تو اونقدر عزیز هستی که بخوام برای سالهای زیاد نگهت دارم و طوری در کنارت زندگی کنم که انگار آخرین روزیِ که زنده ام
❤🔥4
بعدها هرچه جلوتر رفتم جزئیاتی از حضورش را مثل کاراگاههای پزشکقانونی توی ذهنم جمعآوری کردم.جای دقیق خال روی بازویش،ریز شدن چشمهاش وقت لبخند،مدل کره مالیدنش روی نان تست.”تمنایم برای این که به من توجه نشان دهد،به من یاد داد که عشق چیزیست که،ما کنترلی بر آن نداریم
❤🔥2