𝐌𝐎𝐎𝐍𝐒𝐇𝐄𝐋𝐋
658 subscribers
1.14K photos
76 videos
58 links
Download Telegram
روایت‌ دستها
واقعا بدون قهوه نمیتونم زندگی کنم
و قهوم تموم شده
-من از زنایی ک رژ تیره میزنن میترسم
+میترسی چون عاشق رنگ تیره ای
بایدم بترسی
چون چشم ب هم بزنی عاشق من میشی
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
درود!
میدونی. خیلی خیلی دوست دارم
با اینکه تو حتی منو نمیشناسی
منم خیلی راجبت نمیدونم
ولی پیش خودم باهات دوستم
باهات کتاب میخونم
باهات قهوه ی تلخ مورد علاقمو میخورم
اهنگای مورد علاقمو برات میذارم تا باهم تو هوای مِه گرفته و بارون نم نم قدم بزنیمو گوش بدیم
گاهی باهات دردو دل میکنم و خوشحالم که حرفامو به کسی نمیزنی و پیش خودمون میمونه
وقتایی ک میترستم و راجب خودم و زندگیم نگرانم بازم تو پناهمی تا فقط اروم شم
شبانه ساعت 3با رِنو پی کِی کِرِمیم میام سراغت و تا خود صبح توی شهر ک خالیه ماشین سواری میکنیم و اهنگ گوش میدیم
و از دوستی با تو لذت میبرم
و بخاطر خودت با تمام عیب هات دوست دارم.
Where am I supposed to be?My escape is you,my suicide is you
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
ی دیالوگ دیدم گفته بود ک
چجور میتونی به احساساتت اطمینان کنی وقتی به راحتی ناپدید میشن
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
فالوو چندین و چند ساله از وقتی تو لایکی فعال بودی و پیجت رو نفروخته بودی و مادر بزرگت فوت نشده بود و خیلی کوچیک تر بودی ، من اسمم فاطمه‌س و ۱۵ سالمه و شیراز هستم خب نمیشناسی... ولی ی بار ی خاطره تعریف کردی از معلم ریاضیت و... ، درضمن من همیشه تو برام جالب بودی و خیلی دربارت کنجکاوم ببخشید فوضولی کردم
وای من خیلی دوستتون دارم
همیشه فکرمیکردم از دست دادنِ عزیز بعدها عادی میشه،اما نه،فقط زمان گذشته و تو دلتنگ‌تر