از جان عزیزترم
در شهریم که با تو برایم غریب نیست
اما دیشب را بی تو در غربت گذراندهام
سهم من از عشق
گوشه ی سرد و تاریکی از این دنیاست
که با یاد تو گرم و روشن مانده است
کاری کن که باور کنم انتظار خود عشق است
آشکارا نهان کنم تا چند، دوست میدارمت با بانگ بلند
در شهریم که با تو برایم غریب نیست
اما دیشب را بی تو در غربت گذراندهام
سهم من از عشق
گوشه ی سرد و تاریکی از این دنیاست
که با یاد تو گرم و روشن مانده است
کاری کن که باور کنم انتظار خود عشق است
آشکارا نهان کنم تا چند، دوست میدارمت با بانگ بلند
‘نمیدونیم اصلا کجاییم فردا بدهکاره به ما دنیا یه چندجا
اسمامون رو شنای ساحل چه زود پاک شدن با موجای دریا
اسمامون رو شنای ساحل چه زود پاک شدن با موجای دریا
میل به دوست داشته شدن، آخرین توهم است،
رهایش کن و آزاد باش.
مارگارت اتوود
رهایش کن و آزاد باش.
مارگارت اتوود
❤🔥7💘2
Salam
Sattar
مرا دیوانه میخواهی ز خود بیگانه می خواهی
مرا دلباخته چون مجنون ز من افسانه می خواهی
شدم بیگانه با هستی زخود بیخود تر از مستی
نگاهم کن نگاهم کن شدم هر آنچه می خواستی
مرا دلباخته چون مجنون ز من افسانه می خواهی
شدم بیگانه با هستی زخود بیخود تر از مستی
نگاهم کن نگاهم کن شدم هر آنچه می خواستی
🍓2❤🔥1
وقتی می کوشیم از آنچه هستیم، بهتر باشیم،همه چیز پیرامون ما نیز بهتر می شود.
❤🔥3💘1