| م‌ه‌د‌ی‌ا‌ر |
7 subscribers
2 videos
مُقَطَّع یعنی قطعه‌قطعه شده.
Download Telegram
سرد است خانه‌ای که دیگر پدر در آن نیست.
او دیگر نبود؛
اما من نمی‌توانستم نبودنش را باور کنم،
مثل این که نبودنش هم به من تعلق داشت.
وقتی با تمامِ وجود بهش نیاز داری،
ولی اون الان تو بهشته.
انا العدو لِذاتی.
دلم؟
من همه‌ی وجودم براش تنگ شده.
اما اون دیگه توی آسموناست.
کاش می‌شد از آن‌ها که دنیا را ترک کرده‌اند پرسید،
آیا اندوه تمام شد؟
من اگه مُردم نکنه نیای.
اوج غم اونجاست که توی جمع از یکی صحبت می‌کنن، که تو دیگه نداریش.
پیشِ او دفن کنیدم که مگر زلزله‌ای،
بعد صد قرن، در آغوش کشانَد ما را.
شبِ همه‌ی ما یکی بود،
اما تاریکی‌هایمان فرق داشت.