گفتم “باید عادت کنم به وجود این شکاف های حاصل از شکستنهای پیاپی.” گفت “تو بنده عادتی. به غمت بدعادت نشو.” دست بردم بین موهایم و یک نفس عمیق کشیدم. به صندلی تکیه دادم و آرام گفتم “باید سعی کنم با آن ها مشکلی نداشته باشم چون دیگر بخشی از وجود من شده اند. و خب حالا هم باید به خودِ جدیدم با همهی ترکها و شکافهایش، عادت کنم..”
❤🔥2