-من از زنایی ک رژ تیره میزنن میترسم
+میترسی چون عاشق رنگ تیره ای
بایدم بترسی
چون چشم ب هم بزنی عاشق من میشی
+میترسی چون عاشق رنگ تیره ای
بایدم بترسی
چون چشم ب هم بزنی عاشق من میشی
Forwarded from برنامه ناشناس
درود!
میدونی. خیلی خیلی دوست دارم
با اینکه تو حتی منو نمیشناسی
منم خیلی راجبت نمیدونم
ولی پیش خودم باهات دوستم
باهات کتاب میخونم
باهات قهوه ی تلخ مورد علاقمو میخورم
اهنگای مورد علاقمو برات میذارم تا باهم تو هوای مِه گرفته و بارون نم نم قدم بزنیمو گوش بدیم
گاهی باهات دردو دل میکنم و خوشحالم که حرفامو به کسی نمیزنی و پیش خودمون میمونه
وقتایی ک میترستم و راجب خودم و زندگیم نگرانم بازم تو پناهمی تا فقط اروم شم
شبانه ساعت 3با رِنو پی کِی کِرِمیم میام سراغت و تا خود صبح توی شهر ک خالیه ماشین سواری میکنیم و اهنگ گوش میدیم
و از دوستی با تو لذت میبرم
و بخاطر خودت با تمام عیب هات دوست دارم.
درود!
میدونی. خیلی خیلی دوست دارم
با اینکه تو حتی منو نمیشناسی
منم خیلی راجبت نمیدونم
ولی پیش خودم باهات دوستم
باهات کتاب میخونم
باهات قهوه ی تلخ مورد علاقمو میخورم
اهنگای مورد علاقمو برات میذارم تا باهم تو هوای مِه گرفته و بارون نم نم قدم بزنیمو گوش بدیم
گاهی باهات دردو دل میکنم و خوشحالم که حرفامو به کسی نمیزنی و پیش خودمون میمونه
وقتایی ک میترستم و راجب خودم و زندگیم نگرانم بازم تو پناهمی تا فقط اروم شم
شبانه ساعت 3با رِنو پی کِی کِرِمیم میام سراغت و تا خود صبح توی شهر ک خالیه ماشین سواری میکنیم و اهنگ گوش میدیم
و از دوستی با تو لذت میبرم
و بخاطر خودت با تمام عیب هات دوست دارم.
Forwarded from برنامه ناشناس
ی دیالوگ دیدم گفته بود ک
چجور میتونی به احساساتت اطمینان کنی وقتی به راحتی ناپدید میشن
ی دیالوگ دیدم گفته بود ک
چجور میتونی به احساساتت اطمینان کنی وقتی به راحتی ناپدید میشن
Forwarded from برنامه ناشناس
فالوو چندین و چند ساله از وقتی تو لایکی فعال بودی و پیجت رو نفروخته بودی و مادر بزرگت فوت نشده بود و خیلی کوچیک تر بودی ، من اسمم فاطمهس و ۱۵ سالمه و شیراز هستم خب نمیشناسی... ولی ی بار ی خاطره تعریف کردی از معلم ریاضیت و... ، درضمن من همیشه تو برام جالب بودی و خیلی دربارت کنجکاوم ببخشید فوضولی کردم
فالوو چندین و چند ساله از وقتی تو لایکی فعال بودی و پیجت رو نفروخته بودی و مادر بزرگت فوت نشده بود و خیلی کوچیک تر بودی ، من اسمم فاطمهس و ۱۵ سالمه و شیراز هستم خب نمیشناسی... ولی ی بار ی خاطره تعریف کردی از معلم ریاضیت و... ، درضمن من همیشه تو برام جالب بودی و خیلی دربارت کنجکاوم ببخشید فوضولی کردم