آه عزیزم من میخواستم زنده بمونی ولی تصور بوی خونت از مغزم بیرون نمیرفت
ازت خواهش میکنم قضاوتم نکن اون چاقو تو دستم سنگینی می کرد همین
ازت خواهش میکنم قضاوتم نکن اون چاقو تو دستم سنگینی می کرد همین
❤🔥4💘2
دفتر خاطرات هنرستانتو دیدم صدف،
دلم برات تنگ شده
الان بزرگتر از قبل شدی و معنی صبرو بیشتر درک میکنی
نسبت به مسائلِ غیرخودی بی اعتناتر شدی
اما هنوز جزئینگر و حساسی
هنوز یسری حرفا میتونه اذیتت کنه
دیگه خیلی کمتر سرتقی و برعکس ترسو هم شدی،
ترسو شدی چون فهمیدی از دست دادن یعنی چی،
از دست دادن عزیز،
از دست دادن وقت
از دست دادن عشق و مهربونی،
فهمیدی نفرت و سیاهی توی قلب هیچ کمکی نمیکنه و ذره ذره تورو میخوره،
بزرگ شدی
دلم برات تنگ شده
الان بزرگتر از قبل شدی و معنی صبرو بیشتر درک میکنی
نسبت به مسائلِ غیرخودی بی اعتناتر شدی
اما هنوز جزئینگر و حساسی
هنوز یسری حرفا میتونه اذیتت کنه
دیگه خیلی کمتر سرتقی و برعکس ترسو هم شدی،
ترسو شدی چون فهمیدی از دست دادن یعنی چی،
از دست دادن عزیز،
از دست دادن وقت
از دست دادن عشق و مهربونی،
فهمیدی نفرت و سیاهی توی قلب هیچ کمکی نمیکنه و ذره ذره تورو میخوره،
بزرگ شدی
❤🔥8
من فکر میکنم چیزهای شکسته زیباییِ غمانگیزی دارن.بعد از سالها قصه و پیروزی و تراژدیای که درونشون تزریق شده، میتونن خیلی رمانتیکتر از چیزهای جدیدی باشن که تا حالا زندگی نکردن
Anne
Anne
💘6❤🔥2