یه مطلبی رو عرض بکنم
مقامات کشور باید یاد بگیرند با مردم مهربانانه تر صحبت کنند
بی تفاوتی نسبت به مردم نه نشانه قدرت است و نه منطقی به نظر می رسد
متکبرانه با مردم حرف زدن معنایی جز نادیده گرفتن آن ها ندارد.
تا دیر نشده با مردم صحبت کنید همه چیز را به دشمن نسبت ندهید و مسئولیت پذیر باشید و سهم قصورات خود را نادیده نگیرید
شماهم قطعا سهم مهمی در وضع آشفته اقتصادی و معیشتی مردم دارید
دست به اصلاحات داخلی بزنید و مردم را مشارکت سیاسی دهید.
تکلیف شبکه های فساد و رانت و تبعیض را از درون خود سیستم مشخص کنید
امان نامه هایی که حاکمیت برای آن ها صادر کرده را باطل کنید و به حاشیه امن آن ها پایان دهید
این زالوها برایشان تفاوتی ندارد که چه قدرتی بر ایران حکمرانی کند خیلی زود رنگ عوض خواهند کرد
از ما گفتن بود
ابوقاسم
مقامات کشور باید یاد بگیرند با مردم مهربانانه تر صحبت کنند
بی تفاوتی نسبت به مردم نه نشانه قدرت است و نه منطقی به نظر می رسد
متکبرانه با مردم حرف زدن معنایی جز نادیده گرفتن آن ها ندارد.
تا دیر نشده با مردم صحبت کنید همه چیز را به دشمن نسبت ندهید و مسئولیت پذیر باشید و سهم قصورات خود را نادیده نگیرید
شماهم قطعا سهم مهمی در وضع آشفته اقتصادی و معیشتی مردم دارید
دست به اصلاحات داخلی بزنید و مردم را مشارکت سیاسی دهید.
تکلیف شبکه های فساد و رانت و تبعیض را از درون خود سیستم مشخص کنید
امان نامه هایی که حاکمیت برای آن ها صادر کرده را باطل کنید و به حاشیه امن آن ها پایان دهید
این زالوها برایشان تفاوتی ندارد که چه قدرتی بر ایران حکمرانی کند خیلی زود رنگ عوض خواهند کرد
از ما گفتن بود
ابوقاسم
👎5👍4
چاره کار ایران
محمد فاضلی
گروههایی از مردم در خیابان به حق اعتراض میکنند. حتی حکومت هم اعتراضشان را به رسمیت شناخته است. وقتی کتاب «ریشههای اقتصادی دیکتاتوری و دموکراسی» را شرح میدادم، میدانستم روزی مردم و حکومت در ایران به لحظه تقابل میرسند. امروز میتوانم شما را به گوش دادن آن (اینجا) فرابخوانم و تحلیلم درباره وضعیت امروز را هم مختصر بنویسم.
گزینههای موجود
حکومت سه گزینه پیش رو دارد. ۱. سرکوب کند و هیچ اصلاحی نکند؛ ۲. امتیاز بدهد؛ ۳. امتیاز دادنش مقبول نشود، نتواند سرکوب کند، شکست بخورد و برود (انقلاب شود).
مردم و معترضان هم سه گزینه دارند: ۱. سرکوب شوند (اگر حکومت قوی باشد)؛ ۲. امتیاز بگیرند و اصلاحاتی واقعی شود؛ ۳. امتیازات را نپذیرند، سرکوب هم جواب ندهد، و حکومت ساقط شود (انقلاب کنند).
نگاهی به تاریخ
ناصرالدینشاه هر نوع اعتراضی را طی پنجاه سال به رسمیت نشناخت، سرکوب کرد، اجازه انقلاب نداد، و اصلاح مؤثری هم نکرد. مصلحان از امیرکبیر تا سپهسالار و بقیه را هم ناکام گذاشت.
مظفرالدین شاه و مردان قاجار، حاضر شدند امتیاز بدهند و توأم با باقی ماندن سلطنت، نوع حکومت به مشروطه تغییر کرد، مجلس و قانون اساسی به عنوان امتیازات دادهشده به مردم، در مقابل باقی ماندن سلطنت، پدید آمدند.
رضاشاه سرکوب کرد، اجازه اصلاحات نداد، انقلاب نشد و با فشار خارجی رفت؛ خدماتش هم لکهدار شد.
شاه تا توانست جلوی اصلاحات مؤثر را گرفت، کارهایی کرد که خودش اصلاحات میدانست (اصلاحات ارضی و ...) و وقتی با مقابله گسترده انقلابیون مواجه شد نتوانست سرکوب کند. انقلابیون هم وقتی شاه و دولت بختیار حاضر شدند هر امتیازی بدهند و صدای انقلاب را بشنوند، نپذیرفتند و انقلاب شد.
جمهوری اسلامی، شیوه سرکوب کردن و امتیاز ندادن (اعتراضات و خشونتهای ۱۳۷۸، ۱۳۸۸، ۱۳۹۵، ۱۳۹۸) و هم سرکوب کرده و امتیاز داده (۱۴۰۱ و کوتاه آمدن از حجاب اجباری) داشته است.
وضعیت اکنون (دی ۱۴۰۴)
بدیهی است گزینه سرکوب، غیراخلاقی و غیرانسانی، ضدمردم، مخرب؛ و به جهت قرار دادن کشور در معرض مداخله خارجی (به جهت شرایط امنیتی و تهدیدهای آمریکا و اسرائیل) حتی برای خود حکومت غیرعقلانی و ایرانستیز است.
گزینه #انقلاب نه در دسترس و نه مطلوب است. چارلز تیلی جامعهشناس بزرگ انقلابها معتقد بود تجربه بررسی انقلابهای اروپایی به او نشان داده تا وقتی حکومت انگیزه، اراده و توان سرکوب دارد، هیچ انقلابی رخ نمیدهد، هر قدر که انقلابیون ناراضی و خشمگین باشند. جمهوری اسلامی انگیزه و توان سرکوب دارد و این را قبلاً هم نشان داده است.
انقلاب مطلوب هم نیست. انقلابها وارد شدن به بیسامانی و خشونت هستند. به قول جک گلدستون جامعهشناس انقلابها، در فردای انقلاب همه خوشحالند اما یک ماه بعدش نه! انقلابیون در ۲۲ بهمن ۵۷ سر از پا نمیشناختند، اما یک ماه بعدش (تا امروز) خیلیها حال و روز اسفناکی داشتند. خواستید بیشتر حالشان را بدانید، نوارهای مصاحبه انقلابیون در «تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد» را بشنوید.
گزینه #زندگی_فرسایشی هم به نابودی تدریجی زندگی و ایران میانجامد. وضعیتی که در آن حکومت سرکوب شدید نمیکند، مردم هم به اعتراضات ممتد و گاهبهگاه ادامه میدهند و هیچ ثباتی شکل نمیگیرد، فرسایش تدریجی است و عاقبت ندارد. ذره ذره مردن است.
گزینه سازنده
اگر قرار است ایرانی بماند و دردهای مردم به تدریج و مؤثر درمان شود، و شکلی از زندگی باثبات به نفع همگان و بدون خشونت تداوم یابد؛ راهی جز دادن امتیازهای مؤثر توسط حکومت و رسیدن به توافق جدیدی بین مردم و حکومت وجود ندارد. این توصیهای است که از تحلیل نظری عمیق و تاریخی برمیآید و تجربه و عقل بشری آنرا تأیید میکند.
مظفرالدین شاه که امتیاز داد، بنیان مشروطه را گذاشت که تاریخ معاصر ایران بر آن بنا شده است. سالروز فرمان مشروطه را هم گرامی میداریم. جمهوری اسلامی هم که به زور از حجاب اجباری کوتاه آمد، کار خوبی کرد. کوتاه آمدنش انسانیتر از همه تقابلش با زنان در چند دهه قبل بود.
گزینه سازنده، امتیاز دادن حکومت و رسیدن به شکل متفاوتی از زندگی کردن است که در آن #قرارداد_اجتماعی و مناسبات جدیدی بین مردم و حکومت برقرار شود. در میانه طوفان امنیتی و ژئوپلتیکی که در خاورمیانه و غرب آسیا وزیدن گرفته است، هر گزینه دیگری، حتی اگر هیجانانگیز و دلخنککننده به نظر برسد، شاید آغاز ویرانی بیپایان باشد.
اگر میخواهید ایران سامان یابد، به تجربه تاریخی، عقل خشونتپرهیز، و علوم اجتماعی احترام بگذارید؛ و معامله دموکراتیک (دادن امتیازات پایدار، معنادار، مؤثر به مردم در مقابل باقی ماندن حکومتِ عادلانهی باثباتِ توسعهگرا) را صورتبندی و اجرا کنید.
پایبند به #عقل_سرد و دوراندیش باشید.
محمد فاضلی
گروههایی از مردم در خیابان به حق اعتراض میکنند. حتی حکومت هم اعتراضشان را به رسمیت شناخته است. وقتی کتاب «ریشههای اقتصادی دیکتاتوری و دموکراسی» را شرح میدادم، میدانستم روزی مردم و حکومت در ایران به لحظه تقابل میرسند. امروز میتوانم شما را به گوش دادن آن (اینجا) فرابخوانم و تحلیلم درباره وضعیت امروز را هم مختصر بنویسم.
گزینههای موجود
حکومت سه گزینه پیش رو دارد. ۱. سرکوب کند و هیچ اصلاحی نکند؛ ۲. امتیاز بدهد؛ ۳. امتیاز دادنش مقبول نشود، نتواند سرکوب کند، شکست بخورد و برود (انقلاب شود).
مردم و معترضان هم سه گزینه دارند: ۱. سرکوب شوند (اگر حکومت قوی باشد)؛ ۲. امتیاز بگیرند و اصلاحاتی واقعی شود؛ ۳. امتیازات را نپذیرند، سرکوب هم جواب ندهد، و حکومت ساقط شود (انقلاب کنند).
نگاهی به تاریخ
ناصرالدینشاه هر نوع اعتراضی را طی پنجاه سال به رسمیت نشناخت، سرکوب کرد، اجازه انقلاب نداد، و اصلاح مؤثری هم نکرد. مصلحان از امیرکبیر تا سپهسالار و بقیه را هم ناکام گذاشت.
مظفرالدین شاه و مردان قاجار، حاضر شدند امتیاز بدهند و توأم با باقی ماندن سلطنت، نوع حکومت به مشروطه تغییر کرد، مجلس و قانون اساسی به عنوان امتیازات دادهشده به مردم، در مقابل باقی ماندن سلطنت، پدید آمدند.
رضاشاه سرکوب کرد، اجازه اصلاحات نداد، انقلاب نشد و با فشار خارجی رفت؛ خدماتش هم لکهدار شد.
شاه تا توانست جلوی اصلاحات مؤثر را گرفت، کارهایی کرد که خودش اصلاحات میدانست (اصلاحات ارضی و ...) و وقتی با مقابله گسترده انقلابیون مواجه شد نتوانست سرکوب کند. انقلابیون هم وقتی شاه و دولت بختیار حاضر شدند هر امتیازی بدهند و صدای انقلاب را بشنوند، نپذیرفتند و انقلاب شد.
جمهوری اسلامی، شیوه سرکوب کردن و امتیاز ندادن (اعتراضات و خشونتهای ۱۳۷۸، ۱۳۸۸، ۱۳۹۵، ۱۳۹۸) و هم سرکوب کرده و امتیاز داده (۱۴۰۱ و کوتاه آمدن از حجاب اجباری) داشته است.
وضعیت اکنون (دی ۱۴۰۴)
بدیهی است گزینه سرکوب، غیراخلاقی و غیرانسانی، ضدمردم، مخرب؛ و به جهت قرار دادن کشور در معرض مداخله خارجی (به جهت شرایط امنیتی و تهدیدهای آمریکا و اسرائیل) حتی برای خود حکومت غیرعقلانی و ایرانستیز است.
گزینه #انقلاب نه در دسترس و نه مطلوب است. چارلز تیلی جامعهشناس بزرگ انقلابها معتقد بود تجربه بررسی انقلابهای اروپایی به او نشان داده تا وقتی حکومت انگیزه، اراده و توان سرکوب دارد، هیچ انقلابی رخ نمیدهد، هر قدر که انقلابیون ناراضی و خشمگین باشند. جمهوری اسلامی انگیزه و توان سرکوب دارد و این را قبلاً هم نشان داده است.
انقلاب مطلوب هم نیست. انقلابها وارد شدن به بیسامانی و خشونت هستند. به قول جک گلدستون جامعهشناس انقلابها، در فردای انقلاب همه خوشحالند اما یک ماه بعدش نه! انقلابیون در ۲۲ بهمن ۵۷ سر از پا نمیشناختند، اما یک ماه بعدش (تا امروز) خیلیها حال و روز اسفناکی داشتند. خواستید بیشتر حالشان را بدانید، نوارهای مصاحبه انقلابیون در «تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد» را بشنوید.
گزینه #زندگی_فرسایشی هم به نابودی تدریجی زندگی و ایران میانجامد. وضعیتی که در آن حکومت سرکوب شدید نمیکند، مردم هم به اعتراضات ممتد و گاهبهگاه ادامه میدهند و هیچ ثباتی شکل نمیگیرد، فرسایش تدریجی است و عاقبت ندارد. ذره ذره مردن است.
گزینه سازنده
اگر قرار است ایرانی بماند و دردهای مردم به تدریج و مؤثر درمان شود، و شکلی از زندگی باثبات به نفع همگان و بدون خشونت تداوم یابد؛ راهی جز دادن امتیازهای مؤثر توسط حکومت و رسیدن به توافق جدیدی بین مردم و حکومت وجود ندارد. این توصیهای است که از تحلیل نظری عمیق و تاریخی برمیآید و تجربه و عقل بشری آنرا تأیید میکند.
مظفرالدین شاه که امتیاز داد، بنیان مشروطه را گذاشت که تاریخ معاصر ایران بر آن بنا شده است. سالروز فرمان مشروطه را هم گرامی میداریم. جمهوری اسلامی هم که به زور از حجاب اجباری کوتاه آمد، کار خوبی کرد. کوتاه آمدنش انسانیتر از همه تقابلش با زنان در چند دهه قبل بود.
گزینه سازنده، امتیاز دادن حکومت و رسیدن به شکل متفاوتی از زندگی کردن است که در آن #قرارداد_اجتماعی و مناسبات جدیدی بین مردم و حکومت برقرار شود. در میانه طوفان امنیتی و ژئوپلتیکی که در خاورمیانه و غرب آسیا وزیدن گرفته است، هر گزینه دیگری، حتی اگر هیجانانگیز و دلخنککننده به نظر برسد، شاید آغاز ویرانی بیپایان باشد.
اگر میخواهید ایران سامان یابد، به تجربه تاریخی، عقل خشونتپرهیز، و علوم اجتماعی احترام بگذارید؛ و معامله دموکراتیک (دادن امتیازات پایدار، معنادار، مؤثر به مردم در مقابل باقی ماندن حکومتِ عادلانهی باثباتِ توسعهگرا) را صورتبندی و اجرا کنید.
پایبند به #عقل_سرد و دوراندیش باشید.
👎7👍5
لطفا قوی نباشین، لطفا ادای قوی بودن در نیارین. احساساتتون رو بروز بدین و خودتون رو با «ضعیف بودن» بپذیرید و دوست داشته باشین. وقتی نقش «قویبودن» رو میگیرین، مجبور میشین خودتون و احساساتتون رو سرکوب کنین، مجبور میشین بگین «نه اصلاً درد نداشت». ولی درد داشت، اونجا تو تنها بودی، نیاز به آغوش امنی داشتی، نیاز داشتی خیلی راحت گریه کنی و بگی دردم اومد. ولی نگفتی، خودت رو سفت گرفتی و گفتی من قویام. این ادای قوی بودن، یه روزی از یه جا میزنه بیرون، یه روزی که شاید خیلی دیر باشه.
👏3❤2
گاهی بچهها نمیتونن بگن «من اضطراب دارم…»
اصلاً هنوز واژههاشو بلد نیستن.
ولی بدنشون، رفتارشون و جملههایی که میگن، همهچی رو لو میده.
وقتی میگه «دلم درد میکنه»
وقتی نمیخواد ازت جدا بشه
وقتی لج میکنه، هی میچسبه یا از جای جدید میترسه…
خیلی وقتها پشت همهی اینها،
اضطراب پنهان کودک نشسته.
بهجای دعوا کردن یا بیتوجه رد شدن،
یه لحظه مکث کنیم و پیامِ پشت رفتار رو ببینیم.
بچه بیشتر از هر چیزی
دنبال امنیت، آغوش و خیالِ راحته…
نه عجله و توبیخ.
اگه ما زبان احساسات رو بلد باشیم،
کمکم بچههامون هم یاد میگیرن احساسشون رو بگن.
همین فهمِ بهظاهر کوچیک،
میتونه مسیر رشد عاطفی یه کودک رو عوض کنه.
اصلاً هنوز واژههاشو بلد نیستن.
ولی بدنشون، رفتارشون و جملههایی که میگن، همهچی رو لو میده.
وقتی میگه «دلم درد میکنه»
وقتی نمیخواد ازت جدا بشه
وقتی لج میکنه، هی میچسبه یا از جای جدید میترسه…
خیلی وقتها پشت همهی اینها،
اضطراب پنهان کودک نشسته.
بهجای دعوا کردن یا بیتوجه رد شدن،
یه لحظه مکث کنیم و پیامِ پشت رفتار رو ببینیم.
بچه بیشتر از هر چیزی
دنبال امنیت، آغوش و خیالِ راحته…
نه عجله و توبیخ.
اگه ما زبان احساسات رو بلد باشیم،
کمکم بچههامون هم یاد میگیرن احساسشون رو بگن.
همین فهمِ بهظاهر کوچیک،
میتونه مسیر رشد عاطفی یه کودک رو عوض کنه.
❤4
در روبیکا هم کانال مراقبت از خود و فرزندان با شماست
https://rubika.ir/maraghebat
https://rubika.ir/maraghebat
👎3❤1
.
پنج ساله که بودم پیغمبرم مهین خانم بود. زنی به غایت زیبا با چشمان درخشان میشی و گوشوارههای الماس. دزدکی تماشایش میکردم. از بهشت آمده بود. نشستنش، راه رفتنش، حرف زدنش، لباس پوشیدنش، حتی آشپزی کردنش با همه زنهایی که میشناختم فرق داشت.
باحوصله و باجرات زندگی میکرد. خود خودش بود. خود خود یک زن، عجیب زیباست. میتوانم یک کتاب بنویسم از قدمزدنهایش در باغ، از آفتاب گرفتنهایش، از مربا درست کردن و قلابدوزیهایش، از خندههایش. "مهین خانم شدن" رویای کودکیم بود.
ده دوازده ساله که شدم خیال میکردم دنیا به زنان قدرتمند و جسور نیاز دارد که پابهپای مردان کار کنند و درس بخوانند و بجنگند؛ دخترانی با کفشهای کتانی، ارادهای آهنین و انتخابگر.
تازه بیست ساله شده بودم بیقراری داشت جانم را ذرهذره میخورد. مادر شده بودم اما نابالغ. بزرگ شده بودم اما نابلد. میان آنچه زندگی میکردم و آنچه میخواستم، دنیادنیا فاصله بود. نه دختری با کفشهای کتانی بودم و نه زنی با گوشوارههای الماس. هیچکس نبودم. تنها و سرگردان در میانهی زندگی دور خودم میچرخیدم.
حالا چهل سالهام. راه درازی آمدهام. هم کفشهای کتانی و دویدن و جنگیدن را امتحان کردهام، هم گوشواره های الماس و پشت به آفتاب نشستن و مهین خانم شدن را.
حالا دیگر آنقدر معصومانه و غیرواقعبینانه به زندگی نگاه نمیکنم. دنیا به زنانی نیاز دارد که در عین قدرت و زیبایی، باحوصله زندگی کنند. نمیخواهم دنیا را نجات دهم. فکر میکنم دنیا زنی را میخواهد که خانهاش را از آشفتگی نجات دهد.
الهه افشار
پنج ساله که بودم پیغمبرم مهین خانم بود. زنی به غایت زیبا با چشمان درخشان میشی و گوشوارههای الماس. دزدکی تماشایش میکردم. از بهشت آمده بود. نشستنش، راه رفتنش، حرف زدنش، لباس پوشیدنش، حتی آشپزی کردنش با همه زنهایی که میشناختم فرق داشت.
باحوصله و باجرات زندگی میکرد. خود خودش بود. خود خود یک زن، عجیب زیباست. میتوانم یک کتاب بنویسم از قدمزدنهایش در باغ، از آفتاب گرفتنهایش، از مربا درست کردن و قلابدوزیهایش، از خندههایش. "مهین خانم شدن" رویای کودکیم بود.
ده دوازده ساله که شدم خیال میکردم دنیا به زنان قدرتمند و جسور نیاز دارد که پابهپای مردان کار کنند و درس بخوانند و بجنگند؛ دخترانی با کفشهای کتانی، ارادهای آهنین و انتخابگر.
تازه بیست ساله شده بودم بیقراری داشت جانم را ذرهذره میخورد. مادر شده بودم اما نابالغ. بزرگ شده بودم اما نابلد. میان آنچه زندگی میکردم و آنچه میخواستم، دنیادنیا فاصله بود. نه دختری با کفشهای کتانی بودم و نه زنی با گوشوارههای الماس. هیچکس نبودم. تنها و سرگردان در میانهی زندگی دور خودم میچرخیدم.
حالا چهل سالهام. راه درازی آمدهام. هم کفشهای کتانی و دویدن و جنگیدن را امتحان کردهام، هم گوشواره های الماس و پشت به آفتاب نشستن و مهین خانم شدن را.
حالا دیگر آنقدر معصومانه و غیرواقعبینانه به زندگی نگاه نمیکنم. دنیا به زنانی نیاز دارد که در عین قدرت و زیبایی، باحوصله زندگی کنند. نمیخواهم دنیا را نجات دهم. فکر میکنم دنیا زنی را میخواهد که خانهاش را از آشفتگی نجات دهد.
الهه افشار
👍4❤2👏1
اگه وقت نداری کتاب بخونی من برات خلاصه شون کردم :
در کتاب اول خودت را دوست داشته باش"
می خوانیم.....
وقتی خودت را دوست داری هیچ کس نمیتواند تو را به بازی بگیرد. حتی وقتی همه تو را قضاوت می کنند و صدای انتقادشان بلند است آرام میمانی چون میدانی ارزش تو به هیچ حرف و نگاه دیگری بستگی ندارد. دوست داشتن خود یعنی توانایی ایستادن در برابر هر کسی که میخواهد تو را کمتر از آنچه هستی ببیند یعنی مرزهایت را مشخص کنی «نه» بگویی بدون احساس گناه و بدون اجازه گرفتن از دیگران، زندگی خودت را بسازی تو کافی هستی حتی وقتی دنیا نمی فهمد و دیگر نیازی نیست برای خوشحالی خودت چشم به واکنش دیگران داشته باشی.
در کتاب اول خودت را دوست داشته باش"
می خوانیم.....
وقتی خودت را دوست داری هیچ کس نمیتواند تو را به بازی بگیرد. حتی وقتی همه تو را قضاوت می کنند و صدای انتقادشان بلند است آرام میمانی چون میدانی ارزش تو به هیچ حرف و نگاه دیگری بستگی ندارد. دوست داشتن خود یعنی توانایی ایستادن در برابر هر کسی که میخواهد تو را کمتر از آنچه هستی ببیند یعنی مرزهایت را مشخص کنی «نه» بگویی بدون احساس گناه و بدون اجازه گرفتن از دیگران، زندگی خودت را بسازی تو کافی هستی حتی وقتی دنیا نمی فهمد و دیگر نیازی نیست برای خوشحالی خودت چشم به واکنش دیگران داشته باشی.
❤6
خیلیا میگن باید مرز بذاری
ولی کمتر کسی یادمون داده چطور این کار رو بکنیم.
اینا ۲۰ تا مرز واقعاً کاربردی هستن که میتونی توی زندگی روزمره ازشون استفاده کنی تا آرامشتو حفظ کنی
1. اگه داد بزنی، از اتاق میرم بیرون.
2. اگه دروغ بگی، دیگه وارد گفتگو نمیشم.
3. اگه توهین کنی، تماس رو قطع میکنم.
4. اگه یه بحث مدام تکرار بشه، ازش خارج میشم.
5. اگه برای تنبیه سکوت کنی، برای گفتگو تلاش نمیکنم برعکس تمرکزم رو میذارم روی خودم.
6. اگه یه دعوا بارها تکرار بشه، دیگه موضوع رو بازش نمیکنم.
7. اگه از مرزم رد شی، فاصلهم رو بیشتر میکنم.
8. اگه به زور توضیح بخوای، دیگه جواب نمیدم.
9. اگه بیخبر بیای، در رو باز نمیکنم.
10. اگه با عذابوجدان دادن بخوای نظرتو تحمیل کنی، یهبار انتخابم رو میگم و تموم.
11. اگه بخوای منو کنترل کنی، وارد بازی نمیشم.
12. اگه حرفهامو بچرخونی، گفتگو رو تموم میکنم.
13. اگه تهدید کنی، فوراً از موقعیت دور میشم.
14. اگه چیزی که نکردم رو گردن من بندازی، از خودم دفاع نمیکنم.
15. اگه آشوب بیاری، من آرامش رو انتخاب میکنم و فاصله میگیرم.
16. اگه خجالتزدهم کنی، دیگه ادامه نمیدم.
17. اگه به «نه» من احترام نذاری، پاسخی نمیدم.
18. اگه دوباره از حدت رد شی، ارتباطم کمتر میشه.
19. اگه این رفتار تکرار بشه، فاصله بیشتری ایجاد میکنم.
20. اگه مرزام رو نادیده بگیری، دسترسیت به من کمتر میشه.
شاید این حرفا سرد به نظر برسه…
ولی وقتی طرف مقابل بیمار، آزاردهنده یا کنترلگره،
ماجرا تنبیه یا انتقام نیست بلکه وضوحه.
خیلیا فکر میکنن مرز یعنی بقیه رو کنترل کنیم یا تغییر بدیم،
اما در واقع مرز یعنی واکنش خودتو کنترل کنی و رفتار خودتو مشخص کنی.
ولی کمتر کسی یادمون داده چطور این کار رو بکنیم.
اینا ۲۰ تا مرز واقعاً کاربردی هستن که میتونی توی زندگی روزمره ازشون استفاده کنی تا آرامشتو حفظ کنی
1. اگه داد بزنی، از اتاق میرم بیرون.
2. اگه دروغ بگی، دیگه وارد گفتگو نمیشم.
3. اگه توهین کنی، تماس رو قطع میکنم.
4. اگه یه بحث مدام تکرار بشه، ازش خارج میشم.
5. اگه برای تنبیه سکوت کنی، برای گفتگو تلاش نمیکنم برعکس تمرکزم رو میذارم روی خودم.
6. اگه یه دعوا بارها تکرار بشه، دیگه موضوع رو بازش نمیکنم.
7. اگه از مرزم رد شی، فاصلهم رو بیشتر میکنم.
8. اگه به زور توضیح بخوای، دیگه جواب نمیدم.
9. اگه بیخبر بیای، در رو باز نمیکنم.
10. اگه با عذابوجدان دادن بخوای نظرتو تحمیل کنی، یهبار انتخابم رو میگم و تموم.
11. اگه بخوای منو کنترل کنی، وارد بازی نمیشم.
12. اگه حرفهامو بچرخونی، گفتگو رو تموم میکنم.
13. اگه تهدید کنی، فوراً از موقعیت دور میشم.
14. اگه چیزی که نکردم رو گردن من بندازی، از خودم دفاع نمیکنم.
15. اگه آشوب بیاری، من آرامش رو انتخاب میکنم و فاصله میگیرم.
16. اگه خجالتزدهم کنی، دیگه ادامه نمیدم.
17. اگه به «نه» من احترام نذاری، پاسخی نمیدم.
18. اگه دوباره از حدت رد شی، ارتباطم کمتر میشه.
19. اگه این رفتار تکرار بشه، فاصله بیشتری ایجاد میکنم.
20. اگه مرزام رو نادیده بگیری، دسترسیت به من کمتر میشه.
شاید این حرفا سرد به نظر برسه…
ولی وقتی طرف مقابل بیمار، آزاردهنده یا کنترلگره،
ماجرا تنبیه یا انتقام نیست بلکه وضوحه.
خیلیا فکر میکنن مرز یعنی بقیه رو کنترل کنیم یا تغییر بدیم،
اما در واقع مرز یعنی واکنش خودتو کنترل کنی و رفتار خودتو مشخص کنی.
❤8
بدترین واکنشی که به روایتِ سوگ میتوان نشان داد، این است که به فردی سوگوار بگوییم: «این اتفاق برای همه میافتد». مثلاً «همه ممکنه عزیزی را از دست بدهند». سوگِ هرکس خصوصیترین و مخصوصترین اتفاق برای «او»ست. مشابه ندارد.
❤5👍2
...
«بازخورد منفی»
.
🫧گاهی ناچار هستیم به کودک یا دانشآموز بازخورد منفی دهیم؛ مثلا زمانی که در انجام فعالیت، مسئله ریاضی یا تکلیف درسی عملکرد درستی نداشته است
🫧در این قبیل موارد ابتدا بر نکات مثبت در پاسخ های او تاکید می کنیم یا تلاش او را تحسین می نماییم و سپس بازخورد منفی را بیان کنیم
🫧نکته ظریف این است که بازخورد منفی باید به تغییر عملکرد کودک و اصلاح او معطوف باشد
🫧در مرحله آخر دوباره نکات مثبت عملکرد کودک با دانشآموز را تکرار میکنیم
🫧این شیوه انتقاد سازنده باعث میشود دانشآموز خود را مقابل شما احساس نکند و برای تغییر عملکرد خود انگیزه داشته باشد
«بازخورد منفی»
.
🫧گاهی ناچار هستیم به کودک یا دانشآموز بازخورد منفی دهیم؛ مثلا زمانی که در انجام فعالیت، مسئله ریاضی یا تکلیف درسی عملکرد درستی نداشته است
🫧در این قبیل موارد ابتدا بر نکات مثبت در پاسخ های او تاکید می کنیم یا تلاش او را تحسین می نماییم و سپس بازخورد منفی را بیان کنیم
🫧نکته ظریف این است که بازخورد منفی باید به تغییر عملکرد کودک و اصلاح او معطوف باشد
🫧در مرحله آخر دوباره نکات مثبت عملکرد کودک با دانشآموز را تکرار میکنیم
🫧این شیوه انتقاد سازنده باعث میشود دانشآموز خود را مقابل شما احساس نکند و برای تغییر عملکرد خود انگیزه داشته باشد
❤2👍2
❤️🤍💚
اهل کجایی ؟
زادگاه پدرم تبریز است
ترکم و لهجه ترکی دارم
ولی از آبی دریای جنوب است دلم
رگ و ریشم شاید
به درختان بلند و
همه سرسبزی گیلان برسد !
من اگر عاشق گل هستم و
گلخانه و گلهای بهار
چون که معشوقه ای از شهر گلستان دارم !
ساده ام
سادگی من باید
ارثی از مردم خون گرم لرستان باشد !
غیرتم زاده ی کردستان است
شهر موسیقی و گل های قشنگ
شهر نورانی مردان خدا
که در آن عشق و امید است و صفا
همه جا و همه جا !
روحم از کرمان است
یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست
من خراباتی ام اما اکنون
روزگاری است که چون ارگ بم از
بخت بد و سردی ایام
همه خانه و کاشانه ی من
یک شبه ویران شده است !
من پر از شورم اگر ؛
از همه ی رفتارم گاه تعجب کردی
چیزی نیست ؛
چون که دریای نمک،
از وسط زندگی ام می گذرد !
من گر عهدی بستم
روی عهدم هستم
چون رگی از دل اقوام بلوچی دارم !
من اگر ذکر خدا را عربی می گویم
گر که لا حول ولا قوة الا بالله
بر لبم آواز است
چون نیاکان من از مردم دل سوخته ی اهواز است !
و اگر نصف جهانم
پر عشق است و غمی تاریخی
در نگاهم پیداست
من مقصر نیستم
اصفهان را دیدم !
و اگر از غزل سعدی و حافظ مستم
چون که کاکو
من شاعر ز تبار شهر شیراز هستم !
پر ز شعرم پر ز شورم
پر ز ایمانم من
به همین استدلال
اگر از من پرسند
اهل کجایی گویم :
اهل ایرانم من !🇮🇷
اهل کجایی ؟
زادگاه پدرم تبریز است
ترکم و لهجه ترکی دارم
ولی از آبی دریای جنوب است دلم
رگ و ریشم شاید
به درختان بلند و
همه سرسبزی گیلان برسد !
من اگر عاشق گل هستم و
گلخانه و گلهای بهار
چون که معشوقه ای از شهر گلستان دارم !
ساده ام
سادگی من باید
ارثی از مردم خون گرم لرستان باشد !
غیرتم زاده ی کردستان است
شهر موسیقی و گل های قشنگ
شهر نورانی مردان خدا
که در آن عشق و امید است و صفا
همه جا و همه جا !
روحم از کرمان است
یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست
من خراباتی ام اما اکنون
روزگاری است که چون ارگ بم از
بخت بد و سردی ایام
همه خانه و کاشانه ی من
یک شبه ویران شده است !
من پر از شورم اگر ؛
از همه ی رفتارم گاه تعجب کردی
چیزی نیست ؛
چون که دریای نمک،
از وسط زندگی ام می گذرد !
من گر عهدی بستم
روی عهدم هستم
چون رگی از دل اقوام بلوچی دارم !
من اگر ذکر خدا را عربی می گویم
گر که لا حول ولا قوة الا بالله
بر لبم آواز است
چون نیاکان من از مردم دل سوخته ی اهواز است !
و اگر نصف جهانم
پر عشق است و غمی تاریخی
در نگاهم پیداست
من مقصر نیستم
اصفهان را دیدم !
و اگر از غزل سعدی و حافظ مستم
چون که کاکو
من شاعر ز تبار شهر شیراز هستم !
پر ز شعرم پر ز شورم
پر ز ایمانم من
به همین استدلال
اگر از من پرسند
اهل کجایی گویم :
اهل ایرانم من !🇮🇷
❤5
اشتباهاتى كه نبايد تو رابطه ی عاطفى انجام بدى :
۱.بارها فرصت دادن بدون تغيير...
ببخش، ولى «عشق بدون تغيير» فقط تكرار اشتباهه با چاشنی اميد ، اگه الگوها همونه، قول و عذر خواهى فقط مُسكنه.
۲. فراموش كردن خودت...
بدترين اشتباه اينه كه خودتو تو رابطه كم کنی اون آدم ممكنه بره، ولى توبايد بمونى.
! اگه خودتو از دست بدى، چی برات ميمونه؟
۳. تلاش براى اثبات ارزش خودت...
تونبايد كسى رو قانع کنی كه "لياقتت رو ببينه. " عشق واقعى نيازى به رزومه نداره.
اگه بايد هى نشون بدى خوب و وفادارى، اون آدم بينا نيست, بى ميله!
۴. موندن فقط جون «خيلى خاطره دارين».
رابطه اى كه امروز درد داره، با ياد ديروز درست نميشه.
خاطرات قشنگ دليل موندن توجاى اشتباه نيستن.
۱.بارها فرصت دادن بدون تغيير...
ببخش، ولى «عشق بدون تغيير» فقط تكرار اشتباهه با چاشنی اميد ، اگه الگوها همونه، قول و عذر خواهى فقط مُسكنه.
۲. فراموش كردن خودت...
بدترين اشتباه اينه كه خودتو تو رابطه كم کنی اون آدم ممكنه بره، ولى توبايد بمونى.
! اگه خودتو از دست بدى، چی برات ميمونه؟
۳. تلاش براى اثبات ارزش خودت...
تونبايد كسى رو قانع کنی كه "لياقتت رو ببينه. " عشق واقعى نيازى به رزومه نداره.
اگه بايد هى نشون بدى خوب و وفادارى، اون آدم بينا نيست, بى ميله!
۴. موندن فقط جون «خيلى خاطره دارين».
رابطه اى كه امروز درد داره، با ياد ديروز درست نميشه.
خاطرات قشنگ دليل موندن توجاى اشتباه نيستن.
❤3
• با آدمایی که زود عصبی میشن اینطوری رفتار کنید :
1- آدم هایی که زود عصبانی میشن رو سرزنش نکنید!این افراد به شدت کمبود محبت دارن ،روح لطیف و حساسی دارن ،معمولا زیر و رو نمیکشن و انسان های صادقی هستن.
2- این افراد درون و بیرونشون یکیه ؛هرچه رو که باید باشه تو همون لحظه نشون میدن.این افراد کمتر پشت سرتون حرف میزنن و دربرابر خودتون هر چه که باید بگن رو مطرح میکنن.
3- این افراد مسئولیت پذیری بالایی نسبت به اطرافیان خود دارن.ولی اطرافیان اون طوری که باید به اون ها رسیدگی نکردن.
4- این افراد به اندازه ای که عصبی میشن ترسناک نیستن و خودشون مثل بچه های ترسیده ای هستن که دلشون آغوشی گرم و نوازش میخواد.
5- وقتی این افراد داد میزنن کودک محبت ندیده و زخم خورده درونشون رو ببینید.گاهی بغلشون کنید و به حرف های نزده شون گوش کنید.سعی کنید کمتر قضاوتشون کنید و بیشتر درکشون کنید.اونا فریاد میزنن چون روزی آرامش خواستن اما به هر دلیلی هرگز شنیده نشدن!
1- آدم هایی که زود عصبانی میشن رو سرزنش نکنید!این افراد به شدت کمبود محبت دارن ،روح لطیف و حساسی دارن ،معمولا زیر و رو نمیکشن و انسان های صادقی هستن.
2- این افراد درون و بیرونشون یکیه ؛هرچه رو که باید باشه تو همون لحظه نشون میدن.این افراد کمتر پشت سرتون حرف میزنن و دربرابر خودتون هر چه که باید بگن رو مطرح میکنن.
3- این افراد مسئولیت پذیری بالایی نسبت به اطرافیان خود دارن.ولی اطرافیان اون طوری که باید به اون ها رسیدگی نکردن.
4- این افراد به اندازه ای که عصبی میشن ترسناک نیستن و خودشون مثل بچه های ترسیده ای هستن که دلشون آغوشی گرم و نوازش میخواد.
5- وقتی این افراد داد میزنن کودک محبت ندیده و زخم خورده درونشون رو ببینید.گاهی بغلشون کنید و به حرف های نزده شون گوش کنید.سعی کنید کمتر قضاوتشون کنید و بیشتر درکشون کنید.اونا فریاد میزنن چون روزی آرامش خواستن اما به هر دلیلی هرگز شنیده نشدن!
❤9😡1
▫️ یكي از دلايل ايجاد رابطه هاي موازی و خيانت هاي زناشويی پس از ازدواج، عدم ترک رفتارهای مخرب است.
در صورتی كه به رفتارهای مخربی مثل انتقاد، سرزنش، شكوه و شكايت، غرغر كردن، تهديد و تنبيه خود در قبال همسرمان ادامه دهيم و سعی در كنترل فرد مقابل داشته باشيم بدون توجه به كنترل خودمان، زمينه را برای خيانت و رابطه موازی همسرمان ايجاد كرده ايم.
يكي از دلايلی كه در روابط نامشروع فرد رابطه جنسی متفاوت و موفق تری را تجربه می كند، اين است كه، كنترل گری در اين نوع رابطه وجود ندارد و تنها موضوع مورد نظرِ دو طرف رابطه جنسی است.
در واقع در اين رابطه، دو طرف همان گونه كه هستند يكديگر را می پذيرند و به دليل همين پذيرش بدون كنترل گری است كه احساس خوشايندی را تجربه مي كنند.
ويليام گلاسر
در صورتی كه به رفتارهای مخربی مثل انتقاد، سرزنش، شكوه و شكايت، غرغر كردن، تهديد و تنبيه خود در قبال همسرمان ادامه دهيم و سعی در كنترل فرد مقابل داشته باشيم بدون توجه به كنترل خودمان، زمينه را برای خيانت و رابطه موازی همسرمان ايجاد كرده ايم.
يكي از دلايلی كه در روابط نامشروع فرد رابطه جنسی متفاوت و موفق تری را تجربه می كند، اين است كه، كنترل گری در اين نوع رابطه وجود ندارد و تنها موضوع مورد نظرِ دو طرف رابطه جنسی است.
در واقع در اين رابطه، دو طرف همان گونه كه هستند يكديگر را می پذيرند و به دليل همين پذيرش بدون كنترل گری است كه احساس خوشايندی را تجربه مي كنند.
ويليام گلاسر
❤6
جرج بونانو، استاد روانشناسی دانشگاه کلمبیاست در مورد تابآوری و بیان احساسات می گوید :
احساسات رو بعضی وقتها باید ابراز کنی (مثلاً وقتی نیاز به حمایت داری).
بعضی وقتها باید کنترل کنی (مثلاً وسط بحران یا وقتی طرف مقابل ظرفیت نداره).
و افراد تابآور اونهایی هستند که میتونن بین این دو تشخیص دهند
خلاصه حرف بونانو اینه:
«احساساتت رو نه بروز بده، نه قورت بده — یاد بگیر بسته به موقعیت، هوشمندانه تنظیمشون کنی.»
احساسات رو بعضی وقتها باید ابراز کنی (مثلاً وقتی نیاز به حمایت داری).
بعضی وقتها باید کنترل کنی (مثلاً وسط بحران یا وقتی طرف مقابل ظرفیت نداره).
و افراد تابآور اونهایی هستند که میتونن بین این دو تشخیص دهند
خلاصه حرف بونانو اینه:
«احساساتت رو نه بروز بده، نه قورت بده — یاد بگیر بسته به موقعیت، هوشمندانه تنظیمشون کنی.»
❤2
👈کارهای کودک در ۳ محدوده است:
✅محدوده سبز: کارهای خوب کودک.
⚠️ محدوده زرد: کارهای نه خوب و نه بد(که اشتباهات کودک درحوزه مهارت رانیزشامل میشود که اشکالی ندارد مهارت ندارد وباید اشتباه کند تا یادبگیرد)
📍محدوده قرمز که آسيب زدن به خود يا ديگران يا تجاوز به حقوق ديگران است.
ولی متاسفانه اکثر تنبیه های والدین برای کارهای محدوده زرد کودکان است، کارهای اشتباه بی خطر.
به کارهای بد اما بی خطر کودکتان بی اعتنایی کنید و به جایش به او کار خوب بیاموزید.
✅محدوده سبز: کارهای خوب کودک.
⚠️ محدوده زرد: کارهای نه خوب و نه بد(که اشتباهات کودک درحوزه مهارت رانیزشامل میشود که اشکالی ندارد مهارت ندارد وباید اشتباه کند تا یادبگیرد)
📍محدوده قرمز که آسيب زدن به خود يا ديگران يا تجاوز به حقوق ديگران است.
ولی متاسفانه اکثر تنبیه های والدین برای کارهای محدوده زرد کودکان است، کارهای اشتباه بی خطر.
به کارهای بد اما بی خطر کودکتان بی اعتنایی کنید و به جایش به او کار خوب بیاموزید.
❤2
در دورههایی از رنج گسترده و درد جمعی، بعضی سکوتها و رفتارها از سوی اطرافیان میتوانند حس تنهایی، بیپناهی یا دیدهنشدن را در ما فعال کنند.
در چنین شرایطی، این حق ماست که تصمیم بگیریم چه کسانی میتوانند به زندگی نزدیک ما راه داشته باشند و چه کسانی نه.
همه میتوانند بخشی از جامعه باشند،
اما لازم نیست همه بخشی از دایرهی صمیمی زندگی ما بمانند.
این انتخاب، حذف نیست.
مرز است.
نه از سر خشم،
نه برای تنبیه دیگران،
بلکه چون مرز، یکی از سالمترین ابزارهای روان برای بقاست!
در چنین شرایطی، این حق ماست که تصمیم بگیریم چه کسانی میتوانند به زندگی نزدیک ما راه داشته باشند و چه کسانی نه.
همه میتوانند بخشی از جامعه باشند،
اما لازم نیست همه بخشی از دایرهی صمیمی زندگی ما بمانند.
این انتخاب، حذف نیست.
مرز است.
نه از سر خشم،
نه برای تنبیه دیگران،
بلکه چون مرز، یکی از سالمترین ابزارهای روان برای بقاست!
❤7
پس از تحمل آن همه درد،
کسی که به مقصد میرسد
دیگر همانی نیست که به راه افتاده بود...
📚 کتاب: کینیاس وکایرا
✍️ اثر: هاکان گوندای
کسی که به مقصد میرسد
دیگر همانی نیست که به راه افتاده بود...
📚 کتاب: کینیاس وکایرا
✍️ اثر: هاکان گوندای
❤5👍2
🩵وقتی در این شرایط به وجود امده حالت بده و فکر میکنی «ضعیفی» و کاری از دستت برنمیاد و کنترل روی رفتارت نداری :
🩵 اول اینو بدون:
🩵حال بد = ضعف نیست
🩵واکنش به فشارِ غیرطبیعیه
🩵 کارهایی که لازمه انجام بدی:
🩵خودتو بابت حال بدت سرزنش نکن
🩵از خودت انتظار نرمال بودن نداشته باش
🩵به خودت بگو: «حق دارم اینجوری باشم»
🩵بدون الان زنده موندن خودش کافیه
🩵وقتی حالت بده چون جامعه تو شوکه و سوگه
🩵واقعیت روانشناسی:
🩵دیدن خشونت، مرگ و بیعدالتی → تروما ایجاد میکنه
🩵حتی اگه مستقیم درگیر نبودی، مغزت در خطر بوده
🩵 کارهایی که لازمه:
🩵حال بدتو «ضعف شخصی» تفسیر نکن
به خودت اجازهی اندوه بده
🩵بدون بیحسی، خشم، گیجی = واکنش طبیعی به تروما
🩵از خودت انتظار عملکرد عادی نداشته باش
🩵 اول اینو بدون:
🩵حال بد = ضعف نیست
🩵واکنش به فشارِ غیرطبیعیه
🩵 کارهایی که لازمه انجام بدی:
🩵خودتو بابت حال بدت سرزنش نکن
🩵از خودت انتظار نرمال بودن نداشته باش
🩵به خودت بگو: «حق دارم اینجوری باشم»
🩵بدون الان زنده موندن خودش کافیه
🩵وقتی حالت بده چون جامعه تو شوکه و سوگه
🩵واقعیت روانشناسی:
🩵دیدن خشونت، مرگ و بیعدالتی → تروما ایجاد میکنه
🩵حتی اگه مستقیم درگیر نبودی، مغزت در خطر بوده
🩵 کارهایی که لازمه:
🩵حال بدتو «ضعف شخصی» تفسیر نکن
به خودت اجازهی اندوه بده
🩵بدون بیحسی، خشم، گیجی = واکنش طبیعی به تروما
🩵از خودت انتظار عملکرد عادی نداشته باش
❤3
🌴ما هرگز به روزهای قبل برنخواهیم گشت،
احتیاجی هم نداریم برگردیم.
نه به رابطه هایی که در این مدت ماهیتشان را به ما نشان دادند.
نه به افکاری که در این مدت کهنگی و تحجرشان را به ما نشان دادند.
نه به دوستان و اطرافیان و اشنایانی که این مدت درون خنثی، خاکستری یا بی تفاوتشان را به ما نشان دادند.
چرا باید به قبل برگردیم وقتی دیگر ورژنهای قدیمی هیچ کداممان نه وجود دارند و نه دیگر لازممان میشود؟
ما به هیچ چیزی از زندگی قدیممان احتیاج نداریم.
نه به صبوری و مراعاتمان
نه به ترسها و احترام های اجباریمان
نه به خوشبینی و فرصت دادن های احمقانه مان
نه به به روی نیاوردن سنگدلیها و انکارهای
اطرافیانمان.
ما به آنچه که در حال تبدیل شدنش هستیم احتیاج داریم.
ما به درستی در حال گذر از ورژنی قدیمی به ورژنی جدید هستیم،
ورژنی امیخته با درد و سوگ و شجاعت و اراده.
ورژنی که اشک میریزد و تغییر میدهد.
ورژنی که خشم دارد و ادامه میدهد.
و ورژنی که به اینکه تاریخ چه خواهد گفت بسنده نمیکند بلکه خودش تاریخش را مینویسد و خودش همان تاریخی میشود که از انچه گذشت سخن خواهد گفت.
دیگر نگوییم ادمها بعد از انچه که تجربه کردند چطور میتوانند دوباره به خودشان و زندگیشان برگردند.
ما ادمها دیگر به چیزی برنمیگردیم،
به سمت چیزی دیگر حرکت میکنیم و با خودمان تاریخ را هم به حرکت در میآوریم.
_پونه مقیمی
احتیاجی هم نداریم برگردیم.
نه به رابطه هایی که در این مدت ماهیتشان را به ما نشان دادند.
نه به افکاری که در این مدت کهنگی و تحجرشان را به ما نشان دادند.
نه به دوستان و اطرافیان و اشنایانی که این مدت درون خنثی، خاکستری یا بی تفاوتشان را به ما نشان دادند.
چرا باید به قبل برگردیم وقتی دیگر ورژنهای قدیمی هیچ کداممان نه وجود دارند و نه دیگر لازممان میشود؟
ما به هیچ چیزی از زندگی قدیممان احتیاج نداریم.
نه به صبوری و مراعاتمان
نه به ترسها و احترام های اجباریمان
نه به خوشبینی و فرصت دادن های احمقانه مان
نه به به روی نیاوردن سنگدلیها و انکارهای
اطرافیانمان.
ما به آنچه که در حال تبدیل شدنش هستیم احتیاج داریم.
ما به درستی در حال گذر از ورژنی قدیمی به ورژنی جدید هستیم،
ورژنی امیخته با درد و سوگ و شجاعت و اراده.
ورژنی که اشک میریزد و تغییر میدهد.
ورژنی که خشم دارد و ادامه میدهد.
و ورژنی که به اینکه تاریخ چه خواهد گفت بسنده نمیکند بلکه خودش تاریخش را مینویسد و خودش همان تاریخی میشود که از انچه گذشت سخن خواهد گفت.
دیگر نگوییم ادمها بعد از انچه که تجربه کردند چطور میتوانند دوباره به خودشان و زندگیشان برگردند.
ما ادمها دیگر به چیزی برنمیگردیم،
به سمت چیزی دیگر حرکت میکنیم و با خودمان تاریخ را هم به حرکت در میآوریم.
_پونه مقیمی
❤6
💬اگر بدونید بعضی آدما فقط با یه «نخ» به این دنیا وصل هستن، نه کسی رو آزار میدید، نه قضاوت میکنید، نه چوب لا چرخ بقیه میذارید، نه با روح و روان کسی بازی میکنید!
واقعا خیلیها لبه پرتگاهن و فقط یه هُل نیاز دارن برای سقوط..!
واقعا خیلیها لبه پرتگاهن و فقط یه هُل نیاز دارن برای سقوط..!
❤3