غارت
2 subscribers
6 photos
1 link
Download Telegram
Channel created
Channel name was changed to «غارت»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👻1
غارت
Photo
زابیرا زیزی
درواقع هیچوقت به سرپرستی گرفته نشد
والدینی نداشت و تنهایی به راه خودش ادامه داد.
اون همیشه توسط‌ بقیه کابوس ها بولی و اذیت میشد.
یه روز به این فکر کرد اگه کابوس شه قدرت و کنترل دست اونه اولش همه چیز خوب بود، حالا کسی شده بود که خودش بقیه رو اذیت میکرد
چه انسان ها چه بقیه رویا یا کابوس های دیگه
ولی طول نکشید از این کار خسته شد چون اصلا به روحیاتش نمیخرد.
وقتی رویا های دیگه رو دید که چه دنیای شیرینی دارن حسرت خرد
تا این که با یه سازمان اشنا شد که کوچولو های بی سرپرست یا بد سرپرست جمع میکردن و به افراد درست میدادن تا بچه ها زندگی راحت تری داشته باشن با اینده ای که میخوان.
زیزی خودش یتیم بود و تو حسرت داشتن خونواده، به سازمان پیوست و همون اوایل از کابوس به رویا تغییر کرد و الان سالهاست داره از بچه کوچولو ها مراقبت میکنه.
در خواب انسان ها:
معمولا سراغ بچه های کوچیک و تنها میره تمام مدت خوابشون کنارشون میمونه تا بیدار شن.
اجازه نمیده بچه ها مدت زیادی تو کابوس ها و تنهایی بمونن و عملا مثل والد مهربون عمل میکنه.
معمولا تو خواب:بچه های یتیم، بد سرپرست ادما هایی که حس دور افتادگی و تنهایی دارن، کسایی که امید ندارن و صدای تو سر کسایی میشه که به اخر خط رسیدن.
بهشون امید میده، راه براشون روشن میکنه و اجازه میده راه پیدا کنن.
علایق:
اروم کردن خواب و افکار سرباز های داخل جنگ، موسیقی های اروم و کلاسیک، کتاب، قهوه، تماشای ستاره ها، گشت گزار تو خواب بچه های کوچیک و مراقبت از عزیزان و بچه هایی که تحت سرپرستی اون و پارتنر ش هستن.
به علت مدیریت خوبش تو شرایط دشوار الان یکی از مدیران اون سازمان
چند فکت از زیزی:
خیلی حرف نمیزنه، عاشق شعر و لالایی، وقتی استرس میگیره لالایی میخونه، نقاشی میکشه و وقتایی که ازاده معمولا داره اعضای اکیپ میکشه یا روی ایده های جدید مدیریتی برای بهتر کردن خدمت به کودکان تو دنیا رویا کار میکنه، همیشه سعی میکنه اروم باشه و از خشونت استفاده نکنه. هرروز سر تایم مشخصی میتونید اونو ببینید که اروم نشسته و همراه پارتنرش bat از قهوش لذت میبره.
معمولا قهوه ش باید کمی شیرین باشه با خامه روش به همراه تکه شکلات تلخ و کتاباش که معمولا درباره کنترل خشم، مدیریت، اشپزی و هنر از ابتدای تاریخ انسان ها تا به الان، عاشق گفتمان های فلسفی، شنوده خوبیه، با انسان های زخمی خوب رفتار میکنه همدلی نسبتا قابل توجهی داره با کابوس یا رویا های دیگه.
اون میتونه خیلی خوب از رنگ ها استفاده کنه.
اون و پارتنرش کوچولو های زیادی به فرزندی قبول کردن و ازشون مراقبت میکنن.
اون گذشته خودش پشت سر گذاشته و کسایی که ازارش میدادن بخشیده.
با همه خوبه تا وقتی که به دیگران اسیبی نزنن.
همیشه یه شنل داره که دورش، اون شنلیه که یه بار یه رویا بهش داد، اون رویا کمکش کرد خیلی تو تاریکی فرو نره و یادش باشه هروقت گم شد راه برگشت هست. درواقع مشه گفت یه نوع گل. هنوز یکم از کابوس های خطرناک میترسه.
#moony
👻1
👻1
غارت
Photo
بَت
میشه گفت واقعا رو روح و روان تاثیر میزاره.
والدینش هردو کابوس بودن، و البته که خیلی با بت رفتار خوبی نداشتن و مدام اونو مجبور به کار هایی میکردن که نمیخواد.
پس بت وقتی به سن خاصی رسید خونه رو ترک کرد.
اولش میخواست رویا بشه ولی وقتی دید نمیتونه تصمیم گرفت خطرناک ترین کابوس بشه از پدر و مادرش هم خطرناک تر و بهتر.
اولش حالت مزدور بود از کابوس های دیگه پول میگرفت و تو دنیا رویا کاراشون انجام میداد ولی بعد یه مدت خسته شد و رفت سراغ شیرینی پزی ولی نتونست دوام بیاره چون واقعا اشپز افتضاحیه و حوصله کار خونه نداره.
کم کم داشت از بیکاری دیوانه میشد که سازمان
پیداش کرد، بهش پیشنهاد کار داد و اونم با شک قبول کرد.
در ازاش پول زیادی هم گرفت.
راستش اون گاهی واقعا حوصله بچه نداره.
بعد این که کار قبول کرد اون و پارتنرش اولین بچه رو به فرزندی گرفتن.
اولش از بچه مطمعن نبود، نمیدونست مادر خوبی میشه یا نه ولی زیزی همیشه پشتش بود و هواش داشت و این تاثیر زیادی رو روحیش گذاشت.
کم کم از بچه ها خوشش اومد و بیشتر قبول کرد.
در رویای انسان ها:
اولش براش مهم نبود، گاهی خیلی خشن کار میکرد حتی با بچه های کوچیک ولی از وقتی بچه دار شد دیگه هیچوقت سمت بچه ها، افراد سن دار و افراد شکسته نرفت.
بجاش از اون موقع سراغ کسایی میره که بقیه ادما رو اذیت میکنن خصوصا بچه ها.
مثل والدینی یا سرپرست های بد، بچه دزد ها، افرادی که ازنظرش فاسدن و...
و اینم بگم اون گاهی تا سر حد مرگ روی افکار و خواب های این افراد تاثیر میزاره محض فان.
علایق:
موسیقی سنگین، قهوه تلخ، کتاب های فلسفی، ولگردی تو افکار مردم، لم دادن و استراحت.
چند فکت:
اون بین خفاش و موش، بال داره، از رنگ سبز متنفر، از بچه ها و نوجوانان شر متنفر و محض فان اذیتشون میکنه، از چای متنفر، موسیقی کلاسیک و اروم فقط اگه با زیزی باشه و زیزی انتخاب کنه گوش میده، از هوای افتابی متنفر ، اشپز خوبی نیست و از کار خونه بدش میاد، بیشتر وقتا بیرون خونس، خونواده براش دراولویت. درباره چشمش از اول همینطور بوده یادش نمیاد چه بلایی سرش اومده.
#moony
غارت
Photo
بَت و زیزی
تو کار باهم اشنا شدن.
زیزی شیفته سرسختی بت شد
ولی از طرفی هیچوقت نتونست با خشونت اون کنار بیاد.
بت اما در اول از زیزی خوشش نمیومد.
نمیتونست وجود یه رویا رو کنار خودش تحمل کنه.
از همه روشی برای دور نگه داشتنش استفاده کرد.
فکر میکرد زیزی خیلی لوس و زیادی شیرین، تا این که زیزی گذشته خودش براش تعریف کرد
و بت تازه فهمید زیزی واقعا چیه و کیه.
ولی هنوزم ازش خوشش نمیومد صرفا کمتر میرنجوندش.
زیزی در اول میخواست خشم بت اروم کنه
ولی کم کم فهمید ازش خوشش میاد.
بیشتر بهش کمک میکرد، بیشتر باهاش ماموریت میرفت، براش غذا میاورد و مراقبش بود.
بت هم متوجه شد و قسمت جالبش اینه اونم از زیزی خوشش میومد.
حس میکرد چیزی داره که تو بچگی نداشت، یه حامی که همه جوره پشتت حتی اگه پر نقص باشی.
کم کم بیشتر باهم وقت گذروندن، بیشتر حرف زدن وبعد مدت طولانی گفتن بهتره زوج شن نه فقط زوج کاری.
و بعد اولین بچه رو به فرزندی گرفتن.
زیزی قلب خونواده و بت محافظ.
هردو همه جوره هوای خودشون و بچه هارو دارن و خونواده در اولویت براشون. اگه بت عصبی شه زیزی ارومش میکنه اگه زیزی تو دردسر بیفته بت سپر بلاش میشه، هردو بعد زوج شدن و اشنایی کامل هم دیگه هر حرکت و حرف همو جدی میگیرن و همیشه پشت هم و بچه ها و اعضای سازمان که حالای دوستای همدیگن هستن.
#moony
( اعضای سازمان هم قراره تو چالش باشن اینا یه اکیپن که میمیکشون)
بتونم محتوای بیشتر میدم
غارت pinned a photo
ولی اینا خیلی نپخته و خامن از نظر استوری و شخص...
He's My Man (The Anniversary)
Luvcat & John Cooper Clarke
«وایبی که بت و زیزی بهم میدن»
KLYN (Super Slowed)
WARMANE Habazane viralune TRXSHBXY
«وایبی که زیزی بهم میدن»