان این سه جامعه کدام است.
نتایج این پژوهش نشان داد نیازهای «پیروی» در ایران، «پیشرفت» در آلمان و «مهرورزی» در چین، سه نیاز اول و اصلی هستند . نیاز به «پیروی» به دو نوع «تسلیم» و «احترام» تقسیم میشود.
@morientestuning
پرتکرارترین نیاز در کتابهای ایران، «پیروی» از نوع «تسلیم» است. در چین و آلمان نیاز به پیروی تنها به شکل «احترام» یا «سپاسگزاری» نمود پیدا کرده است.
نیاز «مهرورزی» پرتکرارترین نیاز در چین است که به شدت با ساختار جمعگرای شرقی مطابقت دارد. در مرتبههای بعدی نیاز «فهمیدن» و همچنین نیاز به «ارائه و بیان» قراردارند. میتوان گفت کودک چینی به دنبال آن است که مهر بورزد، بفهمد و بفهماند. پس از این سه نیاز که اساساً در ارتباط با دیگران (نیازهای جمعی) معنا پیدا میکنند، نیازهای شخصیتر مانند «پیشرفت» و «بازی» رخ مینمایانند.
بروز نیازها در آلمان درست برعکس چین است. در آلمان نیاز به «پیشرفت»، «بازی»، «شناخت» که نیازهای فردی و معطوف به خود هستند، در درجهٔ اول قرار دارند و پس از آنها نیاز «پیوندجویی» ظهور میکند.
کودک ایرانی میآموزد که طلبکننده و گیرنده (تلویحاً مصرفکننده و تنبل) باشد؛ کودک چینی میآموزد دهنده و بخشنده (تلویحاً تولیدکننده و کارگر) باشد و کودک آلمانی میآموزد تا چیزی طلب نکند (تلویحاً استقلال طلب) و در عین حال تا حدی بخشنده باشد.
@morientestuning
در نهایت میتوان گفت، کودک ایرانی در کتاب درسی خود یاد میگیرد که مطیع و سر به زیر باشد. نگاه کودک ایرانی یا به سمت پایین است و یا از پایین به بالا نگاه میکند. نگاه کودک چینی به اطراف است و یک نگاه دایرهوار دارد، ولی کودک آلمانی یک حرکت و نگاه رو به جلو و هدفمند دارد. او به یک نقطه و هدف چشم دوخته و تنها برای رسیدن به آن در یک خط سیر مشخص تلاش میکند.
@morientestuning
در پژوهشی به بررسی و تحلیل داستانهای کتاب فارسی کلاس اول در ایران و مقایسهٔ آن با داستانهای کتاب زبان کلاس اول در دو کشور شرقی و غربی یعنی چین، بعنوان نمایندهٔ فرهنگ جمعگرا و آلمان، بعنوان نمایندهٔ فرهنگ فردگرا پرداخته شد. به این منظور کلیهٔ داستانهای کتاب فارسی اول ابتدایی در ایران، شامل ۵١ داستان منتشر شده در سال ١٣٩١، همچنین ۴۴ داستان از داستانهای کتاب کلاس اول چین و ٢۶ داستان از مجموعه چهار کتاب کلاس اول آلمان به عنوان نمونهٔ پژوهشی انتخاب شدند. در این پژوهش، تحلیل روانشناختی با استفاده از یکی از معتبرترین آزمونهای فرافکن تحلیلی یعنی «آزمون اندریافت موضوع» که یکی از مناسبترین آزمونها برای تحلیل داستان است انجام گرفت تا مشخص شود چه موضوعاتی در قالب تم اصلی داستانها قرار دارند و چه نیازها و فشارهای محیطی توسط کتابهای درسی به کودکان القاء میشود، و تفاوت میان این سه جامعه کدام است.
نتایج این پژوهش نشان داد نیازهای «پیروی» در ایران، «پیشرفت» در آلمان و «مهرورزی» در چین، سه نیاز اول و اصلی هستند . نیاز به «پیروی» به دو نوع «تسلیم» و «احترام» تقسیم میشود.
@morientestuning
پرتکرارترین نیاز در کتابهای ایران، «پیروی» از نوع «تسلیم» است. در چین و آلمان نیاز به پیروی تنها به شکل «احترام» یا «سپاسگزاری» نمود پیدا کرده است.
نیاز «مهرورزی» پرتکرارترین نیاز در چین است که به شدت با ساختار جمعگرای شرقی مطابقت دارد. در مرتبههای بعدی نیاز «فهمیدن» و همچنین نیاز به «ارائه و بیان» قراردارند. میتوان گفت کودک چینی به دنبال آن است که مهر بورزد، بفهمد و بفهماند. پس از این سه نیاز که اساساً در ارتباط با دیگران (نیازهای جمعی) معنا پیدا میکنند، نیازهای شخصیتر مانند «پیشرفت» و «بازی» رخ مینمایانند.
بروز نیازها در آلمان درست برعکس چین است. در آلمان نیاز به «پیشرفت»، «بازی»، «شناخت» که نیازهای فردی و معطوف به خود هستند، در درجهٔ اول قرار دارند و پس از آنها نیاز «پیوندجویی» ظهور میکند.
کودک ایرانی میآموزد که طلبکننده و گیرنده (تلویحاً مصرفکننده و تنبل) باشد؛ کودک چینی میآموزد دهنده و بخشنده (تلویحاً تولیدکننده و کارگر) باشد و کودک آلمانی میآموزد تا چیزی طلب نکند (تلویحاً استقلال طلب) و در عین حال تا حدی بخشنده باشد.
@morientestuning
در نهایت میتوان گفت، کودک ایرانی در کتاب درسی خود یاد میگیرد که مطیع و سر به زیر باشد. نگاه کودک ایرانی یا به سمت پایین است و یا از پایین به بالا نگاه میکند. نگاه کودک چینی به اطراف است و یک نگاه دایرهوار دارد، ولی کودک آلمانی یک حرکت و نگاه رو به جلو و هدفمند دارد. او به یک نقطه و هدف چشم دوخته و تنها برای رسیدن به آن در یک خط سیر مشخص تلاش میکند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جان استوارت مقصر واقعی پاندمی کرونا رو خیلی قشنگ بیان کرده
@morientestuning
@morientestuning
تفاوت:
@morientestuning
عدالت (Justice)
تساوی حقوق (Equity)
برابری (Equality)
با واقعیت جاری در جامعه (Reality)
@morientestuning
عدالت (Justice)
تساوی حقوق (Equity)
برابری (Equality)
با واقعیت جاری در جامعه (Reality)
morientes tuning
در سال 1956 یک جنگنده F11 با موشک خودش سرنگون شد زیرا سرعت این جنگنده از سرعت گلوله آن بیشتر بود و پس از شلیک گلوله، خودش در مسیر آن قرار گرفت! @morientestuning
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Missile fired from F-5 Tiger and Intercepted/Destroyed by MiG-29 Fulcrum, Iranian Air Force Exercise.
@morientestuning
شلیک موشک از اف-5 نیروی هوایی ایران و رهگیری/انهدام آن توسط میگ-29 نیروی هوایی ایران🇮🇷
@morientestuning
شلیک موشک از اف-5 نیروی هوایی ایران و رهگیری/انهدام آن توسط میگ-29 نیروی هوایی ایران🇮🇷
دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند، یکی آن که اندوخت و نخورد، و دیگر آن که آموخت و نکرد.
سعدی
@morientestuning
عکس پیوست: آنکه آموخت و کرد!
سعدی
@morientestuning
عکس پیوست: آنکه آموخت و کرد!
morientes tuning
@morientestuning 🔹با پول نفت ایران کدام شرکت ها را می توان خرید؟ اپل (Apple) گرانترین کمپانی دنیا با ارزش 725 میلیارد دلار، اپل نام دارد. در رابطه با ارزش این کمپانی بهتر است بدانید این مقدار بیش از 2 برابر ارزش کشور یونان است. با احتساب درآمد میانگین…
✅ با پول زيان خودروسازان ايران، مي شد چه كارهايي كرد؟ !!
@morientestuning
🔗چند روزی است که گفته میشود؛ مجموع زیان انباشته خودروسازان به 85 هزار میلیارد تومان رسید. سهم ایران خودرو حدود ۴۷ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان و سهم سایپا حدود ۳۷ هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان!
🔗گویا این رقم از 11 هزار و 600 میلیارد تومان در پایان سال 96 به حدود 85 هزار میلیارد تومان در پایان 6 ماهه سال گذشته رسیده است؛ یعنی در طول سه سال هفت یا شاید هم هشت برابر شده!.
🔗جالب اینکه اگر تعداد کارکنان گروه خودروسازی سایپا را 37 هزار نفر بدانیم؛ در این صورت سهم هر یک از ما کارکنان گروه سایپا حدود 1 میلیارد تومان خواهد بود!
🔗اجازه بدهید طور دیگری هم محاسبه کنیم, اگر سایپا در طول این سه سال گذشته فعالیت خود را متوقف کرده بود و (از صندوقی فرضی) به هر کدام از ما به طور یکسان ماهیانه 20 میلیون تومان حقوق پرداخت میکرد؛ امروزه باز هم زیان انباشته این شرکت کمتر از این بود! (اگر بگوییم حقوق 37 هزار نفر در سال میشود 9 هزار میلیارد تومان؛ این رقم برای سه سال میشود 27 هزار میلیارد تومان!)
@morientestuning
🔗به عبارت دیگر؛ هر چه در طول این سه سال گذشته فعالیت کردهایم؛ بدین معنا بوده که زیان بر زیان انباشتهایم!
این عدد به چه معناست؟
🔗 اگر عدد 85 هزار میلیارد را تقسیم به دلار کنیم حدود 3 میلیارد دلار خواهد شد!
🔗 هزینه ساخت برج الخلیفه به عنوان بزرگترین آسمان خراش با ارتفاع 828 متر بالغ بر یک میلیارد و 500 میلیون دلار بوده است.
🔗 هزینه ساخت مرکز خرید ایران مال با زیر بنای 1 میلیون و 710 هزار متر مربع ۲۲ هزار میلیارد تومان بوده است.
🔗اگر بیاد داشته باشیم در سال 1395 زمانی که قرار بود شرکت سیتروئن 50 درصد سایپا کاشان را بخرد ارزش این شرکت حدود 500 میلیون دلار برآورد شد. پس 3 میلیارد یعنی 6 کارخانه به بزرگی سایپا کاشان سال 95!
🔗پی نوشت:
در سال 97 زیان انباشته سایپا حدود 6 هزار میلیارد تومان بوده و امروزه به حدود 37 هزار میلیارد تومان رسیده! این زیان چیست؟ در کجا دیده میشود؟ چگونه میتوان آن را لمس کرد؟ سهم من در انباشت این زیان چقدر است؟
@morientestuning
آیا کسی چنین زیانی را درک کرد؟ تفاوت این دو رقم در کجا ملموس بوده؟ آیا زیانها فقط روی کاغذ هستند؟ آیا روسا میتوانند در مورد دلایل این زیان چیزی بنویسند؟
فعلاً که همه چیز آرام است!/مجمع فعالان اقتصادی
@morientestuning
🔗چند روزی است که گفته میشود؛ مجموع زیان انباشته خودروسازان به 85 هزار میلیارد تومان رسید. سهم ایران خودرو حدود ۴۷ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان و سهم سایپا حدود ۳۷ هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان!
🔗گویا این رقم از 11 هزار و 600 میلیارد تومان در پایان سال 96 به حدود 85 هزار میلیارد تومان در پایان 6 ماهه سال گذشته رسیده است؛ یعنی در طول سه سال هفت یا شاید هم هشت برابر شده!.
🔗جالب اینکه اگر تعداد کارکنان گروه خودروسازی سایپا را 37 هزار نفر بدانیم؛ در این صورت سهم هر یک از ما کارکنان گروه سایپا حدود 1 میلیارد تومان خواهد بود!
🔗اجازه بدهید طور دیگری هم محاسبه کنیم, اگر سایپا در طول این سه سال گذشته فعالیت خود را متوقف کرده بود و (از صندوقی فرضی) به هر کدام از ما به طور یکسان ماهیانه 20 میلیون تومان حقوق پرداخت میکرد؛ امروزه باز هم زیان انباشته این شرکت کمتر از این بود! (اگر بگوییم حقوق 37 هزار نفر در سال میشود 9 هزار میلیارد تومان؛ این رقم برای سه سال میشود 27 هزار میلیارد تومان!)
@morientestuning
🔗به عبارت دیگر؛ هر چه در طول این سه سال گذشته فعالیت کردهایم؛ بدین معنا بوده که زیان بر زیان انباشتهایم!
این عدد به چه معناست؟
🔗 اگر عدد 85 هزار میلیارد را تقسیم به دلار کنیم حدود 3 میلیارد دلار خواهد شد!
🔗 هزینه ساخت برج الخلیفه به عنوان بزرگترین آسمان خراش با ارتفاع 828 متر بالغ بر یک میلیارد و 500 میلیون دلار بوده است.
🔗 هزینه ساخت مرکز خرید ایران مال با زیر بنای 1 میلیون و 710 هزار متر مربع ۲۲ هزار میلیارد تومان بوده است.
🔗اگر بیاد داشته باشیم در سال 1395 زمانی که قرار بود شرکت سیتروئن 50 درصد سایپا کاشان را بخرد ارزش این شرکت حدود 500 میلیون دلار برآورد شد. پس 3 میلیارد یعنی 6 کارخانه به بزرگی سایپا کاشان سال 95!
🔗پی نوشت:
در سال 97 زیان انباشته سایپا حدود 6 هزار میلیارد تومان بوده و امروزه به حدود 37 هزار میلیارد تومان رسیده! این زیان چیست؟ در کجا دیده میشود؟ چگونه میتوان آن را لمس کرد؟ سهم من در انباشت این زیان چقدر است؟
@morientestuning
آیا کسی چنین زیانی را درک کرد؟ تفاوت این دو رقم در کجا ملموس بوده؟ آیا زیانها فقط روی کاغذ هستند؟ آیا روسا میتوانند در مورد دلایل این زیان چیزی بنویسند؟
فعلاً که همه چیز آرام است!/مجمع فعالان اقتصادی
🔻عمران خان نخستوزیر پاکستان یک فیلم کوتاه ایرانی را در حساب اینستاگرام خود منتشر کرده است.
@morientestuning
نخست وزیر پاکستان با انتشار فیلم "قرار پنجشنبهها" در حساب اینستاگرام رسمی خود، نوشته: "یک فیلم کوتاه ایرانی زیبا".
این فیلم کوتاه دو دقیقه و نیمه که ساخته سید محمدرضا خردمندان است و پیش از این از شبکه افق به نمایش درآمده است، مرد مسنی را نشان میدهد که در راه گورستان و رفتن سر قبر همسرش، برای زوج جوانی که پشت چراغ قرمز دعوایشان شده گل میخرد.
@morientestuning
سرکنسول ایران در کراچی هم با انتشار تصویری از صفحه اینستاگرام عمران خان در توییتر نوشته: " فیلم و سینما، از حوزههای بینظیر اشتراکات فرهنگی ایران و پاکستان است که هرگز نباید از چشم متولیان این عرصه مغفول بماند."
@morientestuning
نخست وزیر پاکستان با انتشار فیلم "قرار پنجشنبهها" در حساب اینستاگرام رسمی خود، نوشته: "یک فیلم کوتاه ایرانی زیبا".
این فیلم کوتاه دو دقیقه و نیمه که ساخته سید محمدرضا خردمندان است و پیش از این از شبکه افق به نمایش درآمده است، مرد مسنی را نشان میدهد که در راه گورستان و رفتن سر قبر همسرش، برای زوج جوانی که پشت چراغ قرمز دعوایشان شده گل میخرد.
@morientestuning
سرکنسول ایران در کراچی هم با انتشار تصویری از صفحه اینستاگرام عمران خان در توییتر نوشته: " فیلم و سینما، از حوزههای بینظیر اشتراکات فرهنگی ایران و پاکستان است که هرگز نباید از چشم متولیان این عرصه مغفول بماند."
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
متاورس چیست؟
@morientestuning
این روزها این واژه را زیاد شنیده اید. پدیده ای نو ظهور که کارشناسان حتی آنرا از اختراع اینترنت نیز فراتر می دانند.
پدیده حیرت انگیز «متاورس» جهان آنلاینی است که مردم در آن میتوانند در یک فضای مجازی با هم بازی کنند، کار کنند و با هم در ارتباط باشند.
پروژهای که میتوان در آن در هر لحظه به هر جای دلخواه رفت ؛ از حضور در محل کار بدون طی کردن مسافت تا مهمانی با دوستان!
@morientestuning
این روزها این واژه را زیاد شنیده اید. پدیده ای نو ظهور که کارشناسان حتی آنرا از اختراع اینترنت نیز فراتر می دانند.
پدیده حیرت انگیز «متاورس» جهان آنلاینی است که مردم در آن میتوانند در یک فضای مجازی با هم بازی کنند، کار کنند و با هم در ارتباط باشند.
پروژهای که میتوان در آن در هر لحظه به هر جای دلخواه رفت ؛ از حضور در محل کار بدون طی کردن مسافت تا مهمانی با دوستان!
morientes tuning
در سال ١٨٨٨ وقتى اولين ماشين ساخت آقاى بنز در آلمان حركت كرد مردم آلمان فرياد زدند جادوگر آمده! مردم پنجره ها را مى بستند و ناقوس كليساها را به صدا در آوردند! برتا همسر آقاى کارل بنز در ميانه راه برای تامین سوخت خودرو خود به الكل نیاز پيدا كرد و از يك داروخانه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
A Silent statement
تبلیغ یکی از محصولات خانواده خودروهای برقی مرسدس-بنز ئیکیو.
شارژ ۴۰ دقیقه ای و طی مسافت ۴۱۴ کیلومتر با یکبار شارژ!
@morientestuning
مرسدس بنز ئیکیو(EQ) مجموعه ای از وسایل نقلیه برقی است که توسط مرسدس-بنز تولید میشود.
تبلیغ یکی از محصولات خانواده خودروهای برقی مرسدس-بنز ئیکیو.
شارژ ۴۰ دقیقه ای و طی مسافت ۴۱۴ کیلومتر با یکبار شارژ!
@morientestuning
مرسدس بنز ئیکیو(EQ) مجموعه ای از وسایل نقلیه برقی است که توسط مرسدس-بنز تولید میشود.
Forwarded from اتچ بات
بازشناسی «مِم»های جامعه امروز ایران
این قسمت: « عباس بوعذار» وجامعه بیعلتیونابجایی
@morientestuning
✍️سهند ایرانمهر
🔸اینویدیوی قدیمی را بسیاری دیدهاید: وقتی که شجاع خلیل زاده لباس سپاهان را بر تن داشت، در برابر نفت تهران که علی دایی سرمربی آن بود به میدان رفت. در این مسابقه هم شجاع درگیری های زیادی با عباس بوعذار داشت که منجر به محرومیت هر دو نفر شد. جالب این است که در حکم کمیته انضباطی به جای عباس بوعذار ، فرید محمدی زاده جریمه شده بود و همین مساله باعث شد تا دایی در نشست خبری به شدت به این موضوع اعتراض کند!
حالا پرسش ما این است که « مم» چیست و چرا این ویدیو « مم» شده است. چه چیزی در اینویدیوست که آن را آشنا و قابل فهم و گسترده کرده است؟
@morientestuning
🔸میم (به انگلیسی: meme) یا مِم (به فرانسوی: mème) میم ایده یا رفتار یا روشی است که از طریق فرهنگ از فردی به فرد دیگر منتشر میشود – اغلب با هدف انتقال یک پدیدهٔ مشخص، موضوع یا معنایی که توسط آن بازنمایی میشود. یک میم به عنوان واحدی عمل میکند برای انتقال ایدههای فرهنگی، نمادها، یا رسمهایی که قابل انتقال هستند از ذهنی به ذهن دیگر .
🔸میم یا مِم اینترنتی هم برخاسته از همین معنای مم است یعنی یک ایده و روش منتشر در فرهنگ که تکرار شونده است و این تکرار در بستر فضای مجازی اتفاق میافتد اما این ممهای مشهور و شایع که به مضمونی مشخص اشاره دارند و مصادیق متعددی در جامعه و قدرت دارند چگونه مضامینی هستند؟
🔸بسیاری از محققان باور دارند که فرهنگ منحط نوعی عفونت یا ویروس است که انسانها را میزبان خود قرار میدهند و آنقدر تکثیر میشوند که میزبان را از بین ببرند. در واقع همانگونه که تکامل بر پایه تکثیر واحد اطلاعاتی موجود زنده یعنی ژن است، واحدهای اطلاعات فرهنگی هم « مِم» ها هستند که علیرغم نفع یا زیان جامعه به تکثیر خود میپردازند.
@morientestuning
🔸محققان علوم انسانی به ایننگاه« میمتیک» به عنوان روشی ناپخته و مبتنی بر قیاس مینگرند اما خود آنها نیز وقتی سخن از «گفتمان» میشود، اذعان بر همینکارکرد دارند. گفتمانهایی که بشر را به سمت نابودی وانحطاط میکشانند و توسط انسانها و علیه منافعشان گسترش مییابند.
🔸ماجرای عباس بوعذار و اینویدیو یک « مِم» اینترنتی است. اشاره این مم به جامعهای است که تصمیمها، توجیهها، پاداشها و مجازاتهای آن هیچ دلیل منطقی ندارد و تلاش برای چرایی اتخاذ تصمیمها، اهداف یا روند شکلگیریشان راه به جایی نمیبرد. رییس صدا و سیمایی که رییسهولدینگ میشود، طلبهای که از فیزیک تا ورزش و از برنامه کودک تا سینما اظهارنظر میکند، رنگ قرمزی که نماد فرهنگ بیگانه میشود و فرش قرمزی که قرار است از جشنوارهها برچیده شود، گزارشی که مخاطبین را بر سر دوراهی میگذارد تا شلیک به هواپیما را توجیه کند، واعظی که اقتصاد خراب را به بیایمانی و بیحجابی وصل میکند، نویسنده محبوس کتاب به دستی که پایش را به تخت بیمارستان زنجیر میکنند، نمایندگانی که در اوج اختلاسها و فسادها، دغدغه برخورد با فضای مجازی را دارند و جامعه گرفتار فقر و تورم و مهاجرت که تصمیمگیرانش سودای ازدیاد نسل ملت را دارند، رییسجمهوری که از حوزه برای حل مشکلات راهکار میخواهد و حوزهای که بابت مشکلات طلبهها اعم از معیشتی و بیانگیزه بودن و ... از دولت استمداد میطلبد، همه و همه مصادیق دیگر «اخراج عباس بوعذار» هستند که بجای محمدی که اصلا وجود ندارد، موضوع تصمیم ومجازات قرار گرفته است.
@morientestuning
🔸تکرار مستمر این بیعلتیها و نابجاییهاست که اینویدیو را تبدیل به یک « مِم» میکند، مشت نمونه خروار فرهنگِ بیعلتی که چونان ویروسی در جامعه میزبان تکثیر میشود و آن را تا مرز نیستی پیش میبرد.
فرهنگِ عدموجود ارتباط منطقی، فرهنگ قطع رابطه بین علت و معلول و فرهنگ پپیشبینی ناپذیری ناشی از فقدان روابط منطقی چنانکه « هانا آرنت» در کتاب «توتالیتاریسم» نوشت:
بعد از پیش بینی ناپذیری، مهم ترین ویژگی جنبش توتالیتر عدم وجود ارتباط منطقی بین وقایع، تحلیلها و تصمیم گیریهاست.
این قسمت: « عباس بوعذار» وجامعه بیعلتیونابجایی
@morientestuning
✍️سهند ایرانمهر
🔸اینویدیوی قدیمی را بسیاری دیدهاید: وقتی که شجاع خلیل زاده لباس سپاهان را بر تن داشت، در برابر نفت تهران که علی دایی سرمربی آن بود به میدان رفت. در این مسابقه هم شجاع درگیری های زیادی با عباس بوعذار داشت که منجر به محرومیت هر دو نفر شد. جالب این است که در حکم کمیته انضباطی به جای عباس بوعذار ، فرید محمدی زاده جریمه شده بود و همین مساله باعث شد تا دایی در نشست خبری به شدت به این موضوع اعتراض کند!
حالا پرسش ما این است که « مم» چیست و چرا این ویدیو « مم» شده است. چه چیزی در اینویدیوست که آن را آشنا و قابل فهم و گسترده کرده است؟
@morientestuning
🔸میم (به انگلیسی: meme) یا مِم (به فرانسوی: mème) میم ایده یا رفتار یا روشی است که از طریق فرهنگ از فردی به فرد دیگر منتشر میشود – اغلب با هدف انتقال یک پدیدهٔ مشخص، موضوع یا معنایی که توسط آن بازنمایی میشود. یک میم به عنوان واحدی عمل میکند برای انتقال ایدههای فرهنگی، نمادها، یا رسمهایی که قابل انتقال هستند از ذهنی به ذهن دیگر .
🔸میم یا مِم اینترنتی هم برخاسته از همین معنای مم است یعنی یک ایده و روش منتشر در فرهنگ که تکرار شونده است و این تکرار در بستر فضای مجازی اتفاق میافتد اما این ممهای مشهور و شایع که به مضمونی مشخص اشاره دارند و مصادیق متعددی در جامعه و قدرت دارند چگونه مضامینی هستند؟
🔸بسیاری از محققان باور دارند که فرهنگ منحط نوعی عفونت یا ویروس است که انسانها را میزبان خود قرار میدهند و آنقدر تکثیر میشوند که میزبان را از بین ببرند. در واقع همانگونه که تکامل بر پایه تکثیر واحد اطلاعاتی موجود زنده یعنی ژن است، واحدهای اطلاعات فرهنگی هم « مِم» ها هستند که علیرغم نفع یا زیان جامعه به تکثیر خود میپردازند.
@morientestuning
🔸محققان علوم انسانی به ایننگاه« میمتیک» به عنوان روشی ناپخته و مبتنی بر قیاس مینگرند اما خود آنها نیز وقتی سخن از «گفتمان» میشود، اذعان بر همینکارکرد دارند. گفتمانهایی که بشر را به سمت نابودی وانحطاط میکشانند و توسط انسانها و علیه منافعشان گسترش مییابند.
🔸ماجرای عباس بوعذار و اینویدیو یک « مِم» اینترنتی است. اشاره این مم به جامعهای است که تصمیمها، توجیهها، پاداشها و مجازاتهای آن هیچ دلیل منطقی ندارد و تلاش برای چرایی اتخاذ تصمیمها، اهداف یا روند شکلگیریشان راه به جایی نمیبرد. رییس صدا و سیمایی که رییسهولدینگ میشود، طلبهای که از فیزیک تا ورزش و از برنامه کودک تا سینما اظهارنظر میکند، رنگ قرمزی که نماد فرهنگ بیگانه میشود و فرش قرمزی که قرار است از جشنوارهها برچیده شود، گزارشی که مخاطبین را بر سر دوراهی میگذارد تا شلیک به هواپیما را توجیه کند، واعظی که اقتصاد خراب را به بیایمانی و بیحجابی وصل میکند، نویسنده محبوس کتاب به دستی که پایش را به تخت بیمارستان زنجیر میکنند، نمایندگانی که در اوج اختلاسها و فسادها، دغدغه برخورد با فضای مجازی را دارند و جامعه گرفتار فقر و تورم و مهاجرت که تصمیمگیرانش سودای ازدیاد نسل ملت را دارند، رییسجمهوری که از حوزه برای حل مشکلات راهکار میخواهد و حوزهای که بابت مشکلات طلبهها اعم از معیشتی و بیانگیزه بودن و ... از دولت استمداد میطلبد، همه و همه مصادیق دیگر «اخراج عباس بوعذار» هستند که بجای محمدی که اصلا وجود ندارد، موضوع تصمیم ومجازات قرار گرفته است.
@morientestuning
🔸تکرار مستمر این بیعلتیها و نابجاییهاست که اینویدیو را تبدیل به یک « مِم» میکند، مشت نمونه خروار فرهنگِ بیعلتی که چونان ویروسی در جامعه میزبان تکثیر میشود و آن را تا مرز نیستی پیش میبرد.
فرهنگِ عدموجود ارتباط منطقی، فرهنگ قطع رابطه بین علت و معلول و فرهنگ پپیشبینی ناپذیری ناشی از فقدان روابط منطقی چنانکه « هانا آرنت» در کتاب «توتالیتاریسم» نوشت:
بعد از پیش بینی ناپذیری، مهم ترین ویژگی جنبش توتالیتر عدم وجود ارتباط منطقی بین وقایع، تحلیلها و تصمیم گیریهاست.
Telegram
attach 📎