Forwarded from 365روزبدونِتو
روز 235
تو برای من همون باریکهی سیگاری هستی که از کنجکاوی امتحانش کردم ولی وابستهش شدم
تو برای من همون باریکهی سیگاری هستی که از کنجکاوی امتحانش کردم ولی وابستهش شدم
Forwarded from 365روزبدونِتو
روز 236
گفتی بارون رو دوست داری،
ولی وقتی بارون بارید چترتو وا کردی
گفتی خورشیدو دوست داری،
ولی موقع آفتاب دنبال سایه میگشتی
گفتی وزیدن باد رو دوست داری،
ولی وقتی باد اومد پنجرهرو بستی
-برای همینه وقتی میگی دوستت دارم نمیتونم حرفتو باور کنم..
گفتی بارون رو دوست داری،
ولی وقتی بارون بارید چترتو وا کردی
گفتی خورشیدو دوست داری،
ولی موقع آفتاب دنبال سایه میگشتی
گفتی وزیدن باد رو دوست داری،
ولی وقتی باد اومد پنجرهرو بستی
-برای همینه وقتی میگی دوستت دارم نمیتونم حرفتو باور کنم..
Forwarded from 365روزبدونِتو
روز 237
کاشبدونیدوستداشتنتخورشیدنیستکهلحظهایبیایدبره،
ستارهنیستکهشبیپرشورباشده وشبیبیفروغ،ماهنیستکهیکشبباشه ویکشبنباشه،باراننیستکهگاهیشدتبگیره
وگاهینمنمبباره..مثلنفسمیمونه..همیشهبامنه..
کاشبدونیدوستداشتنتخورشیدنیستکهلحظهایبیایدبره،
ستارهنیستکهشبیپرشورباشده وشبیبیفروغ،ماهنیستکهیکشبباشه ویکشبنباشه،باراننیستکهگاهیشدتبگیره
وگاهینمنمبباره..مثلنفسمیمونه..همیشهبامنه..
مامان کاش متوجه شی من با دلقک نرفتم تو رابطه که دلیل لبخندم حرفای اون باشه
این خندههام بخاطر دوستای دلقکمه🙏🏻
این خندههام بخاطر دوستای دلقکمه🙏🏻
Forwarded from 365روزبدونِتو
روز 238
"یادت که نمیره مگه نه؟"
مگه میشه اون لمس ها، نگاه ها، حس ها رو از یاد ببری ..
"یادت که نمیره مگه نه؟"
مگه میشه اون لمس ها، نگاه ها، حس ها رو از یاد ببری ..
بابای من هنوز بعد 30 سال زندگی با مامانم لاس میزنه بعد پسر مردم فکر میکنه با یه هفته میتونه کارو جمع کنه، بیدارشو بابا
Forwarded from 365روزبدونِتو
روز 239
آسان میرود آن کسی که با چنگ و دندان پایبندش میکنی
آسان میرود آن کسی که با چنگ و دندان پایبندش میکنی
Forwarded from 365روزبدونِتو
روز 240
نگاهی به سیگار بین انگشتهاش انداخت، بدون کامگرفتن ازش درحال سوختن بود و خاکستر سبک بهسختی خودش رو نگه داشته بود تا نریزه
درست مثل اون، میسوخت و خاکستر میشد و نمیخواست ذرههای سوختهاش بریزه و از بین بره .
نگاهی به سیگار بین انگشتهاش انداخت، بدون کامگرفتن ازش درحال سوختن بود و خاکستر سبک بهسختی خودش رو نگه داشته بود تا نریزه
درست مثل اون، میسوخت و خاکستر میشد و نمیخواست ذرههای سوختهاش بریزه و از بین بره .