Chk Chk !
1 subscriber
57 photos
62 files
119 links
Mi Mi Me
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب‌های بی‌خوابی، بهترین فرصت‌ها برای حرف زدن‌های طولانیه. جیمین و جونگکوک کنار هم روی مبل نشستن. نور کم‌رنگ لامپ‌های اتاق، صورتشون رو روشن کرده.

"یادته وقتی اولین بار همدیگه رو دیدیم؟"
جیمین با لبخند می‌گه و چشم‌هاش یه لحظه برق می‌زنن.
جونگکوک سری تکون می‌ده و می‌خنده: "تو هیچی نمی‌گفتی، فقط با اون چشم‌ها همه رو جلب می‌کردی."

جیمین می‌خنده. "من هیچ‌وقت نمی‌گفتم، چون همیشه تو حرف‌ها رو می‌زدی!"
جونگکوک به شوخی می‌گه: "آره، ولی می‌دونستی همیشه کنارم خواهی بود."

سکوت کوتاهی می‌شه، هر دو به فکر می‌افتن. بعد جیمین به ارامی می‌گه:
"هر چی گذشته، می‌دونم همیشه اینجا هستی، همین‌طور که من همیشه هستم."

جونگکوک با لبخند پاسخ می‌ده: "هیچ وقت از هم دور نمی‌افتیم. حتی اگه راه‌ها متفاوت بشه."
Chk Chk !
Photo
جیمین دستش رو آروم روی دست جونگکوک می‌ذاره. انگار با همین لمس ساده، هزار حرف ناگفته بین‌شون رد و بدل می‌شه.
جونگکوک نگاهی به دست جیمین می‌اندازه، بعد سرش رو تکیه می‌ده به شونه‌ی جیمین و آروم می‌گه:

"بعضی وقتا فکر می‌کنم چقدر خوش‌شانس بودم که توی اون مسیر افتادم، مسیری که تو تهش بودی."

جیمین با صدای آرومی می‌خنده، دستش رو روی موهای جونگکوک می‌کشه و زمزمه می‌کنه: "منم خوش‌شانس بودم که پیدات کردم... درست زمانی که بیشتر از هر وقت دیگه‌ای بهت نیاز داشتم."

لحظه‌ای طولانی در سکوت می‌گذرونن؛ سکوتی که نه سنگینه و نه غمگین، بلکه از جنس آرامشه.
بیرون پنجره، شب آرام آرام بیدار می‌مونه، و داخل اتاق، فقط صدای نفس‌های آرومشون شنیده می‌شه.

بعد از چند دقیقه، جونگکوک زمزمه می‌کنه: "قول بده... حتی اگه همه چیز تغییر کرد، باز هم همینجوری کنارم بمونی."

جیمین لبخندی پر از اطمینان می‌زنه و با صدای محکمی می‌گه: "قول می‌دم. همیشه."

جونگکوک چشماش رو می‌بنده و انگار همه‌ی نگرانی‌های دنیا رو پشت سر می‌ذاره. توی اون لحظه، فقط اونا دوتا بودن. فقط اونا و قولی که به هم داده بودن.
🆒2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM