Forwarded from 365روزبدونِتو
روز 229
جدایی خیلی پدیدهی عجیبیه
یکی هست، هست، هست، هست بعد یهو یجوری نیست انگار هیچوقت نبوده.
یجوری همچی عادیِ انگار همش یه رویا بوده.
انگار یه لحظه تو خیابون شونهم خورده به شونهاش، عذرخواهی و تمام.
جدایی خیلی پدیدهی عجیبیه
یکی هست، هست، هست، هست بعد یهو یجوری نیست انگار هیچوقت نبوده.
یجوری همچی عادیِ انگار همش یه رویا بوده.
انگار یه لحظه تو خیابون شونهم خورده به شونهاش، عذرخواهی و تمام.
Forwarded from 365روزبدونِتو
روز 230
نه تنها منو تو ما نشدیم،
بلکه نصف منم از بین رفت
نه تنها منو تو ما نشدیم،
بلکه نصف منم از بین رفت
Forwarded from 365روزبدونِتو
روز 231
تو در میانِ ازدحام خیابان بودی، اما من تنها در انزوای خویش، سالها خیره به چشمانی بودم که عبور کردند و مرا ندیدند
تو در میانِ ازدحام خیابان بودی، اما من تنها در انزوای خویش، سالها خیره به چشمانی بودم که عبور کردند و مرا ندیدند
Forwarded from 365روزبدونِتو
روز 232
توی مسیری منو تنها گذاشتی که
کل مسیرو بخاطرِ خود تو اومده بودم
توی مسیری منو تنها گذاشتی که
کل مسیرو بخاطرِ خود تو اومده بودم
Forwarded from 365روزبدونِتو
روز 233
تو هیچوقت نفهمیدی که من چقدر میخواستم باهم بمونیم
ولی هردومون تقاص گناه بقیه رو پس دادیم .
تو هیچوقت نفهمیدی که من چقدر میخواستم باهم بمونیم
ولی هردومون تقاص گناه بقیه رو پس دادیم .
من پسر خوش استایل نمیخوام، من یه دلقک عین خودم میخوام که هر دو دقیقه یبار تلاش کنیم دیگه جدی باشیم و نتونیم.
Forwarded from 365روزبدونِتو
روز 234
تو دقیقا برام زمان بودی؛
کسی بودی که اومدی درمانم بشی
تو روحمو درمان کردی
تو عاشقی کردنو بهم یاد دادی
و تو باعث شدی که دوباره معنی زنده بودن رو بفهمم،
ولی یه جا همهی این هارو باهم از من گرفتی ..
تو دقیقا برام زمان بودی؛
کسی بودی که اومدی درمانم بشی
تو روحمو درمان کردی
تو عاشقی کردنو بهم یاد دادی
و تو باعث شدی که دوباره معنی زنده بودن رو بفهمم،
ولی یه جا همهی این هارو باهم از من گرفتی ..